مقاله خوب آقاي ميرسپاسي
در فمينيست اسكول
مرد بلغاري زنش را با« بز »عوض كرد!
این مرد بلغار که از سومین ازدواجش هم رضایتنمد نبود زنش را در قبال یک بز به دوستش فروخت!
سينماي زنان خياباني !
ميركريمي: سينماي ما به زنان خياباني بيش از زنان خانهدار پرداخته است
همايش غذاي حلال !!!
جلالخالق....گردش مالی تجارت غذای حلال در سال 2006 در جهان اسلام 150 میلیارد دلار اعلام شده !
آخي! دلم براي آقاغلامحسين سوخت.
در نامهاي به رييسجمهور:
غلامحسين الهام براي كنارهگيري از مسئوليتهاي دولتي اعلام آمادگي كرد
پسراحمدينژاد و دختر رحيممشايي
ايشالا مباركش باد : ) داشته باشيد آرزوي سايت الف را براي بقيه جوانان ايراني !
چنين گفت امامجمعه مشهد !
يادداشت آقاي ابطحي
آقا ممباقر «شهر زنان » ميسازند!
جاي شهرنوش پارسيپور خالي : )
جمله حكيمانه !
...
باز هم آقاي آلن دوستداشتني
روشهاي نا فرماني مدني از نگاه وودي آلن
ده سوال از وودي آلن
وودي خان : من درحقیقت یک آدم خیلی معمولی هستم. ده سال است که یک زن دارم ودوبچه که بسیار دوستشان دارم. من فکرمی کنم آنقدرنقش آدم های عصبی یا فرهیخته یا روشنفکررا خوب بازی کرده ام که مردم گمان می کنند درزندگی واقعی نیز چنین هستم! (اما) درخانه در واقع یک آبجو خور تلویزیون نگاه کن تی شرت پوش هستم نه کسی که توی نخ کی یرکه گارد واسپینوزاست!
600امضا در اعتراض به بازداشت خديجه مقدم
انتظار و خواست ما اين است: "هر چه زودتر به بازداشت غيرقانوني خدیجه مقدم، این بانوی خير، نيك انديش، برابری خواه، صلح طلب و كنشگر جامعه مدنی ایران خاتمه دهید".
اولين فيلم بلند سوسن خانم
سوسن تسلیمی سالهاست که در سوئد اقامت دارد و بهکار تئاتر و سینما ادامه میدهد. یکشنبهشب گذشته، ششم آوریل (هجدهم فروردین) فیلم بلند داستانیاش «خانهی جهنمی» پایانبخش ششمین فستیوال بینالمللی «سینمای ایران در تبعید» بود
نمايشگاه كتاب ايراني يا عربي؟
اين يادداشتي است كه براي روزنامه نوشتم.
يك عكس زيبا
متن زياد جذبم نكرد اما پرندههاي اين عكس زيبايي محضاند.
خواندنيهايي درباره رژلب
نظر آقايان درباره رژلب استفاده كردن خانمها، تاريخچه رژلب و مضرات احتمالي آن !
برندگان پوليتزر2008
«خلاصهي زندگي اعجابانگيز اسكار وائو» نوشتهي "جونت دياز" به عنوان بهترين اثر شناخته شد.
اينترنت ذوب ميشود
!!!!! واقعا كه بيظرفيتيد : )
« تن » هم يك كالاي مصرفي است
در پاساژها نه «تن» تابوست و نه «روان» تابوست. «مصرف» تنها تابوى موجود و مقبول است. همه چيز مصرف شدنى است. همه چيز مصرف كردنى است. مصرف اصل پايدار پاساژهاست. آدمها در پاساژها و براى پاساژها زندگى مىكنند. پس، از تن و روانشان خرج مىكنند. تن و روان تابع اصل مصرف است نه برعكس. در حاكميت اين اصل نابرابرى جنسى و نابرابرى سنى وجود ندارد. زندگى همه از هنگام تولد حتى پيش از تولد و تا قبل از بازنشستگى (كه مساوى مرگ و نيستى و نديدن و نخواستن و به حساب نيامدن است) تابع همين اصل است. اصل پايدار مصرف بر بنيان لذت آنى است. لذت مصرفِ آنى و لذت داشتن آنى، معناى زندگى است. آن كه از اين لذت آنى محروم مىشود و محروم مىماند، دچار تشويش روان و آشفتگى زندگى مىشود. بخش عمدهاى از آشفتگىهاى زندگىهاى امروزى به خاطر همين محروميت از مصرف است.
پروژه آماده شدن براي سكس !
اين پست ، حرفهاي خوبي دارد به نظرم و اشارهاش به اينكه زنان چقدر دردسر دارند براي آماده شدن براي سكس و اشارهاش به اينكه مردان چنين زماني را صرف نميكنند و چنين دردسرهايي را ندارند - يا حاضر نيستند اين دردسرها را به جان بخرند ؟ - برايم جالب بود.
دنياي تلخي دارند زنان زيبا
يك شعر خيلي خيلي ناب...يك شعر خيلي خيلي خوب...يك شعر خيلي خيلي درجه يك.
