« برای بچه‌های شوش که هر روز گم می‌شوند! صفحه اصلی دیالوگ‌های تاکسی - یک »

November 13, 2009

...

راه ما همان‌طور كه در سياست به كشتارهاي دسته‌جمعي رسيده‌ است
در تئاتر هم به كمدي مي‌رسد.

فردريش دورنمات


Comments

همان ... عنوان نوشته فکر کنم گویا تر از هر حرف دیگری باشد

نمیشه چیزی گفت

سلام بانو
چه عجب بعد از این همه پست، فرصت کامنت نوشتن دادی
.

فهيمه : عزيزم سلام.من كه اغلب كامنت‌‌ها رو باز مي‌گذارم.به هر حال ببخشيد اگر گاهي خواستيد كامنت بگذاريد و نشده .

با درود
قبل از هر چیز از اینکه زنده اید و زندگی می کنید و با سخت کوشی می نویسید بسیار خرسندم. مثل همیشه قشنگ می نویسید. با اراده و محکم و مطالبت را با دقت می خوانم. خیلی خوشحالم و امیدوارم مثل قدیم ها فرصت دیدار داشته باشیم

فهیمه : آقای سوادکوهی ممنون از کامنت شما و امیدوارم شما هم حتی المقدور خوب باشید.خوشحالم که پس از مدت ها خبری ازتون دارم و مرسی که نوشته های منو می خونید.

و راه من راه قبیله ای است که سالهاست گم شده است
شاید سی سال و شاید هم بیشتر از هزار و چهارصد سال
و در این سالهاراه ما ولی به جایی نرسید
این روزها همه میگویند راه ما سبز شده است
و انتهایش روشن است
آنقدر که از صورت امام زمان هم روشنتر
از هاله مقدس مترسک هم روشنتر

بانوی شرقی، سبز باشی و سبز

آب را از سرچشمه باید بست

"به یاد پدر بزرگ"

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)