« چهارگانه
صفحه اصلی
شعر تازه : سقوط »
پارتی بازی
دارم پروندهای آماده میکنم و گزارشی مینویسم دربارهی پارتیبازی.فکر کردم حالا یک جستوجویی هم در گوگل بکنم و ببینم دیگران چه تجربههایی از پارتیبازی داشتهاند.اما این موضوع وقتی جالب شد که متوجه شدم واژهی پارتیبازی فیلتر است!! باورتان میشود؟
واژهی پارتیبازی فیلتر است، احتمالا به خاطر یکی از اجزای تشکیلدهندهاش که همانا واژهی پارتی باشد!!
چون با بازی که فکر نکنم حضرات مشکل مشخصی داشته باشند؛ پس احتمالا مشکل همین پارتی است دیگر.بعد تازه شما فکرش را بکنید؛ پارتی خالی هم نه، پارتی همراه با بازی ! خب دیگر میشود قوز بالا قوز...یعنی شما هم چشم ما را دور ببینید و بروید پارتی و هم تازه توی پارتی بازی هم بکنید؟! علاوه بر این مثل روز روشن است که جنابعالی در پارتی چهجور بازیهایی خواهید کرد.بالاخره توی پارتی که الک دولک بازی نمیکنند...اصلا بازیای که توی پارتی انجام شود که اسمش دیگر بازی نیست؛ اسمش چیز دیگری است که اصول اخلاقی این وبلاگ دست و پای ما را بسته و شرمنده، نمیتوانم بگویم.
القصه؛ بههوش باشید که پارتیبازی در این سرزمین ممنوع نیست؛ فیلتر است.آن هم نه به خاطر پارتیبازی، به خاطر پارتی و بدتر از آن بازی در پارتی!
تقاضا: ايها الخوانندگان عزيزتر از جان، تمنا ميكنم، لطف كنيد و به هر كس - از جمله به دولت و....- كه ميخواهيد بد و بيراه بگوييد، يك جوري بگوييد كه بنده بتوانم نظرتان را اينجا منتشر كنم و شرمندهي روي ماهتان نشوم.

Comments
متأسفانه در این مملکت پوشاندن حقایق امری عادی شده است و گویا دوست ندارند اصلاح کنند می خواهند اوضاع را جمع و جور کنند که به نظر نمی شود ...
فهیمه : آقایان اگر کمی فکر کنند می بییند که جمع و جور کردن اصولا از اصلاح کردن خیلی سخت تر است.به نظر بنده البته :)
عادل | November 3, 2009 02:41 PM
میگم شما هم خوب موضوعاتی رو انتخاب می کنید ها! حساس!
8))
فهیمه :)
آزاده | November 3, 2009 03:05 PM
اينجا همه چي فيلتره، خيالمون راحت باشه، اينجا هيچ مشكلي نيست خانوم. هيچ مشكلي...
Mehdi | November 3, 2009 03:46 PM
احتمالا تا چند وقت دیگر برای نفس کشیدن هم باید اجازه بگیریم.
فهيمه : يعني قربان شما الان اجازه نميگيريد؟ ما كه هر روز صبح كتبا كسب رخصت ميكنيم :)
مسعود | November 4, 2009 10:58 AM
سلام واقعا مطلب شما بی نظیر است هم به خاطر اینکه با جدیتی تمام در باره یک موضوع بسیار مهم که اپیدمی است و همیشه البته موجب جایگزین شدن حق به جای ناحق می شود و هم آرام آرام هدایت کردن همین مطلب به سوی طنزی نادر و استثنایی و خواندنی . ممنون و اما آن شعر چقدر زیباست و به دل می نشیند و یکباره اندوهی عاشقانه را به درونی ترین بخش حسی انسان می ریزد و قلب را میفشرد .
فهیمه : مرسی از این همه محبت که شما دارین آقای اقبال زاده عزیز.
شهروز اقبال زاده | November 5, 2009 06:52 PM
چه نفرت انگیز است وقتی دوستی برای کاری هرچند کوچک به من می گوید فلان سازمان و یا فلان دستگاه و یا فلان پارکینگ و یا فلان مدرسه و یا فلان صنف کاری دارم آیا آشنا ندارید؟
؟!!!!!!!!!!!!!1
فهیمه : و البته خیلی هم دردناک است دیگر...تا آشنایی نباشد کار قانونی شما راه نمی افتد.به این می گویند جایگزینی ضوابط با روابط !
,وطندوست | November 6, 2009 07:38 AM