« ديوانگي در تهران يا نگاهي به شعارهاي اين روزهاي مردم
صفحه اصلی
بیانیه میرحسین موسوی »
اين هم آخرش : احمدينژاد ماند
خب اين هم پايان بازي انتخابات : محمود احمدينژاد صندلياش را حفظ كرد.اوضاع كمي به هم ريخته است و گروههاي اصلاحطلب سر و صدا ميكنند و ستاد ميرحسين خيلي شلوغ است. اما من ميگويم بس است كه بس است.كار ديگري نميتوان كرد.اي كاش از اولش راي نميداديم.احمدينژاد رئيسجمهور ماند....گريهمون هيچ ، خنده مون هيچ ، باخته و برنده مون هيچ.
فهیمه : ببخشید که الان نمی توانم جواب کامنت های شما را بدهم و متاسفم که کامنت ها دیر منتشر شد.

Comments
صبر داشته باش عزیز. صبر. تا صبح هنوز باقیست.
neverland | June 13, 2009 02:32 AM
ای خانوم! ارزش رای دادن برای یک شهروند بسیار بسیار فراتر از آن است که چه کسی رییس جمهور میشود. دنیا همیشه یک جور نمیمونه. خودت را بگذار به جای کسی که نامزدش برنده شده است، امروز نوبت اوست، فردا نوبت شما. هیچ ورزشکاری پس از باخت نمیگه ای کاش مسابقه نمیدادم. روی حریفش را میبوسه و میگه باشه برای دفعه دیگه. اگر بازندهای نباشد برندهای هم نخواهد بود. بازنده امروز برنده فردا یا فرداهای دیگر است. پرواز را به خاطر بسپار.
هوشنگ | June 13, 2009 02:40 AM
می شه امیدوار بود که بعد از اظافه شدن آرای شهرهای بزرگ نتیجه تغییر کنه؟
لیلا | June 13, 2009 02:51 AM
تبریک میگم به خودمون که در بازی دموکراسی ولایت فقیه نقش دلقکهای سیرک رو بازی کردیم...تبریک میگم که رفتیم اون بیست سی درصد خاموش رو هم از خونه ها کشیدیم بیرون(خودم یکیش)که به احمدی نژادیسم"نه"بگوییم و رای هامون با تشعشعات هاله ای به نفع محمود مصادره شد...فکر کن شصت و چند درصد احمدی نژاد؟؟؟؟ تمام کسانی که امروز آمده بودند و رای می دادند رو نگاه میکنم همه موسوی بودند....چند نفر بی اطلاعی رو هم که می خواستند به این مردک رای بدهند رو آگاه کرده بودیم...حالا می فرمایند شصت و چند درصد احمدی؟؟؟؟ تقلب اینقدر گل درشت؟برای اینکه ولایت مطلقه قدرتش رو به همه ما دلقکها نشون بده...که حرف آخر رو همونه که میزنه ...ما بهتره نقش پیاده نظام رو جلوی کانالهای خارجی انجام بدیم فقط...
وقتی فکر میکنم چطور بازیچه شدم و شناسنامه ام رو به کثافت کشیدم دیوانه میشم...چطور اشاره ها رو نفهمیدم...وقتی دائم فرمایشات معظم له رو توی تلویزیون می گذاشتند که مبادا درگیری درست کنید و یا اینکه رییس جمهوری که انتخاب میشه مال همه ست و دیگه رقابتها و خیابانگردیها بعد از انتخابات تعطیل...یعنی زمینه سازی برای این کثافتکاری...نکردند اینقدر گل درشت تقلب نکنند...البته احتمالا احمدی و معظم له اینطور می خواهند به همه ما بع بعی های سر به راه که مخالف خوان ترین افراد فامیل را هم به پای صندوقها کشوندیم زبان درازی کنند...هی هی چه بازی خوردیم از جمهوری ملایی...چرا فکر کردیم ممکن است کمی فقط رایمان بعد از شورای نگهبان مهم باشد؟؟؟حالا تصاویر حماقتمان توی تلویزیونهای خارجی شده سند دندان شکنی برای قدرت و ابهت ملاها و رای موسوی مان شده رای به احمدی نژاد...چهار سال آینده رو هم با پادگانی تر شدن جامعه احمدی و دارو دسته ش ازمان انتقام میگیرد...
لعنت | June 13, 2009 03:16 AM
گريهمون هيچ ، خنده مون هيچ ، باخته و برنده مون هيچ.
Mehdi | June 13, 2009 09:12 AM
سلام
امیدوارم متوجه شده باشید که وسعت ایران خیلی بیشتر از پارک وی و آفریقا است.
یا علی
مهدی خانعلی زاده | June 13, 2009 09:19 AM
من برام مهمه ببینم بعدش چی میشه؟ یعنی با این حجم وسیع تقلب میتونند رییس جمهور 70 میلیون آدم بشند؟
عادل | June 13, 2009 09:37 AM
من برام مهمه ببینم بعدش چی میشه؟ یعنی با این حجم وسیع تقلب میتونند رییس جمهور 70 میلیون آدم بشند؟
عادل | June 13, 2009 09:37 AM
من برام مهمه ببینم بعدش چی میشه؟ یعنی با این حجم وسیع تقلب میتونند رییس جمهور 70 میلیون آدم بشند؟
عادل | June 13, 2009 09:40 AM
سلام ....
خوب یعنی بعدش چی میشه؟ ریاست جمهوری مادام العمر؟
وااای خدا به دادمون برس ....
عادل | June 13, 2009 09:45 AM
اگر از اول رای نمی دادیم از کجا آخرش به این ترانه غمناک می رسیدیم؟ حالم خوب نیست مثل همه آنهایی که تعدادشان را به 10 تقلیل داده اند.
لاله | June 13, 2009 10:11 AM
عزیزم قرار نیست هیچ کمپین اعتراضی صورت بگیره؟ این آقایان که این همه ادعا کردند اعتراض می کنن پس چی شد؟ قدرت آقای کروبی و هاشمی کجا رفت؟ تمام ایران می دانند که این نتیجه یک دروغ بزرگ است، دو نفر از فامیل های خودمون حوزه داشتند و گفتند اکثریت آرا با موسوی است پس چی شد؟ ایرانی های مقیم خارج که این همه شرکت کردند چی شد؟ اس ام اس ها رو قطع کردند خودمون با تلفن و ایمیل یک حرکت خودجوش راه بندازیم وگرنه به شعور ما بیش از پیش توهین شده!!!!!!!
منیره | June 13, 2009 10:49 AM
از اولش معلوم بود اینطوری میشه... بازنده اصلی، مردم بودن ...
یاد یک کاریکاتوری افتادم که دوره ی دانشجویی مون بچه ها توی نشریه زده بودن ... ملتی صف بسته بودن تا رای هاشونو توی صندوق بندازن و دستی از زیر میز، رای ها رو میریخت توی سطل آشغال!
azadeh | June 13, 2009 11:43 AM
من فكر مي كنم اگر اعتقاد واقعي داريم كه ما پيروز اصلي بوديم و اين گزارش ادامه همان وقاحت 4سال گذشته بود پس يك كار مهم ما اين بوده كه نظر خودمون رو به صورت رسمي تر به اين دولت اعلام كرديم و از قبل هم نمي خواستيم امروز جشن بگيريم بعد بريم خونه بگيم آقاي موسوي درستش كن! بايد ساز و كار ها را به كار گرفت قطعا الان آسيب پذير تر هست اين دولت مگر اينكه بخواهيمك مثله بعضي دوستان كه گويا در گير شدن با نيروهاي به اصطلاح امنيتي! من گمانم اگر اينكار را بكنيم صورت مساله را عوض كرديم كه خواست اونهاست براي سركوبي. از خانم خضر حيدري تشكر ميكنم كه فتح باب كردند در اين موردئ بايد فكر كنيم وبعد چاره! تشكر
محمد رضا | June 13, 2009 02:51 PM
فهیمه جان شما که اصحاب رسانه هستید اطلاع رسانی کنید خواهش می کنم بی تفاوت نباشید نباید این بار هم مثل دفعه قبل سکوت کنیم اگر سکوت کنیم یعنی اجازه دادیم به شعور مون توهین کنند، آخه تقلب اون هم به این بزرگی واقعا نوبره! من از صبح سایت های مختلف رفتم کامنت گذاشتم تا حتی وبلاگ احمدی نژاد، با دفتر هاشمی و ستاد موسوی و وزارت کشور هم تماس گرفتم وزارت کشور می گه باید به شورای نگهبان اعتراض کنید اما به عنوان یه شخص حقیقی نمی دونم چطور می تونم اعتراض کنم، یه دست صدا نداره باید همه با هم هم صدا بشیم.
منیره | June 13, 2009 03:57 PM
اینا عند وقاحتند.
mohsen | June 13, 2009 05:42 PM
نگو کاش رای نمی دادیم.
ماجرا وحشتناک از این حرف هاست
امیدمان تباه شد. جوانی مان تباه شد. آینده مان تباه شد.
و خدا را شکر حجت هم بر ما تمام شد.
بگو کاش نبودیم و این روز را نمی دیدیم.
یاسر نوروزی | June 14, 2009 04:49 AM
خدا به همه ماوشمادراین روزهای سخت صبرعنایت فرماید
علی | June 14, 2009 08:53 AM
امیدوار باشید خانم حیدری،ما رای داده ایم و پیگر رای هایمان هستیم ،این تلاش بهتر از رای ندادن و انفعال است
یک دوست | June 14, 2009 03:48 PM
کامنت دان پست اخر بسته بود مجبور شدم اینجا پیام بگذارم جهت اطلاع شما
پیام مهم و فوری میرحسین موسوی به مردم
با توجه به ابراز نگرانی های مردم اعلام می کنم که حال اینجانب و خانواده ام خوب است و علیرغم فشارهای زیادی که از سوی مقامات کشور برای پذیرش نتیجه انتخابات ساختگی وجود دارد برای احقاق حقوق و صیانت از آرای واقعی مردم و درخواست ابطال آرای اعلام شده به وزارت کشور مراجعه کرده ام.
همچنین امکان حضور در میان مردم یا هرنوع ارتباط و گفتگو با آنان از من سلب گردیده و تحت نظارت می باشم . از سوی دیگر ستاد مرکزی اینجانب نیز پلمپ شده و اعضای حزب مشارکت دستگیر شده اند.
از مردم عزیز می خواهم ضمن حضور در صحنه، از هرگونه درگیری و تشنج که قطعا به نفع گروه قانون گریز و متقلب تمام خواهد شد بپرهیزند.
*** با توجه با فیلتر شدن سایت ها .لطفا هر طور که می توانید ( تلفن ، ایمیل و مسنجر) این پیام را که در تماس با خانواده مهندس موسوی اخذ شده به دیگران برسانید.
مهدوي | June 14, 2009 11:16 PM
همکار گرامی خانم حیدری ناامید نشید، این هنوز اول راهه، به قول امیلی دیکنسون: »نمایش بی آلایش ما قرن ها را سرگرم خواهد ساخت«
مسعود | June 15, 2009 11:01 PM
احمدي احمدي ننگ بهه نيرنگ تو خون جوانان ما ميچكد ار چنگ تو
hesam | June 16, 2009 03:39 AM
ما موسوي رو مي خواهيم
زيبا | June 16, 2009 03:54 AM
فهیمه جان ،می دانی که خواننده ی ثابت نوشته هایت بوده ام .عنصری که مرا جذب نوشته های شما می کرد می دانی چه بود؟
تعهد
تعهد و
بارها تعهد وبی اعتنا رد نشدن
در نوشته هاتان.
به خاطر ندارم حادثه ای در تهران یا در مقیاس بزرگ ترش ایران افتاده باشد و شما مطلبی در خور شعور خود و استدلال خود ننوشته باشی.
و من در این دو هفته که سر می زدم به این وب و دست خالی برمی گشتم با خودم فکر می کردم آیا ارعاب شده این زن ِ خوش قلم؟
و من هنوز به این موضوع فکر می کنم.
نمی توانم قبول کنم "حوصله ی بلاگیدن نیست". نمی توانم. پرواضح است با وجود داده ها و شناخت های من از شما و نوشته هاتان،صحبت از حوصله وچه و چه بی راه است.
هر جا هستی سالم باشید چه شما چه همسرت.
نسرین مدنی | June 26, 2009 04:05 PM
فهیمه جان ،می دانی که خواننده ی ثابت نوشته هایت بوده ام .عنصری که مرا جذب نوشته های شما می کرد می دانی چه بود؟
تعهد
تعهد و
بارها تعهد وبی اعتنا رد نشدن
در نوشته هاتان.
به خاطر ندارم حادثه ای در تهران یا در مقیاس بزرگ ترش ایران افتاده باشد و شما مطلبی در خور شعور خود و استدلال خود ننوشته باشی.
و من در این دو هفته که سر می زدم به این وب و دست خالی برمی گشتم با خودم فکر می کردم آیا ارعاب شده این زن ِ خوش قلم؟
و من هنوز به این موضوع فکر می کنم.
نمی توانم قبول کنم "حوصله ی بلاگیدن نیست". نمی توانم. پرواضح است با وجود داده ها و شناخت های من از شما و نوشته هاتان،صحبت از حوصله وچه و چه بی راه است.
هر جا هستی سالم باشید چه شما چه همسرت.
فهيمه : بله نسرين جان.كاملا درست فهميدي.ارعاب شده اين زن خوشقلم.خسته شده، ديگر توان ندارد.نه انگيزه نوشتن دارد و نه « امكانش» را.ميخواهد نوشتن را فراموش كند.دارد تلاشش را ميكندكه فراموش كند.بله، ارعاب شده، به شدت هم ارعاب شده.
نسرین مدنی | June 26, 2009 04:05 PM
فهیمه جان ،می دانی که خواننده ی ثابت نوشته هایت بوده ام .عنصری که مرا جذب نوشته های شما می کرد می دانی چه بود؟
تعهد
تعهد و
بارها تعهد وبی اعتنا رد نشدن
در نوشته هاتان.
به خاطر ندارم حادثه ای در تهران یا در مقیاس بزرگ ترش ایران افتاده باشد و شما مطلبی در خور شعور خود و استدلال خود ننوشته باشی.
و من در این دو هفته که سر می زدم به این وب و دست خالی برمی گشتم با خودم فکر می کردم آیا ارعاب شده این زن ِ خوش قلم؟
و من هنوز به این موضوع فکر می کنم.
نمی توانم قبول کنم "حوصله ی بلاگیدن نیست". نمی توانم. پرواضح است با وجود داده ها و شناخت های من از شما و نوشته هاتان،صحبت از حوصله وچه و چه بی راه است.
هر جا هستی سالم باشید چه شما چه همسرت.
نسرین مدنی | June 26, 2009 04:05 PM
جای خوبیست اینجا
wc | June 26, 2009 05:38 PM
بیانیههای میرحسین که مهم بوده امامنتشر نشده را از اینجا بخوانید:
http://meerhusain.blogfa.com
مجید | June 27, 2009 09:21 PM
اگر زحمتی نیست!!!!
فرید صلواتی | July 3, 2009 09:57 AM
درود
ژیل دلوز میگه: مقاومت نیز آفرینش و خلاقیت است.
پاینده باشید و همیشه و هر جا که می دانید شدت تاثیر دارید بمانید و حضور خود را فعالانه نشان دهید و به شکل اعتراض هم می توانم حضور نداشت...
آیا سپید می شود این جامه ی سیاه؟
شبانکاره | July 22, 2009 01:36 AM
سلام . از خوش بینی بعضی افراد کلافه میشم ! شاید هم من زیادی بدبینم ....اما من معتقدم دموکراسی حقیقی جایی هست که جز اراده مردم اراده های دیگه ای درکار نباشه ...خودتون بهتر می دونید چی میگم !
در هر صورت من تا اطلاع ثانوی در هیچ انتخابات دروغ یا راستی شرکت نمی کنم ...شاید هم تا ابد ...!
به آقای احمدی نژاد هم تبریک میگم و توصیه می کنم مثل 4 سال گذشته خیلی خودشون رو غرق در زحمت و خدمت نکنن و به فکر خودشون هم باشن!!...موفق باشید
نیوشا | July 24, 2009 06:06 PM
خانم حیدری چرا نیستید؟
نگرانتون شدیم ...
Azadeh | August 3, 2009 12:23 AM
سلام ... خوشحالم که هستید و خوشحالتر خواهم شد اگر بیشتر بنویسید ؛ امیدوارم حال ما هم خوب شود؛ لااقل به حدی که بتوانیم بگوییم خوبیم؛ همین قدر ما را بس است؛ .... به امید روزهای بهتر!
فهيمه : مرسي از اين همه محبت.من هم خوشحالم كه شماها هستيد.اينها شايد تنها خوشحاليهاي باقيمانده باشد.
عادل-س | August 9, 2009 03:31 PM
خوشحالم که دوباره تصمیم گرفتید بنویسید...
فهيمه : ممنون از تو آزاده عزيز. هم از پيگيريات و هم از حضورت.
آزاده | August 9, 2009 11:05 PM