« ...
صفحه اصلی
نصفهشبنشيني با سعدي »
اسمش را نگذاريد تبليغ براي آقاي كروبي، لطفا !
راستش اين است كه در اين دوره از انتخابات به دلايل خيلي متعددي بنا ندارم شركت كنم.اين را هم ميدانم كه حتما دلايل خيلي متعددي هم براي شركت كردن و راي دادن وجود دارد.تعداد زيادي از دوستان و اطرافيانم – كه همه به نوعي با ماجراهاي سياسي روز درگيرند- هنوز مرددند و تعداد قابلتوجهيشان هم راي دادن در شرايط فعلي را واجب ميدانند؛ چون معتقدند راه نجات ما اين است كه اصلاحطلبان بر سر كار بيايند.
به هر حال مثل هميشه دلايل و ادله مطلقي وجود ندارد بنابراين همه بايد با كله مبارك خودمان فكر كنيم و بالاخره به نتيجهاي برسيم. نتيجه من اين است كه راي نخواهم داد.اما اين به آن معني نيست كه نخواهم از فضاي انتخابات براي طرح بعضي مسائل مهم استفاده كنم.
همين كه همگرايي زنان وجود دارد و ما در تلاشيم كه مطالبات زنان را در دستور كار نامزدها قرار دهيم نشان ميدهد كه – فارغ از نتيجه – چقدر خود فرآيند انتخابات مهم است.انتخابات – حتي در كشورهاي ديكتاتوري- يك فرصت استثنايي است كه شما اگر فعال اجتماعي باشيد، اگر خواهان تغيير باشيد و اساسا اگر اهل چالش باشيد نبايد آن را از دست بدهيد.منظورم البته صرفا شركت در انتخابات نيست بلكه بيشتر به پروسه انتخابات نظر دارم .
از اين منظر اگربخواهم حرف بزنم، دوست دارم از زاويهاي غيرسياسي و بيشتر اخلاقي به نامزدهاي موجود نگاه كنم.
شايد هم به اين دليل ساده كه از مدتها پيش مسئله « اخلاقيات » برايم از هر چيز ديگري مهمتر و مركزيتر و ضرورتيتر شده.اخلاقيات هم كه ميگويم منظورم الزاما خوبي و بدي و اين حرفها نيست؛ مسائل نابتر و كميابتري است.سعي ميكنم توضيح بدهم.
ببينيد؛ جامعه ما كه به نظرم تا مغز استخوان به لحاظ اخلاقيات انساني پوسيده، جامعه ما كه «دروغگويي»، «تظاهر»، «رياكاري»، «پردهپوشي»، «ظاهرالصلاحي» « فقدان جسارت اخلاقي» و «ناتواني محض در شفافيت» را ستايش ميكند- حتي ميتوانم بگويم ميپرستد- و از اينها روشهايي براي بقاي خود برساخته، شايد – از منظر اخلاقي- بيش از هر چيز به كسي نياز دارد كه اگر در راس كابينه دولت ميايستد، كمي جسور باشد در گفتن حرفهايش.
توجه كنيد كه من در اين مقطع كاري به محتواي اين حرفها ندارم بلكه نگاهم متمركز بر امر ديگري است و آن داشتن شهامت اخلاقي است، نترسيدن از گفتن حرفهاي خود است،بدهكار خود نبودن است، از بيان خود ابا نداشتن است....ميدانم الان همهتان محكومم خواهيد كرد كه چون در روزنامه «اعتمادملي» مينويسم، حالا طرفدار آقاي كروبي هستم...ميدانم كه شايد اين اولين قضاوتي باشد كه در ذهنتان شكل ميگيرد اما من خودم نه به ايشان و نه به هيچ كس ديگري راي نميدهم.مسئلهام اصلا راي دادن نيست و براي كسي هم بنا ندارم تبليغ كنم.مسئله چيز ديگري است.يك جور دغدغه ذهني است كه درباره آدمها پيدا كردهام و راستش به متر و معيارم براي گزينش آدمها تبديل شده.
براي آدمي مثل من كه از اين همه پردهپوشي و تظاهر جاري در اطرافش متنفر است، آقاي كروبي نمونه قابل احترامي است از آدمي كه حرف خودش را ميزند.شما ممكن است بگوييد اي بابا همه اينها بازي است و ايشان پشتگرميهاي خاص خودش را دارد.ميگويم البته كه دارد اما مگر بقيه ندارند؟ البته كه آنها هم دارند.پس موضوع اين نيست.موضوع بيشتر به شخصيت هر آدم برميگردد.
يا شما شخصيتتان جوري است كه نميتوانيد بترسيد، نميتوانيد سكوت كنيد، نميتوانيد با محافظهكاري حرفتان را قورت بدهيد و نزنيد و يا شخصيتتان اين طور نيست.به نظر من شكل وسطي وجود ندارد يا اگر هم وجود دارد دست كم من دوستش ندارم.من فكر ميكنم در جامعهاي كه مردمش حرف نميزنند كه خودشان را بيان كنند، بلكه حرف ميزنند كه پشت حرفهايشان پنهان شوند، آقاي كروبي يكي از انگشتشمار آدمهايي است كه ارزش صفاتي مثل «باشهامت» و «جسور» را دارد و راستش اينها براي من حتي از «بادرايت» و «باملاحظه» هم مهمتر و ارزشمندترند.
واقعا من شخص آقاي كروبي را در طول سالهايي كه در اعتماد ملي نوشتهام بيش از سه چهار بار نديدهام و مسلما من هم نقدهايي به ايشان دارم اما حرفهايي كه اين اواخر آقاي كروبي در جريان مبارزات انتخاباتياش طرح كرد برايم بسيار مهم است.
اصلا اينكه ايشان خيلي صادقانه و بدون ادا و اطوار اعلام ميكند كه به خاطر هيچ كس از ميدان رقابتها كنار نميرود و آقاجان دوست دارد و برايش به هر دليلي مهم است كه رئيسجمهور شود براي من قابل احترام است.اينكه ايشان بر خلاف خيلي از چهرههاي بزرگ اصلاحطلب از «كيهان» و «كيهاننويسان» نميترسد و اگر لازم باشد جوابشان را هم ميدهد براي من مهم است.اينكه ايشان اگر شما زنداني سياسي باشيد يا دوبار رسانههاي جناح نزديك به قدرت دربارهتان خزئبلات سر هم كرده باشند، نه تنها مثل خيلي از چهرههاي بزرگ اصلاحطلب به شما انگ نميزند بلكه محكم و قرص پشتتان ميايستد، براي من مهم است...
.احساس ميكنم اين «اكت»ها را در جامعهمان كم داريم و تاكيد ميكنم بحثم سياسي نيست،بحثم بيشتر ناظر بر جسارت اخلاقي است.
واگر نه اگر وجه سياسي ماجرا مهم باشد بايد بگويم راي دادن به اصولگرايان كه در اصول ما نميگنجد پس ميمانند آنها كه اسم اصلاحطلب را يدك ميكشند و من حاضر نيستم حتي يك نصفه راي به هيچ اصلاحطلبي در اين كشور بدهم.چون از نظر من اصلاحطلبي يك «گلدان» روي يك ميز نيست كه در هر شرايطي ماهيت خود را حفظ كند.اصلاح طلبي مجموعهاي از اصول و رفتارها و باورهاست كه يا شما داريد يا نداريد...اگر نداشتيد فرقي با اصولگراياني كه شعار «اصلاح» در اصولشان را سر ميدهيد، نداريد و اين روزها هر چه بيشتر نگاه ميكنم، اطرافم از اين دست اصلاحطلبان بيشتر ميبينم و براي همين هم هست كه نميخواهم راي بدهم .

Comments
شهامت و جسارت کروبی قابل ستایشه ولی آیا این برای ریاست جمهوری کافیه؟؟
فهيمه : راستش نه.حتما كافي نيست.اما كانديداهاي ديگه از نظر من نه شرايط لازم و كافي رو دارن و نه شهامت و جسارت رو.پس با اين حساب باز هم آقاي كروبي اوكيتره به نظرم.
محمد جواد شکری | May 9, 2009 08:31 AM
سلام ....
در زمینه پوسیدگی اخلاقی جامعه با شما موافقم. وضعیت نگران کنندهای است.
در مورد جسارت هم کلام شما معتبر ؛ اما پیشینه ذهنی من جاهایی را یادآوری میکند که این جسارت دیده نشده است و یا به مصلحتاندیشی تبدیل شده .......
به هر حال باید عرض کنم که من رأی میدهم با دلایل خاص خودم .....
فهيمه : موفق باشين دوست من.دلايل خاص شما حتما محترمند.حالا به كي راي ميدين؟
عادل | May 9, 2009 09:33 AM
به نظرم خوش بینانه به کروبی نگاه کردی!!نمونه های زیادی هم وجود داره که همین صفاتی رو که از کروبی میگی نقض می کنه!درباره رای ندادن هم به اطلاع دوستان در تحریریه رسید.یکی از سرفصل های جلسه بعدی تحریریه جلب رضایت شما خواهد بود.حتا برای رای دادن به کروبی
فهيمه : ببخشيد من منظور شما رو جدا نفهميدم :) يعني اين ماجراي سرفصل تحريريه و راي دادن و ندان رو ميگم.اگر جوابم رو خوندين لطفا توضيح بيشتري بدين و يه جوري كه بنده هم بفهمم :)
فهيمه : حالا كه فكر كردم تازه فهميدم.نياز به توضيح بيشتر نيست :) افتاد :) اما من راي نميدم.به تحريريه بگين بهتره فكر « قيمه » باشن.
مرتضی | May 9, 2009 10:48 AM
ببخشيد البته! نوشتهتان مثل برنامهي اين روزهاي سيماست به اسم: لطفن راي ندهيد!
فهيمه : احتمالا به خاطر واژه «لطفا» فقط به اين نتيجه رسيديد ديگه ؟ چون من يكي دوباري اون برنامه رو ديدم و ربطي بين نوشتهام با اون پيدا نميكنم.
محمود | May 9, 2009 11:23 AM
من هم بین رای ندادن و کروبی مرددم.
عجب وضعیه! چه خاکی بریزیم تو سرمون؟
فهيمه : اميدوارم بتوانيد به نتيجه منطقي برسيد و بين اينها بالاخره يك كدام را انتخاب كنيد.
Ali | May 9, 2009 11:41 AM
این نوشته به هیچ عنوان بوی تبلیغ نمیدهد اتفاقا دلیل گرایش کسانی را نشان می دهد که اقبال چندانی به کروبی نداشته اند اما عملکرد جدید او چیز دیگریست و نظر جدید ما را می طلبد با این حال بهتر از حرف های کروبی گروه قدرتمندش جلب توجه می کند اطرافیانی که سیاست را خوب آموخته اند
فهيمه : آقاي كروبي يكي از محاسن ديگري كه دارند اين است كه ارزش آدمها را ميفهمند.دست كم تا به حال كه اين طور من متوجه شدهام.ايشان براي جمع كردن تيمي از نخبگان در مجموعه انتخاباتي خود حاضر به پرداخت هزينه هستند و اين هم امر مهمي است به نظرم.البته بايد بگويم منظورم از تيم نخبگان سياسي و فرهنگي الزاما اعضاي حزب ايشان يا همه همكاران روزنامهنگارشان نيستند.
رضا رادمنش | May 9, 2009 12:07 PM
salam
khanome khezr heydari eftekhar mikonam dar rooznamei ghalam mizanam ke shoma ozve azaye asliye nevisandeganash hastid
hichgah harfhaye del va vagheiyat ha tabligh talaghi nemishavad.
motmaen bashid
be man ham sari bezanid.khoshhal khaham shod
nazar ham bedahid ta paydar tar gardam
www.rozaneh1385.blogfa.com
فهيمه : از لطف شما ممنونم و حتما به شما هم سر خواهم زد.
parsa.farzin | May 9, 2009 12:31 PM
بچه های اعتماد ملی دلیل حمایت شما را از کروبی می دونن
فهيمه : بچههاي اعتماد ملي كياند ؟ اگر از اون اكثريت كثيف حيلهپرداز حسود
رياكار پرعقده حرف ميزنيد كه اساسا برام مهم نيست چي را ميدانند و چي را نميدانند.چون در دايره آدميزادگان جايي براشون نميبينم. اونها -يعني شماها - بهتره بريد توطئههاي عمل نكردهتون رو جمع و جور كنيد.من دارم با آدمهاي حسابي درباره انتخابات بحث ميكنم.روي سخنم با ديو و دد نيست.
یک دوست سابق | May 9, 2009 03:41 PM
چرا بترسی . از نتایج غیر مشخص دموکراسی یکی هم آقای کروبی است که آکادمیک به اصلاحات نگاه نمی کند . خیلی ژنی آن را حس می کند. تمام آکادمی ها برای ایجاد فهم و تولید ژن است. اگر کسی به این رسیده که بی اطوار و لری از حق انسان دفاع کنه خیلی خوب. چرا بترسی که ازش دفاع کني؟ مگه چه جو سنگینی وجود داره؟ مگه هاشمی با اون همه شکلات چسبیده به عباش اصلاح طلب تلقی نشد؟ من یادم نمیره که سر میدون ها تحریریه شرق براش هوار وهورا می کشیدند. خوب چرا برا این یکی نکشن؟ این که حرفو شهید نمی کنه. خیلی ساده میگه و می ترسه از اینکه فردا بهش بگن دروغگو . همین خوبه که می ترسه از حرفهای آینده.
همین جوری گفتم. تیتر جالب بود. ما فضولی کردیم....
فهيمه : مرسي از توضيحاتتون ، بخصوص درباره دموكراسي كه به نظرم جالب بود...و به هر حال ممنون.شما فضولي نكردين.بنده را مفتخر فرمودين.
آستانه | May 9, 2009 04:50 PM
با پا پیش کشیدن و با دست پس دادن . حیا هم حوب چیزیه .لاقل به فهم دیگران توهین نکن .
فهيمه : اين هم نظري است البته.من نظرم را خيلي شفاف نوشتهام اما اگر اين طور فكر ميكنيد ميگويم حيا چيز بيربطي است در برابر اين جهان.
... | May 9, 2009 06:15 PM
درود
من که رای نمی دهم به خیلی دلایل برای مثال یکی از دلایلش شورای نگهبان است، البته کل سیستم ایراد دارد اما همین جا را فقط بیان میکنم به عنوان یک دلیل! من اعضای شورای نگهبان را قبول ندارم و از نظر من صلاحیت این کار را ندارند پس قطعا نمی توانم کلا در مورد رای دادن به کسانی فکر کنم که شورای نگهبان تاییدشان می کند!
فهيمه : خب بله اين هم يكي از دلايل است.پس ما متحديم ظاهرا در راي ندادن : )
پدرام | May 9, 2009 10:41 PM
یک سؤال، خانوم روشنفکر جامعه شناس ِ اخلاقیِ پراگماتیست ترانسپارنت:
حالا چرا می ترسی اسمشو این بذارن یا نذارن؟ کاشکی واقعن نصف ادعات شهامت داشتی و میگفتی که آینده نگری هم بد چیزی نیست.اگه شد، ما هم بودیم (این جوری) اگه نشد، ما نبودیم.خدا وکیلیش شفافن عرض کرده بودیم!
فهيمه : جالب بود :)
faravun | May 10, 2009 07:21 AM
فهيمه عزيزم اي كاش مي دانستم چه شده كه اينقدر عصباني و دلگير هستي؟ دوستم يك كمي بي انصافي كردي.البته خيلي از حرف هايت حق و درست است من هم با تو موافقم اما به خصوص در مورد شخص كروبي به نظرم بايد عميق تر و دقيق تر نگاه كرد.
فهيمه : ساناز جان نميدونم درباره چي بيانصافي كردم...بهم بگو عزيزم تا اگر تونستم توضيحي برات بدم.اما كلا هم دلگيرم، هم بياعصاب و هم اساسا حوصله هيچ كس رو ندارم.درست فهميدي عزيزم.از نظرت هم خيلي ممنون.به اميد ديدار.
ساناز صفائي | May 10, 2009 09:15 AM
...
بحث جسارت خانم؟ با تمام ادبیات پاستوریزه که در اینجا به خرج می دهم ساده می گویم " خا..." آن امر و عضو مفقوده در بین اعضا بدن مردان و مشابه ش در زنان ست به همین ساده گی .
شما داری از عدم صراحت و جسارت و ظاهر الصلاحی و پرده پوشی ملت ناله می کنی؟ من فحش هایم را دادم فریاد هایم را کشیدم به مستعارنویسان وبلاگی لنترانی گفتم و ... بعد کمی به خودم آمدم و هندوانه های دوستانم را مزه کردم دیدم همچین بد هم نیست که در این قحطی الرجال امثال بنده شوند صریح الهجه و باخا... در وبلاگستان . خوب کیست که از تعریف های کیلو
دوزار بدش بیاد؟ جناب کروبی جان شیخ الختام هم چیزی توی مایه های بنده گیرم در فضای پر کثافت سیاست نه وبلاگستان و زنده گی روزمره . ایشان هم خوب فهمیده با کمی خا... خرش را خوب می تواند براند چون همه از بیخ و بن خواجه اند . حتی ادعای صراحت هم خوب ست
بهرحال من رای می دهم به میرحسن هم رای می دهم فقط برای اینکه بعد 8 سال رای ندادن دیدم می شود بلاهت افزون و افزون تر شود.
همین.
فهيمه : ميرحسين هم حتما گزينه خوبي است.موفق باشيد آقاي هيرگاموس.
هیرگاموس | May 10, 2009 12:33 PM
درباره اصلاح طلبان و جامعه و حتي كروبي. شايد به جاي بي انصافي بگويم كمي زياده روي كردي بهتر منظورم رسانده باشم. چون البته من هم با همه حرف هايت تا حدود زيادي موافقم .
فهيمه : خب اگر تا حدود زيادي موافقي ساناز جانم ، جاي بحث زيادي نميمونه.اونجا هم كه به نظرت زياده روي است درباره اصلاح طلبان، بايد بگم از نظر من اصلاح طلبان و اصولگرايان - در منش عملي و اكت اجتماعي خودشون و نه در شعارهايي كه ميدن - تفاوت اساسي با هم ندارند.شايد تعداد واقعاي متفاوتها در اين وسط به انگشتهاي يك دست هم نرسه.
ساناز صفائي | May 10, 2009 04:07 PM
Azizam,
moshkele shoma ine ke bardashtet be kol eshtebahe. ma ke nemikhaym raeese anjoane madad kari entekhab konim ke donbale sedaghat bashim. ye siasatmadare khoob bayad honare dooogh goftan dashte bashe. yekam behesh fek kon age manzooramo nafahmidi mokatebe kon ba ham dar barash harf bezanim.
bye
فهيمه : اشاره خيلي خوبي كردين و كاملا با حرفتون موافقم.دروغ و سياست و با هم پيوند دارند.اما از نظر من اين الزاما به معناي دروغ گفتن به مردم نيست ، به معني يك جور بودن و يك جور وانمود كردن نيست و ضمنا درباره آقاي كروبي جسارت هم براي من ملاك مهمي است و شهامت اخلاقي البته در بيان خود.
Kiarash | May 10, 2009 09:55 PM
دوست عزیز همه مردم ایران این را خوب میدانند که99 درصد قدرت در دست رهبر بوده و او مسئول تمامی فجایعی است که تاکنون بر سر ملت امده است.حمایت رهبر از دولت فعلی هم فقط بخاطر شخصیت مفلوک و نیازمند توجه احمدی نژاد است که حاضر است تمامی کثافتکاریهای رژیم را به گردن گرفته و او را از پاسخگویی برهاند.حال از شما میپرسم ایا این شیخ به اصطلاح با جرات که نتوانست حق حود را در انتخابات قبلی بگیردو در زمان ریاست مجلس ششم حکم حکومتی را با جان ودل پذیرفت و حال به آن افتخار میکند توان اداره مستقل مملکت را دارد؟
فهيمه : به هر حال هر كسي - از جمله آقاي كروبي - قطعا در چارچوب وضعيت موجود است كه ميتواند كار كند.قرار نيست كسي انقلاب كند يا دست كم من اين طور فكر ميكنم.
hamed | May 10, 2009 11:45 PM
با نظراتت درباره کروبی در کل موافقم و خیلی ناراحتم که دفعخ قبل به نامزد اصلاح طلبان پیشرو(؟؟!!!) رای دادم. این جماعت در واقع فرصت طلبان پسرو بودند و نه اصلاح طلب پیشرو. این شیخ لر لااقل اون همه ادعای گنده و دهن پرکن نداره. همان کاری را می کند که بهش اعتقاد داره. پز روشنفکری هم نمیده.
ali | May 11, 2009 12:02 AM
سلام،
به روزم.
درود.
مسعود سالاری | May 11, 2009 09:15 PM
سلام،
به روزم.
درود.
مسعود سالاری | May 11, 2009 09:15 PM
سلام
نگفتی چرا رای میدی؟
فهيمه : سلام از من.نگفتم چرا راي ميدم چون گفتم نمي خوام راي بدم : )
safayee | May 12, 2009 02:48 AM
پس بولدوزر همقابل احترام است
فهيمه : ؟؟
فرزانه | May 12, 2009 12:17 PM
درود...
فهيمه : عليك درود قربان.
علی مظفری | May 12, 2009 03:11 PM
سلام
من برای انتخابات یک پیشنهاد دارم.
من خودم همیشه رای دادم . البته همیشه هم رای خودم را دادم . دلایل خاص خودم را داشتم . مثلا در انتخابات شوراها یا مجلس همیشه به زنها رای دادم چون به نظرم باید تعداد زنها ی کاندید و منتخب بالاتر بره.
در انتخابات های قبلی وقتی که مثلا خاتمی کاندید بود به او رای دادم اما وقتی کسانی کاندید بودند که من دلم نمی خواست به هیچ کدامشان رای بدهم ، باز هم می رفتم روی برگه رای ام یک ضربدر بزرگ پررنگ می کشیدم که کسی بعدآ نتواند چیزی اضافه کند .
تا بحال هم کسی یقه ام را به خاطر این کار نگرفته.
تا الان هم هیچ کدام از کاندیداها نظرم را تامین نکرده اند بنابر این ایندفعه هم همین کار را می کنم. به شما هم همین پیشنهاد را می کنم چون شرکت نکردن مشروعیت انتخابات را زیر سوال نمی برد این انتخابات انجام خواهد شد و نتیجه اش هم بر زندگی ما به شکلی قانونی اعمال خواهد شد .
اگر تعداد زیادی این کار را بکنند یعنی تمام کسانی که به هر دلیل نمی خواهند رای بدهند ، تحریم می خواهند بکنند، یا مثلا من هیچ کدام از از این سه تا کاندید اصلی مثل احمدی – کروبی – موسوی را شایسته و لایق نمی بینند و دنبال آدم مدیرتر وبهتری می گردنند که به هزار و یک دلیل در لیست کاندیداها نیستند یا هرچی، بروند در محل های رای گیری ،برگه رای شان را با یک ضربدر بزرگ پررنگ در صندوق بیاندازند ، فرض کنید از مثلا 15 میلیون رای ای که مردم می دهند یک میلیونش اینجوری باشد چه می شود.
این رای ای است که نشان می دهد من در این کشور هستم ولی شما کاندیداها به نظر من به درد این کار نمی خورید. و شمایی که رای ها را می شمرید به بالاسری هایتان بگویید که حداقل یک میلیون نفر در ایران هست که در این انتخابات شرکت کرده ولی از شرایط حاکم بر این انتخابات راضی نیست وبه نظرش این کاندیداها مناسب مدیریت این مملکت نیستند.
با احترام و دعای خیر
فهيمه : اين هم پيشنهادي است.اگر چه از نظر من ممكن است نتايجش الزاما چيزي كه مورد شماست نباشد.به هر حال ممنون از مشاركتتان در اين بحث.
sasan | May 13, 2009 12:11 PM
صحنه را دیدم ...از توممنونم دخترم
فهيمه : سلام از بنده.صحنه را كه كس ديگري بودند كه ديده بودند قربان :)
مهدی کروبی | May 13, 2009 11:59 PM
با سلام خدمت خانم فهمیه خضر حیدری
در مورد اصلح و جسور بودن جناب مهدی کروبی شکی نیست. این آقا از معدود اشخاصی است که جامع سخن می گوید، حافظه ی خوبی دارد، خود سانسوری ندارد، ابایی از به میان ریشخند عموم افتادن ندارد و حرف خود را ولو صحیح یا غلط می زند. از این منظر من او را به ابتدایی ترین شکل یک طاغی می دانم. اصالت طاغی حتی در صورت توسل نجستن به برنامه ای کارآمد و تکنیکال و ارزشی آنچنانی در آن است که او نه می گوید . این نه گفتن به قول کامو از سر انکار نفس نیست. همین نه که او می گوید وجود مرزی، حرمتی است که شکسته شده و طاغی آن را به زبان جسور اما پی گیر خویش باز می خواند. این نه گفتن از منظر شخص من مقدس است و اولین نشانه ی تقاضا برای تغییر وضعیت کنونی. شروع حرکتی است همگانی که می تواند در بر گیرنده ی ارزش هایی باشد که امروز در طغیان نیست. بنابر این کاملا بر خلاف شما این نه مقدس من را به تواضع می کشاند ، من را تحت فشاری لذیذ باقی می گذارد تا از شخص مهدی کروبی نه به عنوان یک مدبر کارا که با عنوان تنها یک طاغی حمایت کنم
ازوپ | May 25, 2009 12:32 AM
با سلام خدمت خانم فهمیه خضر حیدری
در مورد اصلح و جسور بودن جناب مهدی کروبی شکی نیست. این آقا از معدود اشخاصی است که جامع سخن می گوید، حافظه ی خوبی دارد، خود سانسوری ندارد، ابایی از به میان ریشخند عموم افتادن ندارد و حرف خود را ولو صحیح یا غلط می زند. از این منظر من او را به ابتدایی ترین شکل یک طاغی می دانم. اصالت طاغی حتی در صورت توسل نجستن به برنامه ای کارآمد و تکنیکال و ارزشی آنچنانی در آن است که او نه می گوید . این نه گفتن به قول کامو از سر انکار نفس نیست. همین نه که او می گوید وجود مرزی، حرمتی است که شکسته شده و طاغی آن را به زبان جسور اما پی گیر خویش باز می خواند. این نه گفتن از منظر شخص من مقدس است و اولین نشانه ی تقاضا برای تغییر وضعیت کنونی. شروع حرکتی است همگانی که می تواند در بر گیرنده ی ارزش هایی باشد که امروز در طغیان نیست. بنابر این کاملا بر خلاف شما این نه مقدس من را به تواضع می کشاند ، من را تحت فشاری لذیذ باقی می گذارد تا از شخص مهدی کروبی نه به عنوان یک مدبر کارا که با عنوان تنها یک طاغی حمایت کنم
ازوپ | May 25, 2009 12:32 AM
قرادادت در اعتماد ملی چند ماهه بود؟ سه ماهه درسته؟
خوب این آقایی که از صبح تا شب درباره حق و حقوق حرف می زنه و قول لغو قراردادهای موقت رو می ده چرا از روزنامه خودش شروع نمی کنه ؟ لابد براش نمی صرفه .
شعار دادن و نوشته های عبدی و قوچانی رو از رو خوندن با اعتقاد داشتن به این چزا خیلی فرق داره . اقلا باید یک جو عمل پشت این حرفا باشه که ادم باور کنه که نیست
فهيمه : بله. امان از اين قرارداد موقت قربان : )
علی | May 26, 2009 01:09 AM
چه دليلي وجود داره كه فكر مي كني كروبي شجا ع تره
كروبي جايي كه بايد متحد باشه جدا شد
كروبي يك قدرت طلبه به جاي نگاه كردن به مصلحت و من فكر مي كنم ديكتاتوري در ذات روابطش وجود داره
موسوي يك هنرمنده و د ر عين حال دلسوز. هرگز حرف هاي كسي نميتونه مبين وجودش باشه. بلكه بايد به عملش نگاه كني
مطمئنااز بين اين دو موسوي اصلح تره
خوب فكر كن و مطمئنا كروبي راي نمياره پس وقتتو براي كسي بذار كه لااقل از جناح رقيب نباشه
ملت ايران تا حدود زيادي به ظواهر راي مي دن
فهيمه : فكر ميكنم در اين مملكت اين ابسيلون از آزادي را دارم كه دست كم در وبلاگ خودم و دست كم در دوران انتخابات نظرم را درباره نامزدها بگويم و فقط هم همين كار را كردهام دوست عزيز.
هيوا | May 27, 2009 11:14 AM
سلام
در شرایط مساوی شما میتوانید رای بدهید یا رای ندهید و در بارهاش بحث کنیم. اما در شرایط فعلی که رای احمدی نژاد ثابت است. رای ندادن مفهومش رای دادن به احمدی نژاد است. اگر واقعا هیچیک را نمیپسندید(که خود من نمیپسندم) به حداقل موجود اکتفا کنید و با دادن رای مخدوش یک رای احمدی نژاد را باطل کنید.
متاسفم امکان آلوده نشدن دست را ندارید . توجیه پذیر هم نیست .یا احمدی نژاد یادیگران.انتخاب شما واقعی و قطعی است و اگر حقیقتا انسان متعهد به اخلاقی باشید بناچار باید انتخاب کنید.
صادق صادقی | June 6, 2009 09:43 PM