« صفحه اصلی سه‌گانه »

January 20, 2009

جامعه لژیونرها،جامعه دولت کم طاقت

ببینید ما همه چیزمان به هم می‌آید.وقتی آستانه تحمل‌مان پایین است،مصداقش فقط این نیست که مردم در رفتار ‏ترافیکی‌شان بی‌طاقت‌اند یا با اشاره‌ای به جان هم می‌‌افتند و دعوا و جنجال و کتک‌کاری می‌کنند.مصداقش فقط این ‏نیست که هشت میلیون پرونده قضایی در قوه قضائیه‌مان روی هم جمع شده ،فقط این نیست که روزنامه‌های ‏اصلاح‌طلب توقیف می‌شوند و .... آستانه تحمل در جامعه ما تا آن حد پایین آمده که آقایان دولتمرد حتی خودشان را ‏هم تحمل نمی‌کنند.آقایان حتی تلویزیونی را که دربست در اختیار جمهوری اسلامی ایران و از صبح تا شب در ‏حال تبلیغات در راستای اهداف دولت است هم تحمل نمی‌کنند.هیچ کجا ، به هیچ روی و با هیچ روشی نباید ‏هیچ‌گونه « اخلالی در سنت » معهود این آقایان ایجاد شود؛ حتی اگر این اخلال از جنس یک روزنه کوچک تنفسی ‏‏ باشد در یک شبکه بزرگ بی‌نفس.
همه اینها را گفتم که بگویم بخشی از دلایل پا نگرفتن دموکراسی و جامعه مدنی ‏در ایران را باید در همین رفتار «امرمسلط» با برنامه «نود» جست‌وجو کرد. « نود » برنامه‌ای است که در طول ‏همه این سال‌ها توانسته با نظارت مستمر اجتماعی روزنه‌ای هر چند کوچک در تلویزیون بسته و محدود و ‏تمام‌دولتی و کاملا غیرملی ایران باز کند.
مجری این برنامه ، عادل فردوسی‌پور با وجود شهرت و محبوبیت ‏درخور توجهش یکی از کم‌حاشیه‌ترین چهره‌های تلویزیونی است که تا به حال هیچ گافی – از نوع گاف‌هایی که ‏آقایان معمولا در زندگی چهره‌های هر حوزه جست‌وجو می‌کنند- نداده و اگرچه در شمایلی منتقد ظاهر شده اما ‏همیشه هم پسر خوب سربه راهی بوده که در زمینه حفظ ارزش‌های مسلط کوتاهی نکرده.به موقع سیاه پوشیده و به ‏موقع و در چارچوب هم در برابر دوربین قهقهه زده.
اما حتی همین آدم هم فراتر از آستانه تحمل دولت است.
همین ‏برنامه هم که تنها برنامه در میان تمام برنامه‌های زنده و غیرزنده تلویزیونی است که با وجود بی‌اعتمادی عمومی ‏مردم به تلویزیون می‌تواند تا یک و نیم میلیون اس ام اس دریافت کند از سوی دولت کم‌تحمل تهدید به توقیف ‏می‌شود.
اما چرا ؟ دولت کم‌تحمل چگونه دولتی است ؟ دولتی که به خودش اجازه می‌دهد با توهین به شعور مردم ، ‏ارتباط اس ام اسی یک برنامه خیلی محبوب را با مخاطبانش قطع کند واقعا از چه می‌ترسد ؟ این همه هراس از ‏چیست ؟ چرا دولت باید بترسد از اینکه یک برنامه تلویزیونی منتقدانه از مخاطبانش مثلا دو میلیون یا ‏دو و نیم میلیون اس‌ام‌اس – چنانچه پیش‌بینی می‌شد ازچند روز قبل – دریافت کند ؟
در پاسخ به این چرا خیلی ‏حرف‌ها می‌توان گفت.مثلا می‌توان گفت گسترش « نود » به سایر حوزه‌ها و الگو شدنش برای دولت بسته و ‏نفت‌مداری مثل دولت ما خطرناک است.‏
تلاش «نود» برای ساختن فضایی دموکراتیک در حوزه ورزش ، تلاش « نود » برای اینکه هر کسی ، هر ‏بازیکنی ، هر مسئولی ، هر جناب آقای دکتر کیلویی ای ، هر رئیسی کمی مسئول‌تر باشد، تلاشش برای اینکه ‏گروه‌های فکری مختلف ، محق‌ها و ناحق‌ها همه مطاع خویش بنمایند و حرف خود را بزنند،کم‌کم داشت به الگویی ‏خطرناک برای حوزه‌های دیگر تبدیل می‌شد.قبول دارم که حوزه سیاسی یا حتی اجتماعی آنقدر پر از خط قرمز ‏است که اساسا نمی‌توان برنامه‌ای مثل « نود » را در این حوزه‌ها متصور شد اما واقعیت این است که در سال‌‌های ‏اخیر مدل برنامه‌سازی صادقانه فردوسی‌پور و فضای باز و دموکراتیکی که در برنامه‌اش حاکم بود و لذتی که با ‏به چالش کشیدن مسئولان بی‌مسئولیت به مخاطبش می‌داد، همیشه غبطه فعالان در حوزه‌های دیگر را ‏برمی‌انگیخت. این همه علاقه و حمایتی که پیرامون این برنامه موج می‌زند هم ناشی از همین فضاست.
مردم برای ‏اولین بار در طول تاریخ تلویزیون جمهوری اسلامی به یک برنامه اعتماد کرده‌اند.
جمعی از هواداران تشکیل شده، ‏این برنامه گروه بزرگی از مردم را حول یک فکر و یک هدف مشترک گرد هم آورده و نه با ضرب و زور که با ‏صداقت ، رفتار حرفه‌‌ای و بدون استفاده – بخوانید سوء‌استفاده – از منابع مشروعیت معمول و مرسوم ، قلب ‏مردم را به دست آورده. خب اینها همه روش‌های مذموم غیرقابل‌قبول در جامعه ماست.‏
این طوری است که عادل فردوسی‌پور هم مثل همه آدم‌های کاردرست این جامعه بهتر است برود «لژیونر» بشود.‏
در « نود » هم تخته می‌شود و خلاص.آقایان هم شب سرشان را با خیال راحت- شاید هم راحت‌تر- بر بالین ‏می‌گذارند.جامعه لژیونرها این جوری است.‏



Comments

این چند کلمه حرف حساب شما را به عنوان چند کلمه حرف حساب خودمان مصادره به مثل می کنیم تا کسی نگوید حرف های شما خدای ناکرده حرف دل ما جماعت کوچه و بازارنیست . نیست !هست ! می گویم هست !
"وقتی آستانه تحمل‌مان پایین است،مصداقش فقط این نیست که مردم در رفتار ‏ترافیکی‌شان بی‌طاقت‌اند یا با اشاره‌ای به جان هم می‌‌افتند و دعوا و جنجال و کتک‌کاری می‌کنند.مصداقش فقط این ‏نیست که هشت میلیون پرونده قضایی در قوه قضائیه‌مان روی هم جمع شده ،فقط این نیست که روزنامه‌های ‏اصلاح‌طلب توقیف می‌شوند و .... آستانه تحمل در جامعه ما تا آن حد پایین آمده که آقایان دولتمرد حتی خودشان را ‏هم تحمل نمی‌کنند.آقایان حتی تلویزیونی را که دربست در اختیار جمهوری اسلامی ایران و از صبح تا شب در ‏حال تبلیغات در راستای اهداف دولت است هم تحمل نمی‌کنند"