« حس خوب2
صفحه اصلی
شهروند توقيف شد »
امروز
1.صبحي كه با استيضاح رقتبار و تاسفآور بالاترين مقام اجرايي كشور پس از رئيسجمهور در مجلس نمايندگان آغاز شود، صبح به يادماندنياي خواهد شد.جالب است برايم و راستش هر روز بيش از ديروز احساس منحصر به فرد بودن در اين جهان بهم دست ميدهد.ما واقعا همه چيزمان منحصر به خودمان است.گمان نميكنم در هيچ كجاي دنيا يك عضو كابينه دولت اينطور آشكارا و تا آخرين لحظه ممكن بر دروغگويي و جعل و فريب افكار عمومي و نه تنها افكار عمومي كه حتي نمايندگان مجلس و مسئولان كشور اصرار ورزد و آنقدر به اصرار خود ادامه دهد تا كار به پخش صداي ضبطشدهاش در حال دروغگويي در صحن علني مجلس بكشد !!
آقاي وزير كشور سابق حتي در دفاع از دروغگوييهاي خود هم دست از دروغپردازي نميكشد و متوسل ميشود به اينكه خب حالا اگر هم ماجرا لو رفته ، شما فرض كنيد من فريب خوردهام و به اين ترتيب عذر بدتر از گناه ميتراشد تا نمايندگان هم بپرسند شما كه حتي در دريافت مدرك تحصيلي خودتان به اين سادگي فريب ميخوريد ، چطور قرار است امور داخلي و خارجي كشوري را اداره كنيد و چطور قرار است مردم به شما اعتماد كنند و رايشان را به كيسهاي كه شما برايشان دوختهايد بريزند ؟
آخر برادر من ، پدر من ، يك چيزي بگو كه بگنجد.با مظلومنمايي و كشيدن پاي زن و بچه وسط كارزار استيضاح و سوءاستفاده از احساسات عمومي كه نميشود از اتهام بزرگي در اين سطح دفاع كرد.
اينجا و در اين مرحله كه ديگر جاي شوخي و سفسطه نيست.من نميدانم آخر اين آقايان چطور سياستمداراني هستند كه مسائلي تا اين حد ابتدايي و ساده را هم درك نميكنند.آيا مسخرهتر ازاين ميشود كه نمايندگان مجلس دارند آقاي كردان را استيضاح ميكنند و ايشان در دفاع از خود ميگويد : «امريكا بايد محاكمه بشود !! » يا اصرار دارد كه « اينها جنگ رواني استكبار است !» آخر امريكا و اسرائيل چه ربطي به مدرك تحصيلي جعلي شما دارند ؟ آنقدر استكبار و استثمار و استعمار و اينحرفها در جلسه امروز تكرار شد كه حتي خود رئيس مجلس هم در رد يكي از تذكرها آشكارا گفت : « لازم نيست تذكر بدهيد...ميخواهيد درباره همين استكبار و اينها بگوييد ديگر....»
از اينها كه بگذريم اما من اين يكي را ديگر اصلا نميفهمم كه آقاي وزير كشور سابق بيايد پشت تريبون مجلس بايستد و در دفاع از خود بگويد : « خانمم بيماري سختي دارد كه از بيان آن در اين تريبون معذورم !! » و بعد حرف را بكشد به مظلوميت زينب و معصوميت زهرا و « باز اين چه شورش است..» القصه ، حالا كه آقاي كردان بركنار شد و با دفاعيه عوامانهاش هم نشان داد كه واقعا همانطور كه خودش تاكيد دارد هنوز فرق «وزارت» را با «جاروكشي» نميداند ، اما خودمانيم شما اين استيضاح و اين دفاعيه را مقايسه كنيد با استيضاح و سخنان شيوا و پخته مهاجراني در دفاع از خودش و همينطوري پيش خودتان ببينيد چه نتيجهاي ميگيريد.
به هر حال در آستانه انتخابات ،اين استيضاح و اين بركناري وزير مجري انتخابات ، نتيجهاش هر چه باشد به نفع جريان شكستخورده دولت اصولگرايان نخواهد بود.مخصوصا كه ظاهرا اين قصه سر دراز دارد.
2.انتخابات رياستجمهوري امريكا - كه يكي از سيستماتيكترين و جالبترين انتخاباتهاي سراسر جهان است - در همين لحظه همچنان در جريان است و من خيلي خيلي دوستميدارم كه باراك اوباماي سياهپوست ، نوانديش و خوشسخن به رياستجمهوري امريكا انتخاب شود و يك جورهايي مطمئن هم هستم كه اين اتفاق ميافتد.به هر حال اوباما نماينده تفكر جديد در جهان است و ما براي اين برادر متعهد آرزوي موفقيت و سربلندي داريم.
3.رها كنيد همه اين حرفها را.ببينيد گروس عبدالملكيان چه ميگويد :
«پيلههاي بسياري ديدهام
آويزان از درختي
در جنگلهاي دور
افتاده بر لبه پنجره
رها در جوبهاي خيابان.
هرچه فكر ميكنم اما
يك پروانه بيشتر در خاطرم نيست.
مگر چند بار به دنيا آمدهايم
كه اين همه ميميريم؟
چند اسكناس مچاله
چند نخ شكستهي سيگار
آه ، بليت يكطرفه !
چيزي غمگينتر از تو
در جيبهاي دنيا پيدا نكردهام.
...»
پی نوشت : این یادداشت را خیلی توصیه می کنم.
دیدگاه متفاوتی دارد و اشارات قابل تاملی.

Comments
درود خانم خضرحیدری عزیز!
دقیقن در بخش مهاجرانیاش با شما بدفرم موافقم!! خیلی موافقم
:D
شاد زی
محمود | November 4, 2008 11:46 PM
...
آهان ! خب شد که کلمه ی برادر را در کنار اوباما بکار بردید وگرنه این سئوال پیش می آمد : که این اوبامای مستکبر چکار با خانم حیدری ما دارد ؟ مگر خودش خانواده ندارد . ای آدم مستکبر مستعفل متوفی !
اما جدا از شوخی این مادر مرده برادر آکسفوردی مثلا جانباز بسیار احمق و فلان تشریف دارند. این بیچاره از فلاکت مخ اش امروز هنگ کرده بود یا واقعا اینقدر احمق است ؟
همین.
هیرگاموس | November 5, 2008 12:46 AM
خیلی جالب با وجودی که من با سیاست اقتصادی مک کین بیشتر موافقم ولی من هم دلم میخواد
اوباما انتخاب شه
شایدهم بخاطر اینه که میخوام شاخ نراد پرستی توی امریکا بشکنه !باید منتظر ماند
pantea | November 5, 2008 03:02 AM
خیلی جالب با وجودی که من با سیاست اقتصادی مک کین بیشتر موافقم ولی من هم دلم میخواد
اوباما انتخاب شه
شایدهم بخاطر اینه که میخوام شاخ نراد پرستی توی امریکا بشکنه !باید منتظر ماند
pantea | November 5, 2008 03:02 AM
درود
درباره استيضاح كه اينقدر كردان مغالطه كرد كه ميشه يه كتاب بشه
درباره اوباما هم موافقم حداقل از مك كين بهتره
درباره يادداشت خودم هم منظور اينه كه اگه آدم هميشه خودشو مقصر بدونه نه ديگران رو،زندگي براش راحت تر ميشه
موفق باشي بدرود
haeri | November 5, 2008 08:03 AM
چه خفت بار بود اين مراسم استيضاح!
سين-هيم | November 5, 2008 12:55 PM
سلام
یافتمت، دیدمت و خواندمت...
هواخوری خوبی بود در زندان بستن صفحه های یک روزنامه!
گذاشتمت تا دیگر دنبالت نگردم دوست و همکار نادیده ام...
هاشم حکمه | November 5, 2008 03:49 PM
خانم خضر حیدری. با سلام. از وبلاگ فریاد دانشجو تماس می گیرم. نویسندگان این وبلاگ که هیئت تحریریه و سردبیر یکی از ماهنامه های دانشجویی را تشکیل می دهند، چون که برای داشتن نقش و حضوری فعال تر در عرصه ی مطبوعات و علی الخصوص اطلاع رسانی به افکار قشر روشنفکر، دانشجویان نیازمند کمک و راهنمایی از افراد با سابقه در این زمینه می باشند از شما درخواست این را دارند که اگر این توانایی را در خود سراغ دارید در این راه آن ها را کمک و مساعدت بخشید.
فهيمه : چشم ! اگر كمكي بتوانم ميكنم. البته صادقانهاش اين است كه وقت نميتوانم بگذارم اما در حد گفت و گوهاي مجازي و راهنمايياي اگر به عقلم برسد در خدمتم.
فرزند ایران | November 5, 2008 05:08 PM
سلام و درود
جالب بود.
با مقاله « بحثی در باره فیلم های آموزشی از منظر تکنولوژی آموزشی » یا « سینما نان دارد ... یادگیری نان ندارد » كه به مناسبت افتتاحیه «سی وهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم های علمی و آموزشی رشد (10 تا 17 آبان87 ) » با ديدگاهي تحليلي و انتقادي تهيه شده به روز هستم . فرصت کردید سري بزنيد .
پایدار و پیروز باشی .
احسان صباغی | November 5, 2008 06:40 PM
سلام و درود
جالب بود.
با مقاله « بحثی در باره فیلم های آموزشی از منظر تکنولوژی آموزشی » یا « سینما نان دارد ... یادگیری نان ندارد » كه به مناسبت افتتاحیه «سی وهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم های علمی و آموزشی رشد (10 تا 17 آبان87 ) » با ديدگاهي تحليلي و انتقادي تهيه شده به روز هستم . فرصت کردید سري بزنيد .
پایدار و پیروز باشی .
احسان صباغی | November 5, 2008 06:41 PM
این برادر متعهد اولین حرفش نابودی ایران است عزیز... مگه دنبال نمی کردی سخنرانی های آقایون رو
فهيمه : من چنين برداشتي نداشتم از حرفهاي اوباما.او بر مذاكره تاكيد دارد و البته راه حل نظامي را هم طبعا كاملا منتفي نميداند.
نسرین | November 5, 2008 09:58 PM
سلام. درسته که از برکناری یک دروغگو خوشحالیم. ولی فراموش نکنیم که این نماینده ها نبودند که واقعا" اورا برکنار کردند بلکه این قدرت رسانه بود در درجه اول که او را رسوا کرد و بعد از آن دیگران نتوانستند جلوی موج حرکت آن را سد کنند. وگرنه با گفتن کاغذ یاره کاغذ یاره به نحوی او را حفظ می کردند.تا انتخابات به سلامت !!!! تمام شود.
سوری | November 5, 2008 10:26 PM
این اصطلاح استیضاح رقت بار چقدر خوب بود واقعا! حالا جریان استعفا و چرندیاتی که این آقا می گفت یک طرف این را داشته باشید که یک نفر این همه مدت به عنوان دکترا در دانشگاه تدریس کرده و در طی این سالها با مدرک جعلی در بخشهای مدیریتی کشور چه کارها که نمی کرده! اینکه می گویید منحصر به ایران است واقعا در جای دیگه دنیا هم جریان با یک استیضاح فیصله پیدا می کرد؟ بدتر از جریان کردان حمایت همه جانبه رئیس جمهور محترم است!
Mehdi | November 7, 2008 10:14 AM
سلام
انتخاب عالی ای از شعر گروس بود
ممنونم
آزاده نجفیان | November 22, 2008 02:52 PM