« نگاه محسن فرجي به رانده شدن روزنامهنگاران
صفحه اصلی
تكانه »
ملت هميشه در صحنه و «شترمرغپارتي»
ما ايرانيها جدا آدمهاي جالبي هستيم.حتما از افتضاح شرمآوري كه ملت بر سر ثبت بزرگترين ساندويچ جهان در پارك ملت به نام خود ثبت كردند خبر داريد.- اگر خبر نداريد ايراني جالبتري هستيد به نظرم : ) – القصه ، بزرگترین ساندویچ جهان هفته پيش در پارك ملت تهران پخته شد تا ركورد جهاني را كه در اختيار ايتاليا بود بزند و «رکوردهای جهانی گینس» را عوض كند- حالا بماند كه من نميفهمم خود اين ركورد به چه درد ما ميخورد و بر كدام بخش از افتخارات هزارانساله چيزي اضافه ميكند - اما مسئله اين نيست. مسئله اين است كه هجوم مردم ( شما بخوانيد حمله وحشيانه قوم متمدن آريايي ) به ساندويچ 1500 متري و بلعيدن ناگهاني 700 كيلوگرم گوشت شترمرغ – ايول اشتها - باعث شد كه كارشناسان گينس و مقامات بينالمللياي كه سر اين صحنه رقتبار حاضر بودند نتوانند ساندويچ را اندازهگيري كنند !! باورتان ميشود ؟ شهروندان محترم به سمت ساندويچ بيزبان حملهور شده در يك اقدام ضربتي – به سبك طرحهاي آقاي قاليباف – دخل آن را آوردند.نمايندگان گينس هم همينطور هاج و واج و البته ترسخورده و احتمالا هيجانزده ، حضور ملت هميشه در صحنه ايران را در حافظهشان ثبت ميكردند.
خلاصه از آن جايي كه به قول داييجان ناپلئون « چيزي كه حد و مرزي نداره خريته...» مراسم رسمي و جهاني طبخ بزرگترين ساندويچ جهان كه از گوشت شترمرغ هم تهيه شده بود به يك نوع « اكسپارتي » ايراني تبديل شد.ظاهرا گوشت اين شترمرغ مادرمرده اثرات تخديري هم دارد و ما نميدانستيم ، شايد هم ملت خوشحال ما نزده مستاند...
نميدانم اما از شما ميپرسم آخر يك ملت سالم ، يك عده شهروند معمولي كه مخشان صداي نامربوطي از خودش درنميآورد، ممكن است چنين اقدام مهوعي بكنند ؟ از شما ميپرسم آيا اين ملت شايستگي چيزي بيش از طرح زلزله اقتصادي دولت نهم يا قطعنامههاي پنج +يك را دارد ؟
يكي از شترمرغپزان آگاه كه ظاهرا هنوز اميدهايي به آينده اين ملت دارد گفته است :
«فیلمهای گرفتهشده از این رویداد را برای مقامات «گینس» خواهیم فرستاد. ما هنوز فکر میکنیم آنها با درنظرگرفتن مدارک و فیلمهایی که خواهیم فرستاد، این رویداد را تأیید و ثبت خواهند کرد». ميبينيد ما چقدر باحاليم ؟ از توحش خودمان فيلم هم ميگيريم و تازه فيلم را در كمال اعتماد به نفس براي اين اروپاييهاي چشمسفيد موبور كه چشم ندارند فرهنگ و تاريخ هزاران ساله ايرانيها را ببينند هم ميفرستيم تا حسابي بساط تفريحشان را جور كرده باشيم.اينطوري هم ما به حقمان ميرسيم و هم آنها ديگر از ساختن فيلمهايي مثل « سيصد » خلاص ميشوند.« سيصد » فرقوني چند ؟ اصلا آن ورژن قديمي شده ! فيلم جديدمان درآمده. اين روزها دستفروشهاي مترو لندن دارند مثل باقلوا ميفروشندش، اگر هم شما باور نميكنيد به خاطر ضعف هويت مليتان است به ما ربطي ندارد.
پينوشت : تازه بهمان بر هم خورده و از اين تيتر كيهانيها هم زدهايم . خيلي جالبيم ما به خدا.

Comments
می گویند تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود حالا این گونه شترمرغ خور چه می شود ؟
نسترن | October 22, 2008 03:24 PM
سلام خانم حیدری
مدتهای زیادی از اون نمی گذره که به رسم ارسطو می پنداشتم دوران نیاکان ما بهتر بوده است و این البته یادآوری یکی از دوستان خوب من است
خلاصه آنکه داشتم به هویت خودم بدجور می بالیدم
اصلا شیدای هویت ایرانی بودم
حالا اما گذشته آن روزها
دیگه دارم فکر می کنم که نه بابا چیز قابل اعتنایی وجود نداره
آخه مگه میشه از اون دوران پر عظمت به این توحش درافتیم
بگذریم
راستی منم مجبور به استعفا شدم
بدرود
مسعود | October 22, 2008 05:56 PM
من از یک رادیوی محلی توی انگلستان شنیدم و باور نکردم .مجری ها داشتند قضیه رو با خنده تعریف می کردند.آخه مگر اون ادم ها چقدر گرسنه
بودند ؟ چرا این کار راکردند؟خیلی عجیبه.
ماندانا | October 22, 2008 11:08 PM
شما خودت چطور ايراني هستي ؟
فهيمه : يك ايراني جدا جالب : )
فرن | October 22, 2008 11:46 PM
این مال شماست:
خوردن ساندویچ شترمرغ “کار مهوعی” نیست
http://daily.kamangir.net/?p=511
فهيمه : البته كه نيست اما حملهور شدن به آن و آبروريزي بينالمللي از نظر من حتما مهوع است.
کمانگیر | October 23, 2008 02:07 AM
این سوال برای من پیش اومد که آیا مسئولان نمی تونستن تو یه مکان سر بسته مثلا نمایشگاه یا جایی مثل اون اول می زاشتن اونها اندازههاشون رو از ساندویچ می گرفتند بعد مردم رو به خوردن دعوت می کردن؟
به نظرت بی معنی نمی رسه که از یک هفته قبلش تو اون تبلیغات گسترده به مردم اعلام کردن برای عموم ازاده دیدن این ساندویچ و البته نوش جان کردنش رایگان؟!!
وبیش از همه فکر نمی کنی گناه با مدعوین نیست بلکه گناه با اون کسی است که مهمان ها رو به خوان یغما دعوت می کنه؟!ودورادور ناظر !!
نسرین مدنی | October 23, 2008 10:55 AM
سلام خانم حيدري
مطلب بسيار زيبا و شيريني بود البته در عين حال پرمحتوا.
خوشحال مي شوم كه از وبلاگ يك روزنامه نگار اردبيلي هم ديدن كنيد
موفق باشيد
مهدي | October 23, 2008 01:29 PM
كاملا درست ميگي. اين كار مردم ما واقعا مهوع است.
مرتضا | October 23, 2008 04:08 PM
تروريست كه بوديم حالا دله هم شديم.نكته مهم و به جايي را گفتيد. مثل هميشه با نكته سنجي و دقت گفتيد و از ماست كه بر ماست.
محسن | October 24, 2008 01:26 AM
hala aslan shotormorgh khoshmazas? migan ziad shirine ke.
kami | October 24, 2008 01:29 AM
hala aslan shotormorgh khoshmazas? migan ziad shirine ke.
kami | October 24, 2008 01:30 AM
غیر از این انتظار داشتید خانم عزیز . ندیده اید در ایام مثلا" عزاداری ها که این ملت با تمدن هزاران ساله چطور برای گرفتن یک لیوان شربت یک چهارراه را از چهار طرف بند می آورند. بعد از دو ساعت تازه باید از روی تلی از لیوانهای به جای مانده در کف خیابان رد شد. بله ما اینیم. بهترین ملت دنیا!!!!!!!! با سابقه تمدن دیرینه!!!!!!وووووو
سوری | October 24, 2008 12:28 PM
مردم گشنه که نیستن اما عاشق چیزهای مفتی و مجانیاند. عین مردم آمریکا که حمله کردن به اجناس free جزیی از فرهنگشونه. حالا اگه اونا بیفرهنگن و ملت باحالی هستن ، ما هم هستیم.
hamed | October 24, 2008 07:15 PM
من اونجا بودم...همه چيز رو به چسم ديدم و با دوربين ثبت كردم http://as7.blogfa.com/post-59.aspx
اابوالفضل | October 25, 2008 05:59 PM
ما ایرانی هستیم و ایرانی یعنی همین !!!
setareh | October 25, 2008 10:49 PM
من پیشنهادم این بود،چراحد اقل آخرش راستش رو به مردم نگفتن! آخه می دونین چیه ؟! آخه اون ساندویچ،همون هزارو پونصد متری به قول گفتنی؛ با گوشت خر درست شده بود! نه شتر یا مرغ و جفتشون شتر مرغ
mojtaba | October 28, 2008 11:48 PM
to ham az torogh e dge khasayele e mohavvee borooz midi. faght be sandwich khori nist . faghat be irani boodan nist.
farz | November 3, 2008 07:01 PM
میگم حالا خوبه کارشناسای گینس رو هم نخوردن این تهرانی های پر ادعا
راحیل | November 5, 2008 09:18 PM
توذات ماست
alireza | December 22, 2008 01:24 PM