عباس كيارستمي و پوپوليسم هنري
انگار جريان پاچهخواري براي آقاي كيارستمي - آ ن هم در مطبوعات كه طبعا بهتر است رويكرد منتقدانه داشته باشند نه جوگيرانه - تمامي ندارد.همين چند روز پيش آقاي احمد ميراحسان كه از مقربين درگاه آقاي كيارستمي هستند در يادداشت مفصلي كه در روزنامه اعتماد ملي منتشر كرده مدعي شد كه عباس كيارستمي افقهايي تازه در دنياي ارتباطات سايبرنتيك را درنورديده !! و البته ديدگاههاي محافظهكاري هم هستند كه تنها سطحيترين تفسير را از فعاليت كيارستمي مباح ميشمرند! نويسنده به شكل خندهداري استدلالهايش را ادامه داده كه : « من سعدي از خويشتن فرياد را يك تجربه ديجيتالي سايبرنتيك و مينيمال متناسب با نگاه آبستن كيارستمي ميدانم كه آبستن آينده، نوآوري و آوانگارديسم است » حالا همه اين آسمان و ريسمان بافتنها براي دفاع از يك پروژه شكستخورده بماند اما آيا واقعا اين يكي اظهار فضل را ميتوان خواند و حرص نخورد ؟
آقاي ميراحسان كه بيخبر و بيدرنگ سعديشناس هم شده ، فرمودهاند كه سعدي دچار درازگويي و مبتلا به جمود فكري بوده و باز دم عباس آقا گرم كه بعد از اين همه سال از راه رسيدهاند و غزلهاي ناب و رنگارنگ و بديع و خارقالعاده جناب سعدي را از اين جمود و بيهودگي و درازبافي نجات دادهاند.واي خداي من ! حالا هزار سال ادب فارسي واقعا چطور ميخواهد از شرمندگي آقاي كيارستمي بيرون بيايد ؟
ميراحسان مينويسد : « عملا كيارستمي نشان ميدهد چگونه حتي بزرگترين شاعران ما غالبا بنا به محدوديت و بسته بودن جمود تجربه شكلي، ناگزير به زيادهگويي نالازم بودهاند. » و آدم ميماند كه ديگر چه بگويد ؟ هنوز از اين حيرت بيرون نيامده كه ميخواند : « تكتك گزينشهاي كيارستمي گواهي صحت داوري او در قابليت كنار نهادن زوائد گفتاري بنا به فرمانفرمايي قالب دگم و مستبد و نوعي آزاديبخشي شعر از <ناشعر> در غزل پارسي است»
جلالخالق !! پاچهخواري و خودشيريني چهها كه نميكند ! هنرمند خوشفكر و مدرن و متفاوت ما هم كه ظاهرا بدش نميآيد از اين هجوم بادنجانهاي دور قابچين . اگر دقت كنيد ميبينيد كه عباس كيارستمي تا به حال تنها و تنها گفت و گوي مطبوعاتي با كساني را پذيرفته كه از تمجيدگويانش بودهاند.يادم هست كه در ويژهنامهاي هم كه شهروند درآورده بود درباره « سعدي از خويشتن فرياد » باز مريد پاكباخته ديگري - اميد روحاني - نشسته بود پاي حرفهاي آقاي كيارستمي و خيلي راحت جشنواره «كن» را تنها به اين دليل كه آخرين اثر هنري استاد را نپذيرفته است داراي رويكردي ابلهانه توصيف كرده بود ! حالا جالب اينجاست كه همين جشنواره كن عباس كيارستمي را عباس كيارستمي كرد و آن موقع كه به ايشان نخل طلا ميداد به هيچ وجه ابله نبود.
آقاي گلمكاني هم كه يادداشتي احساساتي و عجولانه و جوگيرانه نوشته و همه منتقدان آثار فاخر ادبي عباس آقا را يكسره حسود قلمداد كرده بود كه البته در شماره ديگري از شهروند ناگزير شد موضع خودش را كمي تعديل كند
تنها كسي كه در اين مدت يك يادداشت « سالم » از او خواندم درباره كيارستمي ، سعيد قطبيزاده بود كه در يادداشتي در مجله « فيلم » با واقعبيني و خونسردي يك ژورناليست معمولي كارهاي ادبي كيارستمي را تحليل كرده و از هوشنگ گلمكاني پرسيده بود كه اگر قرار است همه منتقدان به كيارستمي حسودي كنند، خب چرا به بدترين كارش دارند حسوي ميكنند و چرا به فيلمهاي درجهيكي مثل « گزارش » يا « خانه دوست كجاست ؟ » كسي حسودي نكرد ؟ قطبيزاده خيلي حرفهاي خوب و حسابي و خارج از جو ديگري هم نوشته بود كه متاسفانه از آنجا كه مجله فيلم سايت ندارد نميتوانم لينكش را بگذارم اما توصيه ميكنم خودتان اگر گذارتان به شمارههاي دو سه ماه اخير مجله فيلم افتاد حتما بخوانيدش.
خلاصه كه هنرمندان و روشنفكران و مطبوعاتيهامان تا اين حد جوگيرند، واي به حال توده كه تازه از آنها ميخواهيم جوگير هم نباشند و جذب پوپوليسم هم نشوند. به نظر من كه انتظار بيجايياست وقتي كه گروه « اليت » يك جامعه هنوز خودشان تا اين حد درگير پوپوليسم هنري و فرهنگي هستند و هيچ كس تحمل شنيدن يك كلمه نقد را هم ندارد !
پينوشت : در ميان كامنتها لينك سايتي به نام آدمبرفيها را برايم گذاشتهاند كه ويژهنامهاي درباره حافظ و سعدي كيارستمي منتشر كرده. اين سايت و ويژهنامهاش را ديدم اما راستش كمي برايم عجيب بود؛ بخصوص يادداشت هوشنگ گلمكانياش خيلي غريب بود. چون هيچ شباهتي به نوشتههاي ايشان نداشت.من قلم آقاي گلمكاني را ميشناسم و چون خيلي نثرش را دوست دارم در طول سالها كه نوشتههايش را خواندهام احساس ميكنم گاهي حتي بدون اسم هم ميتوانم حدس بزنم كاري كه ميخوانم مال ايشان هست يا نه ؟ راستش اين يكي زياد شباهتي به ادبيات و نثر آقاي گلمكاني نداشت ! حالا خودتان هم بخوانيد و اگر نظر ديگري داريد بگوييد.
پينوشت دوم : ببخشيد كه كامنتها را دير منتشر كردم.مشكل اتصالاتي داشتم :)

Comments
راستش من از دو كتاب حافظ و سعدي كيارستمي خيلي خوشم نيامد. اما به دوستي هديه دادمشان. منظورم اين است كه بيشتر بازاريپسند هستند تا اينكه بهكار يك خواننده حرفهاي شعر بيايند. يا به قول شما پوپوليستي هستند.
فهيمه : ميثم جان من البته از حافظ خيلي بدم نيامده بود اما كار كه به سعدي رسيد به نظرم شد يك كتابسازي خيلي سبك.....
ميثم | July 27, 2008 03:27 PM
در کنار بروز دادن عصبانیتات از این توصیفهای گاه اغراقآمیز و گاه شیفتهوار، چه خوب میشد اگر در نقد برخی از این حرفها، پاسخی هم مینوشتی و نظر شخصیات را هم بیان میکردی.
فهيمه : شايد بهتر باشد دوباره مطلب را بخوانيد.چون من حرفهايم را كامل زدهام و نظر شخصيام را خيلي روشن گفتهام.ضمن اينكه پيش از اين هم نظر شخصيام را در همين مورد نوشته بودم.
:: خوابگرد | July 27, 2008 04:46 PM
فراخوان صدای روزنامه نگاران مستقل ایران
http://tahassonema.blogfa.com/post-14.aspx
صدای روزنامه نگاران مستقل ایران | July 27, 2008 05:27 PM
1- اول یک پرس و اینکه چرا علامات نگارشی سوال و تعجب را با فاصله از کلمهی آخر قرار میدهید؟
2- برای گفتهی شما استدلال فراوان است. شاید من هم بسطاش دادم تا مشخص بشود که چگونه میتوان میان پوپولیسم و پستمدرنیته پل زد!
سوشیانت | July 27, 2008 07:22 PM
1- اول یک پرسش و اینکه چرا علامات نگارشی سوال و تعجب را با یک فاصله از کلمهی آخر قرار میدهید؟
2- برای گفتهی شما استدلال فراوان است. شاید من هم بسطاش دادم تا مشخص بشود که چگونه میتوان میان پوپولیسم و پستمدرنیته پل زد!
فهيمه : اول جواب پرسش ؛ اشتباه لپي شده : ) بعد هم مرسي !
سوشیانت | July 27, 2008 07:23 PM
من فکر می کنم که حافظ کار دل بوده و وقتی دیده جواب داده فقط خواسته که یه کار دیگه هم کنه که بازار داشته باشه!
محمد جواد شکری | July 27, 2008 09:55 PM
ما در سایت آدم برفی ها پرونده ویژه ای برا ی کیارستمی در ماه قبل تدارک دیدیم که چند تن از منتقدان نامدار در آن نوشتند. من جمله استاد گرانقدر آقای گلمکانی . سر بزنید بد نیست. برای تکمیل افراد مورد لعنتان کفایت می کند.لینکش را گذاشته ام
رضا کاظمی | July 28, 2008 07:29 AM
ما در سایت آدم برفی ها پرونده ویژه ای برا ی کیارستمی در ماه قبل تدارک دیدیم که چند تن از منتقدان نامدار در آن نوشتند. من جمله استاد گرانقدر آقای گلمکانی . سر بزنید بد نیست. برای تکمیل افراد مورد لعنتان کفایت می کند.لینکش را گذاشته ام
رضا کاظمی | July 28, 2008 07:29 AM
با سلام
صبح سهشنبه (15 مرداد) خانوادههاى ايرانيانى كه در عراق زندانى شده و وضعيت ناگوارى هم دارند، روبروى سفارت عراق در تهران تجمع مىكنند تا خواستار آزادى عزيزانشان از دولت عراق شوند.
پوشش خبرى و رسانهاى مناسب از طرف شما عزيزان، درخواست آنان را تقويت خواهد كرد و مرهمى براى فرزندان خردسال آنان و چشمان منتظر و اشكآلودشان خواهد بود.
وعده ما، سهشنبه روبروى سفارت عراق (نرسيده به ميدان ولىعصر، جنب وزارت بازرگانى)
Azaadi.parsiblog.ir
ايمانى | July 28, 2008 12:00 PM
متاسفانه این موضوع جوگیری هم شده آفت روزنامه نگاری ما. یا میکوبیم یا گنده می کنیم. "نوشتن" از یاد خیلی هایمان رفته!
عیسی | July 28, 2008 01:43 PM
از فیلمهای کیارستمی خیلی خوشم می اد ولی از دو کتاب حافظ .....و سعدی از ......خیلی خوشم نیومد که هیچ بلکه بدم هم اومد.
alireza | July 28, 2008 07:12 PM
همکار عزیز سلام .این اولینبار است که به هم بر می خوریم. یادداشت خوب وتابو شکنانه ای بود . به هر حال خ.شحالم که هنوز هستند کسانی که به هجمه کاذب ژرنالیسم تن نداده اند. برای آسنایی بگویم آخرین روزنامه ای که در آن کار کردم تهران امروز خدا بیامرز بودو صفحه موسیقی و صفحه گفتگوش دستم بود. از دیدن سایتت خوشحال شدم و لینک می دهم. جای من در کنار اسامی سمت راست خالی است .اگر دوست داشتی پر کن. ممنون.
محمود توسلیان | July 28, 2008 08:05 PM
chera commente ghabli ra publish nafarmoodid ?man tohine shoma ra ba aghaye golmakani dar mian gozashtam o kolli khandidim.sharm bar shpoma ke mara be jale esm mptaham mikonid. sharm bar roooye shoma.hade aghal eslahash ham nemikonid eshtebahetan ra..
فهيمه : من كامنت شما را پابليش كردم و اين يكي را هم البته پابليش ميكنم.
reza kazemi | July 29, 2008 01:22 AM
خب سركار خانم خضرحيدري ؛نسخه عباس هم كه پيچيدينو گذاشتين زير بغلش ،نفر بعدي كيه؟ نكنه اونايي كه اين روزا به كيارستمي بد و بيراه ميگن ميخوان ثابت كنن انقدر بزرگ هستن كه ميتونن شاخ غولا رو هم بشكنن؟مواظب اين دام باشيد؛ من اباطيل احمد مير احسان رو تاييد نمي كنم اما كيارستمي هم كم به فرهنگ و هنر اين مملكت خدمت نكرده كه حالا با يه كتاب ببرينش زير سوال. تازه خود اين بابا هم بارها گفته كه من با اين كارم قصد خاصي نداشتم .واقعا اينقدر سخته كه باور كنين يه نفر ميتونه يه جور ديگه هم سعدي رو بخونه؟!
فهيمه : دوست عزيز شما انگار متوجه موضوع نشديد اصلا !سعدي خواندن با
روش « ديگر » اصلا سخت نيست كه هيچ اتفاقا خيلي هم قابل درك است، اينكه ادعا شود كيارستمي آمده و درازگويي و جمود فكري سعدي را شفا داده قابل درك نيست. بخصوص اگر شما سعدي را بشناسيد.ضمن اينكه در همين نوشته درباره فيلمهاي باارزش كيارستمي هم نوشتهام كه ظاهرا شما متن را كامل مطالعه نكردهايد و از همه مهمتر اينكه اين نوشته بيش از آنكه روي سخنش با كيارستمي باشد با اكثريت جوگير و بيجسارت و پاچهخوار مطبوعات است.
Anonymous | July 29, 2008 09:36 AM
چون آدمک زنجیر بر دست و پایم از پنجه تقدیر من کی رهایم ای که تو دادی جانم گو به من تا کی بمانم آدمی چون آدمک مخلوقی سرگردان ای که تو دادی جانم گو به من تا کی بمانم آدمی چون آدمک مخلوقی سرگردان چون آدمک زنجیر بر دست و پایم از پنجه تقدیر من کی رهایم ای که تو دادی جانم گو به من تا کی بمانم آدمی چون آدمک مخلوقی سرگردان چون آدمک زنجیر بر دستو پایم از پنجه تقدیر من کی رهایم
scorpion | July 30, 2008 12:29 AM
من آن پرونده آدم برفی ها را دیدم. شما نوشتید که عجیب بود. کجایش عجیب بود توضیح می دهید؟خب به دفتر مجله فیلم زنگ بزنید و به راحتی بپرسید که آن مطلب را گلمکانی نوشته یا نه. از خودش بپرسید. جواب می دهد. آن دوست عزیز بی مایه که فرموده اباطیل میراحسان باید خیلی آدم جالبی باشد. اگر همه مثل طهماسب صلح جو و طالبی نژاد و امیر قادری بنویسند خوب است؟ لیاقتتان همانقدر است.
فهيمه : من فقط حس كردم چيزي كه دارم ميخوانم با سبك معمول نوشتههاي آقاي گلمكاني خيلي فاصله دارد و البته ممكن است اساسا اشتباه كرده باشم كه در آن صورت عذرخواهي خواهم كرد.
روزبه | July 30, 2008 11:07 PM
با اين كه اشتياقم براي خريد حافظ كيارستمي بيشتر بود ولي به نظرم كهري كه مي خواست بكنه رو سعدي خيلي خوب جواب داده...من 27 سال (به جز يه تحقيق مفصل در دوره دبيرستان)وقت نكردم برم سراغ آثار سعدي اما اين خلاصه كيارستمي به شدت منو شيفته سعدي كرد. خيلي وقتها آنونس فيلم از خود فيلم جذاب تر ميشه!
ali | July 31, 2008 07:44 AM
سلام و خسته نباشيد
يادداشت تحليلي زيبايي بود واقعا استفاده كردم
تا به حال به اين بعد قضيه توجه نكرده بودم
خوشحال خواهم شد اگر نظر شما را در وبلاگم ببينم
با اجازه ي شما وبلاگتان را لينك مي كنم
موفق باشيد
عارف اميري | July 31, 2008 11:18 AM
من با اين كتاب مشكلي ندارم و به نظرم به خاطر نوع ديدگاه و مهمتر تنبلي شخصي بد نيست كه آنرا بخوانم!دلايل توكانيستاني به نظرم جالب بود(قبلا در پستي مفصل نوشته بود) اما اگر بخواهم منصفانه بگويم آنقدرها هم ايده خاصي نيست كه اين همه سر و صدا راه انداختهاند، يعني شايد اگر من و شما چنين كتابي را چاپ كنيم اونقدرها هم پرفروش و سر و صدا نداشته باشد...
Mehdi | July 31, 2008 02:52 PM
لینک وبلاگ رامتین شهبازی در لیست دوستانتان به وبلاگ مریم شیرازی منتهی میشود (ظاهراً رامتین وبلاگ را غیرفعال کرده است و بعدا کسی دیگر صاحبش شده است) سایت بابک غفوری آذر هم که مدتها است غیرفعال است ...
ThirdMan | August 1, 2008 06:08 PM
چه به جا و درست حق مطلب را ادا کرده ای. پوپولیسم هنری . من نمی دانم چرا بعضی سعی دارند همواره زیر بلیط یکی دیگر باشند ؟شاید برای مطرح شدن یا عشق مفرط که می گویند آدم را کور می کند حتا اگر کر نباشد .
محبوبه میم | August 1, 2008 08:44 PM
اصطلاحات پر رنگ آقاي مير احسان خوراك اين ماله كشيدن ها هم هست.يعني اگر ايشان فقط انتخاب اشعار توسط كيارستمي را مي ستودند در مراتب ارادتشان خدشه اي وارد مي شد؟
فرهاد يلدا | August 2, 2008 06:37 PM
سلام دوست عزیز
یادداشت روزنامه دنیای اقتصاد شما خيلي جالب بود
موفق باشی
مرتضی - ح | August 3, 2008 01:45 AM
فهيمه ي عزيز درود!
اتفاقن من نوشته اي در اين خصوص در اين جا دارم خود بخوانيد:
http://episodemagazine.com/N4/kiarostami.htm
محمود | August 4, 2008 03:32 AM
سلام
جالبه که منم در همین ارتباط مطلبی نوشتم خوشحال میشنم نظر شما رو هم بدونم
رضا | August 5, 2008 12:47 PM
فهیمه ی عزیز درود!
نمی فهمم چرا کامنتم منتشر نشد!! نوشته بودم که به همین مسئله در راستای سخنان تان پردا خته بودم در این نشانی:
http://www.episodemagazine.com/N4/kiarostami.htm
شاد زی
محمود | August 5, 2008 01:17 PM
عکسهای کنفرانس مطبوعاتی مظلومی...
http://saleh-pic.blogfa.com
ابوکوروش... | August 6, 2008 10:42 AM
ساز مخالف...
از تازه ترین کارهایم....
http://abukoorosh.blogfa.com
ابوکوروش... | August 6, 2008 01:23 PM
آنکه بر در می کوبد...
از تازه ترین کارهایم...
http://abukoorosh.blogfa.com/
ابوکوروش... | August 9, 2008 08:50 AM
سرکار خانم خضر حیدری!
اینکه احمد میر احسان واقعا در تعریف از کیارستمی زیاده روی می کند شکی نیست حتی ایشان در یادداشتی که در مورد تولد کیارستمی نوشته بودند تولد وی را به آدمو حوا تبریک گفته بودند...اما دوست گرامی آیا بهتر نبود به جای اینکه با صفت پاچه خواری به جنگ ایشان می رفتید در نقد اظهارات ایشان می کوشیدید
بی شک کیارستمی منتقدانی دارد که به اندازه ی همین موافقان تمجید گو مضرند منتقدانی که تنه به کوبیدن کیارستمی می پردازند...بیاد بیاورید نوشته های بهزاد عشقی را درباره ی کیارستمی...
در باره ی آدم برفی ها هم روش درست پرسجو بود نه اتهام زنی...من هم خیلی دوست دارم بدانم که کدام طرف راست می گوید...
منفی | August 25, 2008 01:56 AM
متاسفانه اقای کیارستمی با اظهار نظر در مورد انتخابات نشان داد که طرفدار افکار پوپولیستی هست
Anonymous | January 29, 2009 10:57 AM
من هشت ماه از نزدیک شاهد زندگی قبادی بودم.از نامه بهمن
خیلی تعجب کردم.بهمن چند جمله خاص کیارستمی را جمع کرده بود
و سعی کرده بود با آن ها سینما و شخصیت کیارستمی را بکوبونه
فقط به این دلیل که بهش گفته فیلمش را دوست نداره.
اول باید بگم دید من نسبت به سینمای کیارستمی سینمای خنثی و بی مایه
های اجتماعی نیست.آثار کیارستمی لایه های متعددی دارند.کی می تونه
انتقاد گزنده کلوزآپ از شرایط اجتماعی را درک نکنه یا لایه های ظریف
روان کاوانه زیر درختان زیتون و ...فیلم که بیانیه سیاسی نیست.فیلم پنهان
هانکه را حتما دیده اید.فیلم سیاسی که رفتار فرانسوی ها در قبال الجزایری ها
را نقد می کنه بدون اینکه شعارهای روی سیاسی داشته باشه.کیارستمی
همم در فیلم هاش شعارهای سیاسی پوپولیستی نمی ده و قبادی نمی تونه
سینمایی از این جنس را درک کنه.من اغلب مقالات نقد فیلم حرفه ای
را به بهمن می دادم که بخونه ولی کشش درک و تحلیلشون رو
نداشت و بهانه می آورد اگه زیادی با سواد بشه مخاطب عامش رو از دست
می ده کیارستمی سبک خاص خودش را داره و این طور هم می مونه.
صادق هدایت هم با وجودیکه اتاقش را به جلسات توده ای ها داده بود،
هیچ وقت عضو گروه نشد.فروغ هم این طور بود در صورتیکه
گلستان از سران حزب بود.بعضی از هنرمندها دوست ندارن با
یه برچسب در قالبی بگنجن...!
من هشت ماه نزديك ترين فرد به بهمن قبادي بودم.از مهر سال
گذشته تا ارديبهشت امسال فیلمنامه فیلم را خواندم و حتی در
قسمتی از فیلم بازی هم کردمفیلم را هم در خانه بهمن دیده ام
همان زمان خواندن فیلمنامه متوجه شدم که بهمن هرچه بیشتر
واقعیت را سیاه می کنه تا نقش خودش به عنوان یک ناجی
پررنگ تر بشه.اشکان نقش اول فیلم،3روز حبس موقت بوده
به دلیل یه مهمونی توی باغ اما بهمن توی فیلم یه سال زندانش می کنه
وقتی اشکان برای دیدن بهداد به یه مهمونی میره مامورا می ریزن
توی خونه و اشکان از ترس خودشو از پنجره می ندازه پایین
و می میره و نگار هم خودکشی می کنه.ما هم باید مثل گوسفند
تو راهروهای خونه می دویدیم.همه اتفاقات و برخورد پلیس
و رفتار ما اغراق شده بود و من از این نظر موافق نظر
کیارستمی هستم.اما نامه بهمن به نظرم عوام فریبانه و کثیفه
.من هشت ماه همسر بهمن بودم و بايد بگم نه مردم و نه جامعه و
معضلاتش دغدغش نيستن. اون فقط به سه چيز فكر مي كنه:پول،شهرت
و زن اون نامه هم مثل فیلم تصویر معوجی از بهمنه.اون هیچ
وقت به خاطر فیلمش دستگیر نشده.بعد از جشنواره کن
برای دیدن مادرش مرز کردستان را غیر قانونی رد می کنه،
دستگیر می شه و 5 روز در زندان همدان می مونه.
هرچند سعی می کنه دستگیریشو سیاسی جلوه بده
درباره فیلمش هم یاید بگم رکسانا صابری که خبرنگاره
و اصلا تهیه کننده فیلم نیست از طریق یه مرکز در آمریکا
بودجه فیلم را تامین می کنه با شرط وجود جمله های سیاسی
خاص در فیلم.چرا این مرکز آمریکایی بودجه فیلمش رو
تامین می کنه؟اصلا این فیلم به سینمای مستقل تعلق نداره.
فیلم مستقل همان فیلم های مستقل کم خر جین که کیارستمی
و بیضایی در کانون می ساختن نه فیلم قبادی
بهمن بر خلاف ادعاش به شدت پول دوسته و به جز چندین خانه در
ایران املاکی هم در خارج از کشور داره.چه طور
این قدر گستاخانه درباره کیارستمی و خونش نظر میده.
بهمن زیاده خواه ترین آدمیه که تا به حال در زندگیم دیدم..
چه طور این قدر ظاهری درباره فیلمسازها و انگیزه هاشون
قضاوت می کنید؟..
ليلي | November 14, 2009 11:47 AM
میشه بگی که چه ارتباطی با کیارسمتی داری که این مزخرفات رو در باره بهمن قبادی نوشتی؟نکنه همسرشی؟Anonymousجناب
کیوان | December 24, 2009 12:59 AM