« زندگي ، زندگي‌ست صفحه اصلی درباره فريبا وفي و «رازي در كوچه‌ها» »

July 02, 2008

امان از فهم كج !

آقايان ، خانم‌ها ، آدم‌ها
من نه همجنس‌گرا هستم و نه از همجنس‌گرايي دفاع مي‌كنم و نه از همجنس‌گرايي خوشم مي‌آيد.خوشم كه نمي‌آيد هيچ نسبت به آن احساس «چندش» هم دارم و قبلا هم گفته بودم كه از همجنس‌گرايي « بدم» مي‌آيد.اصلا موضوع من همجنس‌گرايي يا همجنس‌ناگرايي نيست.موضوع مورد نظر من در پستي كه مورد غرض‌ورزي كيهان قرار گرفت اصلا چيز ديگري بود.من از « خود بودن » با همه نواقص و بدي‌ها و خوبي‌ها و عيب‌ها و كژي‌ها و راستي‌ها و بهنجاري‌ها و ناهنجاري‌هاي « خود » حرف زده بودم .اين كجا و آنچه كه همكاران و ناهمفكران ما در كيهان مدتي است به تحميل آن به افكار عمومي پيله كرده‌اند، كجا ؟ من البته جوابيه‌اي هم براي كيهان و به اسم آقاي شريعتمداري فرستادم و ديگر هم نمي‌خواستم درباره اين مزخرفات بنويسم و وقتم را تلف چرندنويسي درباره اين ماجراها بكنم اما انگار وقت و بي‌وقت و مربوط و نامربوط قرار است ماها طعمه اهداف سياسي آقايان بشويم.من نمي‌دانم مگر بنده عقل توي كله‌ام نيست يا از ارزش‌ها و عقايد و اصول جامعه‌اي كه هر چه هست ، دوستش دارم ، به آن تعلق دارم و دارم در آن زندگي مي‌كنم خبر ندارم كه بيايم و خواستار آزادي فلان گروه يا فعاليت بهمان گروه « مردود » بشوم ؟ مگر اين فقط شما هستيد كه مي‌دانيد در دين اسلام همجنس‌خواهي نهي شده و عرف و شرع و همه‌چيز همجنس‌خواهان را زير سوال مي‌برد ؟ نخير بنده هم اينها را مي‌دانم و اگر بيشتر از شما قرآن و متون ديني را نخوانده باشم كمتر از شما هم نخوانده‌ام! نمي‌دانم چه كسي گفته و از كجا اين حكم صادر شده كه حقيقت محض تنها همان است كه شما برداشت مي‌كنيد و بس ؟ بنده هم دفاعي از جماعت همجنس‌گرا نكرده‌ام ، اگرچه فكر مي‌كنم به اين گروه هم بايد كمك كرد تا راه خود را پيدا كنند.اصولا از نگاه من در جامعه انساني ، انسان‌ها مي‌توانند به هم كمك كنند، به ساخته شدن هم ، به رفع مشكلات هم و امروز علم پزشكي هم در مورد همجنس‌گرايان به همين نتيجه رسيده و در تلاش براي حل مشكلات اين گروه است.
حالا شما بنشينيد و در تحريريه‌تان به زمين و زمان فحش بدهيد و همه را متهم كنيد.بالاخره مسلمان كه هستيد و به قيامت كه اعتقاد داريد.شايد در دنياي ديگر جوابتان را گرفتيد.

اين هم جوابيه‌اي است كه براي كيهان نوشته‌ام و بخشي از آن را به كيهان هم فرستادم كه البته تنها دو كلمه‌اش چاپ شد !!:
جناب آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسئول محترم روزنامه كيهان
اخيرا و پس از انتشار مصاحبه‌اي در روزنامه اعتماد ملي كه با واكنش‌هاي تند روزنامه تحت مديريت جنابعالي رو به رو شد متاسفانه گزيده‌اي از مطالب اينجانب در روزنامه اعتماد ملي و وبلاگ شخصي‌ام در كيهان به چاپ رسيد و مورد انتقاد شديد شما قرار گرفت. اكنون كه بر مسند خطير « قضاوت » نشسته‌ايد ، گمان مي‌كنم دست‌كم حق پرسيدن چند پرسش ساده را از جنابعالي داشته باشم.

1. آيا منصفانه‌تر نبود اگر به جاي پس و پيش كردن جملات و گزينش سليقه‌اي مطالب بنده شكل كامل مطلبي را كه در وبلاگ شخصي خود يا گزارشي را كه در روزنامه اعتماد ملي نوشته بودم منتشر مي‌كرديد و به اين ترتيب علاوه بر رعايت اصول « بازي جوانمردانه » فرصت قضاوت عادلانه‌تري را براي خوانندگان خود نيز فراهم مي‌آورديد ؟ آيا از آنجا كه در شريعت مقدس اسلام هم مومنان به امانتداري در نقل و رعايت جانب انصاف دعوت مي‌شوند، بهترنيست كيهان‌نويسان محترم پيش از بيرون كشيدن تار موي دلخواه خود از ماست كم‌چرب و فقيرانه مطالب روزنامه‌نگاران به ميزان امانتداري خود در نقل و چينش مطالب رجوع كنند ؟ شك ندارم كه خود نويسندگان محترم كيهان بهتر از هر كس ديگري مي‌دانند كه اگر به جاي انتخاب غرض‌ورزانه بخش‌هايي از مطلب من و تحريف آشكار آن ،تمام مطلب را منتشر مي‌كردند،قطعا برداشت صادقانه و واقعي‌تري از آن ممكن مي‌شد كمااينكه در هيچ كجاي مطلب مورد اشاره كيهان مطلقا دفاعي از همجنس‌خواهي و تقاضايي براي آزادي اين گروه در كشور نشده است و حتي نويسنده به وضوح اعلام كرده كه « به شدت از همجنس‌خواهي بدش مي‌آيد. » و به عنوان يك فعال اجتماعي بر رنج‌آور بودن زندگي مبتلايان به همجنس‌خواهي تاكيد كرده است. منتها روشن است كه نويسنده اين سطور خود را در جايگاه و موضع تكفير يا لعن و نفرين هيچ فرد يا گروهي نمي‌داند حتي اگر شما چنين جايگاه و شاني براي خود قائل باشيد وظاهرا تفاوت نگاه « ما » و « شما » هم در همين مسئله ساده است.

2. به نظر مي‌رسد كه كيهان در دعواي سياسي خود با حرب و روزنامه اعتماد ملي سهل‌ترين راه را انتخاب كرده و آن هم حمله به روزنامه‌نگاري است كه اتفاقا چندان اهل ورود به مباحث سياسي نيست .اگر چنين باشد آيا راهي جز ابراز تاسف از اينكه كيهان يك روزنامه‌نگار را وجه تسويه خود با يك جريان فكري قرار داده و با زير پا گذاشتن اصول « بازي جوانمردانه » و نقل تقطيعي و تفسير به راي نوشته‌هاي او اغراض ديگري را دنبال مي‌كند باقي خواهد ماند؟ همكاران محترم ما در روزنامه كيهان خودشان هم مي‌دانند كه مسئله‌شان خانم « ف. خ » نيست و مسئله‌شان حتي تحريريه معلوم‌الحال (!) روزنامه اعتماد ملي هم نيست.

3. اينكه امتياز روزنامه اعتماد ملي از آن يك روحاني معتقد و بلندپايه است كه نسبت به مسائل ديني و مذهبي هم حساسيت ويژه دارد با هيچ منطقي نمي‌تواند سبب شود تا نويسندگان كيهان بر سر هر مسئله‌اي مربوط و نامربوط پاي ايشان را وسط بكشند و با تحريريه و روزنامه‌اش دربيافتند.چنين تداخل موضوعي‌اي گذشته از آنكه فاقد پايه‌هاي اصولي و منطقي است سودي هم به حال جريده محترم كيهان ندارد .گيريم كه آقاي كروبي كه كيهان تا اين حد براي ايشان و آينده‌شان دل مي‌سوزاند اصلا بنده را از تحريريه روزنامه موسوم به حزبشان اخراج كنند ، پرسش اينجاست كه روزنامه كيهان چه عايدي در اين ميان خواهد داشت ؟ يك روزنامه‌نگاركه تنها روزنامه‌نگار است و بس و اساسا علاقه‌ و تخصصي هم در مناقشات سياسي ندارد ، در محيط كار خود تحت فشار قرار گرفته و نهايتا خانه نشين مي‌شود.نگراني بابت آينده آقاي كروبي و اينكه ايشان با انتشار روزنامه اعتماد ملي به كجا مي‌رود هم اگرچه از اساس بي‌پايه است و مسلما حجت‌الاسلام كروبي راه خودشان را مي‌شناسند اما تا حدودي مرتفع خواهد شد.
با سپاس از توجه شما
ف.خ