« لينكبازي
صفحه اصلی
امان از فهم كج ! »
June 23, 2008
زندگي ، زندگيست
یک خرس قهوه ای مخملی خریده ام
برای دختری که
ندارم
و یک عینک
برای پدر
که چشم هایش دیگر نمی بیند
و حالا می روم
برای او که نیست
گل نسرین بچینم
شاد یا غمگین
زندگی، زندگی ست
و اگر فردا
برای شکار پلنگ
به دریا رفتم
تعجب نکنید.
رسول یونان، از کتاب « روز بخیر محبوب من ».

Comments
چهقدر شعر خوبی است ...
ata | June 23, 2008 04:10 PM
...
عاشق که نشدی خانم؟ شدی ؟ عشق دوم و سوم و... فاجعه نیست برخلاف آنچه نامجو خان می گوید همین طوری گفتم شاید عاشق شدی عاشق شدن آنقدر ساده اتفاق می افتد که اصلا نمی توانم این جمله کلیشه یی و مزخرف " عاشق شدی " را طور دیگری بنویسم.
بهرحال سعی کن دوباره بشوی. حالا منم گیر دادم ها. آخه شما پیش در آمد افسردگی می نوازی و بهترین راه جلوگیری همین عاشقیت است چنان می گویم جلوگیری که یاد حامله گی و بهمان افتادم. راستی قزوینی هست؟ نمی دانم چرا از مردهای قزوین می ترسم. لعنت به این جک ها.
همین
هیرگاموس-م.ح | June 23, 2008 04:31 PM
سلام.قلم تان را می پسندم.موفق باشید.
فرانک آرتا | June 23, 2008 09:46 PM
سلام فهيمه جان از شما دلگيرم چراكه شما براي هر مطلبي و اتفافي متن مي نويسيد اما با بستن شدن روزنامه ما حتي يك متن ابراز
تاسف نيز نديديم اين ويژه نامه خيلي سخيف بود اما بچه هاي روزنامه اين مطالب را ننوشته بودند كاش مثل ديگر قضايا حداقل دلداري دوستان و همكاران خود را مي ديديم دنياي مطبوعات بسياركوچك است
فهيمه : دوست خوبم حق با شماست و حتما شما واقعا فكر نميكنيد كه من به عنوان يك همكار از توقيف روزنامهتان خوشحال شده باشم.راستش خبر را كه شنيدم خيلي فوري با دوستانم در روزنامهتان تماس گرفتم و جوياي احوال شدم اما اينكه چيزي ننوشتم دليل بر بيتوجهي نيست. بگذاريدش به حساب حال خراب خودم ، به حساب اينكه ديگر زيادي از اين جريان تكراري دلزدهام و زيادي بيانگيزه و بيحوصله و باري به هر جهت.حق با شماست. وقتي روزنامهاي ، تفكري و رسانهاي را به تعطيلي ميكشانند ما بايد واكنش نشان بدهيم اما راستش من يكي - دست كم اين روزها - حسابي كم آوردهام.اگر بخواهم چيزي بنويسم هم يك مشت حرف تكراري دارم كه بگويم. يك مشت گلايه تكراري كه بيشتر به غرغر شبيه شدهاند.همان حرفها كه وقتي شرق نعطيل شد گفتيم يا وقتي زنان تعطيل شد يا همميهن يا دهها مورد مشابه.متاسفم كه توقيف شديد اما من اين روزها بدون اينكه توقيف شده باشم شديدا احساس توقيفشدگي دارم.ببخشيد.
يكي از روزنامه نگاران تهران امروز | June 23, 2008 10:22 PM
...
خودت را جمع و جور کن خواهرم. این را جدی می گویم افسردگی اپیدمی رایج است باشه اما این دلیل نمی شود که بهش گردن بنهی ! افسردگی زمانی که از تریپ روشنفکر مابانه و قیافه خارج می شود وحشتناک است حتما خودت بهتر می دانی کاری کن فحش بده گریه کن ورزش کن ببخشید این الاغ کار کن بخور و بنوش و.. اما تسلیم اش نشو. واقعیت این است که توی سوئیس به دنیا نیامدی باشه اما می شود شاشید به خیلی چیزها وقتی کاری نمی شود کرد. نمی دانم اما واقعا دوست دارم نویسنده ی وبلاگی را هم که می خوانم به این درد مادر فلان دچار شود. حالم از این همه افسرده بهم می خورد. از خودم. پاشو.
همین
هیرگاموس-م.ح | June 24, 2008 12:22 AM
هم شاعر خوبي خستي هم انتخاب شعرهايت خيلي خوبه.موفق باشي.من هر روز به اينجا سر ميزنم فقط كمي دير مينويسي.
محمد | June 24, 2008 10:19 AM
سلام فهیمه جان
روزت مبارک.....
هاجر | June 24, 2008 10:56 AM
Zendegi agar zendegi nabood ke esmesh ro nemizashtan zendegi!!!x
pantea | June 24, 2008 09:29 PM
فهیمه جان
دلم می خواست وارد سایتت که می شوم از حراج اموال شاملوی نازنینمان بخوانم،به خصوص
که می دانم گزارش چاپ نشده ای هم داری
فهيمه : ساقي جان گزارشم همچنان چاپ نشده باقي مانده. با آيدا هم همان روز كه حراج انجام شد حرف زدم اما حال خوبي نداشت و دوباره حرف زدن را موكول كرد به آينده. آن گزارش بايد با اطلاعات تازه روزآمد شو.د براي روزنامه.... درباره اينجا و چيزهايي كه اين روزها شما انتظار داريد بنويسم و نمينويسم هم شرمندهام. ميبيني كه اينجا حال چندان خوشي ندارد !
ساقی | June 24, 2008 10:12 PM
در حالی که کشور ما و مردم ما با هزاران مشکل و بدبختی اقتصادی و اجتماعی دست به گریبانند و از شدت بلایای مختلفی که بر سرشان می بارد سیه روزگاری بی مانندی را می گذرانند ُ، مقامات تصمیم گیرنده و بازجویان وزارت اطلاعات و سایر همکارانشان در نیروی انتظامی و قوه قضائیه کشور همه نکبتها و بدبختیهای جامعه را به امان خدا رها کرده اند و در پی خفه کردن صدای ضعیف تعدادی زن بی دفاع و بی پناه و بی آزار و مظلوم هموطنشان بر آمده اند . زنانی که خواهران و دختران و مادران آنها هستند و جز تغییراتی اندک در قوانین مدنی و جزایی کشور چیز دیگری را از حکومت خود طلب نکرده اند . وزارت اطلاعات و قوه قضائیه و نیروی انتظامی کشور ما در دنیا زورشان فقط به همین چند زن و نیز عده ای روشنفکر و نویسندهء مسالمت جو و اهل علم و قلم و جمع پریشانی از آدمهای نجیب و بی آزار بدبخت و ناتوان هموطنشان رسیده است ..
(ادامه این مطلب را در وبلاگ یک میلیون امضا در انگلستان بخوانید)
کارزار یک میلیون امضا در انگلستان | June 24, 2008 10:49 PM
نیست!!!!!!! زندگی ،زندگی نیست!به خدا نیست!عصبانی ام ، دلتنگم ، می توانم های های گریه کنم ، می توانم از امید قطع امید کنم !زندگیم زندگی نیست!
مریم | June 25, 2008 12:34 AM
salam azizam khoobi? hamishe az khoondane inja lezat mibaram
samaneh | June 25, 2008 03:17 AM
سلام
مي بينم كه مطلبت در مورد خرداديان حسابي لج رجانيوزي ها رو درآورده اونم با چه تيتري !!!!!!!!!!!!!!
هاجر | June 25, 2008 08:17 AM
زیرابتون خورد خانوم خضرحیدری...سایت رجانیوز رو ببینید
حسین | June 25, 2008 12:34 PM
سلام
اتفاقي به وبتان رسيدم متن كتاب انتخاب شده را خواندم و لذت بردم ممنون
چيزي شبيه روزنامه | June 25, 2008 05:47 PM
امیدوارم به - قول ساعدی عزیز- حتی المقدور خوب باشی!
اما آن گزارش هم روزی برای خودش "به روز" بود.شاید...
بگذریم،ما هم زیر طاق "باید ها" نشسته ایم و آدامس
"شاید ها" می جویم؛باد می کنیم و خودمان می ترکانیمش!
سرافراز باشی!
ساقی | June 25, 2008 07:03 PM
che hali kardam ba matlabet :D raja news faghat khodesho tike tike nakarde :D
va yek chize digar ke ghablanam gofte bodam , man fahim ra hamishe shad be khater miavaram....shade shade shad
nazanin | June 26, 2008 01:04 AM
این لینک را بخوان
http://www.javandaily.com/1387/870406/cultural.htm#s400044
به نظر می رسد در هیاهوی سیاسی کاریها برخی روزنامه ها که به سپاه هم وابسته هستند در حال کلید زدن یک جریان مهم فرنگی - امنیتی هستند
hasan | June 26, 2008 12:13 PM
در مورد پست قبلی :
نوشتن روزانه آقای آقازاده در وبلاگشان یعنی اینکه به خوانندگانشان احترام خاصی می گذارند . ای کاش شما هم این احنرام را می گذاشتید !!
احسان ولی زاده | June 26, 2008 04:18 PM
انتخاب خوبی بود
فردین | June 26, 2008 10:32 PM
درود بر شما دوست عزيز
مطالبتان بسيار خوب و قابل استفاده است
موفق باشيد
محمدي | July 1, 2008 12:00 PM
من منتظرم .....!
هاجر | July 2, 2008 10:44 AM
سلام
این لینکهای آرشیو کناری وبلاگ ظاهرا کار نمی کنه و دسترسی به مطالب قبلی از این لینکها مقدور نیست...
Mehdi | July 5, 2008 08:30 AM
تساوی حقوق زن و مرد
با سلام وعرض ادب
خورشید ظاهری به وسیله حرارت و نور خود ، وجود خارجی و ماهیت همه اشیاء روی زمین را ظاهر می سازد .
بدون اشعه ی خورشید ماهیت اشیاء در ظلمت باقی می ماند .
به همچنین شمس ظهور حضرت بهاءالله که با تمام شکوه در آسمان روحانیت می درخشد ، حقایقی را که از قبل پنهان بود آشکار ساخته است .
یکی از این حقایق تساوی حقوق زن و مرد است .
در پرتو اشعه شمس حقیقت استعدادهای زنان چنان روشن و عیان گشته که در حال حاضر تساوی حقوق زن و مرد حقیقتی است که در عالم تأسیس گردیده است .
• حضرت بهاءالله به وضوح فرموده اند که در نزد خدا فرقی میان زن و مرد نیست .
علت عدم مساوات در سالهای گذشته برتری مردها نبوده است بلکه بدین علت بوده که به زنان فرصت مساوی داده نشده تا استعدادات و قوای خود را ظاهر نمایند .
با وجود تعصبات بر علیه طبقه نسوان ، تاریخ ، حیات تعداد کثیری از نسوان را که پیروزیهای عظیمه ای داشته اند ثبت نموده است .
• اعتقاد به امری که خدا وضع نکرده است جهل و اوهام است .
امروزه باید به زنان فرصتهای کافی داده شود تا تعلیم و تربیت یابند و بطور مساوی همانند مردان در جمیع میادین فعالیتهای بشری وارد شوند ، تا تساوی زن و مرد در این دنیا همانطور که در عالم روحانی موجود است متحقق نشود پیشرفت حقیقی در عالم انسانی واقع نخواهد شد
• اولین زنی که حقیقت رسالت جدید خداوند را قبول نمود یک زن شاعر ایرانی به نام طاهره بود.
چون طاهره به امر الهی مؤمن گردید و به حقیقت ظهور جدید پی برد حقیقت مساوات بین زن و مرد را کاملا درک کرد و تمام زندگی و نیروی خود را صرف اعلان این حقیقت نمود .
علم و فصاحت او اعظم علماء آن زمان را متحیر ساخت .
با وجودی که تمام قوای پادشاه ظالم و علماء جاهل و مغرور بر علیه او به کار گرفته شد وی لحظه ای در بیان حقیقت توقف نکرد .
در نهایت جان خود را فدای امری نمود که با چنان ثبات و استقامتی به آن معتقد بود .
http://vvahdat.blogfa.com
هم وطن | July 17, 2008 06:28 PM