« افشين قطبي و سيدمحمدخاتمي صفحه اصلی واقعا بدون شرح!!! »

June 02, 2008

جسارت خود بودن و عدالت‌محوري در توقيف !

راديو فردا گفت‌و‌گويي منتشر كرده با محمد خرداديان ( مردي كه چون مي‌رقصد ، بي‌غيرت و مفسد في‌الارض است ) كه ظاهرا خيلي طرفدار پيدا كرده.گذشته از نفس گفت‌وگو و اينكه اصلا خرداديان آدم قابل توجهي هست يا نيست؛ نكته‌اي در رفتار و حرف‌هاي اين آقاي رقصنده هست كه من با تمام وجود آن را تحسين مي‌كنم.اين آدم به شدت خودش است.اگر همجنس‌گراست ، اگر با همجنسان خودش تفاوت دارد، اگر اصلا آدم مزخرفي است و هر چه كه هست، همين است كه هست و توجه داشته باشيد كه اصلا تمام آموزه‌هاي عرفاني ما ، يكي از مهم‌ترين و بزرگ‌ترين اهدافشان همين است كه به آدميزاد هزارچهره بگويند : « خودت باش.آنچنان كه مي‌نمايي و مي‌خواهي باش.» حالا آقاي خرداديان البته عارف كه نيست اما با حرف‌هايش و با آزادي و رهايي‌اي كه در بيان خودش نشان داده، شاهدي است بر اين مدعا كه هر كس به روش خودش مي‌تواند « خودش » باشد.فقط كافي است كمي جسارت به خرج بدهد.راستش حرف‌هايش دل من را به درد آورد.گفته :« من با يک پسر ۲۱ ساله در ايران دوست شدم . شايد او نخواهد من نامش را ببرم ولی يکی از اعضای فاميلمان بود که در يک عروسی برای اولين بار ديدمش. يک ماه با هم بوديم و من برگشتم دبی و برای بار دوم فقط به خاطر او رفتم ايران و حتی به زندان هم افتادم، چون فکرمی کردم ديگر از تنهايی بيرون می آيم و کسی را برای خودم پيدا کردم . به عشق او همه زندگی ام را در آمريکا فروختم و آمدم به دبی و يک زندگی جديد را با هم شروع کرديم. به اسمش خانه خريدم ، برايش اقامت گرفتم و کلی دردسر ديگر تا بتوانم ويزای آمريکا را هم برای او بگيرم تا برای هميشه به آمريکا برويم.سرانجام توانستم ويزای يک ساله کار در آمريکا را برايش بگيرم. در آنجا تقاضای گرين کارت داديم و وقتی که دادگاه عکس های ما را با هم ديد و به خاطر اينکه من در ايران به زندان افتاده بودم خيلی سريع به او گرين کارت دادند. اما پس از آن وضع زندگی ما بد شد و من را ترک کرد تا من دوباره تنها بمانم.»من پيشنهاد مي‌كنم اين گفت‌وگو را بخوانيد.نكات جالب و قابل‌تاملي در آن هست و ضمنا تاكيدي است بر رنج‌آور بودن زندگي براي كساني كه به هر دليلي طبيعت يا تمايلات همجنس‌خواهانه دارند.راستش من خودم هم كه دارم اينها را مي‌نويسم به شدت از همجنس‌خواهي بدم مي‌آيد اما معتقدم نظر و سليقه شخصي من مال خودم است و به ديگران ، ازجمله به همجنس‌خواهان ربطي ندارد و خوشامد يا بدآمد ما نبايد منعي براي اين گروه باشد.

2.خبر توقيف خبرگزاري فارس، به نظرم از چند زاويه قابليت بررسي و حتي شوخي و خنده دارد.اول اينكه عاقبت خياط هم در كوزه افتاد و خبرگزاري دولتي‌اي كه هميشه همه چيزش « پيش از آنكه فكر كني اتفاق مي‌افتاد » و منابع آگاهش خبر از توقيف مطبوعات مي‌دادند و بعد هم تكذيب مي‌شد و بعد از چند روز هم بالاخره فارس حرفش را به كرسي مي‌نشاند، توقيف شد ! خب اين از يك زاويه.زاويه ديگر اينكه دولتمردان ما واقعا در رسالت خودشان آدم‌هاي جدي‌اي هستند و اين همه پشتكار حقيقتا جاي تحسين دارد.آقايان حتي به بزرگ‌ترين متحد خودشان هم رحم نمي‌كنند؛ حالا ديگر ما كجاي كار هستيم ؟ اين هم دومين زاويه اما سومين زاويه از همه مهم‌تر است.آقايان دولتمرد ما را رسما « خر » فرض كرده‌اند.من نمي‌فهمم تعطيلي خبرگزاري فارس به مدت سه روز ، آن هم در روزهايي كه اساسا تمام مملكت، از جمله رسانه‌هاي مكتوب و مطبوعات تعطيل هستند و اصلا خبري قرار نيست روي خروجي خبرگزاري‌ها بيايد واقعا چه نوع حركت تنبيهي‌اي است ؟؟
به گزارش الف، در پی انتشار خبر جایگزینی احتمالی دکتر داوودی به جای آقای مظاهری در ریاست کل بانک مرکزی، یک مقام وزارت ارشاد با مقدم‏فر، مدیرعامل فارس تماس مي‌گيرد و اعلام مي‌كند كه انتشار اخبار از سوی این خبرگزاری به دلیل انتشار اين خبر به مدت 72 ساعت متوقف خواهد شد و اين يعني توقيف !! خدا نصيب ما هم بكند از اين توقيف‌ها :)
ضمنا اين بار منابع آگاه خبر توقيفي‌شان را به ايرنا دادند كه اعلام كند !



Comments

salam.
morede sevom (3)khandedartarin ettefagh emsal, daste kam ta emrooz ast. faght 1 bazi ast va bas.

...
خردادیان از بر و بچه های هموسکسواله؟؟ عجب!همیشه برای هموسکسوال ها احترام خاصی قائل بودم دقیقا بخاطر همین اقلیت و خاص بودن شان تا آنجا که می دانم اغلب همه تجربه ی همجنس گرایی را دارند خصوصا در اوایل بلوغ ولی بعد طرف می شود یک مادر فلان متعصب که گناه است و لواط و مساحقه-درست نوشتم؟- حالا بماند که در مسلمان بودن طرف شک است دو سه بار در چند تا جمع از این بدبخت ها دفاع کردم فرداش دیدم دوستان کمی ازم دوری می کنند به خیال اینکه بنده گی ام حالا بیا ثابت کن این خانم معشوقه ت که بابا دلیل طرفداری از هموسکسوال ها دلیلی نیست که تو رغبتی بهش داشته باشی حالا خوبه نگفتند که لزم که دیگه اون اثبات اش توی جمع سخته هیچ بعید نیست که متهم بشوم.
بگذریم.
همین.!!!

خانم خضر حیدری سلام....گاهی یک حرف ساده که بدون فکر و یا از روی قصد زده شود مرز بین روشن فکر واقعی و کسی که فکر میکند روشن فکر است را مشخص میکند.ببینید ما می توانیم در مورد مسائلی که در جامعه جهانی و در قرن 21 غیر اخلاقی خوانده شود اظهار نظر کنیم و بگوئیم بدمان می اید یا خوشمان می آید.مثلن اینکه من از قتل از دزدی از مال مردم خوردن و یا از شیاد بودن و دورویی و...بدم می اید و این اصلن عجیب نیست.اما اینکه من از هم جنس خواهی بدم می آید حرف عجیبی است.چون چطور کسی که همجنسگرا نبوده و نیست الزامن فکر می کند باید از آن بدش بیاید یا خوشش بیاید؟همجنس گرایی در جوامع اروپایی و متمدن یک میل جنسی است مانند دگرجنس گرایی و افراد جامعه آنرا پذیرفته اند.اما اینکه شما که همجنسگرا نیستید بگویید م از همجنس خواهی بدم می آید در درجه اول همان ترس دیرین ما ایرانی ها از برچسب خوردن را نشان داده اید و در درجه دوم اینکه بدون فکر در مورد یک میل جنسی که اصلن به شما مربوط نیست اظهار نظر کرده اید..بهتر نبود می گفتید من چون هم جنس گرا نیستم نظر خاصی هم در اینباره ندارم.نه اینکه من از همجنس خواهی بدم می آید.مگر تجربه رابطه با همجنس را داشته اید و به مذاقتان خوش نیامده است؟لازم نیست بگوئید از همجنس خواهی خوشم می آید چون به هر حال همجنس گرا نیستید اما اینکه بدم می آید حرف خیلی عجیبی است.و یک روشن فکر هیچگاه بدون فکر در مورد مسئله ای که تجربه ای در آن ندارد اینگونه اظهار نظر نمی کند.نگوئید ادعای روشن فکری ندارید که مطمئنم حس می کنید روشن فکر هستید و امیدوارم که باشید.شما می توانید بگوئید فلان غذا را دوست ندارید چون از مزه آن خوشتان نمی آید یا از فلان کار بدم می آید چون از اصول انسانیت به دور است اما در مورد یک میل جنسی که امروزه مانند دگرجنس خواهی طبیعی به شما می آید و جزو بیماری ها نیست بدتان بیاید نشان از یک ذهن ایرانی غیر روشن فکر می دهید.دقیقن مانند آقای احمدی نژاد یا آقای خامنه ای چون این آقایون هم مطمئن مثل شما از همجنس گرایی بدشان می آید.ببینید یک حرف ساده مرز بین یک روشنفکر واقعی با کسی که فکر می کند روشن فکر است را مشخص می کند..امیدوارم کامنت من را حذف نکنید.چون حرف بدی نزدم و مطمئنم اگر به عمق حرف من فکر کنید می فهمید اشتباه بیان کرده اید.

جناب قائدی این چه منطقیست که مخالفت یا موافقت ما با یک پدیده اجتماعی یا انسانی یا اخلاقی یا سیاسی یا اقتصادی را مشروط به داشتن تجربه ای مستقیم در آن امر بدانیم .

آیا بنده اگر با واگذاری فرزندان بی سرپرست به زوج های هموسکسوال مخالف باشم این مخالفت بنده بی معناست ؟ حتما باید در یک خانواده هموسکسوال بزرگ شده باشم تا حق چنین مخالفتی را داشته باشم .

شاید نکته سنجی شما در تمایض قائل شدن بین کلمه موافقت و خوش آمد بودن نکته قابل تاملی باشد ولی اصل مخالفت یا موافقت با پدیده های اجتماعی بدون داشتن تجربیات مستقیم امری نرمال است .

جویا

– ها ؛ چَنی قشنگَ !
نمایشگاه مفرغ های لرستان
اول ژوئن 2008 پاریس
Musée Cernuschi Paris
---
همیشه ایران به روز گذر کرد
http://hamisheiran.blogfa.com/

دوستان عزیزی که شکایت دارید چرا به خاطر حمایت از هم جنس گرایان ، به هم جنس گرایی متهم می شوید،اگر واقعا هم جنس گرایی را اتهام می دانید و مواظبید که مبادا دیگران درباره شما چنین فکری بکنند ، پس دعوا بر سر چیست؟فقط یک قضیه هست : این امر به قدری غیر طبیعیست که شک ندارم کسی که از آن دفاع می کند...چون دلیلی ندارد که...اگر هم جنس گرایی انحراف نیست ، پس به راستی چه چیز انحراف است؟ضمنا قرآن را بخوانید و داستان حضرت لوط و عاقبت به مضحکه گرفتن خدا و پیامبران الهی را فراموش نکنید.وای بر ما با این جامعه، با این عقاید.اگر قرار است جامعه ما بابه لجن کشیدن اخلاق ،مدرن شود، پس وای برما ، وای برهمه ما...

فكر نمى كنيد آن توقيف 3 روزه در 3 روز تعطيلى عذر خوبى براى انكار ارتباط خبرگزارى فارس با نهادهاى رسمى كشور باشد،بعد از سر و صداى زياد در مورد گاف خبرى اش پيرامون لبنان؟

بايد به حال كروبي بيچاره مرغان آسمون گريه كنند كه چه كساني با چه افكاري تو روزنامه اش چيز مي نويسند!! .فرداي قيامت....فرداي قيامت....!!!

برو خدا شفات بده بابا

برو خدا شفات بده بابا

سلام
الان دیدم رجانیوز برای این خبری که یک روزنامه نگار اعتماد ملی در وبلاگش و نه در سایت رسمی روزنامه درج کرده چه قشقرقی به پا کرده !!

همجنسگرايي يك ژست يا مد روز نيست كه ما در مذ مت ونكوهش آن داد سخن گوييم بلكه جيزيست همچون نفس كه از بدو تولد با توست بايستي باشي تا بفهمي.

اینکه همجنس کرایی یک امر فطریست یا تلفینی هنوز مشخص نمیباشد زیرا همه ما مسلماًمیل به جنس مخالف داریم از یک طرف میتوان آن را جزءسیاست کنترل ازدیاد در جمعیت مورد بحث واقع کرد و از طرف دیکر باور داشت که این امر فطری است و در سنین جوانی (نه دوران کودکی )این مسأله ایجاد می شود . در هر صورت هنوز جواب قانع کننده ای وجود ندارد .

راستش عجیبه که نوشتی ((راستش من خودم هم كه دارم اينها را مي‌نويسم به شدت از همجنس‌خواهي بدم مي‌آيد))این حرف شما درست مثل این است که بگویید از چپ دست ها بدم می آید.راستش شما با همین یک جمله کوته فکری خودتون رو به شدت ثابت کردید.من هم از آدم هایی با طرز فکر شما بدم می یاد.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)