« مسئله مهم مكان‌يابي«بيني» ! صفحه اصلی جسارت خود بودن و عدالت‌محوري در توقيف ! »

May 31, 2008

افشين قطبي و سيدمحمدخاتمي

1. شايد زياده‌روي به نظر برسد اما واقعا به نظر من افشين قطبي در فوتبال ما و اساسا در جامعه ورزشي ما ، مثل خاتمي بود در سياستمان.- حالا اصلاح‌طلبان تندرو و هواخواهان آقاي خاتمي ممكن است به من حمله كنند كه اين چه قياس مع‌الفارقي است - توضيح مي‌دهم.آقاي خاتمي در فضاي سياسي ما هيچ كاري هم كه نكرده باشد يك كار بسيار مهم و اساسي و بنيادي كرده است و آن تغيير گفتمان سياسي مرسوم در جامعه است.خاتمي با خودش ادبيات تازه‌ و منش و رفتاري تازه را همراه آورد و حرف‌هايي زد و بر مسائلي تاكيد كرد كه اگرچه اوايل كار سنگين‌تر از آن بود كه اهل سياست بتوانند بي‌دردسر هضمش كنند اما كم‌كم همان حرف‌ها را از دهان خيلي‌هاي ديگر و از جمله مخالفان قسم‌خورده دكترين خاتمي هم مي‌شنيديم و جالب است كه هنوز هم مي‌شنويم.منطق گفت‌و‌گو و نشستن دور ميز مذاكره و همفكري ، از اين منظر مهم‌ترين دستاوردهاي خاتمي براي سياست ما بود؛ هر چند كه مماشات بيش از حدش گاهي همه‌مان را كفري مي‌كرد و تسامح و تساهلش به بي‌عملي پهلو مي‌زد اما نمي‌توانيم تاثير خاتمي را در منطقي‌تر شدن جريانات سياسي كشور ناديده بگيريم.از همين زاويه است كه براي من حضور ناگهاني افشين قطبي در جامعه ورزشي كشور با ظهور خاتمي در عرصه سياسي قابل مقايسه است.از همان اولين گفت‌وگويي كه در تلويزيون كرد تا آخرين روزهاي حضورش ، افشين قطبي سيماي يك « جنتلمن » را در جامعه فوتبالي به نمايش گذاشت؛ سيمايي كه با اكثريت لمپن و « جواد » فوتبالي‌ها بسيار متفاوت بود و اگرچه در فوتبالي بودن با آنها اشتراك داشت اما وجوه تمايز شخصيت‌اش بيش از آن بود كه به چشم نيايد.تلاش افشين قطبي در پرسپوليس و ايستادگي‌اش در برابر حسودان و تنگ‌نظران و بيماراني كه جامعه ما - از جمله جامعه ورزشي ما - را پر كرده‌اند،به نظر من واقعا ستودني بود. رفتار حرفه‌اي قطبي و پشتكارش در پيشبرد كاري كه بر عهده داشت در چنين فضاي مسمومي است كه باارزش‌تر مي‌شود. سرمربي محبوب پرسپوليس كه به مرور زمان محبوب‌تر هم شد، خوشبختانه در جامعه بيمار ما بزرگ نشده بود و از جاهايي آمده بود كه ظاهرا مردم براي بالا رفتن از پله‌ها نيازي به جفت‌پا گرفتن براي همديگر ندارند.به همين دليل خيلي صادقانه و روراست وارد گود شد و خوشحالم كه تا آخرش هم خودش باقي ماند و به رنگ جماعت درنيامد.اين طوري كه به موضوع نگاه مي‌كنم ، پيروزي پرسپوليس را در ليگ برتر، پيروزي جنتلمنيسم بر لمپنيسم مي‌دانم و رفتن قطبي از ايران را عاقلانه‌ترين راهكار براي عدول نكردن از خود.اگر حرفم را قبول نداريد، قطبي را با هر كدام از مربي‌هاي ديگرمان كه خواستيد مقايسه كنيد، با علي خان دايي ، با فيروز كريمي يا امير قلعه‌نوعي يا اصلا با هر كس ديگري كه خودتان خواستيد. راستش دلم سوخت كه افشين امپراطور رفت.حضورش براي اولين بار غيرفوتبالي‌اي مثل من را به ليگ فوتبال علاقه‌مند كرده بود.

2.دو عدد خبر دست اول خيلي مسخره و اعصاب‌خراب ‌كن هم امروز خواندم كه گفتم براي رفاه حال شما اينجا هم لينكشان را بگذارم تا شما هم حرص بخوريد.واقعا مسخره نيست ؟ دانشجويان دختر را اخراج كرده‌اند كه چي ؟ كه شما پسرهاي همكلاسي‌تان را تحريك مي‌كنيد !!! آخر كثافتكاري تا چه حد و تا كجا ؟ چندشم شد از خواندن اين خبر.خبر مضحك ديگر اين خبر عصر ايران است كه آقايان براي خودشان و كارنامه كثيفشان نوشابه باز كرده‌اند و خوشحال‌اند كه در خانه‌نشين كردن زنان كاملا موفق بوده‌اند.رئیس ستاد احیاي امربه معروف اصفهان در كمال افتخار اعلام كرده است كه طرح جلوگیری از حضور دوچرخه‌سواران زن در سطح شهر خيلي موفق بوده و حالا نوبت اجراي طرح ديگري است كه رانندگان تاكسي را موظف مي‌كند خانم‌هاي بدحجاب را سوار نكنند !! من واقعا ديگر حرفي ندارم .


Comments

ای فهیمه ای فمنیست اینقدر حرص نخور .

خوشحالم که به فوتبال علاقمند شدی اولدوز هم به فوتبال علاقمند بود

کجایی ؟ چرا تلفن رو جواب نمیدی؟ بابا تو نمی فهمی من دلم برات تنگ می شه

با نظرتان درباره افشين قطبي موافقم. اما گمان كنم كار با جناب شيخ مهدي كروبي باعث شده، مخالفان را ابن‌چنين بي‌پروا، تندرو بخوانيد!

فهيمه : نه ميثم جان منظورم اين نبود كه تو برداشت كردي. اگر اين سوء تفاهم پيش آمده معذرت مي‌خواهم و توضيح مي‌دهم كه اساسا از نظرياتي كه قابليت مخالفت نداشته باشند خوشم نمي‌آيد.منظورم اين بود كه ممكن است طرفداران تندوري خاتمي از اين مقايسه خوششان نيايد و شايد طرفداران معتدل‌تر مخالف آن نباشند. همين.

کلا جا افتاده بعد از تشبیه جنجالی فوچانی، یه نفر از دنیای فوتبال رو با اهالی سیاست مقایسه کنند

جاي مقايسه نيست قطبي كاري كردباسر بلندي رفت اما سيد خندان جه كاري كرد جز سكوت وناظر لايحه مطبوعات قتل ها از زنجيري تا غير زنجيري
شكنجه و كشتن خانم كاظمى . . . كه اگر رفت پايان دوره اش بود كه بارها اعلام بازگشت كه امردم نميخواستند بارسوم از ان سوراخ گزيده شوند مانع شد اينجاست تفاوت كلاس قدرت خوب است اما به چه قيمتي

salam...khoob kardi hazf kardi...gozasht kheili khoobe va albate gozashte zaman hame chizo shafaf mikone...khoob bashi

سلام. فيروز كريمي هم مانند احمدي ن‍ژاد است. لطفا به لينك زير مراجعه كنيد تا بهتان ثابت شود:
http://bachehayekhat.persianblog.ir/post/177

ياشاسين خاتمي! و ياشاسين قطبي!

اين تاكسي‌ها كه ديگه خييييلي سوژه است، يعني آدم كه فكر مي‌كنه همينجوري كف مي‌كنه :p

...
استقلال را بیشتر از این تیم لمپن منش دوست دارم بهرحال فوتبال را دوست دارم . اما آنچه برایم جالبه رویکرد روشنفکرمابانه سرکار است در مقابل فوتبال. همان ذهنیت پوسیده روشنفکرنماها که فوتبال دیدن ضد تفکرورزیدن است. انگار من که فوتبال می بینم و کنارش ... هم می روم بالا لمپن ام اما روشنفکری که صبح تا شب فقط چرندیات استفراغ می کندو اگر پیکی هم می زند از درد بشری است بسیار جنتلمن است !!! شما فوتبالی بودن را بالمپنیسم یکی گرفتی و این نوع قیاس عارضه ی اغلب روشنفکر نماها است اگر در نظر شما: روشنفکر کسی است که سک س نمی کند اما نظریات هنجارشکنانه می دهد فوتبال نمی بیند چون فوتبال برای من عامه است و اصلا در هرچیزی که لذتی هست سراغش نمی رود و صبح تا شب سیگار می کشد و می نالد و می نالد آنگاه بسیار وضعیت اسفناکی دارید.
با این همه لحن تندم اصلا از کینه و دشمنی نمی آید ناشی از بی حوصله گی است.
موفق باشی..
همین...

salam.nagoo : ah,ye bazie jadid! shoma be ye bazi daavat shodi ke fekr konam baraton jaleb bashe,zemnan nazare man ro ham darbareye khodet bakhan lotfan( dra vebloge man)

salam.nagoo : ah,ye bazie jadid! shoma be ye bazi daavat shodi ke fekr konam baraton jaleb bashe,zemnan nazare man ro ham darbareye khodet bakhan lotfan( dar vebloge man)

درود فهیمه ی گرامی

فکر می کنم با آفلاین های مرجان نمازی با "شیرزنان" آشنا شدم و اسم شما رو اونجا دیدم... چند تا از یادداشت های قبلیتو خوندم و متوجه شدم همشهری هم هستیم! آخه من هم همشهری آقای مجابی هستم و چون پدرم همکار دکتر مجابی (برادر جواد مجابی) هست با خانواده ی مجابی ها رفت و آمد خانوادگی زیاد داشتیم
به هر حال از دیدن وبلاگت شاد شدم و از این به بعد به طور منظم سر می زنم
ضمناً ما همرزم هم هستیم: من با مرکز فرهنگی زنان در چهار سال اخیر همکاری های مختصری داشته ام. بجنگ همرزم که هوا پس است


--------------------------------------------------------------------------------
فعالان حقوق بشر در ايرانبه نام آزاديدانشجويان
زنان
کارگران
اصناف
روزنامه نگاران
اقليت هاي قومي
اقليت هاي مذهبيTel : 021 - 27859131 | Fax : 1-586-816-0537 | Email : Info@Hra-Iran.Org نامه اي از وکيل نوجوانان محکوم به اعدام
سعيد جزي و بهنود شجاعي دو نوجواني هستند که در سن 17 سالگي به اتهام قتل عمد دستگيرو محکوم به قصاص نفس شده اند که احتمال اجراي حکم آنها در روزهاي ياد شده وجود دارد. شنيده شده که داديار اجراي احکام دادسراي امور جنايي تهران آقاي حشمت الله جابري زمان اجراي حکم را مقرر نموده ولي برخلاف بند ح ماده 7 آيين نامه نحوه اجراي احکام قصاص ، رجم و اعدام و شلاق مصوب سال 1382 که مرجع قضايي مجري حکم را مکلف نموده، حداقل 48 ساعت قبل از زمان اجراي حکم مراتب را به وکيل محکوم عليه ابلاغ نمايد تاکنون زمان مقرر به اينجانب ابلاغ نشده است. بديهي است اجراي احکام اعدام در صورت عدم ابلاغ به وکيل محکوم عليه برخلاف مقررات مي باشد.


محمد مصطفايي وکيل بهنود شجاعي و سعيد جزي

سلام..قصه که به آنجا رسید..مگر واقعا حرفی هم می شود گفت..

سلام اينا كه خوبه سازمان هواشناسي اعلام كرد:طرحي در دست اجرا است درخصوص هوشمند شدن اكسيژن كه طي اين طرح تنف همبراي برخي از ........ مشكل خواهد شد يه بنده خدايي سه سال پيش مي گفت مگه مشكل مملكت ما يادم رفت ولي فكر كنم صحبت از لباس جوونا مدل مو اينا مي كرد شما يادتون نيست كي بود.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)