« يادداشت‌هاي يك عابر پياده صفحه اصلی راي دادن؛ آري يا نه ؟ »

March 10, 2008

از اين روزهاي خوب اسفندي ...

1.وقتي هنوز سه روز به تولدت مانده باشد و بروي روزنامه و ببيني دوستانت در تحريريه برايت تولد گرفته‌اند ، خب معلوم است چه حالي مي‌شوي.اگر حال مورد بحث بر شما هم معلوم است بدانيد كه من هم امروز در روزنامه همان‌طور شدم.كلي سورپرايز شدم و از گرفتن هديه‌هاي خوشگل ذوق كردم.عكس‌هاي بامزه‌اي هم دوستان گرفتند كه چندتايشان را مي‌گذارم اينجا، اينجا، اينجا، اينجا، اينجا و البته اينجا .اگر دقت كنيد مي‌بينيد كه در عكس‌ها هم فضاي انتخاباتي موج مي‌زند و ما كلا روزنامه‌نگاران ميهن‌پرست و مشاركت‌‌طلبي هستيم و خيلي كارمان درست است : ) به هر حال بعضي همكاران از جو معصومانه تولد من و آزاده كه همزمان طي مراسم باشكوهي در محل تحريريه اعتماد ملي برگزار شد، سوء‌استفاده كرده و عكس‌هايي از نامزدهاي مورد حمايت خودشان را در دست گرفته و شعارهايي هم مي‌دادند كه خوشبختانه در عكس‌ها معلوم نيست ! به هر حال تولد شاد و شادي‌آفريني بود و اقوام مختلف از كرد و لر و ترك و البته قزويني در آن حضور به هم رساندند تا همه با هم ميهن خويش را كنيم آباد.جاي دوستاني كه امسال در تحريريه ‌مان نبودند خيلي خالي بود و من در همين پست از همه همكاران خوبم در تحريريه قدرداني مي‌كنم.

2.من دوست ندارم همش با شماره‌گذاري بنويسم.اما خب چه كنم؟ حرف‌هايم به هم ربطي ندارند و همه‌شان را هم مي‌خواهم بگويم ! چند هفته پيش ديداري داشتم با بابك احمدي كه خيلي خوب بود. قبلا فكر مي‌كردم بابك احمدي بايد بداخلاق و به قول رفقا توژست باشد اما اين ديدار نظرم را عوض كرد كه هيچ بلكه به قول آقاي فردوسي : « به ديدن فزون آمد از آگهي » و خلاصه اينكه ايشان خيلي دوست‌داشتني و مهربان بود و خيلي هم فروتن و افتاده.جالب اينكه آخرش هم با مهرباني فراوان از من تشكر كرد كه : « خيلي ممنون.واقعا لطف كرديد كه به ياد من بوديد ! » آن وقت من ياد اين نويسندگان و متفكران و روشنفكران و ادبا و فلاسفه نوباوه‌اي افتادم كه با چاپ يك نيمچه كتاب ،هنوز غوره نشده بلافاصله مويز مي‌شوند و در چشم بر هم زدني مي‌شوند از اين موجودات غيرقابل تحمل « بر ما مگوزيد » كه نمي‌شود از شعاع چند كيلومتري‌شان رد شد .
القصه حاصل ديدار ما شد اين گفت و گوي مكتوب كه امروز در كافه و با همت و زحمت دوست خوبم ، نسترن - كه آمدنش به كافه ما لطف و صفايي بخشيده كه بيا و ببين -چاپ شد.خواستيد بخوانيدش.
يك گلايه هم كه دست‌كم در وبلاگ خودم مي‌توانم بنويسمش بي‌توجهي محض مديران روزنامه‌مان است به هر چه مطلب غيرسياسي است.متاسفم بابت اين رويه غيرحرفه‌‌اي كه باعث مي‌شود خيلي‌ها از بيرون از روزنامه به من زنگ بزنند و با تعجب بپرسند : «شما گفت‌و‌گو با بابك احمدي داشتيد و صفحه يك نرفتيد ؟ » من البته توضيحي ندارم.فقط براي خودم متاسفم !!

3.امروز يك جلد « سعدي از دست خويشتن فرياد » عباس كيارستمي را هم هديه گرفتم كه خيلي چسبيد.چون بنده اصولا از ارادت‌پيشگان غزل‌هاي آقاي سعدي هستم و اگرچه اين گزينش عباس‌آقا ديگر زيادي « گزيده » است اما قاب‌بندي‌هاي او را هم هميشه دوست داشته و دارم.

4.اين را هم بگويم كه دارم به مغز افلاطون شك مي‌كنم.ايشان علاوه بر اينكه خيلي نظريات ضدزن در مجموعه مستطاب تفكراتشان دارند كه واقعا نمي‌توان زيرسبيلي ردشان كرد، فرمايشاتي هم دارند كه به نظر من اصلا پايه‌گذار تئوري حكومت‌هاي توتاليتر در جهان مي‌تواند باشد.خودتان بخوانيد : « بزرگ‌ترين اصل اين است كه هيچ كس - چه زن و چه مرد - بدون رهبر نباشد يا ذهن كسي به اين خو نگيرد كه ...به كاري به ابتكار خود دست بزند بلكه در جنگ و صلح مكلف است چشم به رهبر خود داشته باشد و با وفاداري از او پيروي كند و حتي در كوچ‌ك‌ترين امور نيز تحت رهبري او باشد. في‌المثل تنها به شرطي بايد برخيزد يا بجنبد يا شست‌و‌شو كند يا غذا بخورد كه به او گفته شده باشد كه چنين كند.در يك كلمه بايد به عادت طولاني نفس خويش را چنان آموزش دهد كه هرگز در خواب هم نبيند كه مستقل عمل كند و از بيخ و بن از انجام چنين چيزي ناتوان شود.» جل‌الخالق !!

5. c est tout !


Comments

دروود همکار گرامی... خسته نباید.. اول تولدتون رو تبریک میگم..همیشه بروبچههای اسفندی با هر طرز فکر و خط سیاسی مصمم و و قوی بودن، اما خوب خبرنگاری هم یک نوع خدمت به مردمه و رسوندن حرف مردم و اگه زیاد سیاسی مالی بشه ، مردم ...

مطالب خوبی می نویسید..به کم جهت هاش کم تر بشهحرف مردم نمایان تر میشه و این میشه بی طرفی در عین پر جهتی....موفق و پیروز باشید.. راستی منم 14 مارس تولدمه...بدروود

تولدتان شاد باد و هميشه لبخند بزني آنهم در جهان بي لبخند

فهیمه جانم
دیروز برای یکی از دوستانم هم نوشتم که با این که در سنی هستم که دیگه «تولدت مبارک» خوش‌حالم نمی‌کنه(!) ولی دلیل نمی‌شه که بهت تبریک نگم!
مبارک باشه عزیزم.

صمیمانه تبریک عرض می کنم و برایتان موفقیتهای روزافزون آرزو دارم. پایدار و سربلند باشید.

hurraa! mobaarak baashe! yuhu!
:*

سلام .تولدت مبارك.
نه باور كن نوشته روي اسكناس واقعي بود.با دست خط يه بچه...

من موندم قمي كلا و شما بي ما كيك مي خوري. خدمت مي رسم.

من موندم قمي كلا و شما بي ما كيك مي خوري. خدمت مي رسم.

سلام
تولدتون مبارک.
در مورد افلاطون هم کاملا باشما موافقم یک درس دو واحدی رو به لطف ایشون به سختی گذراندم.

با تبریک مجدد و صمیمانه تولد تون.
اما خانموم چرا حق کپی رایت رو رعایت نکردین و عکاسِ عکس ها رو از قلم انداختین؟
:-)

تولدت مبارک عزیزم
ایشالله صد سال زنده باشی و خوب زندگی کنی .

سلام...گاهی هیچ اتفاقی نمی افتد....گاهی روزها می گذرد.بدون اینکه آب ازآب تکان بخورد.پرده ای کناربرود یعنی عکسی بشود توی یک قاب عکس آن هم کهنه بزند....ودراین..این درآرامش لعنتی.چیزی جزحس جانکاه پوچی برایمان نمی ماند.گاهی هم زندگی مثل همیشه است ..باراما ما هستیم که فرق می زنیم..فرق داریم نه از وسط سرمان...که دلمان یک چیزخاص می خواهد.یک هیجان خاص یا حتی نه..یک رویایی مرده ..اگردوست داشتید برای ماکارهایتان رابفرستد...اگردوست داشتید مارا لینک کنید..با امید روزهای بهتر در آینده....

تبریک می گم فهیمه جونم!!البته من 23 اسفند را یادم بود اما تو پیشواز رفتی!!

تولدت مبارک امیدوارم همیشه دلت خوش باشه و تنت سلامت
عکسها خیلی خیلی بامزه بود

سلام...
خيلي عجيبه همش دنبال مناسبتش ميگشتم نمي دونستم كه تولدتون در پيشه!آخه ميدونيد حكايت ما و همكاراي تحريريه حكايت مسافراي طبقات تايتانيكه و طبيعيه كه از شهد و شكر جشن تولد ،خبرش كه سهله ،دود شمعش هم- حتي - به چشم ما نرسه .
ياد ياس نو بخير كه همگي تو يه طبقه بوديم ؛اصلا بي طبقه بوديم...
شادي و تندرستي رو براتون آرزو دارم. تولدتون مبارك...

1
تولدت مبارک
2
اگر فرهنگ واسه مسئولان و مدیران مطبوعات ما مهم بود که دو تا سیاست‌مدار درست و درمون داشتیم
3
گزینش کیارستمی باید جالب باشه/ندیدمش
4
ملاصدرای خودمون در زمینه‌ای که تو گفتی استاد افلاطون محسوب می‌شه

تولدتون مبارك باشه . ضمنا شما را لينك دادم ؛ با اجازه و ضمناتر خوش به حالتون كه مي تونيد تو وبلاگ شخصي تون از محل كارتون انتقاد كنيد . قدر نعمت را بدانيد

سلام بانو. تولتون مبارک حسابیییییییییی

سلام .تولدت مبارك
به به همه متبرجين كه در روزنامه حاج آقا كروبي جمع هستند
عكسها خيلي حجمشان زياد است
اگر به فكر هاست خودت نيستي به فكر سرعت اينترنت كم بچه هاي مردم باش
باز هم تولدت مبارك

فهيمه : سارا جان من البته با اينترنت پرسرعت عكس‌ها رو گذاشتم اما شما هم براي ديدنشان مي‌تونيد كمي صبر كنيد تا كامل پر شوند و بعد از حالت غول‌پيكري خارج و به عكس‌هايي در ابعاد معمولي تبديل مي‌شوند.

پنجمين يعني چه ؟

فهيمه : ببخشيد . همين طوري فرانسوي انداختم :)
اين جمله يعني « همين ! » همان thas all انگليسي‌هاست.

سلام! تولدت مبارك ! هميشه خوب و خوش باشي. زهرا -بهزاد

فهیمه جونم تولدت مبارک امیدوارم همیشه شاد و خوشبخت باشی.

تولدت مبارک
:)

واقعا مات ومبهوت هستم افرادي چون شما و دوستانتان را در چنين روزنامه هايي ميبينم كه قلم ميزنيد ! ودر جايي ديگر ميخوانم كه مجبوريد براي ديدار جمعي به صورت مخفي گرد هم آييد !

در همان فرهنگي كه شما از آن مي آييد ميگويند ٠ با دست پس ميزنه با پاجلو ميكشه

تا كي خدمت به ملا ؟
شماره ي ٢١ فروردين كاغد پاره يتان را دو باره مرور كنيد !
ماديات زندگي ارزش اين حقارت خدمت به اين جلادان را دارد ؟
شما كه "حكومت‌هاي توتاليتر" را گويي خوب ميشناسيد و از افلاطون خرده ميگيريد چگونه است كه تعفن اين فراز نزديك رنجورتان نميكند٠


آه اگر اين (جلودارزاده ٠ اشكوري ٠ اتل و متل و سيد خندان...) خادم و ملازم و بلنگوهايي مثل روزنامه ي "اعتماد ملي!؟" نداشتند آه اگر ...
حقيران در صف انتخابات ملاها٠

كلام كوتاه فهيمه خانم تولدتان مبارك دوستانتان سرافراز٠

سپاس از درج مطلب٠

با نفر دوم ليست تهران مجلس
هشتم آشنا شويد

!مرتضی آقاتهرانی

http://www.tebyan.net/Archive/SpecialOccasions/Religious/2007/5/30/41906.html

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)