« ستم بر زنان ، ستم بر كلمه صفحه اصلی آب طلب نکرده هميشه مراد نيست »

February 11, 2008

شهامت خود بودن يا « سم »مادام بوواري

كامپيوتر را خاموش كرده بودم.اصلا قرار نبود دوباره برگردم به اتاق كار. چند شبي هست كه همراه با تني چند از دوستان مي‌رويم پارك و هر شب دو ساعتي ورزش مي‌كنيم.خيلي خوب است و شب‌ها هم پارك خلوت و زيباست اما خب حاصلش شده اين كه الان تمام بدنم درد مي‌كند و دست راستم هم يك مچ‌بند لازم دارد ! تازه‌كارم هنوز...اما اينها را گفتم كه بگويم واقعا لازم بود بخوابم.فقط همين‌طوري و طبق عادت ديرينه كه با خودم كتاب مي‌برم توي رختخواب، كتاب «عيش مدام » يوسا را كه اين اواخر نشر نيلوفر با ترجمه درخشان عبدالله كوثري منتشر كرده دست گرفتم.مي‌خواستم ورقي بزنم تا بعد در فرصت بهتري بخوانمش اما به قول انگليسي‌ها « نان استاپ » تا آخر فصل يكش را خواندم.خيلي وقت بود تا اين حد « لذت متن » را حس نكرده بودم.اين كتاب فوق‌العاده است و خواندنش را به همه اهل كتاب توصيه مي‌كنم .براي اين حرفم هم كلي دليل دارم كه چند تاش را - تا جايي كه مچ‌درد اجازه بدهد - مي‌گويم:

1.همه ما در زندگي از آدم‌ها و اتفاق‌هايي تاثير مي‌گيريم اما گاه شخصيت‌هاي داستاني چنان تاثير عميق و ژرفي بر ما مي‌گذارند كه شخصيت‌هاي واقعي هرگز توانايي آن را ندارند.براي من « اما بوواري » بدون شك يكي از آنهاست و يوسا در اين كتاب به بهترين شكل ممكن از خانم بوواري زيبا و جوان مي‌نويسد و از خلق درخشان فلوبر كه آميخته‌اي است از عصيان ، خشونت ، ملودرام و البته سكس.

2. دختربچه كوچكي بودم كه « اما بوواري » را شناختم اما همان موقع هم مهم‌ترين جنبه عشقم به اين زن « فرديت » قابل ستايش و عصياني او بود.عصيان « اما »‌حسن‌اش در اين است كه اصلا ويژگي قهرماني ندارد و حتي به قول يوسا خودبينانه است.اين زن قوانين محيط پيرامون خود را زير پا مي‌گذارد و عصيانش عصياني به نام كل انسانيت يا به نام فلان اصل اخلاقي يا ايدئولوژيك نيست.« اما » از آن رو كه احساس مي‌كند جامعه ، تخيل ، جسم ، روياها و تمناهاي او را به زنجير كشيده رنج مي‌برد، روابط نامشروع برقرار مي‌كند ، دروغ مي‌گويد و در پايان خود را مي‌كشد اما يوسا معتقد است اين شكست ، شكست او نيست بلكه اثبات اين نكته است كه اين زن درگير نبردي نابرابر بوده است.اين زن كه از همان دوره بچگي من را « مسموم » خودش و عصيانش كرد نمونه كامل انساني است كه فرياد مي‌زند : « من از سهم خودم خرسند نيستم.آن پاداش اخروي پادرهوا هم به دردم نمي‌خورد.مي‌خواهم زندگي‌ام همين‌جا و هم‌اكنون به تمامي تحقق پذيرد.»

3. «اما » از اين منظر نمونه و مدافع آن جنبه از انسانيت ماست كه كمابيش همه اديان، فلسفه‌ها و ايئولوژي‌ها بي‌رحمانه انكارش كرده‌اند و از آن چيزي ساخته‌اند كه مايه شرم بني‌آدم شده و جالب اينكه يوسا اشاره مي‌كند به اينكه در اين مورد خاص چپ و راست با هم توافق دارند و در تحميل آن مي‌كوشند.« اما » يك زن واقعي است با همه برجستگي‌ها و زيبايي‌هاي بدنش كه به قول لامارتين « تصويركردنش خيلي سخت تر از تصوير كردن فرشتگان است...به هر حال آن بال‌ها بعضي برجستگي‌ها را مي‌پوشانند !»

4.نكته جالب و براي من مهم ديگر در « مادام بوواري » اين است كه سكس جايگاه كانوني‌اي در اين رمان دارد همان طور كه در زندگي.« اما » اين زن جوان ، زيبا و بافرهنگ از طرفي ناكامي جنسي را تجربه كرده و از طرفي هنگامي كه وارد زندگي خصوصي « شارل » مي‌شود به قول يوسا اين مرد را چنان شادمان مي‌كند كه ناگزيرهر نوع بلندپروازي را در وجود او مي‌كشد.حالا كه اين زن را دارد، چرا دنبال چيز بيشتري باشد؟
يوسا مي‌نويسد : « من به راستي نمي‌توانم از ستايش ظرفيت اين زن براي لذت جنسي خودداري كنم .» و من حرفش را مي‌پسندم وقتي كه به ياد اروتيسم پرشور و شر اين كتاب مي‌افتم.به ياد صحنه‌اي كه « اما » براي اولين بار خود را تسليم « لئون » مي‌كند يا زماني كه يوسا هم به خاطرش دارد، وقتي كه رنگباخته و مصمم خود را به آغوش لئون دوپويي مي‌اندازد.مادرشوهر « اما » معتقد است كه زن‌ها نبايد رمان بخوانند چون ممكن است هوايي شوند و به فكر گريز بيفتند ! اما « اما » خانم اگرچه در جواني و به مرگي هولناك مي‌ميرد گوشش به اين حرف‌ها بدهكار نيست و براي همين هم دل آن را دارد كه خود را چنانچه هست باور كند و در نتيجه به تجربياتي عميق دست بيابد كه كدبانوهاي پرهيزكار بورژواي اطرافش با آن هستي محدودشان كه به قول يوسا به هستي مرغ‌ها و سگ‌ها شبيه است حتي از تصور آن ناتوانند.

5.عبارت پاياني فصل اول كتاب اما آنقدر زيباست كه عينا مي‌آورمش.يوسا كه حالا درباره زني كه دوستش دارد به شيريني « غيرتي » شده مي‌نويسد : « در دنياي اسپانيايي‌زبان، اين زن - اما - پس از سال‌ها فراموش‌شدگي بار ديگر با ترجمه‌اي ستودني براي بيشماري از مردم چشم و دست و دل‌يافتني شده است.من لابد بايد غيرتي بشوم اما نمي‌شوم.مثل بعضي از پيرمردهاي منحرف كه جفتي جوان دارند، از اين توجه و علاقه پايدار، از اين شور و هيجان عمومي و اين اشتياق پرخروش كه گرداگرد زن محبوبم را گرفته لذت مي‌برم...و مي‌دانم در قلمروي كه من ايستاده‌ام اين زن نمي‌تواند بيش از آنچه به من داده است به ديگري هديه كند.»

پي‌نوشت : يعني واقعا لازم است كه تذكر بدهم آب در هاون كوبيدن كار آدم‌هاي عاقل نيست ؟ كامنت‌هاي مستهجن در اين وبلاگ منتشر نمي‌شوند.بيخود وقت خودتان را تلف نكنيد.


Comments

فهیمه جان
یه لینکی سمت راست بلاگت گذاشتی با عنوان«این نوشته را خیلی توصیه می‌کنم»، به گمونم نشانی‌اش درست نیست چون هرکاری کردم باز نشد.

ببخشيد، من اين كتاب را نخوانده ام. اما حداقل آن پاراگرافي كه در بند 5 از كتاب نقل قول كرده ايد خلاف آن چيزي است كه درباره ي ترجمه اش گفته ايد:
«در دنياي اسپانيايي زبان اين زن - اما- پس از سالها فراموش شدگي بار ديگر با ترجمه اي ستودني براي بيشماري از مردم چشم و دل و دست يافتني شده است.»
راستش من حتي معني اين جمله را هم خوب متوجه نمي شوم. با اين حال، چشم! سعي مي كنم اين كتاب را تهيه كنم و بخوانم.

فهیمه جان، اگه فرصت کردی لطفا تو هم از «کتاب‌های ناتمام»ات بنویس :)

اين زن كه گفتي زن نيست ديگه فخر آفاق هست.چقدر از اين زنا كم شده راستي.

شما فمينيستا چرا اين قدر از جنده‌ها خوشتان مياد و طرفدارشونو ميكنيد؟

فهيمه : اي شيخ پاكدامن ، معذور دار ما را !!

در جواب کسی که فکر می کند این نوشته دفاع از فحشا است خیلی حرف ها دارم ولی مطمئنم این کتاب را نخوانده است و اگر هم بخواند ذهنش یارای این را ندارد که حتی ساده ترین معادلات اطرافش راحل کند . البته شاید هم تقصیر او نیست و درد هم در همین جا منشائ دارد.فهی جانم از شجاعت ات ممنون .

khob mishavad goft besyar jesarat bayad ta inchenin zani barayad dar inchenin egtemai ama bahse abadi azali faheshe budan ya nabudan nabayad jedi gerefte shavad az suye shoma.hamishe bude va hast.

دوستم نوشته خوبي بود.مرسي ...تشويق شدم هر دو رو بخوونم. هم مادام بواري رو هم اين يكي كتابي كه گفتيرو.

شما وقتی خودت یک پست مستهجن مینویسی چطور انتظار داری که بقیه هم کامنت مستهجن نزارند

آقا يا خانم من مي‌شه توضي بديد مام بدونيم كجاي اين پست خانم خضر حيدري مستهجن بوده .شماها خيلي توانايي داريد در مستهجن ديدن بابا.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)