« دعواي متبرجانه دولت و نيروي انتظامي ! صفحه اصلی پرنده‌ها و گربه‌ها هم سردشان است ! »

January 09, 2008

بوي كافور، بوي مرگ

اين جرعه‌هاي تلخ چاي، اين سكوت مرگبار در تحريريه ، اين بوي تند مرگ و كافور ، زيبايي بيهوده اين زمستان ، اين همه اشك كه دارد ما را در خود غرق مي‌كند ، اين آدم‌ها ، اين همكاران كه براي تسليت به روزنامه ما مي‌آيند، صداي گريه‌اي كه هر از چند گاه يخبندان تحريريه ما را مي‌شكند.... اينها همه مثل كابوس است.كسي «نيست» كه تا ديروز در كنارمان بود؛ همين جا مي‌نشست، مي‌نوشت ، مي‌خنديد و با ورزشي‌ها رجزخواني فوتبالي مي‌كرد.مهران قاسمي مهربان و همراه بود.در يكي دو ماه گذشته هيچ كس به اندازه او و سارا - آه خداي من سارا... - همراهي‌‌ام نكرد.براي راه‌اندازي كار جديد - كافه روزنامه - ساعت‌ها حرف زد ، ايده داد ، پيشنهاد كرد ، همراهي و كمك كرد و حتي تا نيمه شب پاي تلفن دلداري‌‌ام داد كه كارها درست مي‌شود و اوضاع روبه راه....حالا صندلي مهران درست روبه روي من خالي است.شمع‌هاي سياه مي‌سوزند و دبير سرويس بين‌المللمان شده عكسي در ميان قابي.ديشب پيش سارا بوديم.كاري جز گريه نمي‌شد كرد.بدن بي‌جان مهران را بردند و ما فقط اشك ريختيم.سارا آخرين فريادهايش را مي‌زد : « مهران دوستت دارم...» و جوابي نمي‌آمد و ما فقط اشك ريختيم و آسمان فقط باريد و مرگ ، نارس و كال به ما سلام گفت.
مرتبط :
اكبر منتجبي : خداحافظي با مهران قاسمي
راديو زمانه : ايست قلبي در 30 سالگي !
داوود پنهاني : يك نفر از خانواده‌مان رفت
گاو خوني : بر سه‌شنبه برف مي‌بارد
محمد آقازاده : ترجمه زندگي به مرگ
كريم جعفري : مهران رفت
روزبه ميرابراهيمي : يا مي‌ميرند يا ...
شاهد حلاج : تو را چشم در راهم
و اين يكي كه سارا براي مهرانش نوشته قبل از مرگ ناگهاني‌اش :از این زمستان بیزارم چرا که تو در هیچ کجای خیابانهای پربرفش دوشادوش من قدم نمی زنی.

پي‌نوشت 2 : براي دوست و همكار از دست رفته‌مان فردا ويژه‌نامه‌اي منتشر مي‌كنيم.

پي‌نوشت 3 : تشييع پيكر « مهران قاسمي » فردا ساعت 9 صبح از محل روزنامه اعتماد ملي انجام خواهد شد.روز شنبه از ساعت 3.30 تا 5 بعدازظهر هم مراسمي در مسجد‌النبي ، خيابان اميرآباد شمالي برگزار مي‌شود.


Comments

چقدر تلخ نوشته ای فهیمه جان، چه آتشی به جانم انداختی چه آتشی به جانم انداختی .......

fahimeh ...delam divaneam kard...didi be ma nayamade khoshi kardan...didi bihoode noskheye sad boodan barae man mipichi? divaneh shidam injaaaaaaaaaaaaa

مراسم تشييع پیکر مرحوم سید مهران قاسمی، ساعت 9 صبح پنج‌شنبه 20 دی‌ماه از مقابل دفتر روزنامه اعتمادملی، واقع در خیابان کریم‌خان زند برگزار می‌شود.
روزنامه‌نگارن، نویسندگان، کسانی که می‌نویسند، آن‌قدر تنها هستند که لابد فردا، عابرانی که در سرمای خیابان کریم‌خان، به پیکر این دوست از رفته نگاه می‌کنند، از خود بپرسند:« این کیه؟ هنرمنده؟ نه گمون‌ام»
هنر روزنامه‌نگاران، زنده بودن و مردن‌شان است در این روزهای سرد برفی. همراهی با تمام استرس‌هایی که دوستان‌مان را فرسوده و جوان‌مرگ می‌کند، شاید کم‌ترین کاری‌است که برای خودمان می‌کنیم. آن‌قدر کم نیستیم که خیابان کریم‌خان را پر نکنیم. بگذار فردا مردمی که دیگر نه روزنامه‌ می‌خوانند، نه حوصله‌ و علاقه‌ای به پی‌گیری زنده بودن و نبودن این آدم‌ها دارند، با خود بگویند:«ااا... پس این‌ها هنوز هستند!»
‌همراه همهء روزنامه‌نگاران و دوستان مرحوم مهران قاسمی، در پنج‌شنبهء برفی تهران، با این مترجم و روزنامه‌نگار وداع می‌کنیم.
زندگی‌مان که باشکوه نیست، باشد که وداع و بدرودمان باشکوه و جلال باشد؛ حتی اگر باز هم نخواهند دیگران...

ناراحت کننده است و شنیدن این خبر همه را در بهت فرو برد.فهیمه جان در کنار سارا باش

سلام.تسلیت عمیق من را بپذیرید...

سلام و تسلیت .
کافه داستان : www.cafe-dastan.blogfa.com افتتاح شد ...

kheily sooznak bood. be shoma va hamsare ishoon va hamkaraneshoon az samime ghalb tasliat migam

ای دل غافل
چگونه می توان به کسی گفت غم آخرت باشد
وقتی جز با مرگ آدمی غمش به آخر نمی رسد
...
من که دارم به این نتیجه می رسم که این مشکل ماست که نمی توانیم جاهای خالی را تحمل کنیم، پـُر کنیم و لبریز باشیم

سعديا مرد نكونام نمي‌رد هرگز/مرده آنست كه نامش به نكويي نبرند.
روانش شاد

فهیمه جان تسلیت

فهیمه جان تسلیت

فهیمه جانم تسلیت .

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)