« كسب اجازه از آقاي نوروزي ! صفحه اصلی تا يادم نرفته بگويم... »

December 08, 2007

خوان هشتم مهرگان

بعد از مهرگان كه هشتمين دوره آن هم با سختي و دردسر اما بالاخره به سلامتي برگزار شد آنقدر درگير كار بودم كه نتوانستم درباره آن شب خوب چيزي بنويسم.مهرگان امسال خيلي خوب بود.بيانيه هيئت داوران خيلي خوب بود و حرف‌هاي علي‌اشرف درويشيان دل همه را به درد آورد.حالش خوب نبود، معلوم بود از ضعف جسماني رنج مي‌برد و بخصوص خيلي لاغر شده بود.مي‌خواستيم فيلم كوتاهي از يك گفت‌و‌گوي او را پخش كنيم كه اجازه ندادند! خب چاره‌اي هم نداشتيم.همان سالن فسقلي فرهنگسراي ارسباران هم با هزار زور و زحمت به مهرگان داده شده بود.با وجود اين حضور چهره‌هاي برجسته ادبيات و جمع بزرگي از آدم‌هاي شناخته‌شده و فعال در اين حوزه خستگي‌ها و نااميدي‌ها را از يادمان ‌برد.سيمين بهبهاني ، نه چندان سلامت اما سرحال‌تر از هميشه حرف زد.دولت‌آبادي در حال و هواي خودش بود.بيرون از سالن ، در هواي پاييز گفت : « كلمات هم شده‌اند مثل اتومبيل‌ها ؛ مي‌آيند و مي‌روند ! » دلم گرفت. دلم براي روشنفكران و فرهنگي‌ها و نويسندگان و شاعران اين كشور مي‌سوزد.سن مرگشان خيلي پايين است.همه يا با اميدهاشان مرده‌اند و يا بي‌اميدهاشان زنده... القصه ؛ اينها خوبي‌هاي مهرگان هشتم بود و براي من كه از زمان تولد مهرگان تا به حال با ياس‌ها و اميدهاي اين جايزه همراه بوده‌ام ، امسال يكي از سال‌هاي خوب بود.اما داوري امسال مهرگان را خيلي نمي‌پسندم راستش.در ميان داوران ادبيات ، به طور خاص فتح‌الله بي‌نياز را خيلي دوست دارم اما راستش اهداي يك جايزه به دو كتاب را نوعي محافظه‌كاري در داوري مي‌دانم. داور و يا هيئت داوران بايد شهامت تصميم‌گيري داشته باشند و در ميان آثار موجود بهترين داوري ممكن را بكنند.از طرفي درست است كه اين روزها كتاب‌هاي خوب خيلي كم چاپ مي‌شوند اما من اصلا از « مد» اين روزها كه : « بله ؛ كتاب كم بود و به همين دليل امكان داوري نداشتيم.» دل خوشي ندارم.وظيفه داوران يك جايزه اين است كه بين همان آثار موجود و ممكن داوري كنند و نه اينكه احيانا آثار را با نمونه‌هاي برتر جهاني بسنجند و انتخاب كنند. خب معلوم است اگر بخواهيم تا اين حد آرمان‌گرا و كمال‌طلب باشيم ؛ اصلا بايد بساط جوايز ادبي را جمع كنيم.بنابراين اصلا نمي‌فهمم يعني چه كه داوران ما بيايند و رمان درجه يك « آبكنار » را بگذارند كنار « باغ تلو » كه از زبان و نثري ابتر و شخصيت‌پردازي‌هايي خام رنج مي‌برد و اصلا حتي در حد متوسط هم نيست.يا مثلا جايزه مجموعه داستان را بدهند به دو مجموعه داستان كه يكي از آنها آشكارا دو سر و گردن از ديگري برتر است.كار اميرحسين خورشيد فر با آنكه در مجموع – به نظر من - نمي‌تواند درجه يك باشد اما به عنوان تجربه اول يك نويسنده فوق‌العاده است.- بخصوص من عاشق داستان عشق آقاي جنود هستم – و حالا اين كار را مي‌گذارند كنار مجموعه داستان متوسطي كه تازه آقاي نويسنده‌اش هم خودش را خيلي چهره مي‌داند و به نشانه اعتراض نمي‌آيد جايزه‌اش را بگيرد.در حالي كه اگر هم قرار بود كسي اعتراض كند – كه قرار نيست – سهم خورشيدفر بيشتر بود ! در هر حال بجز اين داوري محافظه‌كار، بخصوص در بخش محيط زيست هم مراسم مهرگان امسال خيلي خوب بود و ابراز ارادت به هوشنگ ضيايي و بقيه همتايان محيط زيستي‌اش به نظرم كار بسيار پسنديده‌اي بود.بچه‌هاي فرهنگي روزنامه اعتماد هم كه سنگ تمام گذاشتند و مثل هميشه براي كار حرفه‌اي حاضر به يراق بودند.اعتماد روز بعد از جشن تنها روزنامه‌اي بود كه عكس داشت و گزارش خبري.به هر حال وقتي در يك جامعه 70 ميليوني فقط دو سه تا جايزه مستقل بخش خصوصي داريم به نظرم مطبوعات بايد حمايت و توجه بيشتري به اين ماجرا داشته باشند؛ هرچند كه فكر نكنم هيچ وقت بتوانيم مثل فرانسه و انگلستان 6 تا 8 هزار جايزه فرهنگي ترتيب بدهيم...


Comments

با اجازتون لينكتونو تو وبلاگم گذاشتم...موفق باشي

و شما خانم مجري خيلي خوبي بوديد.هرچند كه ما را تحويل نگرفتيد.

az inke shenidam dar iran jayze mohit zist madahan khili khoshal shodam.

عذر مي خوام خانم مجري! ببخشيد ها! بهتر نيست يك كم هم به شعور مخاطبها احترام بگذاريد؟ بي نياز جز اينكه پركار است واقعآ هنر ديگري هم دارد؟ يكي هم اينكه آخه تو از كجا مي داني كه در انگلستان و فرانسه هشت هزار و شش هزار جايزه هست؟ اصلآ تو هر كدام از اين كشورها در هر سال شش هزار يا هشت هزار اثر ادبي خلق مي شود؟ يك آدم آي كيوئي مي آيد و يك حرف مزخرف مي زند و بعد هم هر كس از راه مي رسد آن را تكرار مي كند! كتاب آبكنار هم واقعآ درجه يك است؟!؟ واقعآ كه!!!!!!!!!!!!!!

فهيمه : حالا چرا اين قدر عصباني هستيد كتايون خانم ؟ در انگلستان و فرانسه هم واقعا اين تعداد جايزه فرهنگي وجود دارد.من نگفتم جايزه كتاب گفتم جايزه فرهنگي و شما هم مي‌توانيد تحقيق كنيد و حالا من هم اگر فرصت شد رفرنس اين موضوع را برايتان مي‌گذارم تا ببينيد.درباره آبكنار هم شما هم نظر خودتان را داريد و من هم نظر خودم را .ايضا درباره بي‌نياز .ربطي هم به شعور مخاطب ندارد عزيزم.موفق باشيد.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)