« ... صفحه اصلی نجف، بيهقي، پاييز »

November 25, 2007

بیانیه روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

در آستانة روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان، 25 نوامبر، متاسف از ابراز اين ‏واقعيت ناخوشايند و رقت‌بار هستيم كه زنان بسياري در سراسر جهان و از جمله در ايران، ‏با عريان‌ترين شكل ضرب و شتم، ارعاب، تحقير، تحميل و اجبار روبرو هستند كه بر همه ‏اين رفتارها عنوان كلي خشونت با زنان نهاده‌اند. ‏
پس از 14 قرن كه از نزول كلام خداوند متعال گذشته، هنوز نداي آيات متعدد قرآن مجيد ‏كه توصيه به «برخورد عاطفي، مهربانانه و رعايت حال و شأن زنان» دارند، شنيدني و ‏البته تامل‌برانگيز است و همين امر نشان از تداوم اعمال خشونت‌ها عليه زنان از آن دورة ‏تا كنون در همة جوامع بشري و از جمله جوامع اسلامي دارد. خشونت‌ورزي و بي‌مهري ‏به زنان که دامنة وسيعي از كتك خوردن تا به زبان آوردن كلمات نامناسب و بي‌توجهي به ‏نيازهاي پايه‌اي آنان را در بر می گيرد، در بسياري از مناطق جهان چنان به قاعدة رفتارها ‏تبديل شده كه آيندة روشن و مطمئن را از زنان دريغ كرده‌است. خشونت با زنان به راستي ‏زشت‌ترين نماد تبعيض و نابرابري است و شگفتا كه در هر گوشه از اين جهان پهناور، ‏در همة فرهنگ‌ها و در ميان همة قوميت‌ها بدون در نظر گرفتن سطح درآمد، طبقه و نژاد ‏و مذهب اتفاق مي‌افتد به‌گونه‌اي كه نمي‌توان جامعه‌اي را يافت كه مصداقي از خشونت با ‏زنان در آن وجود نداشته باشد. ‏

در ايران نيز همچون ديگر جوامع، حداقل نيمي از زنان يك بار خشونت فيزيكي را در ‏درون خانه‌هايي كه بايست پناهگاهشان مي‌بوده، تجربه كرده‌اند و زنان بيشتري در معرض ‏انواع خشونت‌هاي فرهنگي و رواني و اجتماعي بوده‌اند. خشونت‌هايي كه ريشه‌هاي تنومندي ‏در سنت و فرهنگ و تاريخ دارند و به نفع سلطه‌جويي مردان و فرو دست بودن زنان عمل ‏مي‌كنند. در جامعه ما نيز دو نهاد خانواده و اجتماع با تاثيرپذيري از قوانين و فضاي ‏فرهنگي به ايجاد و تداوم خشونت‌هاي رفتاري عليه زنان منجر شده و مي‌شوند و ‏خشونت‌هاي ساختاري عليه زنان را به امري فراگير و مرسوم بدل ساخته اند.‏
ما بر اين باور نيستيم كه خشونت امري ذاتي مردان است و در نتيجه همة مردان ذاتا خشن ‏و همة زنان ضعيف و آسيب‌پذيرند؛ بلكه بيش از همه آن را مولود ساختارهاي فرهنگي و ‏حقوقي مي‌دانيم كه يكي از اين دو جنس را در جايگاهي قرار مي‌دهد كه دست به خشونت ‏بزند. جامعه‌اي كه در آن روابط مبتني بر سلطه حاكم باشد و اين تصور را در مردان ‏نهادينه سازد كه برخوردار از نوعي قدرت ساختاري و اجتماعي بي‌تناسب و ناعادلانه اند ‏كه مي‌توانند از آن براي حفظ و تداوم سلطة خود بهره برند، مستعد خشونت‌ورزي با زنان ‏است. در همة عرصه‌هاي اجتماعي از خيابان‌ها و بزرگراه‌ها گرفته تا سازمان‌هاي اداري و ‏موسسات علمي و آموزشي خشونت به معناي عام آن عليه زنان هويداست. آسيب‌هاي ‏جسماني، آزارهاي جنسي و به خطر انداختن سلامت رواني زنان در غياب نهادها و ‏رويه‌هاي حمايتي موثري كه از ميزان خشونت‌ها عليه زنان بكاهد، آزادي و امنيت زنان را ‏به عنوان بخشي از جامعه انساني تهديد مي‌كند.‏
خشونت با زنان نه تنها امنيت روان خانواده و جامعه را مخدوش مي‌سازد بلكه هر نوع ‏احساس توانمندي و اعتماد به نفس را از زنان به عنوان نيمي از جمعيت هر جامعه انساني ‏مي‌گيرد، آنها را از رشد فكري و اجتماعي و آموزشي باز مي‌دارد و حتي توان مقابله زنان ‏با موقعيت‌هاي خشونت‌آميز را سلب مي‌كند و همين مساله است كه خشونت با زنان را ‏امري تكرارشونده مي‌سازد. ‏
در نهايت شرمساري بايد اذعان داشت كه رفتارهاي خشن نسبت به زنان از طرف جامعه ‏ما نيز تحمل مي‌شود و اعتراضي نسبت به آن صورت نمي‌گيرد. آنجا كه بحث از خشونت ‏خانگي در ميان است، رابطة زن و مرد رابطه‌اي در حوزة خصوصي تلقي مي‌شود كه ‏ديگران اجازة ورود و دخالت در آن را ندارند. زناني كه از شوهران خود كتك مي‌خورند، ‏نه تنها مورد حمايت هيچ سازمان يا پناهگاه امني قرار نمي‌گيرند بلكه از آنان انتظار ‏مي‌رود كه يا با رفتار خشونت‌بار بسازند يا رفتار خود را مدام تعديل كنند تا بهانه‌اي به ‏دست عامل خشونت‌ ندهند.‏
از سوي ديگر سخن گفتن از ضرورت نفي خشونت عليه زنان به معناي تقليل دادن خشونت ‏به عرصه‌هاي خانوادگي و اجتماعي نيست. خشونت‌هاي ناشي از بي‌ثباتي و بحران و جنگ ‏و آشوب نيز دامان زنان را بيش از گروه‌هاي ديگر آلوده مي‌سازد. خشونت با زنان گرچه ‏در نگاه اول، امنيتي و نظامي به نظر نمي‌رسد اما از موانعي است كه صلح‌سازي و توسعه ‏را در جوامعي كه اشكال متعددي از خشونت با زنان وجود دارد، مختل ساخته‌است. درست ‏به همين دليل كه زنان همواره از خشونت‌هاي گوناگون كه در جريان درگيري‌هاي مسلحانه ‏افزايش بي‌سابقه‌اي مي‌يابد، آسيب‌هاي بسيار ديده‌اند، هم‌اكنون در متن تلاش‌هاي جهاني ‏براي مقابله با خشونت، درگيري‌ها و جنگ‌هاي خسارت‌بار قرار دارند. ‏
كميسيون زنان جبهه مشاركت ايران اسلامي با ابراز تاسف از گسترة وسيع خشونت‌ها عليه ‏زنان، همگان را به مبارزه‌اي مداوم و خستگي‌ناپذير با اين پديدة شوم فرا مي‌خواند و ‏انزجار خود را از همه اشكال خشونت عليه زنان، از قتل و خشونت‌هاي حقوقي، خانگي، ‏سياسي، اجتماعي و فرهنگي اعلام مي‌دارد. ما نيز همصدا با همتايان خود در عراق، ‏افغانستان و ديگر كشورهاي بحران‌زدة جهان سرود صلح و آرامش سر مي‌دهيم و بر اين ‏باوريم كه تلاش براي تعميق دموكراسي و آزادي به‌عنوان يكي از پيش‌زمينه‌هاي برقراري ‏امنيت از تلاش براي گسترش و تعميق برابري و در نتيجه رفع ظلم و خشونت از زنان به ‏عنوان گروهي مهم از شهروندان جدا نيست و هيچ بهانه و توجيه فرهنگي و تاريخي براي ‏وقوع و تداوم خشونت با زنان پذيرفتني نيست.‏
فرصت روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان را مغتنم می شماريم و متاسف از مرگ ‏دکتر زهرا بنی يعقوب، مصرانه از قوه قضاييه می خواهيم تا با پايان دادن به ابهامات ‏موجود در اين پرونده نشان دهد که حقيقت و عدالت هرگز قربانی مصلحت نخواهد شد.‏