« کتاب های این روزها ... صفحه اصلی ... »

November 16, 2007

گفت‌وگو با رضا رشيدپور درباره توقيف برنامه مثلث

صداوسيماي جمهوري اسلا‌مي ايران با وجود يدك‌كشيدن عنوان پرطمطراق <رسانه ملي>، آشكارادر طول سال های گذشته اردوگاه سياسي و فرهنگي طيفي خاص از جامعه بوده كه وابستگي و نزديكي بيشتري با دولت داشته‌اند.در اين ميان اما گاه روزنه‌هاي تنفسي هم براي بخش‌هاي منتقد جامعه در ساختار صد در صد دولتي تلويزيون به وجود آمده. از جمله در يكي دو سال گذشته و با آغاز مديريت ضرغامي در صدا و سيما براي بي‌بهره نماندن از <ژست روشنفكري و تساهل> هم كه شده گاه شاهد پخش برنامه‌هايي از شبكه‌هاي تلويزيوني بوده‌ايم كه بسيار فراتر از آستانه تحمل و حتي خطوط قرمز پررنگ صدا و سيما بوده‌اند.<رضا رشيدپور> با <شب شيشه‌اي>اش از جمله استثناء‌هاي اينچنيني در سال‌هاي اخير بوده‌اند كه تريبون انحصاري تلويزيون را هر چند براي ساعاتي در اختيار كساني قرار دادند كه مخاطب اين رسانه عادت كرده بود چهره آنها را هرجايي ببيند جز بر صفحه تلويزيون.با وجود اين و حتي با وجود استقبال چشمگير عمومي از پخش برنامه‌اي با ويژگي‌هاي برنامه رشيدپور در صدا و سيما كه مي‌كوشيد با صراحت و شفافيت بيشتر، مسائل و شخصيت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي را به چالش بكشد ادامه اين روند تازه در صدا و سيما همان‌طور كه از قبل هم انتظارش مي‌رفت از سوي جناح سنتي حاكم بر رسانه به اصطلا‌ح ملي تحمل نشد و برنامه مشابهي كه رشيدپور براي فصل پاييز براي شبكه پنج سيما تهيه كرد بود به شكلي غيرمنتظره و بدون هيچگونه توضيحي از سوي مسوولا‌ن تلويزيون در همان شب اول پخش، توقيف شد.برخورد صدا و سيما با برنامه انتقادي <مثلث> كه تنها يك شب بر روي آنتن رفت، در حالي صورت گرفت كه مديران صدا و سيما و از جمله دفتر رئيس اين سازمان از پاسخگويي درباره چرايي اين اتفاق خودداري كردند و حاضر نشدند براي احترام به شعور مخاطب هم كه شده، صادقانه و شفاف به بيننده ميليوني رسانه خود توضيح دهند كه چرا برنامه‌اي كه تا پيش از آن هر شب تيزر تبليغاتي‌اش را پخش مي‌كردند و قرار بود دو ماه بر روي آنتن بماند ناگهان در شب اول پخش توقيف شد.رضا رشيدپور اما تمام تقصيرها را متوجه مديريت صدا و سيما نمي‌داند.او كه درست در روز نهايي شدن حكم توقيف برنامه‌اش با اعتماد ملي به گفت‌و گو نشست، رسانه تلويزيون را متاثر از فاكتورهاي اجتماعي و سياسي بيرون از سازمان مي‌داند و با وجود انتقاداتي كه به عملكرد سازمان صدا و سيما دارد از <ديگراني> سخن مي‌گويد كه تحمل تغيير در ساختار بسته صدا و سيما را ندارند و خواست اجتماعي مردم براي تغيير را هم جدي نمي‌گيرند. ‌

چرا <مثلث> تنها يك شب روي آنتن رفت و چرا به اين سرعت توقيف شد؟

شبي كه برنامه پخش شد تمام عوامل برنامه به علا‌وه مدير مستقيم ما در استوديو حضورداشتند. ‌آقاي مهندس حميدي، مدير گروه اجتماعي شبكه و آقاي ميرهاشمي، قائم مقام ايشان در استوديو بودند و تمام اتفاقاتي كه قرار بود در ‌برنامه بيفتد از قبل و به صورت مكتوب با مدير گروه اجتماعي و مدير شبكه هماهنگ شده بود. بعد از اتمام برنامه هم همه ‌با رضايت استوديو را ترك كردند.اما فردا ‌كه براي اجراي شب دوم برنامه آماده شده بوديم، ساعت هفت بعدازظهرگفته شد كه برنامه ديگر روي آنتن نمي‌رود و صبح روز بعد هم من در روزنامه‌ها خواندم كه برنامه ‌توقيف شده ! اول فكر نمي‌كردم اين خبر صحت داشته باشد اما بعد ديدم كه پيش‌بيني خبرنگارها درست بوده است.

فكر مي‌كنيد دليل توقيف برنامه چه بود؟ صحبت‌هاي تهمينه ميلا‌ني درباره مسعود ده‌نمكي يا سردار رادان و اعلا‌م‌نظر مردم درباره طرح‌هاي امنيت اجتماعي نيروي انتظامي و يا چيز ديگري به‌جز همه اين دلا‌يل؟ ‌

باور كنيد خودم هم نمي‌فهمم چرا. ما در برنامه يك ارتباط تلفني داشتيم با مسعود ‌ده‌نمكي كه با ادبيات هميشگي‌خودش حرف زد.يك ارتباط تلفني هم داشتيم با تهمينه ميلا‌ني كه ايشان هم با ادبيات هميشگي‌اش ‌حرف زد.يك ارتباط تلفني هم با سردار رادان داشتيم با اين سوال كه آيا طرح مبارزه با بدحجابي در فصل زمستان هم ‌با همان شدت ادامه پيدا خواهد كرد يا نه و ايشان هم فرمودند كه بله طرح ادامه دارد. بعد هم ما نظرسنجي كرديم. 48 درصد از بينندگان برنامه مخالف اجراي طرح بودند و 52 ‌درصد موافق كه آن را عينا اعلا‌م كرديم و تازه به سردار هم كارت سبز داديم ! درباره آقاي ده نمكي هم، خانم ‌ميلا‌ني گفتند ايشان حق دارند فيلم <عقده‌اي‌ها> را بسازند چون امكاناتي كه ايشان در سينما دارند و ديالوگ‌هايي كه ايشان در ‌فيلم‌هايشان مي‌توانند ضبط كنند من هم اگر مي‌توانستم داشته باشم <عقده‌اي> نمي‌شدم كه ايشان مجبور شوند فيلم عقده‌اي‌ها را ‌بسازند. همين! حالا‌ نمي‌دانم كدام يك از بخش‌هاي برنامه عامل اين اتفاق شده.خانم ميلا‌ني كه در<شب شيشه‌اي> هم حضور داشت و صحبت كرده بود و جالب است كه همين سازمان صدا و سيما هم در حال حاضر پروژه‌هاي سريالي خيلي بزرگي را به خانم ميلا‌ني سپرده !

سازمان صدا و سيما هيچ توضيحي هم درباره دلا‌يل توقيف اين برنامه نداد.ظاهرا پاسخگويي به افكار عمومي براي <رسانه ملي> چندان اهميتي ندارد.

شبكه پنج خودش با اصرار خواست كه من حتما در فصل پاييز ‌برنامه داشته باشم.اما متاسفانه شبكه هم حمايتي از برنامه نكرد. بالا‌خره بايد جوابي به مخاطب داده مي‌شد. اگر اعلا‌م مي‌شد كه اين برنامه در حال حاضر منطبق با موازين سازمان نيست به نظرم خيلي بهتر بود و من هم دوست داشتم كه حداقل شبكه پنج اطلا‌عيه‌اي مي‌داد و اعلا‌م ‌مي‌كرد كه تشخيص ما اين بوده كه فعلا‌ اين برنامه پخش نشود و ما هم ‌كارمند سازمان هستيم و مسلما موظف به اطاعت بوديم. اگر اين مساله با شفافيت اعلا‌م مي‌شد، حداقل حرمت خبري حفظ مي‌شد. ‌

براي تهيه <مثلث> چقدر زمان و بودجه صرف شده بود؟ ‌

خيلي براي مثلث وقت گذاشته بودم. كل فصل تابستان را درباره اين كار فكر كرده بوديم. چندين ‌بار آن را نوشتيم و دور ريختيم و مشورت كرديم. از مخابرات پهناي باند گرفته بوديم كه بتوانيم تعداد زيادي ‌اس‌ام‌اس دريافت كنيم. تلفن زميني راه‌انداختيم تا مردم بتوانند با فشردن شماره يك و دو روي تلفن ثابت هم نظر بدهند. تهيه كننده برنامه، خودم و محمد قنبري بوديم كه پنج ماه براي آماده‌سازي آن تلا‌ش كرده بوديم.نزديك به 20 ميليون ‌تومان هزينه شده بود اما... اين اولين مورد است كه در تاريخ صدا و سيما به اين شكل برنامه‌اي يك شبه توقيف ‌مي‌شود.در كوله‌پشتي هم نهايتا مجري عوض شد. براي من ‌الا‌ن <مثلث> مثل يك جنين سقط شده است.‌

ظاهرا تا شش ماه نمي‌توانيد كار تازه‌اي داشته باشيد. در اين شرايط تكليف كساني كه برنامه‌هاي زنده با حساسيت‌هاي اين‌چنيني را اجرا مي‌كنند چيست؟ ‌

خط قرمزها در برنامه زنده خيلي پررنگ‌تر است و ميزان امنيت اجراكنندگان اين برنامه‌ها هم واقعا معلوم نيست. از مهم‌ترين ضعف‌هايي كه در شغل اجرا ‌وجود دارد عدم وجود امنيت شغلي است.از ‌مجموع برنامه <شب شيشه‌اي> مبلغي نزديك به هشت ميليون تومان نصيب من شد.برنامه از 30 خرداد ماه 86 تمام شد و من پس از آن بيكار هستم و با اين ماجراها ‌گمان مي‌كنم كه حالا‌حالا‌ها هم بيكار بمانم.حالا‌ مجري صدا و سيما بايد برود چه كار بكند كه هم‌شان كار رسانه‌اي‌اش باشد‌؟ برود بيرون سوپرماركت بزند يا ‌پيتزافروشي تا غلطك زندگي‌اش بچرخد؟ ‌

اتفاقي كه در برنامه <كوله‌پشتي>افتاد و بعد منجر به كنار رفتن فرزاد حسني شد تا چه حد در توقيف برنامه شما تاثير داشت؟ ‌

كوله‌پشتي يك برنامه جريان‌ساز در رسانه ما بوده و در طول چهار سري كه پخش شد در هر سري ‌حرف‌هايي براي گفتن داشت و چيزهايي را به رسانه اضافه كرد.فرزاد حسني هم به عنوان يك مجري نسل ‌سومي سبك جذابي را به تلويزيون آورده بود.حالا‌ كاري ندارم كه اين سبك تا چه حد با شو و نمايش همراه بود.اما ‌به قول افشين يداللهي <هفتاد سال عبادت يك شب به باد مي‌ره> و اين اتفاق در كوله‌پشتي چهار افتاد؛علي‌رغم تيزهوشي‌اي كه در فرزاد ‌حسني سراغ دارم و شايد هم دقيقا به خاطر همين تيزهوشي.در تمام اين اتفاقات كه افتاد، تنها يك نفر برنده بود و آن تنها خود فرزاد حسني بود. اين هم از ‌تيز‌هوشي فرزاد حسني بود كه بازي را به سمتي برد كه برنده تنها خودش باشد كه البته اين به دور از همكاري و تعامل ‌بود.

يعني اين عواقب برخورد فرزاد حسني با سردار رادان در برنامه زنده تلويزيوني بود كه<مثلث>هم توقيف شد؟ ‌

گفت‌وگو با سردار رادان در برنامه كوله‌پشتي مي‌توانست با شيوه حرفه‌اي‌تر و رسانه‌اي‌تري انجام شود تا ‌بقيه برنامه‌هاي تلويزيوني از آسيب‌هاي بعدي مصون بمانند. اگر تهيه كننده كوله‌پشتي هشيارانه‌تر ‌عمل مي‌كرد باعث مي‌شد كه جريان اعتماد به وجود آمده در تلويزيون از بين نرود و به يكباره قطع نشود.اگر با آينده‌نگري بيشتري عمل شده بود الا‌ن هم كوله‌پشتي پخش مي‌شد و هم ‌مثلث اما به دليل اتفاقاتي كه در نتيجه ناشي‌گري در برنامه كوله‌پشتي افتاد ‌باعث شد كه همه ما دچار اين سردرگمي بشويم.‌

برنامه انتقادي <مثلث> در حالي در همان شب اول اجرا توقيف مي‌شود كه بر اساس اعلا‌م خود سازمان صدا و سيما در روزنامه جام جم، در شب پخش <مثلث> با وجود همزماني آن با سريال پربيننده <يانگوم> در شهر تهران، مخاطب <مثلث> بسيار بيشتر بوده است.به نظر شما چرا مديران صدا و سيما بايد <يانگوم> را به برنامه‌هاي داخلي و با ويژگي انتقادي مانند <مثلث> ترجيح دهند؟ ‌

بله درست است و اين استقبال هم در حالي بود كه ما بدون اعلا‌م قبلي روي آنتن رفته بوديم.اما درباره اينكه چرا برنامه تحمل نشد به نظرم رسانه در همه جاي دنيا متغيري تاثيرپذير از فاكتورهاي اجتماعي است و در كشوري مثل ما كه رسانه صددرصد دولتي است اين تاثيرپذيري تشديد مي‌شود و به همين دليل شايد لا‌زم باشد بيشتر از آنكه به ظرفيت تغييرپذيري درصدا و سيما ‌نگاه كنيم به اين توجه كنيم كه ‌وقتي رسانه‌اي صددرصد وابسته به دولت است و تغذيه‌كننده از سيستم دولتي است تا چه حد قدرت تصميم‌گيري دارد.چنين رسانه‌اي ناچار به عضوگيري از ‌گروه‌ها و دسته‌هاي مختلف سياسي است و مجبور است مثل احزاب بر اساس موج‌هاي اجتماعي و سياسي حركت كند.

پس با اين تعريف اين رسانه ديگر نمي‌تواند رسانه ملي باشد بلكه بيشتر رسانه دولتي است.

البته كلمه ملي هم بار معنايي دارد هم بار حقوقي ومحتوايي و وقتي يك رسانه ملي است كه بازتاب خواسته‌هاي ملت ‌باشد.با وجود انتقادهايي كه به صدا و سيما مي‌شود اما من احساس مي‌كنم در دوران رياست آقاي ضرغامي در حد بضاعت و امكان اجتماعي و سياسي كه در جامعه ما وجود دارد سعي شده كه صدا و سيما به اين تعريف نزديك ‌شود.

اما در همين زمان مديريت آقاي ضرغامي است كه براي اولين بار در تاريخ صدا و سيما برنامه‌اي به اين شكل و يك‌شبه توقيف مي‌شود.

باور كنيد تجربه <شب شيشه‌اي> به من نشان داد كه گاه سعه‌صدر سازمان صدا و سيما و مديران آن بسيار بيشتر از واكنش‌هاي بيروني در قبال برنامه‌ها است.برنامه‌هايي پخش مي‌شود كه مورد تاييد مديران صدا و سيما هست ولي فرداي آن روز واكنش‌هايي از جناح‌هاي سياسي صورت مي‌گيرد كه سازمان را در موضع انفعال و احتياط قرار مي‌دهد.شرايط كشور هم الا‌ن به گونه‌اي است كه متاسفانه <سعه‌صدر> قرباني <حساسيت> شده است بنابراين رسانه دولتي هم در اين شرايط احتياط بيشتري مي‌كند تا به عنوان عامل برهم زننده آرامش جامعه يا امنيت ملي شناخته نشود.البته من اين روند را در سازمان تاييد نمي‌كنم.صدا و سيما بيش از حد به واكنش‌هاي بيروني حساس شده و با هر واكنش اجتماعي كنش‌هاي خود را عوض مي‌كند، در حالي كه به هر حال بايد براي تغييرات يكسري مقاومت‌هايي هم صورت بگيرد.

مثلا‌ چه نهادهايي بيشتر صدا و سيما را تحت فشار قرار مي‌دهند؟ ‌

خيلي از تصميم‌گيري‌ها تنها به ظاهر از سوي صدا و سيما انجام مي‌شود و متاثر از مسائل ديگر است.ما يك دعواي حقوقي كوچك بين وزارت ارشاد و حوزه هنري را مطرح مي‌كنيم و تازه تريبون را هم در اختيار وزارت ارشاد قرار مي‌دهيم كه از خودش دفاع كند و نه حوزه هنري اما حتي در اين حد هم وزارت ارشاد برنمي‌تابد كه انتقاد را تحمل كند. بعضي نيروهاي سياسي و حتي اجتماعي هم همين‌طور. در برابر تغييرات در صدا و سيما مقاومت وجود دارد. حتي وقتي تلويزيون خودش سعي مي‌كند از اين پيله بيرون بيايد واكنش‌ها طوري است كه اعصاب مديران رسانه را فرسوده مي‌كند تا تصميمات عصبي و مقطعي بگيرند.

‌ آيا اين فشارها تنها در مورد بعضي برنامه‌هاي خاص وجود دارد؟ مثلا‌ پربيننده‌ترين بخش خبري صدا و سيما كه خبر بيست و سي است مدام در حال استهزا، مسخره‌كردن گروه‌هاي اصلا‌ح‌طلب، انتشار اخبار كذب و گزينش خبرها به سود اهداف خاص است. آيا درباره چنين برنامه‌اي هيچ فشار بيروني وجود ندارد؟

من هم مثل شما با لحن گفتن اين اخبار موافق نيستم. مثلا‌ يك بار در خبرشان به يكي از مقامات عالي كشور صفت <جوشكار> داده بودند كه به نظر من واقعا دور از شان است. اما اينگونه خط‌كشي‌هاي سياسي بيشتر در معاونت سياسي وجود دارد اما مثلا‌ در معاونت سيما كه آقاي ميرباقري مديريت آن را بر عهده دارند من مي‌توانم شهادت بدهم كه واقعا جناح‌بندي سياسي وجود ندارد.

حالا‌ كه تا مدتي در تلويزيون نمي‌توانيد كار كنيد؛ برنامه ديگري براي كار نداريد؟ ‌

‌با وجود تمام محدوديت‌هايي كه به تلويزيون تحميل مي‌شود اما من باز هم فكر مي‌كنم امنيت تلويزيون بيشتر از مطبوعات است. به هر حال ما مستقيما درگير ‌‌نيستيم اما در مطبوعات فضا براي كاركردن سخت‌تر است. ولي خيلي وقت بود كه دغدغه انجام يك كار ‌‌ژورناليستي نرم را هم داشته‌ام كه براي مخاطب و هنرمند بدنه باشد. با همين هدف هفته‌نامه‌اي به نام <گلدون> را آماده كرده‌ايم. 14 آذر هم كه سالگرد درگذشت زنده‌ياد علي حاتمي است تصميم داريم ‌‌مراسمي برگزار كنيم به ياد علي حاتمي و همزمان با آن انتشار نشريه‌مان را هم اعلا‌م كنيم

پی نوشت : این گفت و گو را هفته پیش انجام دادم و چهارشنبه گذشته هم در اعتماد ملی چاپ شد.


Comments

فهیمه جان چرا نظرسنجیه پست آل پاچینو بسته است؟ به هرحال خواستم بگم که قره قاط هیچ ربطی به قره قروت نداره و اصلش یه گیاهه که می تونی در عطاری ها ببینیش. ترش هم نیست :دی

هنوز مطلبتان را كامل نخواندم،‌شايد وقتي خواندم كامنت ديگري بگذارم. اما من يكبار كه اولين قسمت اين مجموعه را ديدم به نظرم اصلا ايده جالبي هم نبود. خب اين برنامه و موضوع آن يعني چه‌؟ جز آنست كه به سكري شايعات دامن بزند؟‌(حالا شايد حرفهاي مهمي هم باشد)‌اما مثلا با سردار رادان كه درباره طرح امنيت اجتماعي صحبت كردند چه مفهومي داشت ؟‌به نظرم پخش برنامه بيشتر توهين به شعور مخاطب بود!

گفتگوی جالبی بود فهیمه جان
گرچه تا همین حد توضیحات هم از طرف رشیدپور عجیبه.

یعنی شما انتظار بیشتر از این صدا و سیما دارین؟؟؟

تشکر از مصاحبه خوبتان

سلام
متاسفم . برای سرگرد رادان . هر چی میکشیم زیر سر ایشون هست . چشم مردم رو که نمیه بروی واقعیات بست . مردم عقل دارن / چشم دارن و می بینن . و...............نگفته

سلام

من تلفني با روزنامه تماس گرفتم درباره نقد سريال ميوه ممنوعه خودتان بخوانيد اگر قابل چاپ است بگوييد كاملش را بفرستم

من رشیدپور میخوااااااااااااااااااااااااااام

من رشید پورو تو مثلث متساوی الساقین میخوام....

دوستان شاید شما هم به این باور رسیدید که رضا رشید پور اصلا دوست نداره مثل فرزاد حسنی بشه ولی این کارش اصلا از کیفیت برنامش کم نکرده چون سوالاتش اونقدر جنجالی هست تا مردم رو قانع و ثابت توی برنامش نگه داره و این به مرموز بودن شخصیت رشید پور و فن بیان بالا در کنترل همه جانبه برنامه برمیگرده . جالبه اول انتقاد میکنه بعد با شکسته نفسی تظاهری از قشر نقد شده به قول معروف زیر سیبیلی رد میشه . این رو هم باید قبول کنیم که آقای رادان خیلی خشن و با نفوذ و خونسرد نما هست و دوست نداره یه مجری جوون اشتباهاتشو بهش گوش زد کنه و نیخاد قبول کنه که اشتباهاتی رو داشته در عین حال رضا رشید پور هم شغلش رو دوست داره و نمیخاد مثله فرزاد حسنی بشه . نقد یک جوان با اعتماد به نفس

متسفانه همانگونه که میدانید در ایران چیزی بنام دموکراسی به معنی واقعی وجود ندارد و چنین اتفاقاتی گویای این واقعیت است
جناب آقای رشیدپور و دیگر عزیزان باید بدانند که بجای ساخت برنامه های انتقادی باید برنامه های به به و چه چه بسازند تا این چنین اتفاقاتی برای خودشان و برنامه هایشان نیفتد با این همه امیدوارم جناب آقای رشید پور این مجری قدرتمند بتوانند با سربلندی به کار خود بازگردند

وقتی تمام مسئولان و غیرمسئولان عزیز بسیج می شوند، امکانات دولتی و غیردولتی و بیت المال صرف می شوند تا مبادا چرت کسی پاره شود یا شخص نچندان شخیصی آزرده شود، وقتی همهء آقایان دست به دست هم می دهند تا هر صدای مخالف که نه، حتی منتقدی خاموش شود؛ و دست آخر کار به جایی برسد که طرف بگوید: «می خواهم چند وقتی بروم سفر. اصلاً بگویید رفته ام خارج...» وقتی همه این ها اتفاق می افتد و کک هیچ باوجدانی هم نمی گزد؛ دیگر چه باید گفت جز خداحافطی با اویی که انگار غریبه است و از مردم این سرزمین نیست؟ اویی که قوانین «کاملاً شفاف» موجود را زیر پا گذاشته و لب به گفتن گشوده؛ گفتن از چیزهایی نه از پشت پرده، بلکه حقایقی که جلوی چشم همه مان است...

سلام. از سرگرد رادان بخواهيد به جاي اجبار جوان ها براي حجاب انها را قانع كند
مثلا چرا بايد در زمستان چكمه نپوشيم مگه چه مشكلي داره
چرا نبايد مانتو رنگ روشن پوشيد؟

به نظرمن رضارشید پور بهترین و با اخلاقترین مجری دنیا است

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)