« مالكيت زيبايي صفحه اصلی تحقيق وزارت‌ارشاد درباره وبلاگ‌نويسان ! »

September 29, 2007

چطور يك‌شبه پولدار شويم ؟

برادر كوچكم كه البته براي من داداش كوچيكه‌ است اما تقريبا دوبرابر من هيكل دارد چند شب پيش در كمال سادگي و با معصوميت يك نوجوان كه حالا دارد به آينده‌اش فكر مي‌كند از من سوالي پرسيد كه براي جواب دادنش كلي به دردسر افتادم.آخر جواب من با واقعيت‌هايي كه او هر روز در جامعه و مدرسه و كلاس كنكور و سريال‌هاي تلويزيوني با آنها روبه‌رو مي‌شود خيلي فرق داشت و براي همين اثباتش هم كار ساده‌اي نبود.آرش - همان داداش كوچيكه - از من پرسيد كه چه كار كند تا يك شبه پولدار شود ؟
حالا كاري ندارم به جوابي كه من دادم ؛ چيزي كه ذهنم را خيلي مشغول كرده اين نيست بلكه ذهنم مشغول جامعه‌ و تربيتي شده كه آدم‌ها را به اين نتيجه مي‌رساند كه خيلي جدي بايد دنبال راهي براي يك شبه پولدار شدن باشند.اين باور در فرهنگ عمومي ما شكوفا شده و همه جا هم آن را مي‌بينيم كه پله پله بالا رفتن آدم را به جايي نمي‌رساند حتما بايد سوار آسانسور شد ، حتما بايد لابي كرد ، حتما بايد به جايي وصل بود و حتي حتما بايد خلاف كرد و اهل زيرميزي دادن و گرفتن بود.آرش و خيلي از هم‌نسلانش از خودشان مي‌پرسند : « خب حالا دانشگاه هم رفتيم . كه چي ؟ اين همه دانشگاهي بيكار و ندار مگر در همين خانواده و اطرافيان خودمان نيستند ؟ گيريم درس هم خوانديم ! اصلا فرهنگ خودمان را هم توسعه داديم ، كتاب خوانديم ، در سرنوشت و حيات جامعه مشاركت كرديم ، اخبار را پي گرفتيم ، بيشتر فهميديم و بيشتر آموختيم ، عادلانه و منصفانه و با احترام به حقوق ديگران زندگي كرديم و كار و حرفه و تجارت آينده‌مان را بر پايه درستكاري و عدالت طراحي كرديم ، باز هم كه چي ؟ مگر چند درصد از آدم‌هاي پولدار فوق مرفه كه در اطرافمان مي‌بينيم اين راه‌ها را رفته‌اند و اين صفات را دارند ؟
نه اين بچه‌ها دارند در جامعه‌اي فوت و فن‌هاي زندگي را ياد مي‌گيرند كه واژه‌ها تغيير معني داده‌اند.« كلاهبرداري » را به سادگي « زرنگي » خطاب مي‌كنند و « دزدي » را « كار پرمشغله و استرس » ! در چنين جامعه‌اي اين باور شكوفا مي‌شود كه قانون راه خوشبختي مردم را سد مي‌كند پس بايد آن را دور زد.سواد و تحصيلات راه به جايي نمي‌برد پس بايد مدرك دانشگاهي كيلويي دست و پا كرد.اين باور شكوفا مي‌شود كه خلافكار بودن و حزب باد بودن و رشوه‌گيري بهتر و آينده‌دارتر و تامين‌كننده‌تر از شهروندي ساده و درستكار بودن است.جوان اين جامعه در يك حساب و كتاب سرانگشتي حس مي‌كند كه از راه‌هاي نامتعارف و خلاف قانون به راحتي مي‌تواند با يك ساعت كار حقوق دو ماه پدرش را كه كارمندي ساده و شريف است به خانه بياورد.در اين جامعه نمي‌توان اعداد را فقط در اعداد جست و جو كرد و اين حاصل نوع زندگي ماست. چرا ؟ چون هيچ وقت ، در تمام طول تاريخ كهنسالمان نظام تقسيم عادلانه درآمدهاي هنگفت مالي نداشته‌ايم.چرا ؟ چون در اروپا حتي بيكاران جزو مشتريان بازار هستند اما شهروند ساده و درستكار ما وقتي كه بيكار باشد « طرد شده » و « محروم » از امكانات جامعه است.
اين‌طوري است كه برادر من مي‌خواهد يك‌شبه پولدار شود تا از پدرش و مادرش و شرافت يك عمر زندگي سالم آنها جلو بزند.تلويزيون هم همين را مي‌خواهد.سوژه 80 درصد سريال‌هاي ما كه اتفاقا خانواده‌ها مي‌نشينند پايشان و قاه‌قاه مي‌خندند همين فراهم شدن امكان براي شبه پولدار شدن است ، پاسخي است براي اين پرسش تعيين‌كننده : « چطور مي‌شود يك‌شبه پولدار شد ؟ » يك‌شبه . همين و بس !


Comments

حدود پانزده سال پیش بود، اتاقی در خوابگاهی دانشجویی و بحثی در مورد سرنوشت نسلی و نسلهایی که به جای کارو تولید اندیشه و ثروت، بیشتر به دزدی ورذالت می اندیشید. آن روزها آینده را بسیار تبره و تار می دیدیم و اصلا فکرش را هم نمی کردیم که روزی برسد که کودکان آن روز، شیرزنان و شیرمردان عرصهء فعالیت اجتماعی شوند. از آموزشهای رسمی درسی ورسانه ای آن روز هم، مثل امروز،انتظاری جز تربیت مشتی دزد نمی رفت. اما امروز چه می بینیم؟ این درست است که اخلاق عمومی جامعه درست همانفدر زشت است که انتظار می رفت، اما در کنار آن اخلاق عمومی، و درست برعکس آن، کنشگرانی می بینیم که عموماَ از میان همین نسل نو برخواسته اند و" پله پله" خود و جامعه را بالا می برند. درود بر شما و یارانتان و به امید آن روز که آموزشهای درسی-رسانه ای این مملکت به جای ترویج خرافه و تعلیم دزدی به ترویج اندیشه و تعلیم آزادی بپردازد.

تو چی تو خودت دنبال یک شبه پولدار شدن نیستی ؟ از کجا فهمیدی شرافت یعنی چه ؟ خودت دنبال شرافتی ؟ یکم فکر کن می بینی که خودت بیشتر از همه به این فکر می کنی پول پول پول و......

اگر راهی بای یک شبه پولدار شدن یافتید ما را هم در جریان بگذارید لطفاً.
قول می دهیم که زیاد بخوانیم، خوب بنویسیم، زیاد ببینیم و بیندیشیم و حقوق شهروندی را هم رعایت کنیم. در عین حال پولدار هم باشیم
دو نقطه دی

قبلا اين مشكل نبوده؟ در بين نسل قبل از ما؟ وقتي فكر مي‌كنم به نظرم مي‌آد شايد به اين شدت نبوده ، قناعت؟
سوال و جواب سختيه ...

حرف درستي زدي.اين نسل خيلي راحت‌طلب شده‌اند و پول دوست.اصلا جامعه كه از هم‌پاشيده باشد همين مي‌شود.ارزشي ديگر وجود ندارد جز پول.آن هم پول فوري.راست مي‌گي.

من به چيزي ديگر فكر مي كنم آبجي. فكر مي كنم كه چه كنم كه يك شبه بيچاره نشوم

سلام
براي من به عنوان يك روزنامه نگار جالب بود كه در وب لاگ شما نام بسياري از دوستانم را ديدم.البته شما لطف كرديد و به وبلاگ برنامه ما در راديو سر زديد.اما من هر چه فكر كردم سعادت اين را نداشتم كه حضور شما را در روزنامه هايي كه كار كردم و مي كنم به ياد بياورم.در هر صورت اميدوارم به برنامه ما گوش كنيد و برايمان مطلب بفرستيد البته اگر به ادبيات علاقه داريد. ما كه فعلا در بي كاري به سر مي بريم چون روزنامه ما يعني شرق توقيف شده.براي شما آرزوي بهروزي دارم. باز هم ممنوم كه به وبلاگ ما سر زديد.

سلام. امیدوارم خداوند از سر تقصیرات آن مرد نقاش، گزارشگر حریت، مترجم فارسی آن خبر و لینک دهنده های محترم بگذرد. این روزها کمی بی تربیت شده ام. و دوستان هم انگار مروج بی تربیتی بنده هستند.!! ممنون به خاطر لینک/

منظور اين آقا كيواني چي بود ما نفهميديم.مي‌خواست بگه ما م روزنامه نگاريم يا مي‌خوست بگه شوما روزنامه‌نگار نيستيد.

آدم دلش براي بچه ها مي سوزه
آدم دلش براي خودش مي سوزه

سلام وعرض ادب.
متاسفانه مسئولين فرهنگي ماهم بفكرترويج فرهنگ قناعت نيستند.حاصل انهم اين ميشودكه بعضي ازجوانان مابيشتربفكرپولدارشدن هستنداگرچه بابدنامي باشد.

اول و آخر...
این دوستان هیچی نیست چی رو فروختند که یه شبه پولدار شدند گفتم شاید شما که با این هیچی های بزرگ سر و کار دارید شاید بدانید. می دونم این روزها فروش صداقت و خرید ردای حرامزادگی بد درآمد داره. مادر قحبه ها همیشه چیزی برای شعار دادن و بلغور دارند از حقوق کودک تا حقوق زن.راستی شما چی؟سر دوراهی قرار گرفته اید نترس رفیق فریاد من و پتک کلماتم وجدان هیچ مادر به خطایی رو به درد نمی آره پس اگه تو هم ردا رو پوشیدی نترس.این روزها من هم بدجور به دنبال پولم آخه قیمت پایین تنه بالا رفته گرانی بنزین است گو اینکه آلت ها بنزین خوره دارند.قیمت نئشه جات هم. قیمت رفقای هیچی نیست شما به نسبت خیلی ناچیز است می شود با یه چشمک شبی عاشق شان شد و فردا فارغ حتی از پایین تنه .
آه لجن دروغ این روزها در کلمات هم یافت می شود.و چه مفلوکی ست آن نرینه یی که برای خرید یه سوراخ حقیر به به وچه چه کند به دروغ دروغگوها.
همین

ارادتمنديم استاد . ما رو چه به قهر كردن . منتظر مطلبت هستم هنوز. البته اين اس ام اس ها هم صرفا جهت يادآوري است و احوالپرسي..

وبلاگتون خيلي جذابه.پيش از اين گاهي مطالبتون رو مي خوندم و از اين به بعدم وبلاگتون رو.موفق باشي

سلام تفکر خطرناکی است تجربه نشان داده است آنهایی که خواستند یک شبه پولدلر شوند در ورطه سقوط افتادند رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

خداییش خیلی می چسبه اگه یک شبه پولم از پارو بالا بره، اگه یه وقت یه همچین اتفاقی افتاد شما می تونین هرجوری که دوست دارین در مورد من فکر کنین،حتی می تونین به جای پارسا سیاه بهم بگین پارسا دزد یا پارسا قالتاق یا هر چیزی که به ذهنتون برسه :D

هرانچه در درون شماست در بیرون میتواند خلق شود ما شمایلی از خدا هستیم وقدرت خلق هر چیزی را داریم حتی ثروت یک شبه(حالا یکم بیشتر از 24 ساعت)

برادرت به همان دلیلی به دنبال یک شبه پولدار شدن است که تو در فکر هیکل دوبرابر شده ی او هستی... باشد که هر دو به آرزوهاتان برسید هم تو به هیکلی دو برابر هم او به صبحی با حس امنیت پولداری

فهيمه : چه بي‌ربط !!!!!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)