« نامجو ، نيويوركتايمز و اعتماد !
صفحه اصلی
... »
ميزگرد زنانه
![]()
تقريبا يك ماه پيش بود.جمع شده بوديم براي ميزگرد زنستان و كلي حرفهاي خوب و تاثيرگذار رد و بدل شد.جلسه مفصل و خوبي بود.اين هم حاصلش است كه دوستان خوبم در زنستان زحمت كشيده و تنظيمش كردهاند.در عكس بالا هم شما بينندگان عزيز ميتوانيد الناز انصاري ،شخص بنده ، آمنه شيرافكن و ترانهبنييعقوب را از چپ به راست ملاحظه كنيد.
![]()
در اين يكي عكس هم ميتوانيد منزل خوشگل و نقلي عروس خانم و خود او - مريم حسينخواه - را همراه با شبنم رحمتي و پريسا كاكايي و فرناز سيفي و بقيه رفقا ببينيد.اگر هم خواستيد درباره محتواي ميزگرد بخوانيد به لينك آن مراجعه كنيد.تجربههاي خوبي را با هم در ميان گذاشتيم و كلي شوق داشتيم كه از اين به بعد جلسات را به صورت مرتب دنبال كنيم.اما راستش اين اتفاق نيفتاد.يعني اين روزها كي حوصله دارد اصلا حرف بزند ؟ من كه خودم ندارم.در روزه سكوت به سر ميبرم.خسته و منجمد !

Comments
هر هفته یه سری به اینجا می زنم گرچه خیلی وقته ندیدمت ولی سردی اینجا واقعا غیر قابل تحمله نمی دونم چرا ولی معلومه خیلی افسرده ای بازم می گم یکم از غرورت کم کن شاید مشکلت حل بشه
دل آزرده | September 9, 2007 10:15 PM
وقتی گفتن نمی نشنید بر لبان آدمی تازه نوشتن آغاز می شود . بی حوصلگی ات را بنشاند بر جان واژه ها . تا دیگران خود را بیابند در آنها. دلتنگی هایت را خوب می نویسی
محمد آقازاده | September 9, 2007 11:27 PM
خانم جان! چنين جلساتي را اينطور جار نميزنند. حداقل عكسش را منتشر نميكنند.
از ما گفتن بود.
فهيمه : اين اصل خدشهناپذير از كجا آمده استاد ؟ انتشار عكس و گزارش ميزگرد زنان روزنامه نگار به نظرم كاري خيلي ساده و عادي است.
ميثم | September 10, 2007 12:29 AM
سركار خانم خضر حيدري مردد بودم كه ميشه كامنت بي ربط گذاشت يا نه ولي نوشته دوست قبلي كه نصيحت اخلاقي هم مي كنه در من اين جسارت رو ايجاد كرد كه پيشنهاد زيست محيطي بدم.
حتما در جريان هستي كه مدير كل محيط زيست دريايي سازمان حفاظت !!محيط زيست از آلودگي شديد خليج فارس بخصوص در منطقه ماهشهر با تركيبات جيوه خبر داده . خودت بهتر از من ميدوني كه آمار تولد بچه هاي ناقص الخلقه تو همين شهر به طرز معني داري بالا رفته . فكر كردي كه چند ميليون ايراني روزانه اگر نه ماهي تازه جنوب كه حداقل كنسرو ماهي جنوب ميخورن؟بد نيست يه سري هم به آسايشگاه معلولين ذهني نارمك بزني .حرفم اينه كه تو و دوستات تو وبلاگ زنستان ميتونيد يه جرياني ايجاد كنيد تا يه بار هم كه شده بي دغدغه فارسي و عربي بودن اين خليج بيچاره و فارغ از تعصبات نقشه اي به اين فاجعه توجهي بشه . مطمئنم يخت آب ميشه.اگه خواستي باز هم يخ بزني ميتوني سياره سفيد رو ببيني!راستي اگر دي وي دي شو گير آوردي نشونيشو اعلام كن تا ما هم ببينيمش...
سياره سفيد/سياره برف پوش La Planète blanche
کارگردان: تيه ري پيانتنيد، ژان لميره، تيه ري راگوبر. فيلمنامه: تيه ري پيانتنيد، استفان مي يه. موسيقي: برونو کولاي. مدير فيلمبرداري: ژروم بوويه، فرانسواز د ريبه رول، مارتن لکلرک، تيه ري ماچادو، ديويد ريشر. تدوين: کاترين مابلا، تيه ري راگوبر، نادين ورديه. راوي: ژان لويي اتين. ٨٦ دقيقه. محصول ٢٠٠٦ فرانسه، کانادا. نام ديگر: The White Planet. نامزد جايزه بهترين فيلم مستند از مراسم Genie.
قطب شمال: سرزميني که سرما حکمراني مي کند، جايي که يخ و باد سرد آن را به گونه دنيايي ديگر شکل مي دهد. دنيايي متشکل از درياي منجمد، کوه هاي يخي غول آسا، توندرا و دشت هاي پوشيده از برف با حيواناتي مختلف و متفاوت از ديگر جاهاي کره خاکي...خرس ها، شفق قطبي، پلانکتون هاي رقاص، شيرهاي قطبي، بالن ها و پرندگان...
جايي که بايد پيش از نابودي آن بر اثر گرمايش تدريجي زمين انتظار کشف خود را از سوي آدميان مي کشد....
چرا بايد ديد؟
هنوز تصاوير انيميشن فيلم ال گور[حقيقت دردسرساز] درباره خرس هاي قطبي که به خاطر نيافتن قطعه اي يخ در حال تلف شدن بودند، از ذهن بسياري زدوده نشده است. فيلم سياره سفيد که به تازگي پخش جهاني آن آغاز شده، اين مکان و تقريباً همين حيوان را هدف قرار گرفته است. مي گويم تقريباً، چون در قطب حيانات بسياري زندگي مي کنند که آب شدن يخ ها بر اثر گرمايش تدريجي زمين حيات همگي شان را دچار مخاطره خواهد کرد. سياره سفيد که توسط گروهي سه نفره ساخته شده، تلاش سه انسان براي کشف زيبايي هاي اين منطقه و نشان دادن آن به ديگر ساکنان کره زمين است تا با در پيش گرفتن اقدامات احتياطي در آينده حداقل روند اين نابودي تدريجي را کند کرده و در خوش بينانه ترين حالت متوقف کنند. هر سه نفر در حوزه علم و توليد فيلم هاي مستند علمي افراد شناخته شده اي هستند[حداقل در تلويزيون ها] که سياره سفيد اولين فيلم بلند آنان محسوب مي شود. جسارتي که به خرج داده شده و نبرد با مخاطرات اقامت طولاني در اين منطقه خود به اندازه کافي دليلي براي ديدار از اين تجربه بديع است. اما تلاش حيوانات اين منطقه براي تنازع بقاء بدون شک ديدني از نبرد کوتاه مدت سازندگان اين فيلم است. تلاشي که روي نوار سلولوئيد ثبت شده تا ناله امداد خواهي اين حيوانات را به گوش ما برساند، که اگر آنها را از مرگ تدريجي نجات ندهيم شايد اين سرنوشت گريزناپذير ما انسان ها نيز باشد!
توصيه مي کنم به تماشاي اين فيلم برويد و ديدن آن را به هر کسي سفارش کنيد. مخصوصاً اين که سرشار از مناظز زيبا و ديده نشده [به سبک محصولات نشنال جئوگرافي] است و مي تواند اميد بيشتري در مقايسه با مستند ال گور به بيننده هديه کند. براي اطلاعات بيشتر در مورد نحوه توليد اين فيلم و اهداف سازندگانش مي توانيد به گفت و گوي اختصاصي ما با تيه ري پيانتنيد در همين شماره مراجعه کنيد.
تيه ري پيانتنيد نويسند فرانسوي، همکار سابق ژاک ايو کوستو و از چهره هاي شناخته شده علمي است که به تازگي پس از سال ها کار در شبکه هاي BBC و Discovery اولين فيلم بلند سينمايي خود "سياره سفيد" را درباره نابودي حيات وحش در قطب شمال کارگرداني کرده است. با او درباره مراحل ساخت و مشکلات توليد اين فيلم گفت و گو کرده ايم.
مي خواستيم انسان ها را متعجب کنيم
مصاحبه با تيه ري پيانتنيد نويسنده و کارگردان سياره سفيد
تيه ري پيانتنيد نويسنده و روزنامه نگار فرانسوي از چهره هاي شناخته شده علمي است که در تاليف کتاب دريا[لاروس] سهم داشته و خود مولف کتاب هاي مهمي چون در جستجوي دنياهاي گمشده:ماجراهاي يک باستان شناس[٢٠٠٠] و دايره المعارف دريا[انتشارات فلورو ٢٠٠٣] است. او در سال ١٩٩٧، پس از هفت سال همکاري با ژاک ايو کوستو[اقيانوس شناس و فيلمساز بزرگ فرانسوي] به گيديون پروگرام- بزرگ ترين تهيه کننده فيلم هاي علمي در فرانسه- پيوست. سپس به عنوان نويسنده در مجموعه مستندي درباره مديترانه و مجله تلويزيوني علمي کانال ٢ فرانسه مشغول به کار شد.
تيه ري فيلمنامه هاي متعددي براي محصولات مستند شبکه هاي BBC و Discovery نوشته و سه فيلم درباره مناطق قطبي با همکاري ژان لويي اتين، و يک مجموعه ٦ قسمتي ديگر نوشته است. امسال اولين فيلم بلند وي در مقام نويسنده و کارگردان به نمايش در آمد که ديدار آن براي طرفداران محيط زيست- بعد از يک حقيقت ناخوشايند- يک حادثه قابل توجه محسوب مي شود. با تيه ري پيانتنيد در اين فيلم به نابودي حيات وحش قطب شمال پرداخته، درباره پروسه ساخت و مشکلات توليد اين فيلم گفت و گو کرده ايم.
فکر مي کنم با بودجه بسيار کمي شروع به کار کرديد و بعداً منابع مالي ديگر پيدا شد. مرحله توليد فيلم در يک نگاه کلي چگونه گذشت؟ چه مدتي در قطب شمال اقامت کرديد؟
راستش ما در ابتداي کار مقداري پول فراهم کرديم، ولي کافي نبود. ولي بعد، پيدا کردن پول وقت زيادي برد. براي ما دوره سختي بود. چون در حالي که مي خواستم شروع به فيلمبرداري کنيم، به خاطر نبود پول کافي نمي توانستيم اين کار را بکنيم. به خاطر اين که کاري متفاوت با مستندهايي که قبلاً ساخته بوديم، انجام بدهيم به بهترين چيزها-از جمله مدير فيلمبرداري- نياز داشتيم. از طرف ديگر بايد از بالن، وسايل مخصوص غواصي و جرثقيل استفاده مي کرديم و همه اينها بر هزينه فيلم اضافه کرد.
جمعاً چند ساعت فيلمبرداري کرديد؟
٧٠٠ ساعت فيلمبرداري کرديم. منتها ٣٥ ميليمتري نبود، بلکه از روش سوپر ١٦ استفاده کرديم. خود همين کار باعث کاهش مقداري کمي از هزينه توليد شد.
آيا در مرحله تدوين، تغييرات عمده اي در فيلمنامه صورت گرفت يا خير؟
بله، تغييرات زيادي انجام داديم.البته بايد بگويم فيلمنامه اوليه اي که من نوشتم، با وضعيت فعلي فيلم تفاوت خيلي زيادي ندارد. راه خاصي را از جهت روايت قصه فيلم طي کرديم، اما راستش من از همان آغاز پروژه هم مي دانستم که شکل نهايي فيلم چه خواهد شد.
فقط در قسمت هاي پاياني فيلم به گرمايش تدريجي کره زمين پرداخته ايد. آيا پرداختن به اين موضوع بعداً به فيلمنامه اضافه شد؟
در سال ٢٠٠٠ سفري زير دريايي به قطب شمال داشتم. در انجا با دانشمندان زيادي آشنا شدم. از اين سفر تاثير گذار با دستمايه مفيدي براي ساخت يک فيلم برگشتيم. همين امر باعث شد تا ايده خلق اين فيلم شکل بگيرد. برسيم به موضوع گرمايش تدريجي زمين که اشاره کرديد. قبلاً در اين مورد فيلم هاي تلويزيوني متعددي ساخته بوديم، اما اين بار به دنبال چيز ديگري بوديم. مي خواستيم انسان ها را با نشان دادن زيبايي هايي که تاکنون نديده اند، متعجب کنيم. فکر مي کرديم با اين کار به خودي خود فکر حفظ اين زيبايي ها هم در مغزشان رسوب مي کند.
با ژاک ايو کوستو همکاري کرده ايد. فيلمساز و دانشمندي که در کشور ما هم شناخته شده است. چه تاثيرهايي از او گرفتيد؟
ژاک کوستو به نشان چيزهايي که تماشاگر را تحت تاثير قرار بدهد، اهميت زيادي مي داد. حقيقت اش اين است که انسان در زندگي روزمره به اندازه کافي ناخشنود هستند، به همين خاطر نشان دادن بيش از اندازه ابعاد غم انگيز گرمايش زمين و ايجاد احساس گناه در آنها به نظر من لزومي ندارد. بايد کاري کرد که احساس راحتي بکنند و بعد کم کم وضعيت موجود را به آنها نشان داد. اين طوري آنها رابه تماشاي فيلم تان تشويق مي کنيد.
در فرانسه فيلم هاي مستند بزرگ و پر هزينه اي مثل پيدايش: راز بزرگ توليد مي شود. فيلم سياره سفيد را در کجاي اين ژانر قرار مي دهيد؟ اصولاً اين نوع فيلم ها را دوست داريد؟
صادقانه بگويم پيدايش خيلي دوست ندارم. نماهاي زيبايي در فيلم وجود دارد، ولي باز هم به نظرم من خسته کننده است. از طرف ديگر روايت معلم واري دارد که قرار است به زور چيزي را به شما آموزش بدهد. من چنين طرز روايتي را در يک فيلم سينمايي اصلاً نمي پسندم.
فيلم هاي مستند و داستاني رفته رفته بيشتر به هم شباهت پيدا مي کنند. به عنوان نمونه مي شود سياره سفيد را فيلمي داستاني ديد که شخصيت هايش حيوانات قطبي هستند. درباره مرزهايي که فيلم هاي مستند و داستاني را از هم جدا مي کنند، چه فکر مي کنيد؟
ما هم از نظر روايت و هم از نظر تدوين به دنبال چيز تازه اي بوديم. چيزي که براي ما بسيار اهميت داشت اين بود که انسان ها را به حرکت وادار کنيم. به عنوان کسي که مدت زماني طولاني در قطب گذرانده، ابتدا مي خواهيد احساسات و تجارب خودتان را به تماشاگر منتقل کنيد. آيا اين يک روش روايت تازه است؟ نمي دانم. راستش خيلي هم به آن اهميت نمي دهم. ما دلم مان خواست که قصه خودمان را به اين شکل تعريف کنيم. به همين سادگي. لزومي نداشت تا زياد در اين مورد فکر کنيم. اگر فيلم بتواند صداي خودش را به گوش انسان ها برساند، براي ما کافي است.
ببخشيد زيادي طولاني شد . تازه تصوير پوستر فيلم و عكساي مصاحبه تو كامنت نيومده!راستش من در عرصه امور اينترنتي - مثل بقيه موارد - در حد پايه اول اكابرم. راه ديگه اي به نظرم نرسيد...
Anonymous | September 10, 2007 09:20 AM
عذر ميخوام از بس تو خيال كامنت "سياره سفيد" بودم يادم رفت .اهل ناشناس موندن نيستم.
وحيد صادقي | September 10, 2007 09:31 AM
ترهات ساقي قهرماني ربطي به شعر ندارد
امير | September 10, 2007 12:40 PM
عكسي از زنان كوتوله
اشكان | September 10, 2007 01:17 PM
سلام به بانوي روزنامه نگار
يه چيزي در مورد دختران سرزمينم نوشته ام مي خوام بخونيد و نظر بدهيد برام مهمه
راستي هنوز منو لينك نكردي خانم!
ابوذر آذران | September 10, 2007 01:22 PM
احمد قصابان 130 روز
مجید توکلی 126روز
احسان منصوری 115روز
بیگناه در بیدادگاه اوین...
درود بر دانشجوی آزادیخواه پلی تکنیک
و سرانجام خورشید حقیقت نمایان خواهد شد!!
به وبلاگ autsahar.blogfa.com سري بزنيد.
Azar | September 10, 2007 03:30 PM
چه جمعي. باريكلا.چه ارنجي.چه ميزگردي اما ميزتون كه گرد نبوده : )
teimoor | September 10, 2007 06:20 PM
سلام استاد مگه میشه از دست همسر مهربانت خوش بگذره تو سفر هم باید میشستم نقد می نوشتم راستی تو پست قبلی عکس ترانه رادیدم سلام مرا به او برسانید چند سال پیش دوره روزنامه وقایع اتفاقیه به ما سری میزد .قربانت
صائمی | September 11, 2007 12:02 AM
با سلام به سرکار خانم حیدری. یه نگاه فوری برقی به کامنت های این پست نشون میده که مردان روشنفکر و اهل اندیشه و جسور و روزنامه نگار و.... ما چقدر همکاران زن خودشون رو جدی گرفته اند! حالا باز شما از قانون حمایت از خانواده(؟!)دولت انتقاد کن.
از طرف یکی از اولین امضاءکنندگان کمپین یک میلیون رای.
علیرضا مجابی | September 11, 2007 12:27 PM
سلام از اینکه میبینم در میان جوانان سرزمینم هستند کسانی چون شما که با هدف تعالی انسان و برای حل دغدغه ها به زیبایی وبی هیچ پیرایه ای حلقه های دوستی و اتحاد تشکیل میدهند به خود میبالم
به امید ایرانی آباد وآزاد .
استوار و پاینده تا رسیدن به افقهای روشن
Reza | September 12, 2007 04:07 PM
ای دوست
این روزها
با هر که دوست می شوم احساس می کنم
آنقدر دوست بوده ایم که دیگر
وقت خیانت است
محمد صادقی | September 19, 2007 01:03 PM
ای دوست
این روزها
با هر که دوست می شوم احساس می کنم
آنقدر دوست بوده ایم که دیگر
وقت خیانت است
محمد صادقی | September 19, 2007 01:04 PM