« فرهنگستانمان عقب‌مانده است صفحه اصلی ميزگرد زنانه »

September 08, 2007

نامجو ، نيويورك‌تايمز و اعتماد !

محسن نامجو را دوست دارم.از رفتنش ناراحت شدم و خوشحال.ناراحت شدم چون با خودم گفتم خب حالا يك استعداد ديگر هم هرز خواهد رفت چون رابطه‌‌اش با اين فرهنگ و اين زندگي و اين جامعه قطع مي‌شود و بعد خوشحال شدم وقتي كه گزارش نيويورك‌تايمز را خواندم درباره اين موسيقي‌دان ايراني و احساس كردم كه اگر ما حمايت نكرديم از هنرمند خودمان آن سر دنيا بالاخره كساني بودند كه حمايتش كنند.نيويورك‌تايمز محسن نامجو را باب ديلان ايران دانسته است و او را خواننده‌اي جنجالي توصيف كرده.حالا من كاري ندارم به اين حرف‌ها.خب اين هم نظر نيويورك‌تايمز يوده.من مي‌خواهم اشاره كنم به مطلب غرض‌ورزانه روزنامه اعتماد كه به نظرم باعث خجالت است واقعا....در هفته نامه‌اي كه اين روزنامه منتشر مي‌كند جناب علي قلي‌پور نامي كه انگار زيادي ناراحت بوده كه همه درباره نامجو نوشته‌اند بجز او نوشته : « باب ديلن ايران خواندن محسن نامجو چند دليل ساده دارد. اول اينکه نازيلا فتحي فرق باب ديلن و نامجو را نمي داند. دوم اينکه اصلاً نمي داند که حتي در ايران هم طرفداران باب ديلن بيشتر از محسن نامجو هستند و اصولاً کسي که از شنيدن آثار باب ديلن لذت مي برد، حوصله چهچه زدن و آوازهاي چوپاني نامجو را ندارد. قدرت باب ديلن در صداي او نبود. اعتراض او به وضع موجود در شهرت او سهم بيشتري داشت تا صداي او. » خب حالا كه چي ؟ واقعا موسيقي نامجو چوپاني است ؟ ! و تازه اگر هم او توانسته به قول شما چهچهه و موسيقي چوپاني را اين‌طور تر و تازه كند و با هزار ترفند تازه بياميزد و تحويل ما بدهد يعني اين ايراد كارش است يا خبر از خلاقيتش مي‌دهد ؟ ممكن است و اصلا مشخص است كه نامجو هنوز ديلان ايران نشده و آن تاثير را در موسقي و جامعه ما نگذاشته اما آيا واقعا مي‌توان پتانسيل نامجو را ناديده گرفت ؟ به نظر من نمي‌شود مگر آنكه حسود و غرض‌ورز باشيم يا مثل روزنامه اعتماد مطالبمان را با دقت كافي انتخاب نكنيم ! حالا يك بار يك رسانه مهم غربي به جاي اينكه از بدبختي و سيه‌روزي ما بنويسد آمده و از يك استعداد بزرگ ما گفته...جالب است كه خودمان مدعي شده‌ايم و تعارف ايراني راه‌انداخته‌ايم كه اي بابا اين چه حرفي است ؟ كي گفته ؟ ما اصلا در اين حد نيستيم.ديلان شدن و ستاره بودن و درخشيدن را چه به ما ؟ اين جور عجايب فقط به خود خودتان اختصاص دارد.بيخود ما را قاطي نكنيد !
جالب اينجاست كه نويسنده مطلب روزنامه اعتماد براي نامجو ابراز نگراني هم كرده كه اين رسانه‌هاي خارجي با تعريف و تحسين از او باعث بالاتر رفتن توقعات از او مي‌شوند و اين در حالي است كه او هنوز توانايي‌هاي خود را به اثبات نرسانده ! اين هم يك نمونه در پاسخ به اين پرسش كه چرا ما در هيچ زمينه‌اي پيشرفت نمي‌كنيم و جهاني نمي‌شويم ؟ چون خودمان هم خودمان را باور نداريم و چون رسانه‌هاي جهاني هم كه بپذيرندمان رسانه‌هاي خودمان مدعي مي‌شوند....زيادي پيچيده است.


Comments

معلوم هست شما چي مي‌گين؟ وقتي كارشناس ارشد موسيقي-ليلي نيكونظر- مي‌گه محسن نامجو مزخرفه ،نيويورك تايمز و نازيلا فتحي و شما حرف حساب‌تون چيه؟ حجت رو خيلي وقت پيش استاد ليلي نيكونظر-رهبر اركستر كنسرواتوار وين- بر همه‌ي ما تموم كردن

خوب مسلما طرفداراي باب ديلن بيشتر از نامجو تو ايران هستن! ولي موسيقي نامجو چوپاني نيست هر چند من بيزارم از موسيقيش! بنظرم نامجو موسيقي سنتي ايراني رو به مضحكه گرفته و كاش اينجور تيشه به ريشه اين موسيقي نمي زد هر چند نامجو مثل خيلي از ستاره هاي فصلي خيلي زود محو خواهد شد و موندگار نخواهد شد!

حرف حساب بود اما چقدر بداخلاق؟

حرف حساب بود اما چقدر بداخلاق؟

خانوم خضرحيدري عزيز! اين رفتار متضاد ما ايراني ها را من هم ديده ام. تا وقتي يك آدم بااستعداد توي مملكتمان داريم به همه ي عالم و آدم فحش مي دهيم كه ما را باور نمي كنند. چرا مثلا همه نوبل بگيرند دولت آبادي نگيره؟! اين آمريكايي هاي جهان خوار همه جا را گرفته اند نمي گذارند ما جهاني شويم. اگر يكي از همين استعدادها را همان ديگران تكريم كنند ناراحت مي شويم. باز هم فحش مي دهيم كه اينها نادان اند و فرق بين آواز و صداي چوپاني را نمي فهمند!
چند وقت پيش خونده بودم تو يك وبلاگ يادم نيست كجا كه نوشته بود بادبادك باز خالدحسيني جهاني شد ما نشديم! (اين جور موقع ها دلم براي خودمان مي سوزد كه براي فحش دادن ديواري از ديوار افغانستان كوتاه تر پيدا نمي كنيم!)
نه هم وطنان عزيز! با اين مشت هايي كه ما گره كرده ايم و با گام هاي كوبنده اي كه بر داشته ايم نمي توانيم به جايي برسيم.

پ.ن: من كلا با پست گذاشتن وبلاگ شما مشكل دارم! در مورد اون مصاحبه ي خوبتون با هوشنگ مرادي كرماني مي خواستم يك چيزي بنويسم كه كلا توي پست نذاشتين و فقط لينك دادين . بعدشم براي خانوم مشيري هم خيلي حرف داشتم كه پست كرديد اما كامنت هاشو بستيد!

یک سری نظر رو هم می تونید اینجا بخونید.

به نظر مي ياد نگاه شما هم نسبت به روزنامه اعتماد كم غرض ورزانه نبود. چون در همون شماره يه مطلب يه صفحه اي درباره محسن نامجو منتشر شد كه كاش مي خونديدش و اين طور به يه مطلب چند خطي گير نمي داديد.شما خودتون هم وقتي كسي از خوبي هاي يك نفر مي نويسه ناديده مي گيريدش و اگه كسي بد به كس ديگه اي گفته باشه پيراهن عثمان درست مي كنيد.
اين لينك اون مطلب در همون شماره اعتماد. بهتره يه نگاهي بهش بندازيد و به جاي بزرگ جلوه دادن خطاي كسي نگاهي هم به خطاهاي خودتون بندازيد كه كم نيستند.
http://www.etemaad.com/Released/86-06-15/187.htm

فهيمه : مريم خانم كه نمي‌دانم كي هستيد من هيچ غرض‌ورزي با روزنامه اعتماد ندارم و اتفاقا به نظرم خيلي هم روزنامه خوبي است.دوست نداشتم كه چنين سوء‌تفاهمي پيش بيايد.براي شما هم به عنوان يك مخاطب احترام قائلم كه جوابتان را دادم.واگر نه هدف نوشته من كاملا روشن است و شايد شما كمي كم‌دقت هستيد.

یکم از غرورت کم کن همه مشکلاتت حل می شه اینو مطمئن باش

سلام خانم حیدری
احتمالا دورادور همدیگر رو میشناسیم.دلیل اینکه اینقدر ناراحت شدید رو نمیدونم.لین جناب که شما کلی بد و بیراه نثارش کردید بهترین دوست منه.امیدوارم بودم بشناسیدش و بعد این مطلب را هوار بزنید.هر کس آزاد است که حرفش را بزند.نه؟
مگر هشیم شما ناراحت از خیلی ها نیستید که نمی ذارن حرفتون رو بزنید.شاید ناراحت شید ولی این برخورد شما اصلا درست نیست.جهت اطلاع اینکه این استاد که منظور نظر شماست قبل تر و قبل از اینکه جناب نامجو خیلی معروف بشه هم در همین روزنامه اعتماد و در همان باکس که این مطلب را نوشته باز از نامجو گفته بود.با همین نگاه و با همین زبان.مطمئن باشید همه ماها به یک اندازه دقت داریم و به یک اندازه بی دقتیم

namjoo aberooye moosighy irane

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)