« مرگ زودتر از موعد
صفحه اصلی
چرا نميتوانيم با هم گفتو گو كنيم؟ »
بحثهاي يك تحريريه زنده !
يكي از خوبيهاي تحريريه وجود فضاي باز براي بحث و حتي جدل است و توي اين بحثها اغلب نكات جالب هم درميآيد.حالا هم يك هفتهاي هست كه بحث درباره ساقي قهرمان و ارزشهاي ادبي كارش و مقايسهاش با فروغ همچنان در تحريريه ما ادامه دارد و گاه خيلي هم داغ ميشود و حتي به داد و بيداد ميكشد.اما همه طرفهاي بحث تقريبا حرف خودشان را ميزنند و بر حرفشان پافشاري ميكند.اين طوري است كه كسي كسي را قانع نميكند.من البته چندان وارد اين بحث گروهي نشدهام - چون حالم براي بحث آتشين چندان مساعد نبود - و قبلا هم درباره ساقي قهرمان و شعرهايش پستي داشتم كه البته بعضي از دوستانم به آن نوشته هم انتقاد داشتند.با وجود اين در بحث دوستانم نكاتي بود كه فكرم را مشغول كرد:
1.فروغ در يكي از مصاحبههاي آخر عمرش گفته است كه وقتي پاي سنجش ارزشهاي ادبي به ميان ميآيد اصلا ديگر « آدم » مطرح نيست. زن و مرد مطرح نيست و من خيلي با اين حرف او موافقم.در بحث شعر ساقي قهرمان هم به نظرم صرفنظر از فضاي مسموم و بيمار « قهرمان سازي » كه در جامعه ما وجود دارد و باز صرفنظر از اينكه او يك « زن » است و ما هم يك عده « فمينيست » و باز هم صرفنظر از اينكه او تمايلات « همجنسخواهانه » دارد و ما هم يك عده طرفدار رعايت « حقوق بشر و آزادي در انتخاب نوع زندگي جنسي آدمها » و يا صرفنظر از اينكه آستانه تحمل ارباب قدرت آنقدر پايين است كه يك رسانه را به خاطر گفت و گو با او تعطيل ميكنند و بالاخره صرف نظر از هر چيز ديگري بجز شعر بايد به داوري ارزشهاي ادبي كار او پرداخت.اينجاست كه من شخصا معتقدم ساقي قهرمان مجموعهاي از شعرهاي بسيار ابتدايي و به لحاظ ادبي و شعري بيارزش را در كارنامه خود دارد.شعرهاي او اصلا چيزي به نام « زبان شعري » ندارد و از نظر من صرفا پشت هم گذاشتن يك سري تصوير از روابط جنسي با واژههاي مستهجن و چارواداري است بدون آنكه « اتفاق شعري » يا «كشف و نگاه تازهاي از هستي آدمي » در آن رخ داده باشد.دوستاني مثل عليرضا بهنام البته در اين مورد نظر دارند كه خانم قهرمان « افشاگري زنانه » ميكند كه در اين مورد هم صددرصد مخالفم و به نظرم اين تعبير تنزل چيزي است كه ما از آن به عنوان « افشاگري زنانه» نام ميبريم.
2.اگر بنا باشد ساقي قهرمان را شاعر هنرمند بدانيم و « هرزهنگاري » او را با « عصيان خود بودن فروغ » يكي بدانيم پس به نظرم بايد كساني كه « فيلم پورنو » ميسازند را هم فيلمسازان هنرمند بدانيم و در زمره بزرگان سينما بياوريمشان ! چرا ؟ چون بالاخره پردهدري كردهاند در برابر دوربين و فيلمهايي ساختهاند كه در آنها آزادانه روابط جنسي به نمايش گذاشته شده !! حالا مهم هم نيست كه چه ميزان مايه از هنر و حس در آنها وجود دارد و اصلا چه حرفي براي گفتن دارند .
3.در بحثهاي دوستانم چند بار واژه « تقدس » و « مقدس » توجهم را جلب كرد.در اين مورد واقعا حرف دارم و اصلا موافق مقدس كردن مقولاتي مثل شعر نيستم و حتي با طرح اين پرسش كه ايا گفت و گو با ساقي قهرمان اخلاقي هست يا نه هم موافق نيستم و اصلا ورود به حوزه اخلاقيات و مقدسات در اين مورد را عجيب ميدانم.شعر هم مثل هر پديده دستساز ديگري ابزاري است براي بشر تا حرفش را بزند.عنصري از آسمان به نظر من در اين وسط وجود ندارد.شاعر با كلمه حرفش را ميزند و حسش را منتقل ميكند و نقاش با رنگ و هيچ تقدسي هم در اين ميان در كار نيست.به نظرم بايد از آدمها و كارهايشان « افسون زدايي »شود.فروغ شاعري است كه نميتوان دوستش نداشت.شعرهايش ، زندگي و نامههايش، عشقها و غمها و دلتنگيهايش همه دوستداشتنياند و شعرهايش از نظر من خارقالعاده و خيلي چيزهاي ديگر.طوري كه جزو دو شاعر اول زندگيام است اما با اين حال اصلا از مقدس كردن او يا هر شاعر ديگري استقبال نميكنم. مخالفتي هم كه با مقايسه او فروغ دارم تنها مربوط به ارزشهاي ادبي كار آنهاست نه چيز ديگر.
4.از همه اينها كه بگذريم خوشحالم كه تحريريهمان با همه اين بحثها نشان ميدهد كه «زنده » است.اين زندگي را دوست دارم.
پينوشت و توضيح : آقاي سيدآبادي عزيز درباره لينكي كه داده بودم به مطلبشان توضيح دادند كه موضوع اصلا اخلاقيات نبوده در نگاه ايشان و تذكر دادند كه درست مطلبشان را نخواندهام.اخلاق حرفهاي و روزنامهنگاري بيشتر مورد نظر اين همكار خوبم بوده كه با آن موافقم و البته به نظرم ربطي به موضوع ساقي قهرمان ندارد و براي خودش بحث ديگري است.

Comments
سلام. با نظرت در مورد ارزش شعرهای خانم قهرمان موافقم.
آ / ف | August 14, 2007 04:50 PM
سلام..من آخرش نفهمیدم شما ماهنامه زنان کار می کنی یا اعتماد ملی ؟ البته می دونم هر دو ولی نمی دونم وقتی میگی تحریریه منظور کدومه؟؟
فهيمه : ببخشيد.حق با شماست.اينبار منظورم تحريريه اعتماد ملي بود : )
ماکلن | August 14, 2007 06:58 PM
شاعر بودن یا نبودن ساقی مهم نیست فهیمه جان زن بودنش مهم است
واگر زن باشی تمام پرونده زندگی شخصیت مهم تر از خودت و هنرت می شود
نسیما | August 14, 2007 06:59 PM
مطالبت را دوست دارم ولی وقتی دیدم کسی بهت لینک داده و یک مشت اراجیف در مورد زنان و فعالان حقوق زنان نوشته و با تایید مطلب تو آنها را دوزاری خوانده متاسف می شم. اگر از هورا کشیدن ادم های تازه به دوران رسیده ای و روانی مثل لولیان خوشحال نمی شوی خوب است توضیح بدهی که حساب شما را از این آدم ها که هرازچندی از سردل سیری یک خودکشی مصلحتی هم می کنند جدا کنی
ممنون و موفق باشی
فهيمه : دوست خوبم فكر ميكنم شما هم كمي درباره ليلي نيكونظر تند رفتهايد.شايد ليلي كمي حكم كلي صادر كرده باشد درباره فمينيستها اما اينطورها هم كه شما ميگوييد نيست.در فرصت مناسبي درباره نظر او و نظر شما مينويسم و از هر دوي شما ممنونم.فكر ميكنم اين فضا بايد توانايي تحمل افكار ديگران را براي همه ما بيشتر كند.ضمنا تا آنجا كه من خواندم مطلب ليلي را انتقاد به فمينيستنماها داشت نه فمينيستها....
setareh | August 14, 2007 07:30 PM
با نظر شما مخالفم.اگر دقت كنيد حتي در اششعار مولانا هم از اين واژها استفاده شده است يا در كتاب فيه ما فيه استانهايي به اصطلاح سكسي دارد اما كسي انها را از اين زاويه نگاه نمي كند.چون ما مي دانيم كه مولانا عارف بزرگي بوده است .حتما تصديق مي كنيد كه بخش مهمي از مرجع قضاوت ما در باره ايشان قضاوت تاريخ و وجدان عمومي در باره مولاناست والا مولانا را خياي ها در ان دوره ديوانه اي بيش نمي داتستند. اكنون نيز بايد اجازه دادقضاوت در مسير صحيحش شكل بگيرد وبا به هم بافتن كلمات و كنار هم قرار دادن مثالهاي نادرست مساله الوده به كج فهمي نشود به ويژه كه شما مخالفانتان در بحث هندوانه خوردن به هنگامطرح مجازات سنگسار مرد تاكستاني متهم به نداشتن روحيه شاعرانه كرده بوديد .
گكگك | August 14, 2007 07:41 PM
با نظر شما مخالفم.اگر دقت كنيد حتي در اششعار مولانا هم از اين واژها استفاده شده است يا در كتاب فيه ما فيه استانهايي به اصطلاح سكسي دارد اما كسي انها را از اين زاويه نگاه نمي كند.چون ما مي دانيم كه مولانا عارف بزرگي بوده است .حتما تصديق مي كنيد كه بخش مهمي از مرجع قضاوت ما در باره ايشان قضاوت تاريخ و وجدان عمومي در باره مولاناست والا مولانا را خياي ها در ان دوره ديوانه اي بيش نمي داتستند. اكنون نيز بايد اجازه دادقضاوت در مسير صحيحش شكل بگيرد وبا به هم بافتن كلمات و كنار هم قرار دادن مثالهاي نادرست مساله الوده به كج فهمي نشود به ويژه كه شما مخالفانتان در بحث هندوانه خوردن به هنگامطرح مجازات سنگسار مرد تاكستاني متهم به نداشتن روحيه شاعرانه كرده بوديد .
Anonymous | August 14, 2007 07:41 PM
با نظر شما مخالفم.اگر دقت كنيد حتي در اششعار مولانا هم از اين واژها استفاده شده است يا در كتاب فيه ما فيه استانهايي به اصطلاح سكسي دارد اما كسي انها را از اين زاويه نگاه نمي كند.چون ما مي دانيم كه مولانا عارف بزرگي بوده است .حتما تصديق مي كنيد كه بخش مهمي از مرجع قضاوت ما در باره ايشان قضاوت تاريخ و وجدان عمومي در باره مولاناست والا مولانا را خياي ها در ان دوره ديوانه اي بيش نمي داتستند. اكنون نيز بايد اجازه دادقضاوت در مسير صحيحش شكل بگيرد وبا به هم بافتن كلمات و كنار هم قرار دادن مثالهاي نادرست مساله الوده به كج فهمي نشود به ويژه كه شما مخالفانتان در بحث هندوانه خوردن به هنگامطرح مجازات سنگسار مرد تاكستاني متهم به نداشتن روحيه شاعرانه كرده بوديد .
فهيمه : عزيزم من با كلمات كار چنداني ندارم.بيشتر نگاهم به اتفاق شعري است كه در اشعر اين خانم وجود ندارد.با اين حال از توجه شما ممنون.
گكگك | August 14, 2007 07:43 PM
che lozoomi be moghayese ishoon ba foroogh hast sherhay ishoon baray del khod ishoon hast hala choon ba meyarhay ma sazegar nist dalil nadare mohakeme konim ishoon ro pas in hame edeaye liberal democratic boodan va pop boodan koja faghat harf!!
yek khanandeh | August 14, 2007 07:45 PM
merC babate negahe vaghe binanetan.
meisam yousefi | August 14, 2007 07:50 PM
خانم خضرحیدری در جواب به کامنت خانم ستاره نوشتهاید که لیلی نیکونظر به فمنیست نماها انتقاد داشته است و نه فمنیستها. اینجا 2 سوال برای من مطرح شد:
اول اینکه فمنیستنما به چه معناست و تفاوت آن با فمنیستها در چیست؟
و دوم اینکه آیا خانم نیکونظر، شما و یا هر کس دیگری صلاحیت تشخیص فمنیستنما (که هنوز نمیدانم یعنی چه) از فمنیستها را دارد؟ معیار قضاوت چیست و قاضی چه کسی است؟ و اصولا شاخصهایی که این دو را از هم تمییز میدهد کدام است؟ و آخر اینکه شما یا آن خانم چقدر فمنیستهای که اکنون در فضای وبلاگستان حضور دارند را میشناسید و با زندگی شخصی آنها از نزدیک آشنا هستید که اینطور میتوانید در مسند قضاوت نشسته و با ادبیات سخیفی (نوشتهی خانم نیکونظر را عرض میکنم) آنها را لات و بیادب و فمنیستنما که گویا به همین منظور به کار رفته خطاب کنید؟ آیا این لودگی و رفتن به سمت لمپنیسم نیست؟ آن وقت فرق ما با جمهوری اسلامی که چون همهی زنان را بدکاره میداند و با طرح مسائلی چون افزایش امنیت اجتماعی خواهان حذف آنان از دانشگاه و جامعه است، چیست؟
چون شما را از مجله زنان میشناسم و با توجه به اینکه باید دانش فمنیستی شما بیشتر از اینها باشد، کمی تعجب کردم از اینکه نوشتهاید منظور فمنیستنما بوده و نه فمنیست. وگرنه فکر نمیکنم سطح مطالعات خانم نیکونظر در حوزهی زنان آنقدری باشد که چنین احکامی صادر کند.
آرش | August 14, 2007 10:32 PM
به عنوان یه همکار متاسفم که آدمی مثل لیلی نیکونظر اینطوری از یادداشت خوب شما سوءاستفاده کرد
saba | August 14, 2007 10:50 PM
بسی لذت بردم از نوشته هوشمندانه و منصفانه تون و صمیمیتِ شاعرانه اش.
Anonymous | August 14, 2007 11:01 PM
از اینکه نوشته بودید:" خوشحالم كه تحريريهمان با همه اين بحثها نشان ميدهد كه «زنده » است." خیلی ترسیدم چون این زنده بودن نشان می دهد روزنامه شما در معرض خطر تعطیلی قرار دارد
خدا کند مرتضوی این پست شما را نخوانده باشد!!!!!!!!!!!!!
ali | August 14, 2007 11:31 PM
خانم خضر اجازه ندهید به لولی بلاگستان بیحرمتی بشه.
نگار | August 15, 2007 01:14 AM
خانم خضر اجازه ندهید به لولی بلاگستان بیحرمتی بشه.
نگار | August 15, 2007 01:14 AM
درود ! درود ! درود !
نیکو | August 15, 2007 01:55 AM
ببينم خانم محترم! شما با كدوم سواد ادبي به خودتون اجازه ميدين كه دربارهي «زبان شعري»حرف بزنين و اظهار نظر كنين؟ باور كنين نقد ادبي مثل روزنامهنگاري كشك نيست. با خوندن دو تا كتاب شعر- كه بعيده خونده باشين- نميتونين دربارهي چيزايي كه براي دهنتون بزرگه، اظهار نظر كنين. دوم اينكه مقايسه شعر با فيلم پورنو خيلي سطحي و عوامانه و پُر از كجفهمي و بيسوادي بود. چرا فيلم پورنو ، هنر نيست؟ چون كه صنعته. ولي شعر هيچگاه نه ميتونه صنعت باشه نه ميتونه در خدمت صنعت باشه. مگر موزون-ناموزونهاي تبليغات كه حتما اسمي به جز شعر داره. باور كنيد اگه دربارهي چيزي كه نميدونين اظهار نظر نكنين،كسي فكر نميكنه خداي نكرده لالين. سكوت گاهي نشانه دانايي و فهم بالاست. كه شما برعكس اسمتون همچين زياد فهيم به نظر نميرسين
پ.ن: در ضمن "اتفاق شعري" هم از اون چيزايي هست كه هيچجا معني و مفهمومي نداره مگه در دايرهالمعارف روزنامهچيهاي پررو و بيسواد فمينيست و غير فمينيست
hamed | August 15, 2007 05:18 AM
از اين نگاه منطقي و به دور از احساسات گرايي هاي رايجي كه اين جور موقع ها جامعه را فرا مي گيرد لذت بردم.
مهرخرد | August 15, 2007 08:17 AM
سلام
خيلي جالب بود ! مي دوني من بعد از اين جريانات سري به سايتشون زدم و هر چي نيگاه كردم حس كردم شعرها چيز خاصي نيست يعني اصلا به قول شما شعر نيست ! اما چون خيلي در اين موارد اطلاعي ندارم گفتم شايد اين شعر گونه ها باب دل من نيست ...
Mehdi | August 15, 2007 08:45 AM
اول خوش دارم جواب آقای حامد را بدهم .حامد آقا لطفا سری به سایت خانم قهرمان بزن و برای نمونه شعر هوسناک دردناک را بخوان.ببین بعد از خواندن شعری که ببخشید(راجع شاش کردن در کاسه توالت فرنگی است چه حسی به شما دست می دهد)خیلی دوست دارم خود دار باشم بنابراین اکتفا می کنم به اینکه شما نه شعر را می شناسی نه فیلم را.فهیمه جان کاملا با نظرت درباره ی شعر این خانم موافقم.عالی ، منصفانه و به دور از احساسات و بسیار عمیق بود. ممنون از نقد پخته ات بر اشعار خانم قهرمان
نسرین | August 15, 2007 12:30 PM
فهیمه جان
نگار خانوم راست میگه. چرا این کامنت ها رو منتشر کردی که به لولیان وبلاگستان بی حرمتی بشه؟
فقط لیلی حق داره به هر کی خواست توهین کنه و به اونا بگه عقده ای و لات و بی ادب و فاحشه. چرا این فرصت رو به دیگران دادی که مودبانه لیلی رو نقد کنند؟ کسی حق نداره حتی مودبانه لیلی رو نقد کنه و همه باید هر چی لیلی می گه تایید کنند.
فهمینه جان
خواهش می کنم نذار به لیلی توهین بشه و سریع همه کامنتهای مخالف رو پاک کن. مگه شما نمی دونی لیلی از مقدسات ماست؟
karim | August 15, 2007 02:20 PM