« روزگارت را چرا به چراغهاي قرمز ميبخشي؟
صفحه اصلی
بحثهاي يك تحريريه زنده ! »
مرگ زودتر از موعد
مرگ زودتر از موعد، نارس و گنگ به ما سلام گفت
كلاه از سر برگرفتيم
جواب سلام را نارس و كال گفتيم
غذاي گرم ما را احاطه كرده بود
مرگ نه اشتهاي غذاي گرم داشت
نه اشتهاي روز و شب ما كه شباهت به گلهاي پژمرده نرگس داشت
پس با چتري به رنگ گلهاي ارغوان به كوچه رفت
از كودكي كه برگهاي درختان را ميشمرد
ساعت طلوع آفتاب را پرسيد
و دوباره به خانه ما آمد.
احمدرضا احمدي
