« سيمين هنوز زنده است
صفحه اصلی
... »
من و كيميايي با هم عاشق سينما شديم !
اين روزها اصلا حال و حوصله وبلاگنويسي ندارم .فقط آمدم كه اين گفتوگوي شيرين و جذاب مهدي را با فرامز قريبيان توصيه كنم كه بخوانيد.بخش اول گفت و گوي مفصلي است كه آقاي همسر انجام داده با قريبيان و پر است از نوستالژي و خاطره.ضمنا تيترش را هم خيلي دوست دارم.قريبيان خجالتي است و كمتر در مطبوعات و رسانهها ظاهر ميشود.جالب است كه گفته حتي خجالت ميكشد به سينما برود چون مردم ميشناسندش و اين حرفها.اما مهدي طاهباز مرد خجالتي سينماي ايران را خوب به حرف آورده.
ادامه : اين هم قسمت دوم گفت وگو كه روز يكشنبه چاپ شد.

Comments
چهار شمع بودند که به آرامی میسوختند سکوت طوری بر فضای اتاق خیمه زده بود که به وضوح می شد صدای درد دلشان را با یکدیگر شنید یکی به دیگری گفت ادعا نمی کنم همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی می توانم ادعا کنم که لحظاتی که به یادشان نیستم نیز دوستشان دارم بعد از آن بهمن نحس این اتفاق برایم افتاد یکی از شمعهااشکهایش را به زمین ریخت و گفت هر چه شدی هیچ وقت مغرور نشو برگها وقتی میریزند که فکر می کنند طلا شدند
اقلیمه الکفار | July 25, 2007 09:28 PM
پس آقای طاهباز همسر گرامی شما هستن! در مصاحبه کردن زبردست هستن!
ماکان | July 26, 2007 01:19 AM
سایه تان سنگین شده تشریف نمی آورید
نسیما | July 26, 2007 05:59 PM
گفت و گو با در پيتترين سينماگر ايرانی که اين حرفها را ندارد.
فيلم رئيس افتضاح بود. من نمیفهمم اين سليقهی طرفداران کيميايی را...
محسن | July 26, 2007 11:03 PM
خانم روزنامه نگار،فمينيست، چطور شده كه نمي بيني با نمي خواهي ببيني با دخترها و زن ها هر روز در خيابان چه مي كنند ؟ چرا مطلبي نداري درباره نقض آزادي پوشش مادران و خواهرانمان بنويسي؟ عجيب نيست، تو هم رياكار و پستي. در مورد مسخره بازي شوراي شهر و هزار مسئله مزخرف فورا قلم به دست مي گيري كه شهرتي پوشالي براي خودت و فقط نزد انسان هاي خود فروخته اي مثل خودت كسب كني. اگر رياكار نبودي در روزنامه دولتي چه ميكردي؟
ايراني | July 27, 2007 12:30 PM
سلام
رضا مهدوی هزاوه | July 28, 2007 07:09 AM
جالب بود
میثم | July 28, 2007 11:21 AM
سلام منتظر نظرتان درباره آخرین پستم هستم
نسیما | July 28, 2007 05:51 PM
سلام نمیدونستم همسر مهدی هستی خوب شد به مهدی فحشی ناسزایی چیزی نگفتم وگرنه....
سید رضا صائمی | July 29, 2007 04:20 PM
درود
از کم توفیقی تاکنون تارنمای شما را ندیده بودم. ممنون از لطفتان/ به امید سلامتی/ بدرود
مسعود لواسانی
جعبه خاطرات ضد مورچه | July 29, 2007 06:57 PM
سلام دوست عزیز با مدیریت خیانت بروزم
نسیما | July 29, 2007 08:05 PM
درباره مرتضی توکلی بخوانید
koohejahan | July 30, 2007 05:14 PM
سلام فهيمه ترين من سالم رسيدم. تا الان هم هيچ دسته گلي به آب ندادم . هنوز زنده ام باور مي كني ؟ مرسي از نگرانيت دوست خوبم.
مسيح علي نژاد | July 30, 2007 07:16 PM