« ديپلماسي فوتبال در شوراي شهر صفحه اصلی امروز هم‌ميهن نداريم ! »

July 03, 2007

هم‌ميهن توقيف و ايلنا تعطيل شد !

هم ميهن توقيف شد و ايلنا هم تعطيل.غروب بود كه وحيد پوراستاد آمد توي تحريريه و خبر را داد : « بچه‌ها هم‌ميهن توقيف شد...همين الان»همه از جا پريديم.يك عده كه فوري رفتند تحريريه هم‌ميهن ، تحريريه‌اي كه در همسايگي ما قرار داشت و تازه 52 روز بود كه حاصل كارش منتشر مي‌شد.52 روز و 43 شماره و حالا توقيف و توقيف هم يعني باز بيكاري عده زيادي روزنامه‌نگار كه تازه در يك موسسه مطبوعاتي آرام گرفته بودند.گفته‌ مي‌شود كه آقاي مرتضوي از اول هم با انتشار مجدد اين روزنامه موافق نبوده و روزنامه هم بخصوص در صفحه‌ اول‌هايش در اين مدت تند رفته بود و آقايان هم كه طاقت نقد ندارند و همه اينها باز هم يك توقيف ديگر را ديگر به تاريخ تاريك مطبوعات در ايران اضافه كرد.توقيفي به بهانه نقص دادرسي .فضاي خوبي نيست.فضاي رعب ‌انگيزي است.فضاي بسته‌اي است .اما تقريبا يك ربع بعد از خبر بد توقيف هم‌ميهن خبر بد و البته عجيب ديگري آمد : « ايلنا هم تعطيل شد. به خاطر همه فشارهايي كه در دو سال گذشته روي اين خبرگزاري بوده هيئت مديره ايلنا تصميم مي‌گيرد كه خبرگزاري را تعطيل كند.» ايلنا در طول دو سال گذشته بخصوص به خاطر بخش كارگري‌اش به شدن تحت فشار بود و شنيده مي‌شود كه حتي وزير كار نامه‌اي به رئيس‌جمهور داده كه در آن ايلنا را مخل امنيت ملي دانسته است.من البته انتظارم باز ادامه مقاومت از سوي ايلنا بود اما خب اين طوري شد ديگر...جالب است انتخابات نزديك است و ديروز شعبه 1083 دا
دگاه عمومي روزنامه مشاركت را لغو امتياز كرد و امروز هم هم‌ميهن را توقيف كرد‌ه‌اند.تريبون‌هاي اصلاح‌طلبان يكي‌يكي تعطيل
مي‌شود تا اصولگرايان راحت‌تر به كارشان برسند. بيانه‌اي هم قرار است از سوي ايلنا منتشر شود كه البته هنوز روي سايت نيامده آن هم بنا بر ملاحظاتي و از جمله اينكه همزمان با توقيف هم‌ميهن نباشد.
استعفاي مديرعامل ايلنا.

لينك خبر در بازتاب.درباره مسائل حقوقي هم توضيح داده است
گزارش بي‌بي‌سي و گفت و گو با مسعود بهنود.
علي حق درباره ايلنا.
كرباسچي در گفت‌و گو با فارس از توقيف روزنامه‌اش
مي‌گويد.


Comments

salam
bar digar tarihky no ragham khahad khord. khorde nagir bar zamane ke erade zamane ma hastim. khabar negar bedan va bedan in nize bogzarad va rozegary dar ofoghy nazik dar ketabha khahim khand dar felan saat va rooze va sale ghaseb azadi ghazy mortazavi ba dark peyvast pas ba erade cheshme be rah ayande bash ayande nazdik ast hamin farda shayam saaty digar ama dele man be shoghe negah to mitapad na omid nasho va ma ra ham, naomid nakan.
be omid saaty digar
shab khosh

:(
یک عده که تحلیل می کردند برای داغ شدن تنور انتخابات اینا مجوز گرفتند ، اخر هنوز که وقت چسباندن نبود!

اینها را می خوانم ، دلم می خواهد چیزی بگویم ، در همین حیص و بیص! یکی در خودم می گوید مگر چیزی هم برای گفتن مانده دیگر؟

ديگه خيلي از اين خبرها تعجب نمي كنم ... بايد به كساني كه خيلي خوب توانستند اين گونه برخوردها را عادي كنند تبريك گفت

و عشق رنگ می‌بازد، جایی که بانگ کلاغ‌ها همه شیون زنانیست برای مرگ شوی‌های از دست رفته‌شان. در این گورستان کسی به فریادمان می‌رسد. زن می‌گرید، زنی میان زنان. و این تاریخ تاتار کی به اتمام می‌رسد.
خدایا، آخرزمانت کجاست که رنگ باخته همه امیدهایمان و به یأس نشسته ایمانمان!
دوست خوبم، متانت رمز قدرت شاهنامه است. کمی بیاموزیم.

سلام اگه به خانم اسلامیه دسترسی داری بگو این لینک رو نگاه کنه..... مرسی
http://www.aawsat.com/details.asp?section=4&issue=10446&article=426660

بنام حق
هم میهن رفت، تا شرق و اعتماد ملی بمانند
سوالی کوچک، از نویسندگانی که در بند روزنامه های حزبی ، از آزادی می نویسند
باور کنیم
مسدود شدن هر سایت، خاموش شدن هر صدا، تعطیلی هر نشریه، بسته شدن یک دریچه به آسمان آزادی و اندیشه است، و اما چه بخواهیم و چه نخواهیم، بدون دریچه ها، آسمان وجود دارد، پس! به آزادی و اندیشه بیندیشیم، پنجره بهانه است!
و اما!
روزی که روزنامه حزبی «هم میهن» بر خلاف انتظار و با وجود مثلث قدرتمند اقتصادی و سیاسی و فرهنگی «کرباسچی عطریانفر، قوچانی» در حد هفته نامه های «زرد و کوچه بازاری» پائین آمد و سقوط کرد و برای جذب توده، توام با مصاحبه، عکسی تمام صفحه و جذاب و زیبا، از بازیگری که انتشار فیلمی منتسب به او، شوک سنگینی به جامعه وارد کرد را چاپ نمود، حکم توقیف اخلاقی هم میهن نیز نوشته شد، اما بخاطر چرخه های سیاست، صادر نشد!، چرا که در هنگامه «مبارزه با بدحجابی» و «برخورد با اراذل و اوباش» و «سهمیه بندی بنزین» از بین مربع های پر هزینه و حزبی «اعتماد و اعتماد ملی و شرق و هم میهن» یک ضلع باید حذف می شد، و سرانجام در عصر صفار هرندی، توفیق توقیف، نصیب هم میهن «کارگزاران» گشت! و کرباسچی، آبرومندانه و با کمترین ضربه و هزینه، قبل از غرق شدن، خود را از ورطه سیاست بیرون کشید.
براستی! نویسندگانی که در «هم میهن» قلم می زدند، و از هم میهن حقوق می گرفتند، کرباسچی و کارگزاران و هاشمی را قبول داشتند یا نه؟!

به نام خدا
ضمن عرض سلام و ادب
عرض می کنم که ، تمامی انسان های آزاد ، دوستدار حق و حقیقت اند و نشر اکاذیب را عقل سلیم بر نمی تابد
لذا خواهشاً دست از لغات و اصطلاحات توهم زا و دیگر در رسانه شما نخ نما بردارید چرا که مردم تشنه حقیقت هستند و حمایت از کذب نتنها برای شما سودی نخواهد بخشید که مخاطبان با درایت را نیز از کف خواهید داد .

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)