لمپنيسم جنسي در مردان
حالم به هم ميخورد وقتي كه ميبينم تنها و تنها و تنها مسئله ذهنيت مردانه سكس است و از آنجا كه اساسا به مسائل گولزنكي به نام ذات و طبيعت مردانه و زنانه اعتقاد ندارم ، احساس تهوع ميكنم وقتي كه به تربيت اخلاقي مردان فكر ميكنم به اينكه چطور نگاهشان در موجودي به نام زن تنها سكس را ميبيند گاهي فكر ميكنم به اينكه مردان چقدر راحت درباره زنان و نگاهشان به آنها حرف ميزنند اما همين كار از سوي زنان ،نكوهيده و زشت تلقي ميشود.مردان به راحتي درباره بدن و قيافه و حتي سكس زنان در جمعهاي مردانه و حتي زنانه و مردانه حرف ميزنند اما زنان در توافقي پنهان و البته تحميلي پذيرفتهاند كه اگر مثلا درباره تصور خود از سكس يك مرد حرف بزنند گناه نابخشودنياي مرتكب شدهاند.خب بالاخره مردان غيرت دارند ولي ما زنان بيغيرتيم و همين است كه بايد بشنويم اما نگوييم. شما اگر در يك مهماني و در ميان جمعي با ضريب مثبت فرهيختگي هم نشسته باشيد - كه ظاهرا هيچ فرقي هم نميكند و لمپنيسم جنسي در مردان فرهيخته و غيرفرهيخته نميشناسد- و تلويزيون همزمان مرد و زني را مثلا در حال رقص يا سكس يا هر كار ديگري نشان دهد تقريبا صد در صد مردان حاضر در جمع از چشم و ابروي زن تصوير گرفته تا نوك انگشت پايش را تحليل ميكنند و به راحتي درباره بدن و چهره او نظريه سكسي صادر ميكنند اما زنان حاضر در جمع در 90 درصد موارد تنها در دلشان ممكن است به جاذبه سكسي و بدن ورزيده مرد تصوير فكر كنند. قرار نيست زنان از اين شوخيهاي جلف بكنند.اين جلفبازيها فقط مخصوص مردان است.اصلا مردانه است. در همين جمعها شوخيهاي ديگري هم جريان دارد.مثلا مردان ومتاسفانه حتي زنان به راحتي درباره ازدواج مجدد مردان و هوو و اين مزخرفات چندشآور شوخي ميكنند.اين جملهها را خيلي زياد ميشنويم كه مثلا آقاي فلاني دير كرده... لابد رفته به اون يكي سر بزنه! و همه ميخنديم.زن و مرد ميخنديم و هيچ وقت فكر نميكنيم پشت اين شوخيها اعتماد به نفس كاذب و توخالياي است كه قوانين تبعيضآميز و مندرس جمهوري اسلامي به آقايان بخشيده . هيچ وقت فكر نميكنيم كه چرا در اين شوخيها نميگوييم مثلا خانم فلاني دير كرده و لابد رفته به اون يكي سر بزنه ؟ راستي چرا ؟ آيا كاري كه مردان بلدند بكنند زنان بلد نيستند ؟ آيا «اون يكي » خيالي يا واقعي فقط براي مردان وجود دارد ؟ جواب من منفي است و به نظرم ما زنان بايد دست از عادت كهنه در دل خود حرف زدن برداريم. ما هم بايد با صداي بلند حرفمان را بزنيم. بايد از خودمان بپرسيم بر اساس كدام منطق و عقل ، وفاداري صرفا خصلتي زنانه است و هرزهگويي درباره تمام زنان ممكن ،چه شوخي و چه جدي ، عادتي پذيرفته شده و طبيعي براي مردان ؟ مسئله اينجاست كه ما با تربيت غلطي روبهرو هستيم كه به مردان آموخته همه چيز را در اختيار خود و براي خود بخواهند ؛ همه حقوق را ؛ همه آزاديها را چه فكري و چه عملي. ما با مرداني روبهرو هستيم كه حتي در درون منتقدترينشان به تبعيض هاي جاري هم « چماق به دستي » ايستاده است كه درست منطبق با انحصارطلبيهاي حكومتي ، هر حقي را براي خودش قائل است اما مثلا ممكن است به رنگ روسري يا تنگي و گشادي مانتوي زن خود يا هر چيزي كه او را زيباتر و مرتبتر جلوه دهد ايراد بگيرد !
پينوشت : كساني كه در اين بحث كامنت چرت و پرت بگذارند نظرشان را چاپ نميكنم.به همين سادگي و معذرت ميخواهم پيشاپيش.

Comments
فهیمه جان، فکر میکنم اینکه زنان به راحتی مردان دربارهی این جور مسائل حرف نمیزنند، یک مشکل فرهنگی هم باشد و تا حدودی از کمبود اعتماد به نفس خودشان هم ناشی شود.
امیر | June 21, 2007 02:24 PM
با كليت حرفت موافقم شايد من هم يكي از آده هاي همين جمع مردانه كه مي گويي بوده ام به ويژه دانشگاه و شب نشيني هاي مسخره خوابگاه و... اما اين اعتقاد را هم دارم كه مردان ايراني مظلوم ترين و بدبخت ترين مردان جهان هستند. قدرت ظاهري دست ماست و اقتدار دست شما. من وقتي مي بينم زناني كه فاقد هرگونه جذابيتي هستند و دقيقا به همين دليل فمنيست شده اند حالم بد مي شود. دور و برم پر است از اين جور زن هايي كه سلام آدم را هم جواب نمي دهند اما دريغ از اندكي جذابيت در كلام رفتار منش زنانه و...اجازه بده يك چيز ديگر هم بگويم خانم حيدري بعضي چيزها طبيعت است يعني همان چيزي كه شما هم اشاره كرده اي ولي در كل خصلت زشتي است هرچه جنبه خودنمايي بيشتري هم داشته باشد زشت تر اما اين واقعيت را هم بپذيريم كه براي زنان چنين خصلتي زشت ترين است چون اساسا زن مايه آرامش و نماد زيبايي و سرزندگي است بالاخره اين جماعت نبايد كاري كنند كه ما مردها همان قدر كه از وجود آن ها آرام مي شويم همان اندازه هم انرژي صرف كنيم كه نگراني ها را از خودمان دور كنيم
محمد | June 21, 2007 02:55 PM
ضعیفه ها پررو شده اند ! پیاز داغ را بپایید نسوزد زیاد هم حرص نخورید برای بچه مضر است !
hamid11771 | June 21, 2007 02:56 PM
تازه خیلی از مردها میگویند که زنها در اینجور موارد بی حیا تر هستند.
Nafiseh | June 21, 2007 03:48 PM
فهيمه جان سلام دوباره. فكر مي كنم تمام اين مسئله به اين موضوع بر مي گردد كه تو ظاهرا به تفاوت هاي زن و مرد بي اعتنا هستي. با اين حال همانطور كه بدن فيزيكي زن و مرد آشكارا متفاوت است، خصلت هاي روحي و رواني زن و مرد هم صد در صد متفاوت است.اين طور نيست؟ تمام طبيعت از دو عنصر مونث و مذكر تشكيل شده و اين دو مكمل هستند. عده اي بحث مي كنند كه مرد برتر است عده اي هم از برتري زن شب و روز داد سخن مي دهند. هر دو راه خود را گم كرده اند، بدون ترديد. هميشه يادمان باشد كه طبيعت با هر دوي اين ها كامل است. و در پايان اين را هم اضافه كنم كه همانطور كه مرد عشوه گر فورا جذابيت خود را از دست مي دهد، زن مرد صفت هم همينطور.و صد البته من هم با استثمار زن كاملا مخالفم.
فرامرز | June 21, 2007 06:51 PM
کلیت قضیه به نظر من هم درسته ولی چند تا نکته. یکی این که اولا تو جمعهای دوستی جوانانه فعلی این مشکل دیگه به هیچ وجه به این صورت مطرح شده نیست. دوم این که این چه ربطی به جمهوری اسلامی داره؟ یعنی قبل انقلاب این دیدها نبود؟ این روابط نبود؟ سوم هم اینکه لزوما به اسلام هم ربط نداره. به دین شاید ولی به اسلام و دستوراتش ربط نداره. رفتارهای اروپا رو هم نگاه کنی همینه با غلظت کمتر. الان هم اگر در غرب این دید عوض شده و در ایران نه هنوز همون جلو بودن اونهاست و همین که در جامعه ما هم این فاصله داره کم میشه...
در مجموع به نظرم ایده خوبی داشت نوشته که متاسفانه شعار زده شده بود
vaahe | June 21, 2007 07:45 PM
خانم حیدر با حرفتون موافقم. ولی این را هم قبول کنید که زنانی هستند چه بسیار که از هم صحبتی یا هم کلامی با مرد تنها به این دلیل پرهیز میکنند که فکر می کنند مرد آنها را برای جنسیت و سکس و این چیزها می خواهد. چه بسیار بوده مواقعی که تا به کسی می گویی سلام ترش می کند که تو به من نظ بدی داری.
احمدک دبیر | June 21, 2007 07:54 PM
behtar ast kami be hal va havaye mamooli zendegi pardakht ta zehn az in fazaye siah fasele begire.
freind | June 22, 2007 12:01 AM
سلام.فكر نمي كنيد يك طرفه به قاضي رفته ايد؟اين صفت ها كه به آقايان نسبت داده ايد،بيش از آن كه مربوط به جنسيت يك انسان باشد ؛به منش و تربيت و شخصيت و باور و...او برمي گردد.بسياري از خانم ها هم در مواجهه با تصوير يك مرد كه چه عرض كنم در غياب او نيز صحبتهايي را با هم رد و بدل مي كنند كه ذكرشان موجب فيلتر است!مثل برخي از همكاران خانم بنده در ادره كه صدايشان از آن ور پارتيشن بسي آشكارتر از پچ پچه هاي برخي همكاران مذكر در اين سوي ديوار است.و البته محتواي حرفهايشان هم به همان نسبت زننده تر.
اين قبيل مسائل جنسيتي نيست،شخصيتي است.
مهرخرد | June 22, 2007 12:12 AM
مختصر مطلبی در این زمینه دارم شاید تاًییدی باشد.
http://www.parsifal.blogfa.com/post-31.aspx
بامداد | June 22, 2007 01:28 AM
مختصر مطلبی در این زمینه دارم شاید تاًییدی باشد.
http://www.parsifal.blogfa.com/post-31.aspx
بامداد | June 22, 2007 01:28 AM
ضعیفه، بشین سر جات حرف زیادی موقوف.
پیامبر اسلام فرموده اند که زن کشتزار مرد هست. همینی که هست، میخواهی بخوا نمیخواهی هم به ****. الله اکبر....
حاج آقا | June 22, 2007 01:52 AM
salam fahimeh jan. ziad sakht nagir. hamini ke hast. mitoonim khob ham mitoonim shoma ziad joosh nazan. hala ishala to zendegie ayande say kon mard be donya biaei.
ali | June 22, 2007 01:52 AM
Excuse my Pinglish:
albate agar negahe mard be zan serfan jensi baashe, oon mard ye eshkaali daare. zanhaa arzesh haaye kheyli ziyadi daaran baraaye maa mardaa, amaa nabaayad faraamoosh konin ke avalin chizi ke ye mard dar ye zan mibine ziba'iye jensishe, baghiyeye chiza dar ahamiyate ba'di gharar migiran. ama zana joore dige'i fekr mikonan.
be nazaram shoma jozve jonbeshe feminism hastin va mikhaayn hoghooghe zanan ro mohaghagh konid ke harkate ghaabele ehteraamiye amaa faraamoosh nakonid ke nemitoonid tabi'ate mard o zan ro avaz konid. bana barin lotfan haletoon beham nakhore az inke olaviyate jazebeye jensi dar mardhaa bishtar az zanhaast.
Ramin | June 22, 2007 01:53 AM
حرفت درست. اما به نظر من به جای اینکه بگی چرا زنان از این حرف ها نمی زنند. و باید بگویی چگونه می توان مانع به زبان آوردن "مزخرفات چندش آور" از سوی مردان شد.
اینکه زنان از این "شوخی های جلف" نمی گنند که امتیاز آن هاست.
فهيمه : پنگوئن جان فكر كنم اشتباه برداشت شده چون نگاه من اين نيست كه زنان هم كار مردان را پيش بگيرند.من فقط زنان را به بلند حرف زدن درباره درونيات خودشان دعوت كردم كه الزاما هم جلف نيست.به هر حال از تذكر شما ممنونم.
پنگوئن | June 22, 2007 02:18 AM
نگاه جالب و موشكافانهيي بود. با اين حال تصور ميكنم قابل تعميم باشد. هرچه قدر كه اين شوخيها كثيف و بيمعني باشند، اما متاسفانه مختص مردان نيستند. شما هم خودتان را نگاه نكنيد كه احتمالاً از اين دست شوخي ها نداريد. ميشود حدس زد همان روشنفكرنماهايي كه از روشنفكري فقط نماياندنش را بلدند! بدون اينطور شوخيها، روزشان شب نميشود...! به طور كلي به فرهنگ مردسالارانهي ايراني برنميگردد، به فرهنگ بيفرهنگي ايراني برميگردد. فرهنگي كه به تو حكم ميكند اگر در صف نانوايي ايستادي، يعني "شومپت" و اگر چراغ قرمز را دو ثانيه زودتر رد نكردي، يعني "ابله"!... فكر كنم منظورم واضح بود
كوروش ضيابري | June 22, 2007 10:56 AM
با چيزهايي كه در مورد مردان نوشتي موافقم و خودم هم اخيرا پستي در اين مورد داشتم. اما سوال اينه كه براي تصحيح نگاه و فكر مردان بايد تلاش كرد و فرهنگ سازي كرد يا براي اينكه زنان هم حق و استعداد شوخيهاي جنسي و نگاههاي هيز رو پيدا كنن؟
ٌصادقانه | June 22, 2007 07:42 PM
استاد! زن،زمينيست كه خدا آفريده تا مرد در آن بذر بكارد.آن بذر هم از طريق عملي به نام سكس صورت ميگيرد و جهان به اين طريق به حيات خود ادامه ميدهد. حالا گاهي بانوان محترم ميخواهند كه زمينشان بيمحصول باشد كه من به عنوان يك مرد اين حق را به زن ميدهم كه بر بدنش اختيار داشته باشد! وقتي زندگي همانطور كه گفته شد از طريق سكس ادامه مييابد ، من وقتي يك خانمي را ميبينم بايد به چيش توجه كنم؟ به عفت و نجابتش؟ اين را كه خواهر زشت سيما ميگويند. شما هم جزوشان هستيد؟
پ.ن: نظرات چرت و پرت يعني نظرات مخالف شما؟ پس اگر اينطور است درود بر زنان عفيف و نجيب ايراني كه با روحي بالنده و حساس امور مملكت را پيش ميبرند و هنرمند هستند و فاقد چيزي به نام تن يا بدن
hamed | June 22, 2007 07:57 PM
You are absolutely right, "mental Talebanism" is in the head of many men inside & outside Iran. The worst part of the story is when women themselves unconsciously accept these unwritten rules and follow the trend like others.
Shahrokh | June 22, 2007 10:42 PM
عجب!عجب
عجب | June 23, 2007 12:54 AM
من با مهرخرد موافقم
نظر من هم همینه
این مسأله به شخصیت افراد بر میگرده. من خودم از مردایی که زن رو تنها یک وسیله و ابزار میبینن حالم به هم میخوره و متاسفانه تعدادشون کم هم نیست....
ایمان | June 23, 2007 09:05 AM
با حرف هايي كه نوشته اي در كل موافقم. فقط خواستم بگويم متاسفانه بر خلاف نظر شما ظاهرا فقط اين ما ايراني ها و يا فقط مسلمانها نيستند كه معتقدند «وفاداري صرفا خصلتي زنانه است ». ظاهرا اين قضيه باوري جهانشمول است! حتي در جامعه ي باز و متمدني مثل آمريكا! اين را وقتي فهميدم كه فيلم eyes wide shut آخرين اثر كوبريك را ديدم! اگر اين فيلم را نديده ايد توصيه مي كنم ببينيدش يا حداقل اگر حوصله ي ديدن كل اش را نداريد بحث و جدل آليس و بيل را كه در اتاق خوابشان در اوايل فيلم رخ مي دهد حتما ببينيد!
elahe | June 23, 2007 09:45 AM
به نظر من اين لمپنيسم شامل مرد روشنفكر و متحجر نمي شه شامل همه مردهاست م مردهايي داريم كه تمكين و عدم تمكين را به شوخي و خنده مطرح ميكنند
نسيما | June 23, 2007 10:32 AM
همین پدر ما ..اصلا والیبال نگاه نمی کنه ولی والیبال بانوان که میشه با یه آب و تابی نگاه میکنه که بیا و ببین اونوقت تو تبلیغ ریش تراش که تو یارو خوش تیپه پیرهن نداره میگه مرتیکه لندهورو نگاه کن لخت شده .. پسرای جوونم همین ان زنا سکوت میکنن یا حتی بعضی وقتها به دروغ خودشون رو بی تفاوت نشون می دن که مرداشون رو گول بزنن ..یه جور شیره مالی متقابل
مریم بانو | June 23, 2007 11:00 AM
عجب! فكر كنم همان آقايون لمپن در صحنه كامنت گذاري هم حضور پررنگي دارند.
باريكلا لمپنهاي هميشه در صحنه!
saraس | June 23, 2007 11:26 AM
منم تا یه حدی با این موضوع که گفتی موافقم به هر حال نحوه اجتماعی شدن ما این طوری بوده که به مردها عرصه بیشتری برای این کارا داده شده مثلا همین که یه پسر بچه خیلی راحت لخت میشه و کسی چیزی بهش نمی گه ولی به طرز نشستن یه دختر بچه گیر می دند که همه چیزی بیرون ریخته خوب ان باعث مس شه تا مردا نسبت به این موارد راحتتر برخورد کنند تا یه خانم و این موضوع به قدری قویه که حتی خانمها توی مجالس خصوصی خودشون به اندازه مردها در خصوص این موارد رک نیستند و بعضا در پرده با هم حرف یم زنند ولی مردها به راحتی در مورد همه چیز حرف می زنند و جالبه که اینو حق خودشون می دونند و علاقه ی هم ندارند که زنها به این بحث ها وارد بشند یعنی اگه تو در مورد حرفی بزنی به سرعت انگ می خوری و این واقعا نیاز به کار فرهنگی زیاد داره
ولی درخصوص اینکه این مسئله رو مختص ایران و جمهوری اسلامی دونستی به نظرم یه ذره انرماله چون این مسله یه مسئله ملی یا ارزشی نیست یه مسئله جهانی و اصلا خود صنعت سکس هم در اختیار مرداها با اینکه بیشتر زنها در این صنعت هستند و یا مثلا کارگران سکسی بیشتر زنها هستند تا مردها چون این کارگرا قرار نیازی مردهای رو جواب بدند و کارگرهای سکسی مرد خیلی خیلی کمتر از زنها هستند چون اصولا زنها بنا بر تربیتی که حالا میشه اونو مرد سالارنه گذاشت علاقه به این کار ندارند نه اینکه نیازشو ندارند بلکه اینطوری اجتماعی شدند که اونو توی خودشون سرکوب کنند وضعیت زنها توی ایران هم به همین شکله یه زن توی ایران در ابتدای امر یاد می گیره که این کارها و این حرفها گناهی بزرگه ولی یه مرد اینو تجلی قدرت و مظهر مردانش می دونه اصلا توی فرهنگ آمریکای کلمه مرد را برای پسرهای نوجوان در نحوه و قدرت برخورد با این مسائل به کار می برند برای ولی کلمه زن (woman) اصلا برای یه دختر که به این کار علاقه مند باشه به کار برده نمیشه پس می ببینی که این یه امر جهانی نه یه موضوع ایرانی و اسلامی
مریم | June 23, 2007 02:30 PM
سلام
متاسفانه تمام نظراتت کاملا شخصی و براساس احساسات زودگذر و ناگهانیت است.
متاسفم که اینگونه جمع بستی.
ضمنا تک تک کلماتت جواب داره که من وقتش رو ندارم و به خودت می سپارم.
یادت باشه از روی غرض ورزی ، احساس و ... نظر ندی.
امیر | June 23, 2007 05:43 PM
سلام فهیمه جان..از طریق دوستی که به سایت من{گروه روزنه)ای-میل زده بود با نوشته هات و این صفحه آشتا شدم که جای بسی خوشوقتی که خانومی مثل شما با این دید موشکافانه به مسائل نگاه میکند .ولی در کشوری که بک زن نصف یک مرد است و یک با یک برابر نیست چه توقعی از کسانی میتوان داشت که به صرف این نابرابری ظاهری همیشه عقاید خود را تحمیل کرده و تابوی هر چیز مستهجنی را برای خود شکسته اند..این ها زاده جامعه ای هستند که 4 زن و 99 صیغه را برای آنها حلال شمرده است ..فرزند فرهنگی که از کودکی در گوش دخترش میکند که تو عروسکی هستی بازیچه دست مردان...
//FARIBA\\ | June 23, 2007 11:37 PM
موافقم.
اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان مي برد . ولي اگر کلاه کوچکي بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند شوهرش با کمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود !!!
“بالتيمور بيکن
دخترونه | June 24, 2007 10:22 AM
در کل موافقم با شما.
اگرچه در حال حاضر فرصت ندارم دلايلمو اينجا بنويسم
موفق باشيد از وبلاگ سرزمين رويايی اینجا اومدم بازم بهتون سر می زنم
ساتين | June 24, 2007 12:37 PM
فکر کنم بعد از بحث نوع حکومت ایران داغترین موضوع کنونی و سالهای آینده همین باشه. من خیلی از این اتهامها رو قبول دارم و فکر می کنم همین کار شما و نویسنده مطلب و دیگر زنانی که چنین تفکری رو دارند، سخت می کنه چون دیر یا زود مادر می شین و باید پسرهاتونو خلاف این استریوتایپ پرورش بدین. جوری که با ما متفاوت باشن. اصلا به این وظیفه تون حسادت نمی کنم.
حاجی کنزینگتون | June 24, 2007 06:07 PM
شما از چه چیزی ناراحت بودید که اینجوری نوشتین؟ بالاخره همه جا خوب و بد هست. / مثلا من با دیدن چند خانوم که آرایش کردهاند و لباسهایی برای جلب توجه پوشیدهاند بگویم که همهی زنها برا جذب یکی بیشتر تلاش میکنن درست است؟ منطق کلامم را میپسندید؟
یک دوست | June 24, 2007 11:36 PM
متقابلا حالم بهم میخورد از امثال شمائی که ایراد را در مرد بودن!، و نه جهان بینی قالبی که رفتارهای اینگونه از آن برخواسته میدانید...
اگر خدای شما، --به گواه آیات کذا و کذا-- نصف آدم خلقتان کرده، اگر قانونا در اختیار داشتن چهارتای شما برای یک نفر ما --درصورت رعایت عدالت!-- مجاز است!! و اگر شهادت دو نفرتان اندازه یک نفر ما ارزش دارد... شما جای ما، انتظار بیشتری دارید؟
امیدوارم روزی امثال جنابعالی به جای غر زدن، جرات دوباره اندیشیدن پیدا کنند.
مخاطب سطور بالا شخص جنابعالی هستید. بنابراین لازم نیست "چاپش" کنی.
ماشین | June 25, 2007 04:08 PM
فضایی که توصیف کرده اید بسیار زننده و ناپسند و در این مورد با شما موافقم. اما این تعمیم نزدیک به صد در صدی که به آن اشاره کرده اید به نظر مغرضانه می آید و بوی مردستیزی میدهد. در ثانی این حق انسان است که زیبایی ها را به زبان آورد مرد یا زن ندارد. همانطور که زیبایی یک گل یا طبیعت را بر زبان می آوریم و ...
omid | June 26, 2007 07:22 PM
این جور شوخی ها نه جزء حقوق مردان است نه جزء آزادی های آنان. این بیشتر به عرف های غلط و متداول برمی گردد. مختص ایران هم نیست. اما جالب است که شما این را جزء حقوق مردان می شمارید و از این که زنان ایرانی چنین نمی کنند ناراحت هستید. و برای آن توجیه و تفسیر و ریشه یابی می کنید.
الف | June 27, 2007 01:30 PM
zani az mardi porsid vaghti shoma mardha tanha hastid az chi harf mizzanid?
mard javab dad hamon chizhaey keh shoma hardf mizanid , zan goft cheh ghad bihaya hastid !!!!!!
abcd | June 28, 2007 08:23 PM
شما باید یک کمی عاقلانه تر فکر کنید ودر مورد عواقب ازادی زن وغیره فکر کنید ویا خودتان را به جای یک مرد بگذارید که نمی خواهد کسی به زنش نگاه کند چه برسد به اینکه به او اجازه بدهد زرق وبرق انچنانی داشته و...... البته چون طبیعت زنانه دارید نمی توانید از غیرت مردانه چیزی بفهمیدومن زیاد وقت ندارم که ادامه بدم
الدار | September 21, 2007 11:13 PM
جانا سخن از زبان ما می گویی.
این ها حاصل خط کشی هاییست که قرن ها کشیده شده است. باید این خطها برداشته شود. وقتی سخن از برابری زن ومرد می شود در تمام زمینه هاست.
واینکه اساتید اخلاق ومعارف در دانشگاهها از تفاوت این دوجنس صحبت می کنند تمامن بهانه ایست برای ادامه ی تبعیض ها.
فهمیه جان شاد باشی
مهرو ملالی | January 19, 2008 02:21 PM
درود دوست گرامی
به نظر من شما یک سری مشکلات فرهنگی جاری و ساری در جامعه ما را نادیده گرفته اید و تنها خواسته اید که خشم ناشی از فمینیسم افراطی خود را در این گفتار بیاورید
بنده خواهش میکنم شما این مسئله را با دوستان خود به چالش بکشید و به بحث بپردازید شاید تغییراتی در نظراتتان دادید! در ضمن من خودم تجاربی دارم که خانم های محترم نه تنها در مورد خصوصی ترین مسائل خود بلکه در خصوصی ترین مسائل جنسی دیگران هم به راحتی به بحث می پردازند! به نظر من آن جمله آخر مطلبتان را هم حذف فرمایید زیبا تر است، چون اگر چیزی به نظرتان چرت آمد خواه ناخواه آن را حذف خواهید کرد و این تهدید محلی از اعراب ندارد
پاینده باشید
farid | January 20, 2008 09:21 PM
دوست گرامي! خشونت مثال زدني شما را مثال مي زنم و حتي مي ستايم. اما به راستي از حمله ي شما به جماعت امروزي مردان در عجبم. درست مي گوييد که مردان خواسته اند و درست مي گوييد که جاه طلبي مردانه عامل مهم اين فضاي کثيف است اما عزيز من، راهش تشويق به اين گونه بودن نيست، شايد اگر اينچنين تشويقي را حذف مي کرديد بيشتر مي پسنديدم.
به هر حال معتقدم بايد آن بخش فعال و خيرانديش جامعه که مي تواند هم زن باشد و هم مرد براي رسيدن به هدف تلاش کند
دوست من! ما حتي نمي توانيم بخش هاي کوچکي از جامعه مان را فعال کنيم که همين حرف ها را بزنند! همين که نسبت به آنچه در اطرافشان مي گذرد حساس باشند. زبان به کام نگيرند و تماشا کنند. دوست من! اين که جامعه زنان مي نشيند و مي گذارد به قول خودت مردان از سرتاپا به زبان هوس به او بنگرند درد ماست اما عاملش هرگز تنها مردان نيستند. برداشت به توصيه به تغيير رويه پوشش ندارم، هرگز که معتقدم آزادي تنها راه است اما بدان که حساسيت جامعه ي شايد روشنفکر ماست که بايد کارساز شود. مانند تو کمند خواهرم! تو خواهر کم داري ! فراموش نکن! اين را بايد بيشترش کرد
ضمنا با تمام بي احترامي که براي حکومت اسلامي قائلم معتقدم تقريبا نا به جا داستان را گردن اين قوم الفاجرين انداختي، اينان تنها شيب سراشيبي سقوط را کمي بيشتر کرده اند
شايد بخشي از ادبياتم به شوخي مي زد اما از صميم قلب از اين که خوباني چون تو خوب هايي چون اين پست مي نويسم شادم و از شما سپاسگزار
آرزو مي کنم بيشتر شويم و بيشتر دستان هم را بفشاريم
آرمین قهقائی | April 8, 2008 12:44 AM
حقوق مساوي ؟بدون مهر يه !
زن نافرمان و فاسد
مي شود : زيرا بادريافت مهر درامد دارد ويا با بخشش ان طلاق ميگرد
كه ازاد درامد كسب مي كند -نتيجه: ساقط شدن مرد از زندگي مشترك
Anonymous | April 15, 2008 08:48 AM
سلام. مرد و زن اینجا به یک اندازه مقصرند؟ نمی دانم ولی قطعا راه گذر از این جامعه نفرت انگیز مردسالار به دست زنان باز خواهد شد. بحث هایی مانند حیا و خجالت زنان یا به کار نبردن کلمه هایی که در عرف وامانده جامعه ما بار پوچ معنای منفی دارند و فقط برای مردان مجازند، صحبتی نخ نماست ولی تغییرش نه تنها با تغییر فکر مردان که با خواست زنان همراه است. دوست ندارم زیاد در موردش صحبت کنم چون هم افاده روشنفکری زیادی از خود نشان خواهم داد و هم اینکه به نظرم بهترین افراد برای زنده کردن حقوق زنان، خودشان هستند. مردان وادار خواهند شد که بگذارند
شوایک | April 15, 2008 11:12 AM
اولین چیزی که از این نوشته می شود فهمید آن است که شمما قیافه خوبی ندارید و چندان مورد توجه واقع نشدهاید! دومین چیز هم آن است که در جمعهای بیکلاس و سطحپایینی شرکت میکنید، ما که با دوستان خود چه دختر و چه پسر شوخیهایی بدتر از این هم می کنیم. توصیه میشود یک جراحی اساسی زیبایی بکنید، دوستان را تعویض و سپس به مدت یک سال پشت سر هم با مردی خوشتیپ عشق بازی کنید، تمام ناراحتی و عقدههای حاصل از این محرومیتها رفع و فمینیست به انسان نرمال بدل می شود.
محسن | April 15, 2008 04:46 PM
جنسی نویسی و هرزه نویسی در تمدن آب-نقدی به اتفاقات اخیر وبلاگستان
جنسی نوشتن و حتی هرزه گونگی در ایران و نه حتی در ایران که در شرق سابقه ای طولانی دارد و البته به شدت هم نکوهیده است. در مثنوی مولانا ی روم حتما به جریان شهوت رانی کنیزک و خر اربابش بر خورده اید. اگر هزلیات سعدی را نخوانده باشید حتما در باره اش شنیده اید، همچنین که زمزمه های بسیاری درباره ی ایرج میرزا و اشعار و داستانهای قبل و بعد مشروطه هم به گوش دارید و جریان به همین ها هم ختم نمی شود که حتی کتب فقه شیعه هم به اعمال جنسی پرداخته اند.
نکته جالب این ماجرا برای من در این نهفته است که همه ی این اتفاقات در تمدن آب روی داده است و اینکه یکی از نشانه (المان)های این تمدن حجاب است، پوشیدن خود، خانه، اعتقادات و اموال در برابر همه چیز و همگان.
از مواردی که باید به آن اشاره کنم حقی است که برای این عمل قایلم. کلمه ی آزادی در قاموس لیبرالیسم تعریفی جامع و مانع دارد: آزادی بی حد الا به یک شرط و آنکه آزادی و حق دیگری را مخدوش نکنی.
وقتی پدر اروتیسم،مارکوس دوساد، سرنوشتش در مغرب زمین به دیدن زبانش در کف دستش انجامید(منظورم فیلم قلم است که به سرنوشت او پرداخته است) و به تمام وسواسهایی که آیا افراد با اروتیسم آیا حق دیگران را زایل می کنند در ذهنم پاسخ دادم : نه
آنها آزادنند بنویسند منهم آزادم که نخوانم، نبینم و نخرم ولی نمی توانم مانع حقشان شوم در دیدن و ساختن و نوشتن اما و صد اما این حق و آزادی را به معنای سود مند دانستن آن نیست مخصوصا در ایران زمین و از همین جا نقدم به کسانی که به جنسی نوشتن دست یازیده اند شروع می شود
یک. در محیط غرب که هویت فردی، آزادی، حوزه خصوصی و ... مطالبی ریشه دارند و عجین با تمدن شان هنوز به جوابی برای سودمند بودن هرزه نگاری و هرزه نویسی به جوابی نرسیده اند حال شما چگونه می خواهید این متن را در محیطی که هیج کدام از این سنن که پیش زمینه ی این جریانند را جا بیندازید؟ بهتر نبود نخست به پیش زمینه های این متن می پرداختید و محیط را امن می ساختید آنگاه با توجه به جواب و تجربه غرب به تصمیم نهایی می رسیدید؟
دو. فکر نمی کنید این عملتان خودزنی سنگینی علیه جنبش زنان ایران است که کل مجموعه را زیر سوال می برید و ادامه جنبش را به سرنوشت نامعلومی که برای عاقبت این گونه نوشتن آغاز داشته اید گره می زنید؟ حداقل این کار شما برای مدافعانی مثل من که در فضای مذهبی- سنتی درگیر هستم دردسر دو چندانی برای دفاع از حقانیت جنبش زنان ایران دارم و حال باید وقتی هم برای اثبات نظریه مرگ مولف فوکو صرف کنم.
تکمله: اصولا دوست ندارم کسی را مستقیم و شخصا دعوت به خواندن مطالبم بکنم ولی اینبار احتمالا شخصا باید از تک تک این اشخاص خواهش کنم مطلب را بخوانند نظر بدهند(فکر نمی کنم هیچ کدام از کسانی که به نقدشان پرداختم خواننده ی وبلاگ من باشند).
پویان | April 27, 2008 12:31 PM
قدم رنجه کنید هر چند متاعم ناچیز است.
حسین | April 27, 2008 07:49 PM
مگر این مردانی که شما از آنها نام می بریدو از آنها انتقاد می کنید در دامن چه کسانی به جز مادرانشان که اصولا زن هستند تربیت می شوند؟
مشکل اساسی جامعه ی ایران در زمینه ای که مطرح نموده اید به خود زنان بر می گردد زنانی که تا عروس اند بدی مادرزن خود را می گویند و وقتی مادر زن شدند شروع به بدگویی از عروسشان می نمایند. اشکال از عدم تفکر انتقادی در وجود زنانی است که با وجود دانستن مقررات تبعیض آمیز اسلامی باز هم کاسه ی داغ تر از آش می شوند و با تعصب بی دلیل به طرفداری از تمام مقررات اسلام می پردازند. واقعا برای زنان ایرانی متاسفم
دیاکو | May 9, 2008 05:32 PM
زن متولد ماکو هم یک بار در مورد همچین موضوعی (شوخی که یکی را بیاورم کمکت کند..) نوشته بود، الان نتوانستم پیدایش کنم.
من به سهم خودم شرمنده ام!
مجید | June 15, 2008 03:30 AM
سلام خوبی .خوب که ما در مورده یک چیز محم صحبت کنیم و هر کس نظر خودشو بده . ولی به نظر من بیشتر زنها و حتا اقایان هم دوست ندارن که واقیعت را قبول کنند و نظرات را بشنوند . به خاطره همین با مشگل برخورد می کنیم .
مجنونی ترین مجنون دونیا | July 3, 2008 08:04 PM