« تاثيرگذارهاي من صفحه اصلی روزنامه‌نگاري شوم ،روزنامه‌نگاري پايتخت‌نشين »

June 08, 2007

....

چه سرنوشت غم‌انگيزي كه كرم كوچك ابريشم
تمام عمر قفس مي‌بافت ولي به فكر پريدن بود


Comments

از دوران دبيرستان عاشق اين دو خط بودم . خيلي ملموسه و چقدر با آروزهاي ما تطابق داره . پاينده باشي.

سرنوشت من غم انگیزتره چون هنوز نتونستم دفترچه م رو بگیرم. تو به چه کسایی لینک می دی؟ شرایطش چیه؟ می خوام ثبت نام کنم

خيال خام پلنگ من به سوي ماه پريده بود.....

salam,mamnon az sar salamati.omidvaram hich vaght gham nabinid.

سلام خوشحالم كه اين دو خط را خواندم ممنون

واي چه محشره.محشششششششره.اين شعر از كيه ؟

فهيمه : اين بيت از يكي از معروفتروين غزل‌هاي خسين منزوي مرحوم انتخاب شده.

دم آقاي منزوي گرم و دست شما شيرين.اين حكايت همه ماهاس.

دم آقاي منزوي گرم و دست شما شيرين.اين حكايت همه ماهاس.

خيال خام پلنگ من به سوي ماه جهيدن بود
...و ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بود

پلنگ من _دل مغرورم_ پريد و پنجه به خالي زد
كه عشق _ماه بلند من_ وراي دست رسيدن بود

گل شكفته خداحافظ، اگرچه لحظه‌ي ديدارت
شروع وسوسه‌اي در من به نام ديدن و چيدن بود

من و تو آن دو خطيم آري موازيانِ به ناچاري
كه هر دو باورمان زآغاز به يكدگر نرسيدن بود

اگر چه هيچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شيپوري مدام گرم دميدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به كام من
فريبكار دغل پيشه بهانه‌اش نشنيدن بود

چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود......

فهيمه : مرسي دوست خوبم كه متن كامل شعر را گذاشتي.

سلام
یکی از بهترین غزل های استاد منزویه.
یک ماه پیش گذاشته بودمش تو وبلاگم و حالا که اینجا خوندمش بازم برام تازگی داشت.
خیلی خوشحال میشم نظرتونو در مورد مطالبم بدونم.
مانا باشی.

نمی دونستم شعر از حسین منزوی هست اما خیلی زیباست و به دل می شینه

آخی! هم غم انگیز هم ستودنی است!. راستی فهی جونم خیلی ممنون از دعوتت و این همه لطفی که به من داشتی! اما من ظاهرا در خواب اصحاب کهف بودم. خیلی دیر آمدم و دیدم.

سلام .. در نوشته ات لذت کوچکی یافتم و زيبا بود نوشتتون در سبک خودش .. و با آن مدتی را سپری کردم .. امیدوارم که تو هم در نوشته های وبلاگ منم این لذت را بیابی..
(شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...)
اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ...[kooli]
------
با گذاشتن لينکم چطو ر ..؟
موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار ..
----------------------------
یه گروه هم هست که من و جمعی از دوستان اونجا جمع شدیم به نوعی با هم در ارتباطیم به نام پابرهنگان ..

آدرسش اینه ..>
http://groups.yahoo.com/group/paberehnegan
خوشحال میشم که آنجا هم ببينيم شما را

به وزن اين شعر دقت کرديد؟ مثل اوزان معمول نيست
مفاعلن فعلاتن تن ، مفاعلن فعلاتن تن

ممنوم
عالی بود میشه اسم اون کتابش که این شعر توشه رو به آدرس ایمیلم بفرستید؟

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)