« بهار نو و ... صفحه اصلی اين روزها »

April 04, 2007

مطالبات زنان يا پاشنه آشيل ؟

برخورد حكومت با مسئله زنان بخصوص پس از به قدرت رسيدن اصولگرايان در يكي دو سال اخير ناگزير اين پرسش را به وجود مي آورد كه آيا جمهوري اسلامي مسئله زنان را پاشنه آشيل خود مي داند ؟ پاسخ خيلي ها به اين پرسش منفي است اما شواهد غيرقابل انكاري در رفتار سياسي حكومت در قبال فعاليت هاي صلح طلبانه زنان وجود دارد و سبك آرايش و جبهه گيري نيروهاي دولتي در برابر هر تجمع و هر كمپين وهر بيانيه وهر فعاليت مدني وهر گونه تلاش و تقاضا براي تحقق برابري جنسيتي در جامعه و در متن قوانين به گونه اي است كه خشم و غضبي فراتر از حتي منطق حكومتي در برابر نارضايتي هاي معمول اجتماعي را به نمايش مي گذارد. اگرچه اين روزها ظاهرا هرگونه گردهمايي اجتماعي از دانشجويي گرفته تا كارگري و حتي آموزش و پروشي از سوي دولتمردان به تحريكات ضد نظام و مغاير با امنيت ملي تعبير مي شود اما در مواقعي كه اين گردهمايي ها زنانه مي شود به وضوح شاهد آن هستيم كه آمپرها بيش از حد معمول بالا مي رود و آستانه تحمل و توانايي تساهل و تسامح دولت يكپارچه به سرعت به زير صفر مي رسد.كافي است زنان دست به كار اقدامي شوند حالا اين اقدام مي خواهد به سادگي جمع شدن كنار در ورودي استاديوم هاي ورزشي باشد يا تجمع آرام در روزي كه روز جهاني زن است در برابر دادگاهي كه زنان را محاكمه مي كند و يا نه حتي تجمع و همنوايي گروهي كه جمع آوري امضا به مدني ترين شكل ممكن از شهروندان تا در نهايت بر اساس تقاضاي گروهي از مردم در چارچوب همين قوانين موجود تغييراتي داده و موانع برابري جنسيتي از ميان برداشته شود.واقعا آيا صورت مسئله از اين ساده تر، روان تر و شفاف تر ممكن است ؟ هراس كساني كه اعضاي كمپين جمع آوري يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز را دستگير مي كنند از چيست ؟ مگر مردم به قانون اساسي راي نداده اند؟ خب حالا اگر همين مردم نسبت به نواقص قانوني كه به آن راي داده اند تا سرنوشتشان را رقم بزند آگاه شوند و اگر همين مردم بخواهند كه بخش هايي از قانون اساسي شان تغيير كند و اگر زنان پيشگام اين آگاهي بخشي باشند و از وقت و عمر و زندگي و خانواده و تفريح و كار و استراحت خود چشم بپوشند و راه بيفتند دور شهر و از نقص قوانين در چارچوب همان قوانين براي مردم بگويند و به منطقي ترين شكل ممكن خواهان تغيير قوانين باشند بايد سر از زندان اوين دربياورند ؟ شايد روزي واقعا همه مردم از جمهوري اسلامي بخواهند كه بخش هايي از قانون را تغيير دهد. اين حق مردمي است كه به دولت ها و قانون ها مشروعيت مي بخشند و آيا آن روز زندان اوين براي تمام مردم جا خواهد داشت؟ از سوي ديگر اگر به قول كيهان نويسان زنان كمپين يك ميليون امضايي تنها پنجاه امضا آن هم از ميان خودشان دارند ديگر اين بگير و ببندها چه معنايي دارد ؟ آيا قوانيني كه زنان تقاضاي تغييرشان را دارند تا اين حد خدشه ناپذيراند؟ آيا تماميت نظام با گرفتن حق چندهمسري از مردان زير سوال مي رود؟ آيا اگر زنان كه بخش بزرگي از اقتصاد كشور را اداره مي كنند حق ارث برابر با مردان داشته باشند در كشور جنگ مي شود؟ آيا مطالبه حق طلاق، حق خروج از كشور و حقوق ابتدايي و ساده ديگري از اين دست اقدام برضد امنيت ملي است ؟ جرم است ؟ زندان و حبس و تحقير و بازجويي دارد ؟ البته اينها همه استفهام انكاري است و جواب همه شان از قبل معلوم است.با وجود اين اما زنان همچنان راه براي رفتن دارند.جنبش زنان ايراني امروز پيشگام تمام اصلاحات و مطالبات مدني و جريان دموكراسي خواهي در كشور است و اگرچه خوب مي داند كه به قول شاملو امنيت بلال شيردانه اي است كه در قفس به دست مي آيد اما دست در كار شكستن قفس است با خرج كردن از امنيتش و روحش كه عمر جهان بر آن گذشته است.