« پرسه هاي جشنواره اي (4) صفحه اصلی سنگباري آشناست،غم »

February 12, 2007

برداشت آخر

ديشب جشنواره بيست و پنجم هم به سلامتي تمام شد اگرچه خيلي ها به خاطر نوع داوري هاي انجام شده به سلامت جشنواره شك دارند.در هر حال آخرين فيلم هايي كه من ديدم درواقع بهترين فيلم ها هم بودند.روز سوم لطيفي به نظرم فيلم خوبي بود بخصوص از نظر موقعيت دراماتيكي كه در قصه ايجاد كرده بود اما اصلا و ابدا در حد و اندازه هاي بهترين فيلم جشنواره نبود. انتخاب من براي بهترين فيلم جشنواره خون بازي بود و سنتوري. درباره خون بازي پيش از اين مختصري نوشته ام. اما سنتوري مهرجويي كه بالاخره با هزار جور كش و قوس به جشنواره آمد فيلم خوش ساخت و دقيق و خوبي بود.بهرام رادان واقعا خوب بازي كرده و معلوم بود كه براي نقشش خيلي زحمت كشيده بود.براي اولين بار از رادان خوشم آمد در اين فيلم و به نظرم سيمرغ واقعا حقش بود.موضوع اعتياد براي من به دلايلي موضوعي خيلي مهم و پر از ريزه كاري هاي رواني و روحي است.شايد اعتياد يكي از روانكاوانه ترين سوژه هايي باشد كه مي شود به سراغشان رفت و احساسم اين است كه مهرجويي بيش از بني اعتماد درد اعتياد و سياهي و تباهي آن را با تمام وجود حس كرده بود.هر چند كه خون بازي هم به نظرم يك گام به جلو است در سينماي ما.اما من با سنتوري خيلي گريه كردم.مهرجويي با اين فيلم تلخ كه البته به نظر من بايد تلخ تر از اين هم مي بود بدجوري قلب آدم را هدف مي گيرد و نشانه گيري اش عجيب خوب است.اين به هر حال اتفاق خوبي است كه فيلمسازان ما آن هم فيلمسازان شاخص ما اين شكلي سراغ طرح مسئله اعتياد رفته اند.
اما درباره رئيس كيميايي به نظرم اگر رئيس را در مجموعه كارهاي اخير كيميايي بخواهيم بسنجيم از كارهاي اخيرش بهتر است.اصلا تا نيم ساعت مانده به آخر فلم قصه گو و خوبي است كه فقط بايد آن نقال مسخره را بيننده در ذهن خود حذف كند.نقال بيخود و بي مناسبت مي آيد و مي رود و اصلا نه حضورش ضرورت داشته و نه جا افتاده.اما بجز اين فيلم تا سكانس داريوش ارجمند خوب است.بله همان ديالوگ هاي گنده گو و قديمي كيميايي در دهان بازيگران هست اما بازي ها خوب است و بخصوص رابطه فرامرز قريبيان و امين تارخ و آن سكانس فوق العاده سينما ركس واقعا درخشان از آب درآمده.طبيعتا فيلم كيميايي مثل هميشه پر از نوستالژي است و بجز نقال همه چيز هم خوب پيش مي رود تا اينكه مي رسيم به داريوش ارجمند و آن همه حرف و حرف و حرف.حرف ها و تك گويي هاي بي ربط و آخرش هم تق تق تق خودكشي ! انگار در پايان فيلم استاد عجله داشته و ماجراها و شخصيت ها و اصلا قصه فيلم به كلي يادش رفته و فقط يك سرهم بندي عجولانه كرده است.
راستي درباره سنتوري يادم رفت يگويم ترانه هاي چاوشي اش خيلي خوب بود اگرچه حدود 20 دقيقه از فيلم را بريده بودند و بد هم بريده بودند.
در هر حال اين هم از جشنوراه بيست و پنجم و روزها و شب هايي كه اين طوري گذشت.راستي هنوز يادداشتم را درباره اخراجي ها ننوشته ام.اين فيلم به نظر من از ديدگاه تلاش دوباره براي تسخير ايدئولوژيك سينما قابل بررسي است اما حالا وقت ندارم بنويسم. تا بعد.راستي اين هم نتايج داوري ها.


Comments

خوب شد شما نوشتی در مورد رئیس و نقاط قوت و ضعفش، منتظر چنین نوشته‌ای بودم که نه بگوید رئیس مزخرف است و نه بگوید شاهکار، خب اجباری که برای رساندن رئیس به جشنواره گذاشته بودند ساختش را عجولانه کرده، ندیدمش و منتظرم...

سلام
نظر خاصی ندارم
فقط پیغام گذاشتم تا بازدیدکننده‌های وبلاگم زیاد بشه
:)
لیکتون هم تو فهرستم هست

rozha az peye ham ghozasht ta baz ham be rooz valentain residim. valentainet mobarak dar zemn ageh dokhtar khobi bashi mitoni ye kadoei khob dashteh bashi!!!!!!!!!!!!!!!

كاش اتوبوس شب را هم ديده بودي.

salam,ouzre zahamat.linkat dadam ta linkam bedahi va asasan bebini ke che veblage khoobi daram!

سلام، از آشنایی با شما بسیار خرسندم./ خواندن مصاحبه های اختصاصی با اهالی سینما، تئاتر و موسیقی همچون بهزاد فراهانی، رامبد جوان، فرهاد آئیش، قطب الدین صادقی، محمد یعقوبی، بهروز غریب پور ، مرتضی ضرابی و... را از دست ندهید. / بازهم خدمت می رسم / با تشکر

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)