« پرسه‌هاي جشنواره‌اي (2) صفحه اصلی بدون شرح ! »

February 07, 2007

پرسه هاي جشنواره اي (3)

فرش ايراني را ديديم كه مجموعه اي از مستندهاي كارگردان هاي بنام سينماي ايران است درباره فرش. اينكه اساسا سراغ چنين موضوع خوب و در عين حال مهجوري بروند سينماگران در جاي خودش واقعا خوب است اما به نظر من بايد كار را مي سپردند به مستندسازان حرفه اي نه فيلمسازاني مثل بيضايي و مهرجويي و ميركريمي و تبريزي و كيارستمي و ....اينها هر قدر هم صاحب سينماي مولف باشند باز از مستندسازي فاصله گرفته اند و متاسفانه نتيجه كار هم مويد همين نظر است.مثلا كار استاد بيضايي را به نظرم اگر هر فيلمساز ديگري مي ساخت كلي سرزنش مي شد و آوار نقد بر سرش خراب مي شد اما خب استاد ما ظاهرا به درجه اي رسيده كه هر چه مي كند چه خوب و چه مثل مستندش در فرش ايراني ، بد برايش كف مي زنند.در هر حال در اين مجموعه فقط كار رخشان بني اعتماد و جعفر پناهي به نظرم خوب بودو واقعا مستند.بقيه اش خسته كننده ، كليشه اي و خواب آور بود.
اما فيلم ديگري كه ديدم و خيلي هم درباره اش شنيده بودم كه فوق العاده از كار درآمده فيلم فريدون جيراني است.پارك وي.البته پارك وي واقعا جذابيت هايي هم دارد اما به نظر من فيلمي كاملا متوسط است كه اگرچه شروع خوب و ريتم بسيار خوب و تندي دارد اما از نيمه دوم فيلم به بعد به شدت افت مي كند. پارك وي درواقع پايان ندارد و من از اين كار در سينما و رمان خوشم مي آيد.بيننده سالن را ترك مي كند در حالي كه اجازه دارد هزار گونه پايان براي فيلمي كه ديده بسازد.اين يعني به اشتراك گرفتن ذهن بيننده در كار.البته شنيده ام كه جيراني پايان فيلم را باز گذاشته تا شماره 2 آن را هم بسازد و ديگرحسابي برود در لباس كارگردان هاي آمريكايي كه خشونت دنباله دار را تصوير مي كنند.اما به نظر من خشونتي كه در پارك وي تصوير شده از جنس خشونت جامعه ما نيست.بيش از حد تقليدي و خام و نپرداخته است و كارگردان هنوز از ابزار كافي براي اجراي صحنه هاي خشن بهره مند نبوده است.اين است كه تلاش جيراني براي ورود به اين ميدان اگرچه نشان شهامت او است اما چندان هم چنگي به دل نمي زند.پارك وي فيلم متوسطي بود و من شخصا انتظاري بيش از اين از فريدون جيراني داشتم.شايد هم ما خيلي پرتوقع شده ايم.دلايل ديگري هم براي متوسط بودن پارك وي دارم كه شايد بعا نوشتم.
اما درباره فيلم پوران درخشنده : بچه هاي ابدي. آنقدر بد بود كه ترجيح مي دهم چيزي نگويم.موضع خوبي مثل بچه هايي كه به سندرم داون مبتلا هستند دستمايه كارگردان شده بود تا فيلم ضعيفي از آن بسازد.

حاشيه : بي نظمي در سالن هاي سينما غوغا مي كند.اگرچه همه صندلي ها شماره دارد اما هيچ كس حاض نيست سر جاي خودش بنشيند و جالب اينكه متصديان سينما هم به جاي برقراري نظم بي نظمي را تشويق مي كنند. هنر نزد ايرانيان است و بس. مگر نه ؟


Comments

bale azizam, shak nakon ke honar nazde khodemune o khodemun o khodemun o baaaaas!

من هم موافقم باشما در مورد فرش ایرانی. از مهرجویی وکیارستمی کهاصلاانتظارچنینکارهایی نمی رفت.کاملامشهود بود هر کارگردانی به سبک فیلم ساختنش تکه ای از تکنیکش را با بی حوصلگی ساخته. کما اینکه هیچ خلاقیتی در کارها نبود.حواشیاز اکران همزمان این دوفیلم نوشته ام.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)