« پرسه هاي جشنواره اي (1) صفحه اصلی پرسه هاي جشنواره اي (3) »

February 05, 2007

پرسه‌هاي جشنواره‌اي (2)

فيلم سعيد سهيلي را كه اصلا دوست نداشتم. يعني با پسند من اصلا جور نبود.البته امسال انگار تمام فيلم‌ها گوشه چشمي هم به مسئله جنگ دارند.سنگ ، كاغذ ، قيچي هم همين طور است.فيلم در واقع يك درام اجتماعي نه چندان خوش‌ساخت و خوش‌پرداخت است كه به زحمت مي‌كوشد تا رابطه نسل جوان با جنگ و آدم‌هاي مانده از جنگ را به تصوير بكشد.امين حيايي مثل هميشه خوب است و نقش جوان ناكام و عصيانگري را بازي مي‌كند كه شور انتقام در دلش زبانه مي‌كشد.اما فيلمنامه اساسا مشكل دارد و اگرچه سهيلي در مصاحبه‌اي گفته كه 20 بار بازنويسي شده تا رضايت او تامين شود اما اصلا گره اصلي ماجرا اشكال دارد. رئيس شركتي كه مثلا يكي از آقازاده‌ها هم هست اصرار دارد كه با يكي از زناني كه در شركت عريض و طويلش كار مي‌كنند ازدواج كند و جالب اينكه خودش هم مي‌گويد : « مي‌گيرمت بعد هم طلاقت مي‌دم...» همه اينها هم در حالي اتفاق مي‌افتد كه اين زن قرار است با مردي از همكارانش در همان شركت ازدواج كند.اما رئيس بدطينت مرد را كه همان امين حيايي باشد اخراج مي‌كند و برايش پرونده‌سازي مي‌كند تا به زندان بيفتد و همه اينها هم براي ازدواج با زني است كه عاشقش هم نيست !!
در هر حال بقيه فيلم تلاش نافرجام فيلمنامه‌نويس و كارگردان است براي گشودن اين گره داستاني غيرمنطقي.جمشيد هاشم‌پور هم خوب است در اين فيلم و مهم‌ترين امتياز فيلم هم به نظر من فيلمبرداري آن است.در عين حال كارگردان در خلق صحنه تعقيب و گريز و تصادف هم خوب عمل كرده و بعد از تقاطع شايد اين يكي از بهترين صحنه‌هاي تصادف در سينماي ما باشد.درباره سعيد سهيلي گفته مي‌شود كه خيلي تحت تاثير مسعود خان كيميايي است و من از فيلم‌هاي قبلي‌اش فقط فيلم بد مردي از جنس بلور را ديده‌ام.
فيلم ديگري كه ديشب همراه با آقاي همسر ديديم اقليما بود از محمد مهدي عسگرپور كه باز هم چنگي به دل نمي‌‌زد و خيلي هم لوس بود.قصه نداشت فيلم و موسيقي هم به عنوان يك عنصر مزاحم اعصاب بيننده را خراب مي‌كرد.اصلا امسال در جشنواره تمام فيلم‌ها از موسيقي بد و اضافي رنج مي‌برند و ايضا بينندگان.خلاصه و مختصر و مفيد اگر بخواهم بگويم اقليما فيلم بسيار ضعيفي بود با كارگرداني ضعيف ، بازي‌هاي ضعيف و فيلمنامه ضعيف.از محمد مهدي عسگرپور پيش از اين فيلم قدمگاه را ديده بودم كه از آن هم خيلي خوشم نيامد اگرچه آن فيلم به نظرم خيلي بهتر از اقليما بود و دست‌كم به لحاظ مضمونش كه سنگسار يك زن را دستمايه قرار داده بود جذاب‌تر بود.به اين ترتيب به نظر مي‌رسد كارگردان اقليما در فيلم بعدي‌اش به جاي پيشرفت پسرفت كرده است.
اما فيلم خوبي كه ديده‌ام يعني بهترين فيلمي كه تا به حال ديده‌ام فيلم مازيار ميري است .پاداش سكوت اگرچه حرف تازه‌اي براي گفتن ندارد و باز همان شخصيت‌هاي واخورده و تنها و رقت‌انگيز از جنگ برگشته را تصوير مي‌كند اما كارگرداني بسيار حساب‌ شده و خوبي دارد و نشانه‌اي است از پيشرفت يك كارگردان جوان.من البته فيلم قبلي ميري يعني به آهستگي را هم نسبتا دوست داشتم.اما در اين فيلم او با بازي با برخي عناصر مثل « آب » تاثير فوق‌العاده عميقي بر بيننده مي‌گذارد.پرويز پرستويي مثل هميشه نيست.بهتر از هميشه است.گريه كه مي‌كند دل آدم آب مي‌شود.فيلم اقتباسي است از داستان احمد دهقان با نام من قاتل پسرتان هستم و اگرچه به نظرم باز هم فيلمنامه‌اش اشكال دارد اما فضاي فيلم و سوژه آن و رنجي كه پرستويي به آدم منتقل مي‌كند را دوست دارم.


Comments

سلام عالی بود من هم اپم.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)