« بر زخمهاي اين كودك چه كسي مرهم ميگذارد؟
صفحه اصلی
10 نكته درباره انتخابات شوراها »
آخرين وضعيت توران در بيمارستان
دوست خوبم، نيلوفر رستمي كه با جديت به دنبال پيدا كردن راه حلي براي درمان توران و پايان دادن به مشكلات او تلاش ميكند اين يادداشت كوتاه را درباره وضعيت توران 14 ساله در بيمارستان فيروزگر برايم فرستاده كه با اندك تغييراتي در اينجا ميگذارمش تا بخوانيد.اما پيش از آن از همه دوستاني كه لطف كردند و كمكهاي ماليشان را از توران دريغ نكردند سپاسگزارم.درباره حساب ارزي هم كه بعضي از دوستان پيشنهاد داده بودند،بايد بگويم متاسفم كه امكان گشايش چنين حسابي را ندارم.نكته ديگري كه لازم است بگويم اينكه به زودي نحوه هزينه كرد كمكهاي مالي دوستان ،كل مبلغ جمعآوري شده و خلاصه ريزهكاريهاي مربوط به آن را اينجا برايتان منتشر خواهم كرد.باز هم سپاس.
يادداشت نيلوفر
توران يا به قول هم اتاقي اش ماهي آكواريوم كه اين روز ها همه به ديدنش مي آيند،دستي به سر وصورتش مي كشند و بعد خدا به همراهي مي گويند براي
هميشه و مي روند و بعد در ليست افتخارات بزرگ روزانه شان ديدن از دختر بيچاره را با آب وتاب براي ديگران مي گويند،در شرايط سخت بيمارستان فيروزگر زندگيش را شماره مي كند.او هنوز پس از گذشت يك هفته و با وجود خريد لوازم قبل از عمل توسط پدرش وتاكيد بر عمل فك در پرونده پزشكي عمل نشده است.
ظاهرا پزشك معالج غيب شده است!توران به جز شكستگي فك وخونريزي و پارگي مويرگ هاي چشم چپ از نوعي بيماري پوستي هم رنج مي برد.تمامي پوست بدن او خشن،قرمز وتاول زده است،توران مرتب بدنش را مي خارد،از شدت خارش اشك مي ريزد وكاري از دستش بر نمي آيد.شايد به گفته پدرش به خاطر نفت ريختن هاي مكرر نامادري روي بدن توران باشد،به هر حال فعلا يكي از متخصصان با خدا معالجه پوست او را به عهده گرفته است اما معلوم نيست اين معالجه تا كي دوام داشته باشد. بخصوص كه مداواي بيماري هاي پوستي يسيار پر هزينه است.توران بدون كمك هاي ما هم شايد زنده بماند و زندگيش را هر روز مثل بي شمار كودكاني شبيه خودش شماره كند و شايد با كمك هاي ما زندگيش رنگ و عطر ديگري بيابد.

Comments
از وبلاگت خيلي خوشم اومد. لينكت دادم
مصطفا | November 10, 2006 04:46 PM
دوست دارم بدانم در ذهن نامادری توران،وقتی که روی او نفت می ریخته، چه می گذشته؟! با این نامادری چه کرده اند؟
نفیسه | November 10, 2006 05:14 PM
نمیدونم چی باید بگم ،ولی میدونم برای دختر کوچکم،خواهرم و زنان خانواده و اجتماعم چه کارایی میشه کرد که این تصویرها رو نبینم، حتماً در شماره آینده زنان از این موضوع رپورتاژ بذارید
peyman | November 11, 2006 03:39 PM
فهيمه ي عزيز مي خواستم به خاطر گزارش مونو ريل بهت آفرين بگم
كنج | November 11, 2006 06:55 PM
سلام در مطلب قبلیت انجمن حمایت از کودکان را نوشته بودی و لینکش را نگذاشته بودی آدرسش http://www.irsprc.org هست اميدوارم باهاشون تماس بگيری و ببينی می تونی ازشون کمک بگيری يا نه اونهاحساب ارزی هم دارند اگر خواستی من می تونم نتيجه ي تماست رو برات پيگيری کنم چون سه شنبه دفترشون می رم
شهاب شهسواری علويجه | November 12, 2006 11:25 PM
سلام خوشحالم که ماجرای توران را دنبال می کنید. امیدوارم مشکلش حل بشه . دست نیلوفر هم درد نکنه که دنبال ماجراست . راستش من اولین آدمی بودم که ماجرا رو شنیدم . زمانی که یادم میاد مو به تنم سیخ میشه.
علیرضا | November 13, 2006 02:01 AM
دوست عزيز،آقا شهاب با انجمن قبل از هر جاي ديگري تماس گرفتيم و پيگيريهايي هم از طريق آنها انجام شده.متشكرم.
فهيمه | November 13, 2006 10:58 AM