« October 2006
Main
December 2006 »
ليست 15 نفره اصلاحطلبان براي شوراي تهران قطعي شد
در نشست ديشب مسئولان ائتلاف اصلاحطلبان و حذب اعتماد ملي، ليست مشترك اصلاحطلبان براي انتخابات شوراي شهر تهران قطعي شد. در اين ليست معصومه ابتكار، محمدعلي نجفي، صدراعظم نوري، احمدي مسجدجامعي، اسحاق جهانگيري، شهاب طباطبايي، احمد نبوي، هادي ساعي، غلامرضا تاجگردون، پيروز حناچي، علي دوستي، الهه راستگو، قاسم تقيزاده خامسي، علي اوحدي و خانم رحمتي به عنوان ليست اصلاحطلبان حضور دارند. اين ليست به تأييد سيدمحمد خاتمي و مهدي كروبي رسيده است.
در پايان نشست مشترك ائتلاف اصلاحطلبان و حزب اعتماد ملي توافق شد تا برمبناي اين ليست مشترك و تحت عنوان ليست اصلاحطلبان در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر تهران حضور پيدا كنند.
permalink
01:48 PM
بیانیه کمپین قانون بی سنگسار درباره اظهارات سخنگوی قوه قضاییه
اظهارات آقای جمال کریمی راد، سخنگوی قوه قضاییه و وزیر دادگستری در نشست خبری سه شنبه، 30 آبان 85 نخستین واکنش رسمی مقامات قضایی ایران به خواسته هایی است که در قالب کمپین بین المللی قانون بی سنگسار مطرح شده است. این اظهارات نشان میدهد که موضع رسمی قوه قضائیه انكار مجازات سنگسار بوده كه با توجه به دستور آیتالله شاهرودی مبنی بر توقف اجرای سنگسار در دیماه 1381 مي توان اميد داشت كه نگاه غالب در دستگاه قضايي كشور نيز موافق اين مجازات نيست. فعالان کمپین قانون بی سنگسار، ضروری میدانند که با اشاره به مواردی که برخلاف دستور ریاست قوه قضائیه، سنگسار اجرا شده ، یا با مجازات اعدام جایگزین شده است، بر ضرورت تغییر قانون درجهت حذف سنگسار به عنوان یک مجازات تاکید ورزند.
1) علیرغم انکار مقامات قضایی و پارلمانی ایران مبنی بر اجرای مجازات سنگسار در ایران، شواهد و اسناد غیرقابل انکاری در دست است که نشان می دهد صبح روز 17 اردیبشهت 1385 (امسال) دو نفر به نامهای محبوبه، م. و عباس، ح. در بهشت رضای مشهد سنگسار شده اند. همچنین زنی به نام معصومه، محکوم به رجم، مرداد ماه امسال پس از انتقال از زندان رجایی شهر به زندان اوین، در یک اتاق در بسته حلق آویز شده است. زن دیگری نیز در اسفند ماه سال گذشته به جرم زنای محصنه در قزوین در ملاء عام به دار آویخته شده است.
مقامات قضایی ایران نیک می دانند که طبق قواعد فقهی حاکم بر قوانین مجازات ایران، تبدیل حدود به مجازاتهای دیگر جایز نیست و عمل مقامات اجرای احکام در اعدام زنان به جای جاری کردن حکم رجم، خلاف مسلم قانون است.
2) بخشی از اظهارات سخنگوی قوه قضاییه به این موضوع اختصاص یافته که ممکن است برخی از محاکم بدوی احکام رجم را صادر کنند اما به دلیل سخت بودن ادله اثباتی، چنین احکامی هیچگاه تایید و قطعی نمی شوند. این بخش از اظهارات ایشان از سه زاویه قابل نقد و نقض است:
ادامه "بیانیه کمپین قانون بی سنگسار درباره اظهارات سخنگوی قوه قضاییه"
01:26 PM
خبر تازه ای نیست : باز هم سقوط
خبر تازه ای نیست.اصلا دیگر هیچ خبری تازه نیست.هواپيمای نظامی سپاه سي و هشت مسافر داشته که سی و شش نفر آنها کشته و دو نفر زخمی شدهاند.علت حادثه را از كار افتادن يك از دو موتور هواپيما اعلام کرده اند. سردار صفوي هم در یک اظهار نظر جالب گفته است : اين انفجار از نظر امنيتي و اطلاعاتي شواهدي را نشان ميدهد و چون در هفته بسيج هم بوده، معنا و مفهومي در بر دارد!!
خلاصه همه اینها کار دشمن است.مثل بقیه چیزهای دیگر که قطعا زیر سر دشمن است.هواپيماي آنتونف 74 روسي متعلق به نيروي هوايي سپاه كه به مقصد شيراز و بندر عباس در حال پرواز بود ساعت 7 صبح امروز در فرودگاه مهرآباد تهران سقوط كرد و به نظر می رسد که دشمنانمان حسابی سحرخیز هم هستند.
هواپيماي آنتونف به مقصد شيراز ـ بندرعباس حوالي ساعت 7 بامداد امروز ، به علت از كار افتادن يكي از دو موتور هواپيما، در منطقه مسیل رودخانه کن واقع در انتهاي باند فرودگاه سقوط کرد. اين نوع از هواپيماها، داراي ظرفيت ۵۰ نفر سرنشين هستند كه تعداد سرنشينان اين هواپيما ۳۲نفر اعلام شدهاست. و بنا بر اظهارات برخي منابع آگاه، اين هواپيما در حال انجام ماموريت نظامي عادي بوده و حامل هيچ يك از فرماندهان سپاه نبوده است.
سردار سرلشكر صفوي ، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفته است که در اين هواپيما 32 پاسدار و 6 خدمه پروازي بودند و هنگامي كه هواپيما از باند فرودگاه بلند ميشود، منفجر ميشود.
در این میان سردار مومني هم از تشكيل يك تيم كارشناسي برای بررسي علت حادثه اعلام خبر داده است و ... با این وجود تصدیق می فرمایید که هیچ اتفاق تازه ای نیفتاده است.چند روز دیگر می رسیم به اولین سالگرد سقوط هواپیمای سی130و بعد هم باز روزها می آیند و می روند و می رویم و می آییم و می نویسیم و می خوانیم و ....هیچ.نمی دانم.اما حوادث انگار دیگر روی ما تاثیری ندارند.انگار دیگر جریحه دار نمی شویم.انگار دیگر حوادث اثرشان را از دست داده اند.
خانواده اصانلو هنوز موفق به ملاقات با او نشده اند
با مراجعه همسر منصور اصانلو ، رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران مشخص شد که حکم بازداشت او از سوی قاضی حداد ، معاون امنیتی دادستان تهران صادر شده است .ابراهیم مددی ، نایب رئیس این سندیکای کارگری با اعلام این خبر گفت :« در نتیجه پیگیری های همسر آقای اصانلو قاضی حداد اعلام کردند که در حال حاضر مشغول مذاکره و گفت و گو با آقای اصانلو هستیم و وقتی هم برای ملاقات به مادر منصور اصانلو دادند تا روز چهارشنبه بتوانند فرزند خود را که در بند 209 زندان اوین به سر می برند ملاقات کنند.» مددی همچنین تصریح کرد : « با وجود وعده قاضی اما مادر بیمار آقای اصانلو ساعت ها مقابل در زندان اوین وعطل شده و در نهایت هم موفق به ملاقات با فرزند خود نشد و مسئولان زندان هم تنها به این توضیح اکتفا کردند که قرار ملاقاتی در کار نیست و قاضی حداد دستوری در این باره نداده است.» بنا به گفته های ابراهیم مددی خانواده منصور اصانلو که از تاریخ 28/8/85 دستگیر شده و در زندان اوین به سر می برد به رغم وعده های قاضی حداد حتی موفق به گفت و گوی تلفنی با او نیز نشده اند.این در حالی است که اصانلو اخیرا پس از 8 ماه با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی آزاد شده و از ناحیه چشم نیز دچار مشکل و در نوبت عمل جراحی بود
یک توضیح درباره اسم اصانلو :
آقای مددی توضیح داد که این اسم در واقع اسم یک ایل است که در حوالی ورامین زندگی می کرده اند و در واقع شهرت آقای اصانلوی مورد نظر ما از نام این ایل گرفته شده است اما اسم اصلی او در شناسنامه اش « اسالو « است و وکلای پرونده هم وکالت او را با همین اسم بر عهده گرفته اند؛ با عنوان « اسالو » بدون حرف « ن» .البته ایشان اساسا به اسم ایل خود هم شهرت دارند و اسم اصانلو اشتباه نیست اما ممکن است از بعد حقوق اشکال ایجاد کند.
06:58 PM
جار و جنجالهاي انتخاباتي بعضي از شوراييان
بازار انتخابات اين روزها به اندازه كافي داغ است و شايد واقعا دليلي نداشته باشد كه بعضي اعضاي شوراي شهر تهران آن را داغتر از آنچه هست بكنند.امروز شورا بودم.جلسه گاهي واقعا از اكثريت ميافتاد.شورا امروز شده بود « محله بر و و بيا ». مسعود زريبافان كه خبر رد صلاحيتش ديروز علاقهمندان به نهاد مدني شورا را خوشحال كرد اگرچه امروز مثل هميشه غايب نبود اما واقعا نميتوانيم بگوييم كه حاضر هم بود.يك ساعت پس از شروع جلسات استاد زريبافان جلسه را به مقصد نامعلومي ترك كردند و يكي دو ساعت بعد دوباره به جلسه علني بازگشتند تا همينطوري تفريحي به مصوباتي كه اصلا در جريان آن نبودند راي مثبت بدهند!
البته بقيه اعضاي شورا هم امروز چندان فعالتر از دبير هيئت دولت ظاهر نشدند و بجز شريعتمداري كه طبق معمول حسابي فعال بود كلا بقيه يا خواب بودند يا با هم پچ پچ ميكردند و يا با گوشي موبايلشان حرف ميزدند.البته يادم نرود بگويم كه رسول خادم غايب بود.به هر حال اين است وضعيت شوراي شهر تهران در آخرين روزهاي حياتش.هر كس به فكر كار خويش است و به جاي مصوبات اساسي اساسنامه تصويب ميشود!
اما از همه اينها كه بگذريم برميگردم به بازار داغ انتخابات كه فضاي خوبي فراهم كرده تا بعضيها در اين ميان حسابي كباب خودشان را داغ كنند. يكي از اين آدمها با راهاندازي سايت آبادگران ايران اسلامي شروع كرده است به توهين و افترا به بقيه اعضاي شورا و به اصطلاح رقباي سياسياش .در اين سايت عجيب و بيپروا كه ادبياتي آشنا براي اكثر فعالان در حوزه شهري دارد،حسابي زيرآب نهاد مهمي مثل « شوراياريها» زده شده است.
كسي به اسم احمد شافعي كه ادبياتش عجيب شبيه به لحن امير رضا واعظ آشتياني، عضو شوراي شهر تهران است نوشته :«اما چه شد كه تشكيل مجدد شوراياري ها كه از نظر قانون شوراهاي شهرها و روستاها داراي اشكال قانوني بود، مجددا مورد توجه سه الي چهار نفر از اعضاي دومين دوره شوراي شهر تهران آنهم در آخرين ماه هاي دومين دوره شوراي شهر تهران قرار گرفت! همانطور كه در قسمت اول مقاله اشاره شد در شوراي شهر اول بنا به دستور تشكيلاتي اين عمل غير قانوني با سكوت وزارت كشور وقت انجام گرفت . در شوراي شهر دوم ر – خ كه از طرف كارگزاران به شوراي شهر تهران راه يافته بود، از يكسال گذشته به اين طرف ماموريت جدي پيدا كرد كه اين كار را انجام دهد . در اين راستا نيازمند به همكاري تني از اعضاي شوراي شهر دوم را داشت ! چرا كه اگر همكاري و حمايت آنها نباشد قطعا با مانع مواجه خواهد بود.»
در مطلب ديگري از اين سايت نسبت به حسن بيادي ، نايب رئيس شوراي شهر تهران كه اتفاقا چهره مثبت و آرامي هم هست هتاكي شده. اين آقاي شافعي كه معلوم نيست ناگهان از كجا پيدا شده است در مطلبي با عنوان زشت « حسن بيادي ، غضنفر اصولگرايان » آنچه دل تنگش ميخواسته را به بيادي نسبت داده است.از مطالب ديگر اين سايت كه شامل زيرآبزني براي قاليباف و عده ديگري است نميگويم و پيشنهاد ميكنم خودتان آن را ببينيد.جالب اينجا است كه بعضي از دوستان روزنامهنگار درباره اين سايت به مهندس چمران، رئيس شوراي شهر هم تذكر دادهاند و ايشان هم قول رسيدگي داده اما اين سايت به حول و قوه الهي همچنان پابرجا است و مشغول شغل شريف سخنپراكني.
راستي پيشنهاد ميكنم پس از ديدن اين سايت سري هم بزنيد به « شهر فردا » كه ارگان ائتلاف اصلاحطلبان با همكاري محمد قوچاني آن را به مناسبت انتخابات شوراها راهانداخته است.اينجا است كه تفاوت كار حرفهاي با جار و جنجال روشن ميشود.
منصور اصانلو بار ديگر دستگير شد
امروز صبح خبر رسيد كه منصور اصانلو ، رئيس سنديكاي كارگران شركت و احد تهران و حومه دستگير شده است.منصور اصانلو،رئيس سنديكاي كارگران شركت واحد تهران و حومه صبح امروز در حالي كه در خيابان فرجام تهرانپارس براي خريد نان به نانوايي ميرفت از سوي ماموران مسلح لباس شخصي بازداشت شد.اصانلو كه به تازگي پس از 8 ماه بازداشت دربند 209 زندان اوين با قرار وثيقه 150 ميليون توماني آزاد شده بود ، صبح امروز مجددا دستگير شد.ابراهيم مددي،نايب رييس هيات مديره سنديكاي كاركنان شركت واحد با اعلام اين خبر گفت : 7 يا 8 نفر مامور لباس شخصي با زور و خشونت منصور اصانلو را بدون حكم بازداشت قانوني دستگير و در برابر مقاومت همراهان او كه من و يكي ديگز از همكارانمان بوديم با اسلحه كلت تير هوايي شليك كردند و ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
دستگيري منصور اصانلو در حالي صورت گرفت كه بنا به گفته ابراهيم مددي در طول 3 ماه گذشته كه اصانلو آزاد شده بود،چندين بار به صورت غيرمتعارف به دادسراي ناحيه 4 احضار و بازجويي شده بود كه به همين دليل شكايتي نيز به دفتر حقوق شهروندي قوه قضائيه كرده بود كه پرونده آن در جريان است.مددي همچنين تصريح كرد : وكلاي پرونده كارگران شركت واحد تهران و حومه ، يوسف مولايي و پرويز خورشيددر حال پيگيري موضوع دستگيري مجدد اصانلو هستند كه تازه در تاريخ 18/5/85 با قرار وثيقه آزاد شده و به دعوت سازمان جهاني كار طي دو هفته گذشته در همايش اين سازمان با تشكلهاي كارگري در شهرهاي تبريز و كرمان همراهان با گروهي از فعالان حوزه كارگري شركت كرده بود.
اين خبر را كه گرفتم ياد همايش اخير كارفرمايان با جناب وزير كار افتادم كه در يك سخنراني طولاني آقاي وزير سخن از حق تشكيل تشكلهاي كارگري و رعايت حقوق قانوني اين تشكلها ميكرد.البته همين آقاي وزير وقتي درباره تشكل كارگران شركت واحد و اخراج شدههاي اين شركت پرسيدم فقط سكوت كرد و به سرعت سوار اتومبيل مدل بالايش شد تا راننده شخصي پا را فشار دهد روي پدال گاز و وزير هر چه زودتر ما را ترك كند.
10 نكته درباره انتخابات شوراها
پرستو جان گفتهاي درباره انتخابات شوراها بنويسيم و خطابت به من بوده و محبوبه تهرانشهر.از اين دعوت ممنونم و بايد بگويم كه پيش از اين به فكرش بودهام اما امان از اين كار روزانه و دغدغه پر كردن صفحه كه فرصت هر كار مفيد ديگري را از آدم ميگيرد.اما درباره انتخابات شوراها از همين اول كار بگويم كه موضع من حمايت صد در صدي از انتخابات و شركت آگاهانه در آن است.تحريم هر نوع انتخاباتي از شورا گرفته تا رياست جمهوري به نظر من هيچ ربطي به ما ، آدمهايي كه در اين جامعه كار و زندگيميكنيم ندارد.درباره شوراها هم به طور خاص با توجه به تجربهاي كه در شوراي شهر تهران دارم يادآوري چند نكته را ضروري ميدانم :
1.يادمان باشد شوراي شهر تهران نهادي بود كه توانست خوب يا بد يك شهردار در قد و قواره كاملا متوسط را از ساختمان بهشت به كاخ رياست جمهوري بفرستد.پس در قدرت شوراها شك نبايد كرد و در اينكه توسعه آنها و نشستن اعضاي مفيدتر و كارآمدتر بر روي صندليهاي سبز آنها قطعا و حتما براي شهروندان مفيد است.
2.همانطور كه دوست خوبم محبوبه هم نوشته در حال حاضر و به نظر من حتي از مدتها پيش شكاف عميقي ميان اعضاي شوراي شهر پايتخت به چشم ميخورد كه دودش مسلما به چشم شهروندان ميرود.اين اختلافات البته تا همين چند ماه پيش تا اين حد مشهود و علني نبود و حتي مهندس چمران ، رئيس شوراي تهران هميشه اين اختلافات را با تعابيري مثل « اختلاف سليقه طبيعي » از سر باز ميكرد.اما همزمان با نزديك شدن شوراي دوم به خط پايان اختلافات به شكال عجيبي شدت گرفته و تقريبا در هر جلسه علني آشكارا شاهد مجادلات لفظي و متلكپرانيهاي غرضورزانه اعضا با هم هستيم.خب اين فضا به هيچ وجه به نفع شهرونداني كه عوارض شهري ميدهند تا تصميمات درستي براي شهرشان گرفته شود نيست.
3.به نظر من در شورا ي فعلي « دودستگي » حاكم نيست بلكه « چنددستگي » حاكم است و گروههاي مختلف هر يك بر اساس منافع خود دستهبندي شدهاند.از يك طرف در ميان اصولگرايان شورا شكاف بزرگي سر باز كرده و رسما آنها را به دو دسته تقسيم كرده و از طرف ديگر افرادي هم هستند كه با هيچ يك از دو دسته اصولگرايان سر سازش ندارند.دستهبندي مهمتر دسته بندي موافقان و مخالفان قاليباف است كه خودش از همه تقسيمبنديهاي ديگر مشكلساز تر است.در ميان اصولگرايان شورا هستند كساني كه هنوز به شدت سنگ احمدينژاد را بر سينه ميزنند و اين روزها كه گوشه چشمي هم به پيدا كردن موقعيتي در دولت نهم دارند با شدت بيشتري هواخواهياش را ميكنند.واعظ آشتياني ، مهنوش معتمديآذر ، نسرين سلطانخواه و حسن زياري در اين ميان بيپرواتر از بقيه هر حركتي از سوي قاليباف را زير سوال ميبرند و مدام جوي نوستالژيك درباره شهردار پيشين ميسازند.
4.تنها اعضاي شورا كه به نظرم ارزش دوباره انتخاب شدن در انتخابات جديد را دارند رسول خادم و نادر شريعتمداري هستند.بيادي هم البته آدم متعادلي است و معقولتر از ساير اعضا به نظر ميرسد.اما خادم و شريعتمداري موثرترين اعضاي شوراي فعلي هستند.خادم كه جوانترين عضو شورا است درباره لايحه اصلاح قانون شوراها وبرگزاري دشوار انتخابات مردمي شوراياريها عملكرد فوقالعادهاي داشت به نظرم.درباره ساماندهي وضعيت متكديان و حاشيههاي شهري هم اگرچه هنوز بينهايت انتقاد وجود دارد اما خادم بيش از بقيه مثبت بوده.اين آدم استعداد خوبي براي ساماندهي كارهاي گروهي دارد و به نظرم بايد از تجربهاش استفاده كرد.شريعتمداري هم عضو خيلي فعال و مثبتي است و اگر چه در مواردي مثل مسئله حجاب اعتقادات تقريبا دگمي داشت اما در مسائل شهري واقعا موثر است و موضعگيريهاي بسيار خوبي دارد.او كه رئيس كميسيون برنامه و بودجه شورا است درباره پروژه مونوريل يا تخلفات زمان شهرداري احمدينژاد بيش از سايرين حرف زده و به نظرم با قاطعيت اخلاقي هم حرف زده.من شخصا به اين دو نفر راي ميدهم.
5.متاسفم كه بگويم زنان شوراي شهر منفعلترين اعضاي شورا هستند.مهنوش معتمديآذر،نسرين سلطانخواه و خير منظر خانم در هيچ بحثي حضور فعال ندارند و اگر هم حضور دارند هيچگاه حرف موثري براي گفتن ندارند.از نسرين سلطانخواه كه در ماههاي آغازين كار احمدينژاد از سوي رئيسجمهور به سمت رئيس مركز امور مشاركت زنان انتخاب شد و بعد هم با افتضاحي كه درباره چندشغله بودن شوراييها به بار آمد به شورا بازگشت تا به حال يك جمله كارساز هم نشنيدهام.خانمهاي ديگر هم دقيقا همينطوراند.پس راي دادن به آنها حرام كردن صندليهاي جريانساز شورا است.
6.اگر در انتخابات شوراها شركت نكنيم من فكر ميكنم در نهايت به يكدستي بيش از پيش دولت كمك كردهايم چون غيبت ما به نفع دوستداران احمدينژاد تمام خواهد شد و شورا هم كه مهمترين نهاد مردمي است با تمام قوا همراي رئيسجمهور خواهد شد.ما بايد باشيم و از چهرههاي مثبتتر در حد امكان حمايت كنيم.از كابينه اصلاحات چهرههايي كانديداي شورا شدهاند كه ميتوان از تجربههايشان استفاده كرد.با يك شوراي خوب متشكل از چهرههاي موثر ميتوان هم وضعيت شهر را تغيير داد و هم براي انتخابات دورههاي بعد رياستجمهوري متشكل شد.
7.توجه داشته باشيد كه احمدينژاد اين روزها، درست در اوج رقابتهاي انتخاباتي براي شوراها دوباره متوجه شهر شده.از يك طرف اعتبارات به تعويقافتاده را اختصاص ميدهد و از طرف ديگر به جنوب شهر تهران ميرود و يا همايش ترافيك منطقهاي آن هم بدون حضور شهردار تهران برگزار ميكند !
8.اما نكته آخر درباره قاليباف است.اين آدم يك نظامي تمام عيار است و به هيچ وجه هم مظلوم نيست.همه اينها قبول.اما در شورا واقعا در برخي موارد نسبت به او بيانصافي ميشود.قاليباف آدم مفيدي است.قبول دارم كه كارهايش را در بوق و كرنا ميكند و تبليغات را دوست دارد و درباره پرونده لويزان هم عملكرد ضعيفي داشته اما چهره خوشفكري است و مدرنتر از همتايانش فكر ميكند و شايد به همين دليل است كه اعضاي شورا مديريت او را غربي ميدانند و مدام از او ميخواهند تا به روشهاي پوپوليستي شهردار سابق بازگردد.شايد به همين دليل است كه در هيئت دولت راهش نداند و كسي هم از شوراييان دم برنياورد و هزار شايد ديگر كه بايد به آن توجه شود.
9.پيشنهاد ميكنم يك ليست واحد از آدم حسابيهايي كه كانديداي راهيابي به شورا هستند تهيه كنيم و روي آن به اتفاق نظر برسيم.حرف از تحريم نزنيد كه ستم است.خيلي هم بدبين نباشيد چرا كه از راه شوراها ميتوان خيلي كارها كرد.خيلي كارها كه الان انجام نميشود.
10.چقدر حرف داشتم ! اما هنوز هم حرف هست.
آخرين وضعيت توران در بيمارستان
دوست خوبم، نيلوفر رستمي كه با جديت به دنبال پيدا كردن راه حلي براي درمان توران و پايان دادن به مشكلات او تلاش ميكند اين يادداشت كوتاه را درباره وضعيت توران 14 ساله در بيمارستان فيروزگر برايم فرستاده كه با اندك تغييراتي در اينجا ميگذارمش تا بخوانيد.اما پيش از آن از همه دوستاني كه لطف كردند و كمكهاي ماليشان را از توران دريغ نكردند سپاسگزارم.درباره حساب ارزي هم كه بعضي از دوستان پيشنهاد داده بودند،بايد بگويم متاسفم كه امكان گشايش چنين حسابي را ندارم.نكته ديگري كه لازم است بگويم اينكه به زودي نحوه هزينه كرد كمكهاي مالي دوستان ،كل مبلغ جمعآوري شده و خلاصه ريزهكاريهاي مربوط به آن را اينجا برايتان منتشر خواهم كرد.باز هم سپاس.
يادداشت نيلوفر
توران يا به قول هم اتاقي اش ماهي آكواريوم كه اين روز ها همه به ديدنش مي آيند،دستي به سر وصورتش مي كشند و بعد خدا به همراهي مي گويند براي
هميشه و مي روند و بعد در ليست افتخارات بزرگ روزانه شان ديدن از دختر بيچاره را با آب وتاب براي ديگران مي گويند،در شرايط سخت بيمارستان فيروزگر زندگيش را شماره مي كند.او هنوز پس از گذشت يك هفته و با وجود خريد لوازم قبل از عمل توسط پدرش وتاكيد بر عمل فك در پرونده پزشكي عمل نشده است.
ظاهرا پزشك معالج غيب شده است!توران به جز شكستگي فك وخونريزي و پارگي مويرگ هاي چشم چپ از نوعي بيماري پوستي هم رنج مي برد.تمامي پوست بدن او خشن،قرمز وتاول زده است،توران مرتب بدنش را مي خارد،از شدت خارش اشك مي ريزد وكاري از دستش بر نمي آيد.شايد به گفته پدرش به خاطر نفت ريختن هاي مكرر نامادري روي بدن توران باشد،به هر حال فعلا يكي از متخصصان با خدا معالجه پوست او را به عهده گرفته است اما معلوم نيست اين معالجه تا كي دوام داشته باشد. بخصوص كه مداواي بيماري هاي پوستي يسيار پر هزينه است.توران بدون كمك هاي ما هم شايد زنده بماند و زندگيش را هر روز مثل بي شمار كودكاني شبيه خودش شماره كند و شايد با كمك هاي ما زندگيش رنگ و عطر ديگري بيابد.
بر زخمهاي اين كودك چه كسي مرهم ميگذارد؟
![]()
توران رستمي ، دختر بيپناه 14 ساله جديدترين مورد تلخ كودكآزاري است كه خبرش در محافل خبري پيچيده و حساسيتهايي را نيز برانگيخته است.توران چند روزي است كه به خاطر شكنجه نامادري 23 سالهاش در بيمارستان دلگير فيروزگر بستري است.پدرش مسافركش است و دو بچه كوچك ديگر هم از نامادري شكنجهگر به نام « بدري » دارد.
پنج روز است كه توران روي تخت شماره يك بخش زنان اورژانس بيمارستان فيروزگر خوابيده است. او از ناحيه فك و لگن پا دچار شكستگي شده، صورتش كبود است و چشمهايش را نميتواند باز كند. فقط هرازچندگاهي صداي ناله آرام اين دختر پرستاران را با خبر ميكند كه آثار داروي مسكن از بين رفته و دختربچه آزرده بيدار شده است.پدر مسافر كش كه البته خودش هم تا حدي مورد شك است به نظر من، به گفته خودش 16 سال پيش با زن دومش كه همان نامادري شكنجهگر باشد، ازدواج كرده است. دوست خوب و حساسم ، نيلوفر رستمي رفته بود فيروزگر و دختر 14 ساله را با تمام كبوديها و جراحتهايش ديده بود.نيلوفر ميگفت براي تامين 20هزار تومان هزينه داروهاي قبل از عمل اين بچه مشكل وجود داشته و تا امروز داروها تهيه نشده بوده.ميگفت هيچ درمان موثري تا به حال به خاطر مشكل مالي انجام نشده و پيشنهاد ميداد همه با هم جمع شويم و هر كس در حد توان خود براي درمان اين دختر معصوم كه هيچ معلوم نيست چه آيندهاي در انتظارش باشد پول جمع كنيم.اين حرفها را در جلسه گروه گزارش مجله زنان زديم و رويا هم كه آنجا بود با انجمن دفاع از حقوق كودكان تماس گرفت تا بلكه اقدامي از سوي آنها وضعيت اين دختر را تا حدي عوض كند.حالا من هم درخواست و پيشنهاد نيلوفر را اينجا تكرار ميكنم.خواهش ميكنم شما هم اگر ميتوانيد و دوست داريد ، هرچند اندك ، به درمان توران 14 ساله و آزرده كمك كنيد. كمكها را قرار است نيلوفر يا سينا برسانند به بيمارستان.توجه داشته باشيد « بيمارستان » و نه « خانواده توران » .
![]()
راستي چرا 66 درصد از كودكآزاريها در خانواده انجام ميشود ؟ جايي كه قرار است آرامترين مامن كودكان باشد ؟
چرا بيشترين درصد خشونت عليه كودكان با 64 درصد از سوي پدر خانواده و پس از آن مادر با 20 درصد، پدر و مادر به طور مشترك با 8 درصد، مربي مهد و افراد غريبه هر كدام با 4 درصد اتفاق مي افتد؟
چرا 8 كودكآزاري تنها در يك هفته ؟
چرا دادستان در پروندههاي كودكآزاري وارد نميشود ؟
چرا هنوز بايد ماده 220قانون مجازات اسلامي حاكم باشد؟
چرا كودكآزاري جرم عمومي تلقي نميشود ؟ و در نتيجه نامادري آزارگر توران دستگير نميشود و در خانه ميماند تا دو كودك ديگر را شكنجه كند ؟
توضيح : براي كمكهاي احتمالي ، اگر خواستيد لطفا زودتر اقدام كنيد كه هر لحظه دير است.
اعلام شماره حساب :
ببخشيد كه كمي طول كشيد تا شماره را بگذارم.اما من به عنوان يك شخص حقيقي نميخواستم شمارهاي از خودم بدهم.البته خيلي از دوستان هم كمكهاي انساندوستانهشان را به صورت نقدي به خودم امانت دادهاند اما خواهش ميكنم همه دوستاني كه ميخواهند كمك كنند به شماره حساب 1970 بانك ملي.شعبه سميه.دروجه مجله زنان كمكهايشان را واريز كنند و روي فيش خود حتما بنويسند كه مربوط به كمك به توران است.فيشهاي واريزي را هم لطفا - به صورت اسكن شده و يا تنها شماره آنها و ساير مشخصاتشان - براي من به آدرس پستي fahimehkhezr@gmail.com
ارسال كنيد.اگر هم به فكس دسترسي داريد كه راحتتر هستيد اگر فيش خود را به شماره 8840678 يا 8840679 فكس كنيد. از همكاري شما ممنونم.منتظر كمكهاي شما هستيم و بعدا ريز هزينه كرد اين كمكها در همين وبلاگ منتشر خواهد شد.ضمنا از شهلا شركت هم تشكر ميكنم كه حاضر شد از اين حركت حمايت كند.
مسئله خصوصی یک زن یا حق مسلم ملی ؟
بوی گند تعفن و خودبینی از همه جای این شهر بزرگ بی در و پیکر به مشام می رسد.نزدیک به 10 روز است که مسئله خصوصی یک «انسان» به احمقانه ترین شکل ممکن تبدیل شده به مسئله ملی کشور.به سوپرمارکت های سر هر کوچه که سر بزنید ، بسته به میزان وجدان و شعور انسانی شان ،فیلم خصوصی ترین لحظات زندگی یک دختر جوان بخت برگشته را که از قضا هنرپیشه هم هست ،می توانید بخرید.از سوی دیگر در تمام طول این 10 روز زشت و پلید، عده ای از وبلاگ نویسان نامحترم که ظاهرا سوژه کم آورده اند یا در پی اطفای حریق درونی خود هستند این خانم جوان را کرده اند سوژه نوشته های کثیفشان.یک عده آدم بیکار و صد البته بیمار با عبارات احمقانه ای مثل «فیلم ...خواهر بهروز » یا ، « اینجا را دانلود کنید تا فیلم ... دختر شوکت را ببینید» زندگی این دختر جوان را چوب حراج زده اند و یک عده عابد و زاهد یک شبه هم نوشته اند : « دیدید که خانم هنرپیشه توزرد از آب درآمد و در فیلم های مستهجن دیده شد؟ »
چند پرسش :
1.چه کسی می تواند سنگ اول را بزند به « مریم مجدلیه»؟ آن کس که هیچ گناهی ندارد کیست که اولین سنگ را بردارد و بر فرق سر این خانم هنرپیشه بخت برگشته بکوبد؟
2.زاهدنماهایی که احتمالا به هنگام دیدن فیلم این خانم حالی به حالی هم شده اند بر اساس چه ملاکی او را گناهکار می دانند و متهم به عمل مستهجن می کنند؟ آیا رابطه جنسی زنان همچنان یک تابوی غیرقابل انعطاف است؟
3.اگر چه ورود به حریم خصوصی آدم ها چه زن و چه مرد یکی از کثیف ترین کارهای ممکن است، اما می خواهم بپرسم که آیا اگر این فیلم مربوط به ... یک مرد بود هم تا این حد کثافت به بار می آورد؟ یا این فقط زنان هستند که اختیار بدن خود را ندارند ؟
4.موجود پستی که برای اولین بار این فیلم را همه جا منتشر کرده و حیوانات بیمار دیگری که در سایت ها و وبلاگ ها و میدان های شهر و سر کوی و برزن ها به بی حیثیت شدن این خانم دامن زده اند ،آیا یک لحظه فکر نکرده اند که چگونه زندگی یک انسان را نابود می کنند؟ به این فکر کرده اند که این آدم پدر، مادر، خواهر و برادر دارد و پس از این مفسده ای که برایش به راه می اندازند چگونه باید به زندگی خود ادامه دهد؟
5.آیا اگر زیگموند فروید زنده بود، جامعه ای بهتر از جامعه بیمار جنسی ما به عنوان نمونه آزمایشگاهی برای تحقیقاتش پیدا می کرد؟
6.آیا مردم سطحی نگری که برای دیدن ...یک هنرپیشه زن صف می کشند و لطیفه می سازند،همان نادان هایی نیستند که قتلی در سریال نرگس برایشان مهم تر و واقعی تر از قتلی در زندان اوین است؟همان مردمی که ذهن و حافظه شان فقط برای توجه به چنین مسائل سطحی و کم اهمیتی تربیت شده است؟
7.این دیگر سوال نیست.این یکی نفرین است : ننگ بر ماکه باهم چنین می کنیم.
بقیه نوشته ها :
به ضمیمه آزادی.مریم میرزا
اثر هنری به چه درد این دیار می خورد؟ داوود پنهانی
به توان بی نهایت ابتذال.امشاسپندان
برنمی تابم این لجنزار را.محمد آقازاده
توضیح : لینک وبلاگ های منتشر کننده فیلم را نگذاشتم تا راه تازه ای برای راه یافتن به خلوت دیگران باز نکنم.
