« وحید پوراستاد به جمع وبلاگ نویسان بازگشت صفحه اصلی لغوامتیاز روانشناسی جامعه و باقی چیزها »

September 11, 2006

شرق هم توقیف شد تا شاید راه برای توقیف باقی مانده ها بازشود

این بار البته تعطیلی مطبوعات مثل آن سال های بد، سریالی نبود.اما بوی گند سناریویی که رسانه های مکتوب را تهدید می کند و می کوشد - موفق هم می شود - که آنها را تا حد ممکن و حتی ناممکن محدود و نابود کند دقیقا پس از تعطیلی بهانه جویانه روزنامه ایران و دستگیری و محکومیت کشدار سردبیر و کاریکاتوریست ایران جمعه به مشام می رسید...تا اینکه سرانجام نوبت به روزنامه شرق رسید.شرق توقیف شد و شرق هم علاوه بر دلایل دیگر مثل تعلل در معرفی مدیرمسئول یا بی توجهی به بعضی اخطارها به خاطر یک کاریکاتور توقیف شد.احتمالا حالا غلامحسین خان الهام کم کم نتایج درخشان نامه بی سر و ته خود را می بینند و به قول دوستان حالش را می برند.امروز حال همکاران ما در روزنامه شرق حسابی گرفته بود.سعیده که رسما با لباس مشکی آمده بود روزنامه و بقیه هم که سری به ما زدند حال و روز بهتری نداشتند.متاسفم بابت این همه تنگ نظری که راه نفس کشیدن آدم را تنگ می کند..
درباره توقیف شرق بخوانید :
هادی کاریکاتور موهن را گذاشته.به شوخی به او می گفتم : « بابا شما کاریکاتوریست ها از جان مطبوعات ایران چه می خواهید ؟ »
مدير مسئول شرق: توقيف روزنامه شرق، خلاف قانون مطبوعات است
وکیل روزنامه: کذب محض است ما 70 تذکر نگرفته ایم
واكنش درباره كاريكاتور جزو وظايف هيات نظارت برمطبوعات نيست
تصمیم نهایی با دادگاه کیفری استان است
آفتاب از شرق طلوع خواهد کرد ؟
هيات نظارت حق توقيف روزنامه شرق را ندارد
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران توقيف روزنامه شرق را محكوم مي كند
مسوولان معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد حاضر به پاسخگويي در مورد توقيف شرق نيستند
توقیف شرق پایان یک دوره طلایی در حوزه اطلاع رسانی است
شرق دوست داشتنی بود.مریم شبانی
شرق و نامه توقیف شدند.وحید پوراستاد
باز کاریکاتور، باز توقیف.امیرعلیزاده
و نوبت شرق رسید.آسیه امینی
انگار زمین می لرزد.پرستو دوکوهکی
بابا اصلا کشیدن کاریکاتور حیوانات را متوقف کنید.نیک آهنگ کوثر
شباهت های تحریریه و سالن ترحیم.بابک غفوری آذر
حالا خیالتان راحت شد ؟ خسرو نقیبی البته فکر کنم عموخسرو جوگیر شده چون قطعا شرق تنها روزنامه حرفه ای ما نبود و نیست.اگرچه جزو روزنامه های خیلی حرفه ای بود اما عبارت «تنها» خیلی غیرمنصفانه است.

توضیح : همکاران شرق می گویند هاله نوری که بالای سر آن الاغ بخت برگشته در کاریکاتور دیده می شود اصلا در اصل وجود نداشته بلکه در روند آماده سازی کاریکاتور برای چاپ از آنجا که سر الاغ عزیز سیاه بوده و زمینه شطرنج هم سیاه ، صرفا برای آنکه وضوح کاریکاتور بیشتر شود سیاهی ها را پاک کرده اند که نتیجه شده آن هاله نور کذایی ! راستی این روزها جانوران از تمساح گرفته تا سوسک و الاغ چه نقش موثری در توقیف و تعطیلی مطبوعات دارند بازی می کنند !



Comments

حقيقتش آن است كه دوره گذار در ايران ما به سر نميرسد چرا كه قشر متوسط هميشه در حال فربه شده است و اين فربهي توام با سواد اقتصادي وسياسي نيست و همين امر موجب بالاآ«دن احمدي نژاد ي ها مي شود كه تحمل يك تلنگر را ندارند .و شرق هم ميشود توقيف درست مثل آبان كه يادش به خير باد و بادها باد .
نيمه دمكراسي در ايران در پرتو ولايت هيچ گاه مجال بروز پيدا نخواهد كرد .
اينرا از من به ياد داشته باش

khode Mr.President! ke gofte bud haaleye nur be un hich rabti nadare, pas ina chera be khodeshun gereftan?!!!!

یک مثلی هست که شاید خوب نباشه اینجا بگم اما می گم طرف به خودش شک داره، شده حکایت آقایان!

از آخر نوشته كه مربوط به نقش حيوانات و حشرات موذي در روند دموكراسي بود خوشم آمد. عالي بود

آري اين گوسپند فربه رابايد سر مي‌بريدند.
...
من درد مشتركم
مرا فرياد كن

کجا غیبتون زد بدجنسها؟ به ما گفتید میرید کله پزی ساعی ما هم چند لحظه بعد تصمیم گرفتیم بیاییم. رفتیم اونجا دیدیم نیستید :(
احتمالا نیما اشتباه شنیده به هر حال تنهایی آبگوشت و کله پاچه مفصلی خوردیم. جاتون خالی) که البته شما هم اونورتر داشتید می خوریدی احتمالا)
در مورد بازیهای دوحه هم حق با تواه. من واقعا نمی دونم چی بگم. درک نمی کنم. :(
راستی درمورد شرق نیما هم یه چیزی نوشته:
http://www.mokhaalef.blogfa.com/

اي بابا

نه پس اعتماد ملی روزنامه حرفه ای است؟!ترا به خدا نامهایی را که آنجا کار میکردند را به یاد بیاورید: قوچانی زندی غلامی خجسته یزدانی خرم مهرگان رهبر...با انصافی چیز خوبی است دوست عزیز.

توقيف شرق تكان دهنده و دردناك بود

آرمانشهر مبارک

مشکل ما این هاله ها نیست. مشکل ما جای دیگه اس.

سلام فهیمه خانم
اگر شرق توقیف شد ما متوقف نشویم. ما به نظرات همدیگر احتیاج‌داریم و به‌همین‌دلیل در وبلاگستان هستیم. "کنکور فمنیسم" عنوان جدیدترین نوشته‌ی وبلاگی من است که در آن چند سؤال برای تبادل نظر عمومی مطرح‌کرده‌ام...دعوت می‌کنم که به این گفت‌و‌گوی وبلاگی بپیوندی.

ببين ما چي مي كشيم

.
جالب بودنش به این است که جانوران دور و بر ما به جانور بودن خودشان واقفند.
وگرنه هر یابویی که قاطر امامزاده داوود نمی شود.
.
راستی ...
یک چیزی نوشته ام با عنوان "از سر زلف مهستی تا مرغ غمخوار اهورا" درباره ی شعر زنان آزادیخواه است تقریبا
.
گفتم بیایی نگاهی بیاندازی
.
بای

akharesh ro ensafan bahal oomadi..

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)