« مهرداد قاسمفر و مانا نیستانی آزاد شدند
صفحه اصلی
روزنامه ایران تبرئه شد »
درباره زن بدلی و آنچه خسرو نوشته
خسرو نقیبی ، دوست خوب سینمایی نویس ما که وبلاگ خوبی هم دارد، هفته پیش مطلبی نوشته بود در پاسخ یا شاید هم در توضیح آنچه من نوشته بودم درباره فیلم زن بدلی و محتوای ضدزن آن.نوشته خسرو به دلایل بسیاری از جمله زاویه نگاه سینمایی او به موضوع به نظر من جالب و خواندنی بود اما همانطور که من سینمایی نیستم او هم به نظرم شناخت کافی از مسئله « نقد فمینیستی » ندارد و نگاه کردن ماجرا از این دیدگاه برایش کمی غریب است تا آنجا که مثل خیلی از دوستان خوب و آگاه دیگرم ، نقدهای فمینیستی را در حد « توهم توطئه » تنزل داده و اشاره کرده است به یادداشتهای فمینیستی رایج که در آن همهچیز با تئوری توطئه سنجیده میشود. بنابراین همین جا دوست دارم برای عموخسرو توضیح بدهم که اگر بخواهیم از بسیاری از زیاده روی ها که در فمینیسم هم مثل بقیه « ایسم » شاهد آن هستیم ، بگذریم می رسیم به یک مسئله منطقی که عبارت است از حساس بودن نسبت به « کلیشه های جنسیتی » و توجه داشتن و توجه دادن نسبت به آنها.خیلی از این کلیشه ها را ما در حالی به کار می بریم که شاید حتی خودمان هم از معانی و تاثیرات آنها غافل هستیم.نمونه های مختلف آن را هم می توان به راحتی در گفتار و برخوردهای روزانه، ادبیات مکتوب و شفاهی ، سریال های تلویزیونی و البته فیلم های سینمایی ردیابی کرد.از همین منظر است که در فیلم زن بدلی هم برای من بیش از آنکه کپی بودن فیلمنامه و نسخه بدل بودنش نسبت به فیلم اصلی یعنی « مرد خانواده » مهم باشد نگاه جنسیت زده فیلمنامه نویس و کارگردان مهم است که متاسفانه در « ناخودآگاه جمعی » جهان حک شده و کم کم آنقدر طبیعی شده که حتی توجه دادن به آن هم می تواند نوعی « سادیسم و یا غرغرمداوم فمینیستی» به حساب بیاید.
من نمی دانم پیام کارگردان فیلم « مرد خانواده » برای مخاطبش چه بوده؟ فیلم را هم ندیده ام و حتما از یکی از بازی های خوب نیکلاس کیج محروم مانده ام تا به حال. اما در فیلم زن بدلی تئوری نخ نمای « رنج زنان بی شوهری است.» بدون هیچ اغراق و توهم توطئه ای حسابی توی ذوق می زند و بیننده زن را اگر کمی توجه و حساسیت داشته باشد جریحه دار می کند.
با این حرف خسرو هم که لابد بینندگان مرد فیلم مرد خانواده باید بروند از کارگردان شکایت کنند اصلا موافق نیستم. در فیلم زن بدلی هم اگر بر نقش عشق ، مهر و زندگی همراه با همدلی و دوست داشتن آدم ها تاکید می شد ، موضوع اصلا در حوزه کلیشه های جنسیتی نمی گنجید اما وجه غالب این فیلم ضرورت داشتن مردی به عنوان شوهر برای زن است و فرزندانی به عنوان مکمل خوشبختی معهود و موعود او در نهاد خانواده و نه هیچ چیز دیگر.
در هر حال از خسرو که این بحث را باز کرد متشکرم و از دوستانی که در آن شرکت کردند البته .امیدوارم در این فرصت کم حرفمم را درست گفته باشم.

Comments
nemidoonam...man in film ha ro nadidam
javad shokri | August 27, 2006 01:14 AM
با نظر دوستمان موافقم، چون منهم این دو فیلم را ندیدم نمی توانم نظر درستی بدهم، اما فهیمه جان، خیلی ها تصور می کنند که تکامل زندگی برای زن و مرد ازدواج است، این نگاه فقط برای زن نیست، اینقدر حساس نباش!
منیره | August 27, 2006 07:17 AM
این آقای جواد شکری مثل اینکه کار دیگه ای به غیر از کامنت گذاشتن تو این سایت نداره!!! آفرین پسر این بار هم اول شدی!
مهدی | August 27, 2006 01:49 PM
این آقای جواد شکری مثل اینکه کار دیگه ای به غیر از کامنت گذاشتن تو این سایت نداره!!!
آفرین پسر این بار هم اول شدی!
در ضمن بچه جون مگه کسی از تو نظر پرسیده که میگی نمی دونی و این فیلم رو ندیدی؟! خوب ندیدی، نظر نده! به خدا کسی نمی گه گنگی!
مهدی | August 27, 2006 01:51 PM
این آقای جواد شکری مثل اینکه کار دیگه ای به غیر از کامنت گذاشتن تو این سایت نداره!!!
آفرین پسر این بار هم اول شدی!
در ضمن بچه جون مگه کسی از تو نظر پرسیده که میگی نمی دونی و این فیلم رو ندیدی؟! خوب ندیدی، نظر نده! به خدا کسی نمی گه گنگی!
مهدی | August 27, 2006 01:52 PM
ضمنا خانم خبرنگار سایتتون ایراد داره وگرنه من یکبار بیشتر این کامنت رو پست نکردم!
مهدی | August 27, 2006 01:54 PM
مرد خانواده رو دیدم.راستش نمی تونم نظر خوبی در این رابطه بدم.چون اصولا همیشه از اینجور دسته بندی ها که بیننده های زن فلان فیلم چه فکری میکنند و مردها چه فکری می کنند دور بودم.ولی در کل فقط این جمله رو میگم که واقعا یکی از بازی های خوب نیکلاس کیج رو ندیدی
مریم مهتدی | August 27, 2006 02:50 PM
به نظر من خانوم حیدری عزیز موضوع نقدهای فمینیستی که به آن اعتقاد دارید تازه تر از آن است که بتوان به این راحتی به بقیه فهماندش.شما شاید زیادی روشنفکر باشید.از نوشته جاتتان که این طور پیداست.اما من از نوشته جاتتان حال می کنم .عمو خسرو را نمیدانم.
علی | August 27, 2006 05:47 PM
یعنی اگر صحبت راجع به لزوم زن و بچه داشتن برای مرد باشد میشود تعبیر کرد به «تاکید بر نقش عشق ، مهر و زندگی همراه با همدلی و دوست داشتن آدم ها» ولی همین حرف در مورد خانمها میشود «ضرورت داشتن مردی به عنوان شوهر برای زن است و فرزندانی به عنوان مکمل خوشبختی معهود و موعود او در نهاد خانواده و نه هیچ چیز دیگر.» ً آره؟ کمی تا قسمتی تعصب نداری خانم؟
بابک | August 29, 2006 09:07 PM
ionolsen21 Great website! Bookmarked! I am impressed at your work!
topicstarter | October 18, 2006 04:28 PM
heidar | November 2, 2006 04:06 PM