« از زخم قلب گل محمد جان صفحه اصلی ضابطه مند کردن آنچه زنان نمی خواهند! »

August 05, 2006

روزهای « تازه » و خداحافظ تا هفته بعد ...

روزهای شلوغی بود این روزها که گذشت .حالا دیگر معنی اینکه می گویند هر اثاث کشی برابر با یک آتش سوزی است را خیلی خوب می فهمم اما خب هر چه که بود تمام شد و بالاخره من و مهدی زندگی جدید را در خانه جدید شروع کرده ایم و من احساس فوق العاده ای دارم؛ احساس تر و تازگی، احساس خوب زندگی و پرم از انرژی برای اینکه این حس را زنده نگه دارم.در این روزهایی که اصلا فرصت نداشتم بنویسم و گاهی آنقدر درگیر کار می شدم که به کلی یادم می رفت وبلاگی هم دارم ،اتفاقات کوچک و بزرگ زیادی افتاده و حرف های زیادی برای کفتن و نوشتن داشته ام اما خب حالا که گذشت و با مرتب شدن تقریبی سر و شکل خانه امیدوارم دوباره مرتب اینجا بنویسم.اگرچه اتاق کار آخرین جایی است که مرتب می شود و کارتن های کتاب و از همه مهم تر کامپیوتر هنوز باز و نصب نشده اند....
پس فردا صبح زود می رویم اصفهان و من از حالا دلم پر می زند برای یک استراحت حسابی به دور از خبر و گزارش و روزنامه و مجله و البته اثاث کشی. و همه اینها یعنی یک honey moon به یادماندنی !
پس فعلا خداحافظ.