« تفاوت در حساسیت های خبری یا تحمیل حساسیت های خود ؟ صفحه اصلی روزهای « تازه » و خداحافظ تا هفته بعد ... »

July 29, 2006

از زخم قلب گل محمد جان

مجوز اقامت ندارد گل محمد جان
حقوق مستمری اش
کودکی است که کفش های مرا واکس می زند
و کودکی که خشت می زند در کوره پزخانه
بیمه عمرش
تا لحظه های آخر
بیل و کلنگ است و آجر و سیمان.
بالای داربست
بالای آبروی تهران مدرن
آبروی بشریت می ریزد از سر و صورتش
عرق ، عرق
چکه ، چکه.
کابل و مزار توی مغزش جیغ می کشند
و دنیا دور سرش می چرخد
بالای داربست.
مجوز اقامت را رها کنید
برای گل محمد جان
بیل و کلنگی غیرقانونی
و مجوز کفن و دفن پیدا کنید !
« عیرضا عسگری »


Comments

تلخه....ولی بهتره برن جایی که نیاز به مجوز نداشته باشن

با سلام.ثبت نام جشنواره کانون فیلم و عکس پلی تکنیک آغاز شد. کلاس هایی با حضور اساتیدی چون فرزاد موتمن، مهران مهاجر، اردشیر عالمی، مازیار اسلامی، محمد تهامی نژاد و... همچنین پخش و نقد فیلم به صورت هفتگی. لطفا لینک بدهید.
http://filmphoto.blogsky.com/

توی این بلشو حوصله‌ی خوردن برای جوانان غیرت مند افغان رو ندارم... هر چند واقعن غصه‌خور آنها هم خیلی ملس است!

سلام فهیمه خانم !
تکان دهنده بود
گرچه به راحتی هر روز پیش چشممان است اما گویا به سختی می بینیم شان !
-----------------
با مطلبی در باره ی سنگ مزار شاملو به روز شده ام ، بیا و نگاهی بیانداز
بدرود

اجتماع اینترنتی وبلاگ نویسان در حمایت از مردم لبنان و فلسطین. [گل]

سلام.... واقعا تكاندهنده بود... اما گل محمد جان ها قبر جائي است براي آسايشي كه از كودكي به دنبالش دويده اند و نيافته اند!

سلام فهی خانوم! اساس کشی تمام نشد؟ ظاهرا خیلی گرفتاری که آپ نمی کنی!

خانم حيدري سلام ممنونم ازاينكه به درد بچه هاي بي وطن كشورم پرداخته اي ولي چه ميتوان كرد .به قول شاعر

خنده غنچه فرو مرد زبيداد خزان
چه توان كرد كه چشم و دل دنيا تنگ است

هميشه آرام و آباد باشيد.

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)