« مرد بودن خیلی خوب است!
صفحه اصلی
از زخم قلب گل محمد جان »
تفاوت در حساسیت های خبری یا تحمیل حساسیت های خود ؟
1.چند روزی است که همکاران ما در کیهان گیر داده اند به همکاران روزنامه شرق که چرا شما در حوزه مسائل مربوط به جنگ عملکرد خنثی دارید.بگذریم از اینکه من شخصا چندان دل خوشی از بعضی مواضع روزنامه وزین شرق ندارم اما واقعا این پرسش هم برایم پیش آمده که چرا کیهان نویسان باید همه را مثل خود بخواهند؟ کیهان با مقایسه تیترهای خودش و شرق درباره جنگ به چه چیز می خواهد برسد؟ کیهان نویس معروف نوشته بود چرا در شرایطی که ما تیتر می زنیم « اشک اسرائیل درآمد » ، شما تیتر می زنید « اسرائیل وارد لبنان شد » ؟
محمد قوچانی هم البته پاسخ برازنده ای به این انتقاد ایدئولوژیک داده بود.سردبیر شرق درست روز بعد در پاسخ به کیهان تیتر آن روزنامه را مقایسه کرده بود با تیترهای نشریات زرد ورزشی قبل از بازی ایران و پرتغال که زده بودند : « آب پرتغال را می گیریم»! و به این ترتیب دیگر جایی برای ادامه بحث با کیهان نویسان نگذاشته بود.اما دیروزهم دوباره کیهان در صفحه دوم خود با عنوان طنزآلود « شاهد از شرق رسید» به سرمقاله دیروز شرق که به قلم شیوای بهمن کشاورز نوشته شده بود پرید و نوشته او را نشانه ای از مواضع ضدحزب الله شرق دانست.جالب است این ماجراها.این دیدگاه ها و این همه «خودخوب بینی» و
« بدبینی » دیگران و تفکراتشان.
2.«انگار آن زن که همسر و نان آور، همراه و همدلش را در لحظه ای از دست داده است ، اگر آن سوی خط فرضی ذهن تو متولد شده باشد، سزاوار مرگ و نیستی است و کودکانش مستحق یتیمی و تنها در این سوی آن خط ، رنج و درد آدمیان آزارت می دهد.» این جملات قسمتی است از یادداشت مسعود بهنود.یادداشت امروز بهنود فوق العاده بود.امروز هم مثل همیشه.« دردی که تقسیم می شود» عنوان یادداشت امروز بهنود در صفحه آخر اعتماد ملی بود درباره جنگ و خوی نفرینی خونریزی در آدمی و خط کشی های ذهنی ما آدم ها که توجیه ها و توجه ها و بی توجهی هایمان را می سازند.خواندن این یادداشت را توصیه می کنم.

Comments
سلام، بعضی ها فکر می کنند وقتی چیزی در ذهنشان است بقیه هم باید همانند آنها فکر کنند! در حالیکه هر سری فکری دارد، خوش باشی عزیزم
منیره | July 24, 2006 02:47 PM
سلام، بعضی ها فکر می کنند وقتی چیزی در ذهنشان است بقیه هم باید همانند آنها فکر کنند! در حالیکه هر سری فکری دارد، خوش باشی عزیزم
منیره | July 24, 2006 02:49 PM
سلام...من منافاتی نمی بینم که کیهانی چنین چیزی بخواهند ...این عین آزادی است که از دیگران انجام کاری را بخواهند...همانطور که شرقی ها آزادند که هر کاری که می خوهاند بکنند
محمد جواد شکری | July 24, 2006 03:30 PM
عجیب است آقای شکری که شما همیشه مفهوم نوشته های من را مصادره به نامطلوب می کنید !!! اصلا این کامنت و این اظهار نظر شما چه ربطی د ارد به چیزی که من نوشته ام.اصلا یعنی چه که می گویید هر کسی می تواند از کسی کاری را بخواهد و این عین آزادی است.مثل اینکه اصلا متوجه نشده اید من چه گفته ام یا اینکه خیلی در جریان کار نیستید؟ مگر رسانه ها بقال و سوپرمارکت هستند که از آنها چیزی درخواست بکند؟ موضوع مسئله تفکر است و ایا آزادی یعنی این که من از شما بخواهم مثل من فکر کنید و در غیر این صورت شما بد هستید و من خوب ؟ این که شد دیکتاتوری؟ ...نمی دانم شاید هم عادت کرده اید که فقط بی جهت مخالف خوانی کنید!
فهیمه | July 24, 2006 05:48 PM
hatman...chashm
banoyeordibehesht | July 25, 2006 12:11 AM
با سلام
آیا مردم اسراییل بی گناهند؟ مردمی که آگاهانه و از روی تعصبی مذهبی از کشورهای دیگر به سرزمینهایی که با جنگ و حونریزس و به قیمت کشتار و اوارگی ساکنان ان به به اشغال در امده است کوچ کرده اند و برای تثبیت این اشغالگری در شهرکها ساکن شده اند ایا بی گناهند؟ مردمی گه فقط و فقط در سایه ارتشی تا دندان مسلح به پیشرفته ترین سلاحهای مرگبار و باحمایت مالی و نظامی آمریکا میتوانند به زندگی در سرزمینی که تا شصت سال پیش متعلق به مردمی دیگر بوده است زندگی کنند. بی گناهند و بقول نقل قولی که از اقای بهنود کرده اید برای انها هم باید به اندازه مردم فلستین و لبنان اشک ریخت ؟
مثل معرف را که به یاد دارید
پدر کشتی و تخم کین کاشتی پدر کشته را کی بود آشتی
Kamran | July 26, 2006 12:54 AM
خوب این حکایت گیس . گیسی کشی طلعت خانوم و خاله ربابه در مقیاس بزرگ تر
مریم | July 27, 2006 06:57 PM