« دختر دانشجو : مامور نیروی انتظامی به من تجاوز کرد! صفحه اصلی ... »

July 08, 2006

حرکت از نقطه صفر در مرکز امور زنان و خانواده

قاعده صفر كردن كيلومترشمار يك قاعده كلي است كه تقريبا در تمامي حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي كشور ما قابل پيگيري است. هر گروه جديدي كه اداره امور را به عهده مي‌گيرد هنوز از گرد راه نرسيده دستاوردهاي گروه پيشين را زير سوال مي‌برد و شروع مي‌كند به ويران كردن بنايي كه تا به حال ساخته شده است، صفر كردن كيلومترشمار!
مهم هم نيست كه تا به حال چند كيلومتر راه طي شده است و چقدر به اهداف از پيش تعيين شده نزديك شده‌ايم.اگر چه در اغلب موارد هدف از پيش تعيين شده‌اي هم وجود ندارد يا اگر هم دارد بلافاصله پس از روي كار آمدن گروه جديد تغيير ماهيت و حتي هويت مي‌دهد و گاه دامنه اين تغييرات تا آنجا پيش مي‌رود كه اهداف جديد در تضاد آشكار با اهداف پيشين قرار مي‌گيرد و اين سوال در ذهن به وجود مي‌آيد كه آيا مجموعه دلايلي كه تاسيس و فعاليت يك نهاد اجتماعي را ممكن ساخته‌اند تا اين حد شكننده و وابسته به وجود يا عدم وجود اشخاص هستند؟ و آيا نهادهاي اجتماعي ما- به ويژه آنها كه دولتي‌ترند- هيچ ويژگي دروني و ذاتي‌اي ندارند كه اينچنين با آمدن و رفتن اشخاص و گروه‌هاي فكري مختلف دچار <توفان تغييرات> مي‌شوند؟ نمونه عيني چنين ماجرايي را مي‌توان در <مركز امور زنان و خانواده> فعلي و <مركز امور مشاركت زنان> سابق ديد. گروه اصلاح‌طلب رفته‌اند و گروه اصولگرا آمده‌اند. گروهي كه به رغم تمام اشكالات كارشان و تمام انتقاداتي كه به عملكردشان وارد بود بر روي واژه مهم و تعيين‌كننده <مشاركت> تاكيد داشتند با به پايان رسيدن دولت مستعجل‌شان رفتند و گروهي كه با حذف فوري واژه <مشاركت> و جايگزين كردن بلافاصله واژه <خانواده> زودتر از آنچه انتظار مي‌رفت ديدگاه‌ها و خطوط فكري خود را آشكار كردند، از راه رسيدند تا سكاندار امور زنان در سال‌هاي پيش رو باشند. ‌
اينجاست كه قاعده صفر كردن كيلومترشمار دوباره به كار مي‌آيد. راه‌هاي رفته دوباره طي مي‌شود و به جاي آنكه نقشه ادامه راه طراحي شود، نقشه بازگشت به عقب و تلف كردن زمان و البته بودجه‌هاي كلان با <دوباره كار‌ي‌ها> اجرا مي‌شود.در مرحله نخست انتخاب نسرين سلطانخواه، عضو ساكت و نه چندان فعال شوراي شهر تهران به عنوان رئيس مركز امور مشاركت زنان سابق، اولين پرسش‌ها را مطرح كرد. آيا عضو شوراي شهر مي‌تواند شغل ديگري با اين حجم از مسووليت و پاسخگويي را بپذيرد؟ آيا سلطانخواه كه به گواهي سوابقش، فعاليت چنداني در حوزه مسائل زنان نداشته با پذيرش مسووليتي مهم در حوزه زنان مي‌تواند به اندازه كافي و لازم مفيد باشد؟ پرسش‌ها كم‌كم آن‌قدر جدي شد كه سرانجام نرگس طبيب‌زاده نوري به جاي عضو شوراي شهر بر صندلي رياست مركز نشست و اين بار مديريت بودجه كلان امور زنان-كه هنوز هم به طور مشخص معلوم نيست چه اموري را در بر مي‌گيرد- به زني رسيد كه سوابق فعاليت‌هاي اجتماعي‌اش كمتر از آن بود كه هدايت و مديريت چنين اموري را عهده‌دار شود. به اين ترتيب حركت معكوس كيلومتر شمار آغاز شد. مهم‌ترين اقدامي كه سلطانخواه در دوره كوتاهي كه طعم رياست مركز را چشيد انجام داد تغيير نام مركز، حذف واژه مشاركت و افزودن واژه خانواده بود. اقدامات مهم البته با رياست طبيب‌زاده نوري هم ادامه پيدا كرد و در آخرين خبر مهمي كه از اين مركز صادر شده تغيير آرم مركز امور زنان و خانواده مهم‌ترين كاري است كه در اين چند ماه انجام گرفته است. ظاهراً پس از تغييرنام، تغيير آرم در دستور كار مركز قرار گرفته و از آنجا كه هنرمندان طي فراخواني كه مركز منتشر كرده بود طرح‌هاي خود را از آرم مركز امور زنان و خانواده ارسال كرده‌اند اين مركز تصميم گرفته كه سرانجام پس از تغييرات مهمي مثل تغييرنام و تغيير آرم كم‌كم فعاليت‌ها را با محوريت خانواده و تلاش براي تحكيم اين بنيان اجتماعي آغاز كند. باز هم جاي شكرش باقي است كه بالاخره تغييرات اساسي پس از گذشت نزديك به يك سال از آغاز به كار دولت نهم در مركز امور زنان و خانواده صورت گرفت تا سرانجام فعاليت‌هاي اين مركز آغاز شود.


Comments

سلام....نبودین؟؟ دیدم آپ کردیم ....اومدم....با اینکه حدس می زدم باز هم درباره زنان باشه....مثل اینکه هیچ مساله مهمتری دیگه وجود نداره....البته منظورم این نیست که مساله زنان مهم نیست...ولی دیدتون واقعا بی ارزشه......سعی کنید بجای سیاه دیدن همه چیز سعی در سفید کردن آنها داشته باشیم

مدیریت نیروی انسانی نداریم. به فرد قاپلیم و با رفتن یه نفر همه چی از اول. این رو تو سازمانهای زنان حتی سازمانهای غیر دولتی هم به شدت میشه دید. نه اساسنامه معلومه نه تعریف یک شغل نه شرح وظایف.
خیلی برام سواله رشته مدیریت امور انسانی تو ایران و اینکه تحصیل کرده های مدیریت کجان؟
ما تمام سازمانمون یه ماه قبل عوض شد اما از فرداش همه میدونستن چیکار باید بکنن و هیچ تغییری تو وظایف و خدمات بوجود نیومد. آخه مشکل تعویض های داخلی یه سازمان که نباید مشکل مصرف کننده و مشتری عام باشه که...

درباره کامنت ها من معمولا اینجا اظهار نظری نمی کنم اما درباره کامنت دوست خوبم آقای شکری لازم دیدم توضیحاتی بدهم.اول اینکه هر وبلاگی خط مشخصی را دنبال می کند و برای من هم اینجا همیشه اولویت با مسائل زنان بوده و هست و البته معلوم است که به بقیه امور اجتماعی و فرهنگی هم می پردازم.دوم هم اینکه انتقاد این دوست خوب وبگردمان درباره سیاه و سفید و این حر ف ها به نظرم ناشی از ناآشنا بودن ایشان هم با جایی مثل مرکز امور زنان است و هم با با روحیات من که اتفاقا همیشه زیادی خوشبین هستم که البته خوشبینی با انتقاد کردن هیچ منافاتی ندارد.و اما سوم : بهتر است مودب تر کامنت بگذاریم.

مثل اینکه مطلق نگری تو ذات ما ایرانی ها بد جوری جا کرده. نویسنده کامنت اول نوشته که دیدگاهت بی ارزشه.من یه سوال از وی دارم. اگه دیدگاهی رو بی ارزش می بینی چرا دائما به مطالب نویسنده این دیدگاه مراجعه می کنید. چه لزومی داره که آدم یه دیدگاهی رو بی ارزش ببینه و برای نوشته های نویسنده آن وقت بذاره. یه نکته دیگه. این نوع موضع گیری واجد هیچ ارزش علمی ای نیست. اگه دیدگاهی رو بی ارزش می بینیم باید تک تک و مورد به مورد درباره دلایل نقص اون توضیح داده بشه نه این که با اتخاذ یه دیدگاه مبهم و کلی فقط نویسنده را به بی ارزش بودن دیدگاهش متهم کنیم.به هر حال موضع انتقادی داشتن در برابر دنیا و آدمهایس اطرافمان می تواند یک حسن به شمار بیاید اما انقاد و غرض ورزی فاصله بسیاری با هم دارند.در ضمن این وبلاگ متعلق به یه نویسنده زنه که برای همه مخاطبانش بارها مشخص کرده که نوع نگاهش و رویکردش به دنیا واجد ویژگی های خاصی است و به طبع توجه به مسایل زنان در رده اول اهمیت آن قرار دارد. من هم عنوان یکی از مخاطبان به همین دلیل به نوشته های فهیمه مراجعه می کنم و فکر می کنم که آدم به هر حال باید تکلیف خودشو با رسانه ای که از آن استفاده می کند مشخص کند

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)