« نامه احمدی نژاد الهام خداوند بوده و باید در کتاب های درسی گنجانده شود! صفحه اصلی برج میلاد و دخترانی که می خواهند بمیرند »

May 14, 2006

شهر بد است و پیراهن تو خوب!

پدران از گورستان باز گشتند
و زنان، گرسنه، بر بورياها خفته بودند.
كبوتري از برج كهنه به آسمان ناپيدا پر كشيد.
مردي، جنازه كودكي مرده زاد را بر درگاه تاريك نهاد.
من اما همه جهان را در پيراهن گرم تو خلاصه مي كنم.
****
خنده ها، چون قصيل خشكيده، خش خش مرگ آور دارند.
سربازان مست در كوچه هاي بن بست عربده مي كشند
و قحبه ئي از قعر شب با صداي بيمارش آوازي ماتمي مي خواند.
****
علف هاي تلخ در مزارع گنديده خواهد رست
و باران هاي زهر به كاريزهاي ويران خواهد ريخت
اما تو،مرا لحظه ئي تنها مگذار
مرا از زره نوازشت روئين تن كن
من به ظلمت گردن نمي نهم
همه جهان را در پيراهن كوچك روشنت خلاصه كرده ام
و ديگر
به جانب آنان باز نمي گردم.



Comments

salam..kohib....man nasr haye saade ro kheyli baayad be zehnam feshaar biaram ke befahmam, dige sher ham bahse ke mishe sharmande........faghat mikhastam ye chiz ro begam ke chera ping nemikoni?....az shoma be onvaane yek herfei dige entezaar hast ke ping koni

khahar fahimeh...agar manzooretoon ine ke man ghabl az inke in comment ro bezaram linkhaye webloge man neshoon dade ke shoma ping shodi....zehi khiale batel

سلام دوست عزیز
نه هستیم رنگ هستی داشت.........نه شادیم رنگ مستی داشت
نه عیش و طرب در کامم................نه باده ای ناب در جامم
من هم آمدم تا با هم سرود عشق و دوستی را یکصدا زمزمه کنیم.
موفق باشید

شهر افتضاح است. چاااااااااااااااااااااااااااااااااااایی!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)