« عکس سعید فرجی از زشتی هایی در همین نزدیکی صفحه اصلی آتش بس، جدیدترین اثر میلانی علیه زنان ! »

May 06, 2006

دلم گرفته، مثل پرنده های شعر فروغ!

این روزها خیلی در حال و هوای فروغم. نمی دانم شاید به خاطر کتابی است که می خوانم که البته مزخرفی بیش نیست و بعدا درباره اش می نویسم. شاید هم به خاطر کیفیت هواست...بهار بوی عجیبی دارد و آدم را دلتنگ و بی قرار می کند.دلم می خواهد بروم ظهیرالدوله ...«کلاغ های منفرد انزوا» قار قار کنند و عمق سکوت را بشکافند.شاید دلتنگی ام آرام گیرد. کاش باران می بارید.کاش هوا ابری بود.هوای دلم که امروز پاک ابری است.الان تازه رسیده ام به روزنامه .انگار دنبال بهانه می گردم که سفره بغضم را بگشایم
چقدر پرنده های شعر فروغ خوب اند:
پرنده گفت : چه بويی چه آفتابی
آه بهار آمده است
و من به جستجوی جفت خويش خواهم رفت
پرنده از لب ايوان پريد
مثل پيامی پريد و رفت
پرنده‌ی کوچک
پرنده فکر نمی‌کرد
پرنده روزنامه نمی‌خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمی‌شناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغ‌های خطر
در ارتفاع بی‌خبری می‌پريد
و لحظه‌های آبی را
ديوانه‌وار تجربه می‌کرد
پرنده آه فقط يک پرنده بود


Comments

الان دیگه برای شما خطرناکه که تو حال و هوای فروغ باشین، باور کنید!

salam.....khobi....foroogh,,,yadegare zane irani az dard o feraagh o eshgh........
axe paeein ro har joori fekr mikonam nemitoonam befhamam ke chetor yek pedar bar sare farzandesh chenin balaye mitoone biare

!با نظر یک همکار قدیمی موافقم

به نظر من برعکس همکارهای قدیمی تون اتفاقا حال و هوای فروغ خیلی هم به شما میاد.قبل از اینکه این پست را هم بفرستی همیشه حالت حرف زدن و نگاهت به مسائل من را به یاد فروغ می انداخت.حالا نمی دانم این دوستاتون چرا می گن خطرناکه؟

خانم حیدری شما از کار در اعتماد ملی راضی هستید؟

فهيمه عزيزم روزگار با ما نمي سازد اما ما همچنان در حال جنگيدنيم...

منم خیلی دلم می خواد برم ظهیرالدوله، اما همراهی نداشتم!

Post a comment

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)