June 23, 2009

برابری از خیابان های شهر آغاز می شود

حوصله بلاگیدن نیست این روزها، کار کردن و نوشتن در روزنامه و مجله اما به هر حال اجباری است.چه حالت خوش باشد و چه ناخوش، چه حوصله داشته باشی و چه نه، کار هست.همیشه هست و مثل مشروطه خدابیامرز تعطیل بردار نیست.گفتم حالا که اعصاب اینجا نوشتن موجود نیست، یادداشتی که امروز در صفحه ام در اعتماد ملی منتشر شده بگذارم.محسن احمدی، همکار خوبم از دوران طلایی مجله زنان - گزارشی نوشته در تحلیل و بررسی جایگاه زنان در مطبوعات و من هم به بهانه آن این یادداشت را نوشتم. دوست داشتید بخوانید.
این هم یادداشت : روزنامه اعتماد ملی


حكايت حضور زنان در فضاي مطبوعات هم چيزي است شبيه حكايت حضورشان در جامعه و شايد ‏حتي تابعي باشد از آن. زنان نيمي از جمعيت اين كشور را تشكيل مي‌دهند و اتفاقا - دست ‏كم در طول 30 سال گذشته - نيمه بيش‌فعال و هميشه در صحنه و باانگيزه‌تر جامعه هم ‏بوده‌اند. زنان ايراني نه تنها شاخص‌ترين و بالاترين ميزان مشاركت اجتماعي و سياسي در ‏منطقه را به نام خود ثبت كرده‌اند بلكه در مقياس‌هاي جهاني هم همچنان در كانون توجه ‏ايستاده‌اند. با وجود اين سهم زنان ايراني از امكانات سياسي و اجتماعي و فرهنگي و ‏حتي اقتصادي جامعه در طول اين سال‌ها چه بوده؟ زنان نيمه فعال‌تر و پرتلاش‌تر جامعه ‏بوده‌اند و اگر بنا باشد همت و تلاش انسان مدني امروز ملاك و معيار فرادستي، بهره‌مندي ‏و برخورداري‌اش قرار گيرد مي‌توان گفت بر اين اساس زنان نيمه فراتر جامعه بوده‌اند اما ‏همواره در موقعيت فرودست‌تر قرار داشته‌اند. زنان در طول اين سال‌ها نيمه تحصيلكرده‌تر ‏جامعه بوده‌اند، اما همواره نه تنها موقعيت اجتماعي و شغلي فراخور تحصيلكرده‌تر بودن ‏خود را دريافت نكرده‌اند كه ده‌ها مانع براي ادامه تحصيلات دانشگاهي داشته‌اند. زنان، ‏نيمه پرشور و فداكار توده‌اي بودند كه سال 1357 براي دستيابي به عدالت و شأن شهروندي ‏انقلاب كرد اما پس از انقلابي كه آتشش قلب‌هاي پاره پاره آنها بود از قضاوت و وزارت و ‏امور حساس و مهم ديگر كنار گذاشته شدند.

ادامه "برابری از خیابان های شهر آغاز می شود"
permalink 05:52 PM


June 14, 2009

بیانیه میرحسین موسوی

نخست وزير دوران دفاع مقدس در بيانيه جديد خود خطاب به ملت ايران تاكيد كرد: كساني كه با تخلفات بسيار نتايج غيرقابل باوري را براي انتخابات رياست جمهوري اعلام كردند اينك در صدد تثبيت آن نتايج و شروع دوره اي جديد از تاريخ كشور ما هستند. اينجانب در طول انتخابات به كرات از خطرات قانون گريزي سخن گفتم وتاكيد كردم كه چنين شيوه اي ممكن است به استبداد و ديكتاتوري بيانجامد، و امروز ملت ما در نقطه اي قرار گرفته است كه اين دورنما را لمس مي كند.
متن اين بيانيه بدين شرح است:
هموطنان عزیز
از سراسر کشور اخبار بسیاری در مورد وقوع اعتراض نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات اخیر به اینجانب می‌رسد.

اطمینان دارم که این واکنش‌ها نه به خاطر شخص من ، بلکه از سر نگرانی نسبت به روش جدیدی از زندگی سیاسی است که دارد بر کشور ما تحمیل می‌شود.
اقداماتی که در طی این چند روز شاهد آن بوده‌ایم تاکنون در جمهوری اسلامی سابقه نداشته است.
اگر مردم با اضطراب تحولات فعلی را دنبال می‌کنند به خاطر نگرانی شدیدی است که نسبت به در خطر قرار گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب خود دارند.
كساني كه با تخلفات بسيار نتايج غيرقابل باوري را براي انتخابات رياست جمهوري اعلام كردند اينك در صدد تثبيت آن نتايج و شروع دوره اي جديد از تاريخ كشور ما هستند. اينجانب در طول انتخابات به كرات از خطرات قانون گريزي سخن گفتم وتاكيد كردم كه چنين شيوه اي ممكن است به استبداد و ديكتاتوري بيانجامد، و امروز ملت ما در نقطه اي قرار گرفته است كه اين دورنما را لمس مي كند.

ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم اصل ولایت فقيه را یکی از ارکان این نظام می‌دانیم و حرکت سیاسی را در چارچوب‌های قانونی دنبال می‌کنیم.
امیدوارم روند آتی حوادث نادرست بودن این برداشت را نشان دهددر عین حال هشدار می‌دهیم که در این کشور هیچ یک از کسانی که به انقلاب اسلامی علاقه دارند چنین روندی را نخواهند پذیرفت این چیزی است که خون صدها هزار شهید ما را به مسوولیت پذیری در قبال آن فرا می‌خواند.
مردم عزیز
اینجانب امروز طی نامه‌ای تقاضای خودرا مبنی بر ابطال نتایج انتخابات اخیر به شورای نگهبان ارایه کردم و این کار را تنها راه حل برای بازگشت اعتماد عمومی و حمایت مردم از دولت می‌دانم.
توصیه موکد و مجدد این خدمتگزار شما آن است که به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد مخالفت‌های مدنی و قانونی خود را در سراسر کشور ادامه دهید.
ما از مسوولان درخواست کرده‌ایم که مجوز برگزاری یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشوربه ما داده شود تا در طی آن مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند. موافقت مسولان با این امر می‌تواند بهترین راه حل برای مهار هیجانات فعلی باشد.
از رنگ سبز که نماد معنویت و آزادی و عقلانیت دینی و مداراست و شعار الله اکبر که حاکی از ریشه‌های انقلابی ماست دست بر نداریم. این رنگ و شعاری است که همچنان وحدت بخش صفوف ملت ما و بهترین وسیله ارتباط دل‌ها و خواسته‌های ما با هم خواهد بود.
متاسفانه تلاش گسترده‌ای برای قطع تمامی امکاناتی ارتباطی ما با هم صورت می‌گیرد و به این نکته توجه نمی‌شود که قطع این مجاری تنها منجر به آن خواهد شد که واکنش‌های موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود.
اطمینان دارم که خلاقیت شما راه حل‌های ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.
به عنوان یک علاقمند به نیروی انتظامی توصیه می‌کنم از برخورد خشن با حرکت‌های خودجوش مردم خودداری کند و اجازه ندهد که اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند خدشه دار شود.
این مردم برای احقاق حقوق خود و حقوق شما در صحنه حاضر شده‌اند و برادران و خواهران شما هستند. قدرت نیروهای نظامی و انتظامی کشور ما همواره در وحدت آنها با مردم بوده است و درآینده نیز چنین خواهد بود.

permalink 07:28 PM


June 13, 2009

اين هم آخرش : احمدي‌نژاد ماند

خب اين هم پايان بازي انتخابات : محمود احمدي‌نژاد صندلي‌اش را حفظ كرد.اوضاع كمي به هم ريخته است و گروه‌هاي اصلاح‌طلب سر و صدا مي‌كنند و ستاد ميرحسين خيلي شلوغ است. اما من مي‌گويم بس است كه بس است.كار ديگري نمي‌توان كرد.اي كاش از اولش راي نمي‌داديم.احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ماند....گريه‌مون هيچ ، خنده مون هيچ ، باخته و برنده‌ مون هيچ.

فهیمه : ببخشید که الان نمی توانم جواب کامنت های شما را بدهم و متاسفم که کامنت ها دیر منتشر شد.



June 08, 2009

ديوانگي در تهران يا نگاهي به شعارهاي اين روزهاي مردم

احمدي‌نژاد و محسن رضايي دارند مناظره مي‌كنند و خب آقاي رضايي هم كه از جناح خود آقاي احمدي‌نژاد است دارد افتضاحات اين دولت را با جديت كامل به نقد مي‌كشد.اما من دلم مي‌خواهد از تجربه اين روزهايم در شهر بگويم؛ از اين شور و جنون و ديوانگي كه توي خيابان‌ها موج مي‌زند.انگار كه انقلاب است.دو- سه شب پيش با ليلي و جناب پارميدا – ماشين ليلي خانم اسمشان پارميدا است- زديم به دل شهر.رفتيم پارك‌وي و تجريش به هواي آش سيدمهدي و بعد ديگر ماندگار شديم ميان آن همه اشتياقي كه نسل ما در زندگي بسته و سرشار از ممنوعيت‌هاي خود در اين شهر خيلي خيلي كم تجربه‌اش كرده.مسئله به نظر من اين روزها فقط انتخابات نيست بلكه فرصت تاريخي‌اي است كه توليد شده براي آمدن توي شهر و حرف زدن و فرياد كشيدن.جوان‌ها هجوم آورده‌اند به شهر و دارند انرژي و اشتياق پنهان شده زير پوستشان را مي‌ريزند توي اتمسفر بي‌نظيرٍ اين روزهاي شهر.يك عده بادكنك سبز ميرحسيني گرفته‌اند دستشان و شعار مي‌دهند و يك عده با سنگ مي‌زنند بادكنك‌هاي آنها را مي‌تركانند.پسرها و دخترها ديگر فقط دستنبد و شال سبز ندارند، چراغ‌هاي سبز كه خيلي بامزه روشن و خاموش مي‌شود هم به خودشان بسته‌اند.عده‌اي پسر جوان كه يك دستگاه ليزر گذاشته بودند كنار پياده‌رو و نور سبز مي‌انداختند روي مردم و ماشين‌ها.يك عده ديگر داد مي‌زدند : « موسوي چاره كن / كاپشنشو پاره كن»… من و ليلي هم كه شم روزنامه‌نگاري‌مان گل كرده بود و با هيجان وسط اين جمعيت راه خودمان را باز مي‌كرديم.ليلي البته قهرمان‌بازي هم درآورد و به كمك دختري رفت كه برادران هواخواه «دكتر» لطف كرده و توي چشم‌هايش اسپري فوتبال زده بودند !
اما امروز واقعا چيز ديگري بود.به جرات مي‌توانم بگويم امروز دست كم 3 ميليون نفر فقط از طرفدارهاي ميرحسين توي شهر بودند و شعار مي‌دادند، حالا طرفداران بقيه بماند.اصلا جو، جو سال 57 بود.من البته آن موقع كمتر از يك سال داشته‌ام اما عكس‌هايي كه ديده‌ام و آنچه كه خوانده‌ام تصوري شبيه اين روزها را برايم از سال 57 بازسازي مي‌كند.مردم ريخته‌‌اند توي خيابان، حالا درست است به بهانه و مناسبت انتخابات اما من مي‌گويم بيشتر براي اينكه كمي داد بزنند، آزادانه نقد كنند و كمي دلشان خنك شود.به هر حال وقت خوبي است، كسي مردم را به جرم حرف زدن دستگير نمي‌كند، پس مي‌توانند بيايند توي شهر و برضد دولتي كه نمي‌خواهندش شعار بدهند؛ آن هم چه شعارهاي ظريف، بامزه‌ و خلاقانه‌اي.چند تا از شعارها را اينجا مي‌گذارم كه وقتي اين روزها تمام شد در يادمان بماند.اين يكي به نظرم خيلي خلاقانه بود:
عده‌اي از طرفداران موسوي: « بگم ؟ »
عده ديگر : بگو
باز هم : « بگم ؟ »
باز هم : بگو
حالا : « دو دو تا ؟ »
عده ديگر : «7 تا»
همان گروه : « دودوتا ؟»
عده ديگر:«10 تا، امشب مي‌شه 14 تا.»
دوباره : « دو دو تا ؟ »
دوباره : « هر چي كه دكتر بگه…»

در همين حال شهر پر بود از اتوبوس‌هاي دولتي كه طبيعتا اموال عمومي هستند و پُرند از احمدي‌نژادي‌ها. طرفداران موسوي جلو اين اتوبوس‌ها را مي‌گيرند كه : « اتوبوس كرايه / اموال بيت‌الماله» يا « احمدي كم آورده / از شهرستان آورده»، عده‌اي ديگر هم داد مي‌زنند : « نصرمن‌الله و فتح قريب/ مرگ بر اين دولت مردم‌فريب» و بعد مي‌گويند: « موسوي قهرمان / شده جومونگ ايران» !! حالا كم‌كم درباره سبزي‌كاري آقاي رئيس‌جمهور شعار مي‌دهند: « سياستو رها كن / سبزي‌فروشي واكن» و يا «رئيس‌جمهور بيكاره/ سيب‌زميني مي‌كاره» …حالا ديگر كار بالا گرفته : « بسيجي محمود رو بردارو برو» ، « مرگ بر ديكتاتور / چه شاه باشه چه دكتر» ، « هاله نور مي‌بينه / مردمو كور مي‌بينه» ، « هر كي كه بي‌سواده / با احمدي‌نژاده » ، « دكتر برو دكتر» ، « موسوي ! پرچم ايران ما رو پس بگير»… آخرش هم بازي كلاغ‌پر درمي‌گيرد : « كلاغ ؟ پر…گنجشك ؟ پر….احمدي‌نژاد؟ پر….»



June 07, 2009

يك دهگانه درباره مناظره ميرحسين و كروبي

1.اين جمله‌اي كه ميرحسين موسوي امشب گفت بايد ثبت تاريخي شود.ميرحسين گفت : « ما امروز با يك پديده شگفت‌انگيزي در كشور روبه‌رو هستيم كه توي دوربين و رو به شما مردم نگاه مي‌كند و «سياه» را «سفيد» مي‌گويد، توي دوربين نگاه مي‌كند و مي‌گويد دو دو تا نمي‌شود چهارتا ، مي‌شود شش تا....ميرحسين موسوي دست روي نقطه درستي گذاشته است و آن اصرار و ابرام در حد خودكشي براي ماندن در ساختار قدرت از سوي دولت نهم است.

2.تاكيدي كه كروبي دارد مي‌كند بر روي حقوق شهروندي به نظرم بسيار مهم و شجاعانه است.او همين الان در تلويزيون نشسته و دارد مي‌پرسد : « چرا ما بايد دراويش را حذف كنيم و آزار بدهيم ؟ » دارد مي‌گويد ما انقلاب كرده‌ايم كه همه اقوام و همه بخش‌هاي جامعه از حقوقشان برخوردار باشند نه اينكه بر سرشان بلا بياوريم.دارد تاكيد مي‌كند بر اينكه آمده‌ام از حقوق مردم دفاع كنم و لذا از زنداني سياسي ، از مطبوعات و از خانم‌ها و ديگرانديشان دفاع كرده‌ام.مهدي كروبي بار ديگر در مناظره امشب خود وعده داد كه در كابينه‌اش حتما وزير زن خواهد داشت.همه اينها خوب است، خيلي خوب است كه فضايي توليد شده كه مي‌توان نشست و درباره دولت حرف‌هاي حسابي زد و شنيد.آخر ما عادت داده شده‌ايم كه تلويزيون را كه روشن مي‌كنيم فقط مجيز دولتمردان را بشنويم و حالا اين فضا براي جامعه بسته ما به كلي تازگي دارد.

3.الان مهندس موسوي دارد درباره دهه‌هاي اول انقلاب حرف مي‌زند و راستش صداقتي در چشم‌هايش هست كه حس خوبي به آدم مي‌دهد.حرفش حرف حساب است و دارد نقد مي‌كند به عملكرد دولت در افزايش ناگهاني حقوق‌ها كه يك امر كاملا تبليغاتي است.ميرحسين دارد مي‌پرسد : « آيا يك صندلي رياست‌جمهوري آنقدر ارزش دارد كه به مردم اين همه دروغ بگوييم؟ » و خواهان شفاف‌سازي درباره مديريت خود در دوران جنگ است كه اين روزها احمدي‌نژاد خيلي مانور منفي درباره آن مي‌دهد.

4.خيلي خوب است كه آقاي كروبي و آقاي موسوي در اين مناظره هيچ كاري به هم ندارند- البته تا اين لحظه - و دارند از هر دو طرف كاملا احمدي‌نژاد را زير سوال مي‌برند و دولت و عملكردش را به چالش مي‌كشند.كروبي الان دارد از ضرورت حدود اختيارات حكومت در قانون اساسي حرف مي‌زند و همين كه موضوع تغيير قانون اساسي را مطرح مي‌كند بسيار بسيار خوب و مفيد است.كروبي گفت : « ما در شرايطي قانون اساسي را نوشتيم كه براي آن شرايط خوب بود اما الان بايد قانون اساسي تغيير كند و دخالت ‌هاي خودسرانه در حريم خصوصي افراد هم بايد پايان بگيرد.»كروبي درباره محروميت از تحصيل دانشجويان ، مميزي كتاب‌ها و وضعيت برخورد با نويسندگان و هنرمندان در كشور هم انتقاد مي‌كند.

5.مجري برنامه هم هي دارد خودش را پاره پاره مي‌كند اين وسط كه شماها داريد از كانديداي غايب حرف مي‌زنيد و او حقش محفوظ است كه بعدا جوابتان را بدهد.اين در حالي است كه تا به حال اسمي از آقاي احمدي‌نژاد در برنامه آورده نشده و حالا انگار مثلا ايشان تذكر ندهد آقاي احمدي‌نژاد روزه سكوت خواهد گرفت و انگار آقاي احمدي‌نژاد هر روز و هر لحظه در حال ترور نامزدهاي اصلاح‌طلب نيست.

6.خوب است كه بالاخره براي اولين بار در يك انتخابات موضوعات تازه‌اي هم مطرح شد از جمله آقاي كروبي كه باب مسئله حقوق شهروندي را باز كرد و يا ميرحسين كه الان دارد درباره داشتن برنامه براي جمعيت ميليوني معلولان كشور حرف مي‌زند.يا موضوع مهم « پرهيز از امنيتي كردن مدارس و آموزش و پرورش » كه خب اين هم براي اولين بار است كه در انتخابات به عنوان هدف و برنامه مطرح مي‌شود.

7.حالا آقاي كروبي دارد از آقاي موسوي انتقاد مي‌كند كه چرا ايشان در طول اين سال‌ها و به رغم محبوبيتش حاضر نشده وارد صحنه سياسي كشور شود.كروبي معتقد است اگر موسوي در اين بيست سال و به دنبال آن همه پيشنهادي كه به ايشان شده بود مي‌آمد، وضعيت كار عوض مي‌شد و شايد اصلا اين مراكز قدرت عجيب و غريب در كشور به وجود نمي‌آمد.او دارد از موسوي مي‌پرسد كه چرا خودش را در اين بيست سال هزينه نكرده است و دارد مي‌پرسد كه آيا ميرحسين براي مشكلاتي كه پيش روست كاملا آماده است؟ بعد هم دارد كمي حال مشاركت را مي‌گيرد بابت عملكردش در انتخابات كه البته در اين زمينه بايد بگويم دمش گرم :‌)

8.جواب ميرحسين هم طبيعتا اين است كه در طول همه اين سال‌ها دولت‌هايي سر كار بودند كه من كاملا تاييدشان نمي‌كردم اما نگراني هم درباره عملكردشان نداشتماما در دوره حاضر واقعا احساس خطر كردم، پس آمدم.در اين بخش موسوي حرف خوب ديگري هم زد كه در نوع خودش افشاگري بود.او گفت : « الان همان كساني سر كار هستند كه در دهه‌هاي اول انقلاب كراوات‌ها را مي‌بريدند و در دانشگاه‌ها مشكل توليد مي‌كردند كه امام فرمان هشت ماده‌اي داد كه دست و پاي اينها را جمع كنيم»

9.آخرش هم كه ديگر آقاي مهندس گل كاشت و خيلي خيلي بجا بود عصباني شدنش.واقعا چرا ميرحسين نبايد جواب حرف‌ها و دروغ‌پردازي‌هاي احمدي‌نژاد را بدهد در حالي كه او ديشب روي همان صندلي نشسته بود و داشت درباره همه چيز دروغ تحويل ملت مي‌داد؟ چرا احمدي‌نژاد حق دارد همه جا همه چيز بگويد و رقبايش از اين حق برابر نبايد برخوردار باشند؟ خوب بود وقتي كه موسوي رو به مردم گفت : « مردم اين حرف‌ها را بگذاريد كنار هم و با هم مقايسه كنيد.»

10.مردم جان، لطفا واقعا اين كار را بكنيد.



مناظره‌ ، دروغ‌پراكني و عقده‌هاي طبقاتي كه سرباز مي‌كند

من البته از شيخ مهدي كروبي با آن ميزان صراحت و جسارت انتظار بيشتري داشتم.راستش منتظر مناظره كوبنده‌تري بودم .ايشان پاسخ بعضي از دروغ‌پردازي‌هاي آقاي احمدي‌نژاد را به كلي نداد.حالا من دلم مي‌خواهد اينجا اين جواب‌ها را بگويم.

1- وقتي آقاي احمدي‌نژاد به دروغ - تاكيد مي‌كنم - به دروغ و با گرفتن چهره مظلوم در برابر دوربين اعلام مي‌كند كه روزنامه اعتماد ملي در اين چهار سال به او توهين كرده يا تهمت زده و او و دولتش هرگز واكنشي نشان نداده، خب آقاي كروبي بايد اشاره مي‌كرد به سيل جوابيه‌هايي كه دولت ايشان با هر تيتر روزنامه اعتماد ملي روانه روزنامه كرده است.هيچ دولتي به اندازه دولت آقاي احمدي‌نژاد به مطبوعات جوابيه نداده است.

2- وقتي در برابر انتقادهاي كروبي ، آقاي رئيس‌جمهور مي‌گويد ما كاري كرديم كه امريكا امروز رفتارش با ما عوض شده و ما را به رسميت مي‌شناسد، خب جواب اين وهم ايشان خيلي روشن است و آن اينكه اين رفتار امريكا نيست كه عوض شده ، بلكه اين رويس‌جمهور امريكاست كه عوض شده و مسلما روش بيان و مشي باراك اوباما با جرج بوش تفاوت اساسي دارد، همان طور كه مشي كروبي با احمدي‌نژاد در سياست خارجي متفاوت خواهد بود و هست.پس اينجا امتياز تازه‌اي به نام آقاي احمدي‌نژاد ثبت نمي‌شود.

3- در برابر آن همه كارت هاي بازي مسخره‌اي كه احمدي‌نژاد اين روزها با خودش اين ور و آن ور مي‌برد، خوب بود آقاي كروبي هم آمارهاي واقعي را ارائه مي‌كرد.مسخره نيست كه آقاي احمدي‌نژاد در برابر همه واقعيات موجود و محسوس و غيرقابل انكار، آمارهايي ارائه مي‌دهد كه شما با خودتان فكر مي‌كنيد اينجا مملكت گل و بلبل است ؟ خب اين هم بخشي از همان عوام‌فريبي‌هاي آقاي رئيس‌جمهور است.

******
چند تا نكته هم آقاي كروبي گفت كه به نظرم از همان جسارت و شهامت هميشگي اش ريشه مي‌گرفت.مثلا تشري كه به صدا و سيما زد كه :« شما چرا ين قدر خائف‌ايد؟ » يا اينكه « در جمهوريت اين همه محدوديت قائل شده‌ايم و اينكه چرا مجري قانون كه همان رئيس‌جمهور باشد نسبت به ردصلاحيت شدن 2000 نفر هيچ واكنشي نشان نداد.» خوب هم بود كه به « پول نفت و پول تراكم » اشاره كرد.آنجا هم كه آقاي احمدي‌نژاد داشت بابت انتشار نام همسرش در روزنامه اعتماد ملي سخن‌فرسايي مي‌كرد، واكنش آقاي كروبي و استفهام انكاري‌اي كه طرح كرد خيلي خوب بود.كروبي پرسيد : « شما عكس همسر آقاي موسوي را گرفتيد در برابرشان و .....خب يعني فقط شما با يد به همه هر چه دلتان خواست بگوييد؟ »
*******
از همه مهم‌تر اينكه حالم به هم مي‌خورد از اين همه نفرتي كه در اين كشور دارند از ثروت و داشتن پول و امكانات و رفاه ، توليد و بازتوليد مي‌كنند.خوب كروبي يا هر كس ديگري پولدار است، باشد.اينكه اشكال او نيست.چه كسي گفته داشتن پول و ثروت نقص و اشكال است كه حالا اين آقا هر شب به قول خودش يك افشاگري مالي مي‌كند و مردم هم حالش را مي‌برند ؟ آيا داشتن پول الزاما به معناي فساد است؟ حلقه‌هاي اقتصادي و لابيرنت‌هاي ثروت و قدرت در همه جهان وجود دارند و اصلا گروه‌هاي لابي، از جمله مهم‌ترين ابزارهاي سياسي هستند.مسئله اين نيست ، مسئله فسادي است كه ممكن است اين حلقه‌هاي قدرت به وجود بياورند و پرسش اينجاست كه چطور مي‌توان جلو اين فساد را گرفت ؟ روشن است كه با نظارت مستمر و آزادي فعاليت نهادهاي مدني و اطلاع‌رساني و گزارش‌خواهي آزاد و شفاف كه خب همه اينها چيزهايي است كه دولت نهم همواره از آن فرار كرده است. پس صرف پول داشتن ، شايد تنها براي گروهي از افراد مثل آقاي احمدي‌نژاد كه به قول آقاي كروبي ، زماني كه او پست‌هاي جدي سياسي داشت، در خوي و ماكو روزگار مي‌گذارند، توليد نفرت كند.واگرنه شما اگر عقده طبقاتي نداشته باشيد چرا بايد از ثروت بيزار باشيد و به فقر و لباس پاره افتخاره كنيد؟



June 06, 2009

قصاص براي قضاتي كه با وجود «شبهه» حكم سنگسار مي‌دهند

چندي پيش فرصتي دست داد و من توانستم در ادامه ديدارهايي كه پيش از اين با مراجع و آيات عظام داشتم، گفت‌وگويي هم داشته باشم با آيت‌الله موسوي بجنوردي كه اين روزها نامشان براي رياست قوه قضائيه هم مطرح است.در اين گفت و گو درباره همگرايي زنان و انتخابات هم حرف زديم اما بحث بيشتر بر مسائل زنان - فراتر از انتخابات - متمركز شد و البته سنگسار.درباره سنگسار و حكم‌هايي كه در اين چند سال اخير صادر شده ايشان اعلام كردند قضاتي كه با وجود شبهات موجود در پرونده حكم سنگسار داده‌اند، بايد قصاص شوند.البته روزنامه اعتماد ملي اين جمله را كه من به عنوان تيتر انتخابش كرده بودم بنا به جو موجود كمي تعديل كرد.اين صفحه‌اي است كه امروز چاپ شد و تيترش هست : قاضي كه با وجود شبهات حكم سنگسار داده بايد محاكمه شود.

مرتبط :
گفت و گو با آيت‌الله صانعي.
گفت و گو با آيت‌الله جناتي.

permalink 10:10 AM